یاد حاجی شعاعی افتادم. بنده خدا تعریف میکرد میگفت یه جلسهای رفتیم همه پشت سرش حرف زده بودن. حفاظ…
انتشار: 2026/08/08 22:42 UTCدریافت: 2026/08/10 23:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 23:55 UTC
یاد حاجی شعاعی افتادم. بنده خدا تعریف میکرد میگفت یه جلسهای رفتیم همه پشت سرش حرف زده بودن. حفاظت خواسته بودش و جلسه شروع شد نیمساعت اول همه داشتن به این میپریدن و بعد هم دیگه کمکم تا مرز کافرشدن بردنش. این حرفهاش رو با این جمله شروع کرد: اشهدانلاالهالاالله... منم مسلمونم برادرا..حالا یکی بره این بالا به عزیزان بگه که:۱/ من اگه دنبال جلب توجه و فالوورگرفتن بودم، خیلی کارهای دیگهای میشد کرد که از سال ۸۸ تا الان نکردم و نخواهم کرد.۲/ وقتی خواستی درباره کسی نظر بدی، سابقهش رو نگاه کن، اونقدری که من کف خیابون بودم و هزینه دادم، اون قدری که من کف مجازی بودم و صفحهی ۸۰ کایی و ۴۰ کایی و ۳۰ کایی از دست دادم، (که وظیفهم هم بوده و منتی سر کسی نیست) فکر نکنم تویی که اینجا داری فحاشی میکنی بهم، یک هزارمش رو تجربه کرده باشی..۳/ نظر مخالفی تو جبههی خودی میبینی به جای اینکه دهنت رو باز کنی هرچی به ذهنت میاد تف کنی بیرون، استدلال بیار، منطقی حرف بزن، اگه آدمی و بچهمذهبی و حزباللهی هستی اگه نیستی که هیچی.