بربری روغنیِ نونواییِ خیابون فرصتشیرازی دیگه مثل سابق نیست. مثل اولین باری که واسه افطار گرفتم برد…
انتشار: 2026/08/08 08:54 UTCدریافت: 2026/08/08 23:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 23:56 UTC
بربری روغنیِ نونواییِ خیابون فرصتشیرازی دیگه مثل سابق نیست. مثل اولین باری که واسه افطار گرفتم بردم دفتر خیابون شوریده و مزهی بهشت میداد. فکر میکردم اون موقعها چون با بچهها دور هم بودیم و خلیل چای میریخت و سجاد نمک میریخت و بچهها هرجا که بودن اذان خودشون رو میرسوندن دفتر جهادی، مزه میداد.دیشب دیگه روم شد از کارگرشون بپرسم. صداش رو پایین آورد گفت «مواد اولیه گرون شده.. مجبورن..که قیمت رو نبرن بالا.. آخه..» تلخندی زدم و سرِ تأیید تکون دادم.ولی کاش میشد داد زد! کاش میشد سر کوبید به شیشهی جلوی مرد که پر از فتیر و نونخرمایی و سمبوسه بود! اصلاً کاش میشد رفت ازشون شکایت کرد! میگی به چه جرمی؟! من میگم به چه حقی دارن خاطرات گذشتهی من رو ازم میگیرن!؟ چرا نمیذارن دیگه این فرصت تکرار بشه!؟ فقط یه نونه! چشم ندارن ببینن من همینقدر ساده به گذشته وصل میشم!؟ انقدر سخته؟؟ نون حلال نخوردن مگه آخه..@ir_tavabin