همهجا عکستان بود آقا. پشت شیشهی ترکخوردهی ماشینِ عراقیها، در و دیوار موکبها، سردر خانهها، ر…
انتشار: 2026/08/05 18:15 UTCدریافت: 2026/08/06 18:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 18:22 UTC
همهجا عکستان بود آقا. پشت شیشهی ترکخوردهی ماشینِ عراقیها، در و دیوار موکبها، سردر خانهها، روی پرچم علمدارها، پشت گوشی سادهی پیرمردها و پیرزنها، روی لباس خُدّام، روی کولهی خاکی زُوّار. زمین که هیچ، عراقیها اگر دستشان میرسید آسمانِ نجف به کربلا…من نمیدانم چطور باید از عراقیها تشکر کنم؟ یعنی فقط «شکراً حبیبی» کافیست؟ آخر به این مردهای سبیلکلفتِ مهربان هم «حبیبی» باید بگوییم؟ یکجوری نیست؟ حبیبی برای ظریف و لطیفها نیست؟ تهران که هستیم، میدان انقلاب به پایین «نوکرم داداش» و «چاکرم» میگویم و میدانِ ولیعصر(عج) به بالا «بزرگوارید جناب» و «سایهتون مستدام». اینجا چه باید بگویم به مردی که تمام سرمایهاش را برای زائر، زمین میزند؟ به خانوادههایی که در سال، پول کنار میگذارند و ده بیست روز، کار و زندگیشان را رها میکنند و میآیند برای مهمانها، مهماننوازی میکنند. که حاضرند گوشتِ تنشان را بِبُرند و منّت قصاب را هم بکشند ولی زائر، گرسنه از جلویشان رد نشود! اینجا اتفاقاً چشم و همچشمی هم هست! مطمئنم موکبها یک لیگِ درونموکبی دارند و مسابقه است بینشان، که هرکه میتواند بیشتر خدمت کند، که هرکه میتواند یک «آخیش» دلچسبِ بیشتر از زائر بگیرد قهرمان میشود. اگر بگویند یک گروهکِ داخلیشان هم مسئول پاکسازی سازمانیشان است و هر خادمی که کم بگذارد را بین نخلستانهای طریقالعلما سر به نیست میکنند و جسدش را میگذارند سگ و گربه بخورد یا میاندازند توی فرات، قسم حضرت عباس هم اگر نخورند، من این داستان را باور میکنم!چه بگویم؟ چطور تشکر کنم؟ ماچ و بوسه هم که کافی نیست. بغلشان هم که میکنی نهایتاً پانزده بیستثانیه بیشتر نمیشود نگه داری، خیلی گرم است به خدا. چه کنم؟ بعضی ایرانیها تعارف میزنند به عراقیها که اگر مشهد و قم آمدید در خدمتیم و بعد هم که ایران آمدند دیگر جواب نمیدهند ولی خب این هم که نشد کار. چه کنم؟ هرچه فکر میکنم نمیدانم! «خود امام حسین برایتان جبران کند» به عراقی چه میشود؟ همراه با ماچ و بوسه و بغل فراوان بعدد ما احاط به علمک.سید مصطفی موسویسفرنامه اربعین / دوازدهم@ir_tavabin