۲ . از زبالههای انسانی تغذیه کند. برای اکثریت قریببهاتفاق سگها، این تنها گزینهٔ ممکن است، چون د…
انتشار: 2026/07/23 18:44 UTCدریافت: 2026/08/16 03:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 03:41 UTC
۲ . از زبالههای انسانی تغذیه کند. برای اکثریت قریببهاتفاق سگها، این تنها گزینهٔ ممکن است، چون در هر صورت توانایی شکار را ندارند و اصلاً شکار کجا بود؟ اما زبالههای انسانی کجا هستند؟ در کنار انسانها. پس این حیوانات خواهناخواه در کنار انسانها میمانند، حتی اگر انسان برای آنها ترسناکترین موجود باشد. آنها چارهای جز این ندارند. حالا بیایید این حالت را هم در نظر بگیریم: اگر نمیخواستند کنار انسانها باشند، کجا میتوانستند باشند؟ هیچجا! مگر ما آدمها دیگر جای قابلسکونتی برای حیوانات دیگر باقی گذاشتهایم؟ حتی حیوانات وحشی هم اغلب در نتیجهٔ شرایط دشوار و طبیعت دربوداغانی که برایشان باقی گذاشتهایم، دیگر در زیستگاههای خودشان امکان بقا ندارند و به پرسه زدن در کنار زبالههای انسانی روی آوردهاند. حالا شما این سگهای دربهدر را به کجا میخواهید بفرستید؟خلاصه آنکه چه حامیان غذارسانی کنند و چه نکنند، اکثریت قریببهاتفاق حیوانات بیخانمان گزینهای جز ماندن در کنار انسانها و تغذیه از زبالههایشان ندارند. علاوه بر این، توجه کنید که حامیان حیوانات فقط غذارسانی نمیکنند. اکثریت قریببهاتفاق سگها و گربههای عقیمشده در ایران، توسط حامیان حیوانات و با پول، وقت و انرژی آنها عقیم شدهاند. علاوه بر این، حامیان حیوانات نقش مؤثری در درمان حیوانات بیمار دارند. در واقع، آنها داوطلبانه کاری را انجام میدهند که وظیفهٔ دولت است، اما دولت در انجام آن کوتاهی میکند. در واقع، بدون حامیان، تعداد این حیوانات بیخانمان بسیار بیشتر بود و نیز تعداد حیوانات بیمار. حالا آن گروهی که مخالف حضور این حیواناتاند، میگویند خب، اگر حامیان غذا نمیدادند و درمان نمیکردند، سگها بیشتر میمردند و جمعیتشان کمتر بود. حتی اگر از جنبههای اخلاقی این قضیه چشمپوشی کنیم و فقط جنبهٔ تعداد سگها را در نظر بگیریم، باز هم این فرض بههیچوجه درست نیست. زادوولد سگهای بومی بسیار زیاد است. حیوانات در حال قحطی و بیماری هم جفتگیری و زادوولد میکنند و در هر دورهٔ زایمان دهدوازده توله به دنیا میآورند که باز دو سهتایشان برای مدتی زنده میمانند و زادوولد میکنند. غذارسانی توأم با عقیمسازی، تعداد حیوانات را بهتدریج و بهصورت مؤثر و پایدار کاهش میدهد. حیوانات بیشتر عمر میکنند و سالمترند، اما هر سال ده یا بیست توله به دنیا نمیآورند تا آنها هم مدتی زجر بکشند و در حال بیماری و ضعف زادوولد کنند. بنابراین، جامعه باید بسیار سپاسگزار حامیان حیوانات باشد..سؤال ۳: پس بالاخره چاره چیست؟سگها حیوانات وحشی نیستند. حیواناتی تولیدشده توسط بشر و وابسته به انساناند و باید در کنار او و زیر چتر حمایتیاش بمانند. این بهترین گزینه برای اکوسیستم، خود سگها و خود انسانهاست. انسان مسئول سیر کردن، درمان و کنترل جمعیت سگها از طریق عقیمسازی است..سؤال ۴: اما وقتی شهرداری برای بردن سگها میآید، بعضی از حامیان حیوانات مخالفت میکنند. چرا؟در ایران، شهرداریها مسئول ساماندهی سگهای بیخانماناند. آنها بودجههای کلان برای این کار میگیرند، اما این بودجهها صرف پروژههای عقیمسازی اصولی و نگهداری و مراقبت از سگها نمیشود. کاری که بیشتر شهرداریها میکنند این است که این حیوانات دربهدر و درمانده را با خشونت از سطح شهرها و حتی حومه و بیابان جمعآوری میکنند و به سولههای جهنمی که برای این کار تدارک دیدهاند، میبرند. تعدادی از حیوانات را مستقیماً میکشند و تعدادی را در سوله زندانی میکنند تا در طول چند روز تا چند ماه، از تشنگی، گرسنگی و بیماریها بمیرند. آنها در واقع حیوانات را زجرکش میکنند. در واقع، چیزی که دولت از آن تحت عنوان «ساماندهی» نام میبرد، قتلعام سگها بهصورت مستقیم و غیرمستقیم است. هدف شهرداریها فقط پاک کردن صورتمسئله است؛ اینکه شهروندان زنگ نزنند و از حضور سگها شکایت نکنند. اغلب نه برای شهروندی که به شهرداری زنگ میزند مهم است چه بر سر حیوان میآید، نه برای شهرداری و نه برای قانونگذار و ناظر دولتی! این دقیقاً همان دلیلی است که حامیان حیوانات را بر آن میدارد تا با نیروهای شهرداری که برای جمعآوری سگها میآیند، درگیر شوند، چون دقیقاً میدانند حیوانی که اسیر میشود، برای زجرکش شدن برده میشود. حالا گروهی از مردم حامیان را شماتت میکنند که چرا نمیگذارند شهرداریها سگها را ببرند! جواب خیلی ساده است: چون وجدان دارند و وجدانشان اجازه نمیدهد در برابر شکنجه و قتل یک حیوان بیدفاع ساکت بمانند. به جای سرزنش حامیان، تلنگری به خودتان بزنید و ببینید چطور موضوعی به این دهشتناکی وجدان و انسانیت شما را جریحهدار نمیکند!.سؤال ۵: بالاخره قضیهٔ امنیت آدمها چه میشود؟



