پشتِ پرده سناریویِ ترامپ؛ چرا او به دنبالِ جنگ چهارم است؟راهبرد ترامپ در قبال ایران؛ فشار برای تغیی…
انتشار: 2026/08/01 20:50 UTCدریافت: 2026/08/09 08:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 08:55 UTC
پشتِ پرده سناریویِ ترامپ؛ چرا او به دنبالِ جنگ چهارم است؟راهبرد ترامپ در قبال ایران؛ فشار برای تغییر محاسبه، مذاکره برای تحمیل توافقراهبرد ترامپ در قبال ایران را نمیتوان صرفاً در قالب جنگ یا مذاکره تعریف کرد. این راهبرد، ترکیبی از فشار نظامی، تحریم اقتصادی و مذاکره از موضع قدرت است.هدف اصلی، آغاز یک جنگ گسترده نیست؛ هدف، ایجاد شرایطی است که ایران ناچار شود در محاسبات راهبردی خود تجدیدنظر کند.ترامپ بهدنبال «توافق از مسیر فشار» است؛ توافقی که نه بر پایه اعتماد، بلکه بر پایه تغییر توازن هزینهها شکل بگیرد.منطق ترامپ روشن است: کمترین هزینه برای آمریکا، بیشترین امتیاز از ایران.فشار برای عقبراندن، مذاکره برای تثبیت، و قدرت برای تضمین.استراتژی کاخ سفید؛ تغییر رفتار یا محدودسازی توانبه نظر میرسد واشنگتن به این جمعبندی رسیده است که بدون ایجاد یک تهدید معتبر نظامی، تهران حاضر به پذیرش محدودیتهای اساسی نخواهد شد.از این نگاه، قدرت نظامی صرفاً ابزار حمله نیست؛ ابزار ایجاد شرایط مذاکره است.قدرت نظامی، جایگزین مذاکره نیست؛ پشتوانه مذاکره است.تماسهای سیاسی و کانالهای گفتوگو همزمان با نمایش قدرت نظامی ادامه دارد، زیرا هدف آمریکا رسیدن به نقطهای است که ایران میان دو انتخاب قرار گیرد:تغییر مسیر یا افزایش هزینه.مدل احتمالی حمله؛ ضربه محدود با اثر راهبردیاگر حملهای علیه ایران انجام شود، احتمالاً با الگوهای گذشته متفاوت خواهد بود.هدف، یک جنگ طولانی و فرسایشی نیست؛ هدف، ایجاد «اختلال راهبردی» در توان پاسخ ایران است.در چنین سناریویی، تمرکز میتواند بر:زیرساختهای موشکیمراکز فرماندهی و کنترلتوان عملیاتی نیروهای وابستهبخشهایی از زیرساختهای اقتصادی و سیاسیباشد.هدف، اشغال ایران نیست؛ هدف، تغییر معادله قدرت است.جنگ احتمالی آینده، جنگ تصرف سرزمین نیست؛ جنگ کاهش توان واکنش است.پرونده هستهای؛ پایان ابهام راهبردیمسئله اصلی آمریکا فقط تعداد سانتریفیوژها نیست.مسئله، جلوگیری از تبدیل ظرفیت هستهای ایران به یک اهرم قدرت سیاسی و امنیتی است.واشنگتن بهدنبال آن است که ایران نه فقط فعالیت هستهای خود را محدود کند، بلکه امکان بازگشت سریع به مسیر پیشین را نیز از دست بدهد.این سیاست را میتوان «خلع توان بازگشتپذیر» نامید.مسئله آمریکا، غنیسازی امروز نیست؛ نگرانی از قدرت فرداست.جبهه منطقهای؛ مهار شبکه نفوذ ایرانپرونده ایران برای آمریکا فقط پرونده هستهای نیست.موضوع اصلی، ساختار نفوذ منطقهای تهران است.تضعیف حزبالله، فشار بر گروههای مسلح عراق، و کنترل فعالیتهای حوثیها، بخشی از یک هدف بزرگتر است:بازطراحی موازنه قدرت در خاورمیانه.آمریکا میخواهد ایران از سیاست «گسترش نفوذ از طریق نیروهای همسو» به سمت «مدیریت محدود نفوذ» حرکت کند.واشنگتن فقط بهدنبال تغییر یک پرونده نیست؛ بهدنبال تغییر رفتار یک نظام منطقهای است.ایران در برابر یک انتخاب راهبردیدر داخل ایران چند جریان اصلی وجود دارد:جریانی که معتقد است باید مسیر تقابل ادامه پیدا کند و عقبنشینی به معنای شکست است.جریانی که معتقد است باید بحران را طولانی کرد تا آمریکا هزینه بیشتری بپردازد.جریانی که بر تنشزدایی و عادیسازی روابط تأکید دارد.و جریانی که معتقد است باید بحران را مدیریت کرد تا کشور وارد جنگ گسترده نشود.اما واقعیت این است:شرایط منطقه، اقتصاد داخلی و فشارهای بینالمللی، فضای تصمیمگیری را محدودتر کرده است.نبرد اصلی؛ جنگ موشکها نیست، جنگ محاسبات استدر نهایت، رویارویی ایران و آمریکا فقط درباره موشک، تحریم یا تأسیسات هستهای نیست.این یک «نبرد محاسبات سیاسی» است.آمریکا تلاش میکند ایران به این نتیجه برسد که ادامه مسیر فعلی هزینه بیشتری دارد.ایران تلاش میکند نشان دهد فشار علیه آن بدون هزینه برای آمریکا نخواهد بود.اما پرسش نهایی این است:چه کسی زودتر محاسبه خود را تغییر میدهد؟زیرا در سیاست بینالملل، پیروز کسی نیست که فقط قدرت بیشتری دارد؛پیروز کسی است که طرف مقابل را وادار کند هزینه ادامه مسیر را بیشتر از هزینه تغییر مسیر ببیند.در این رویارویی، میدان اصلی نه فقط خاک و آسمان، بلکه ذهن تصمیمگیران است.قدرت، زمانی پیروز میشود که محاسبه طرف مقابل را تغییر دهد.t.me/hamidasefichannel2%D8%B5%D9%81%D8%AD… یوتیوبyoutube.com/@hamidasefi-mf3jo