عمو کیوان؛ مردی که از زندان عبور کرد، اما از آرمان عبور نکرد✍️ حمید آصفی بعضی آدمها را نمیتوان…
انتشار: 2026/08/13 18:55 UTCدریافت: 2026/08/13 21:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 21:52 UTC
عمو کیوان؛ مردی که از زندان عبور کرد، اما از آرمان عبور نکرد✍️ حمید آصفی بعضی آدمها را نمیتوان با شرح حال معرفی کرد. شرح حال برای کسانی است که زندگیشان را میتوان در چند تاریخ، چند عنوان، چند مسئولیت و چند سطر رزومه خلاصه کرد. اما درباره بعضی آدمها، تاریخ تولد و نام دانشگاه و تعداد سالهای زندان، فقط حاشیهاند؛ متن اصلی جای دیگری است: در شیوه زیستن.کیوان صمیمی بهبهانی از همین جنس آدمهاست؛ یا آنگونه که دوستان و نزدیکانش صدایش میکنند: عمو کیوان.این «عمو» بودن، عنوانی اداری نیست؛ نسبت خونی هم نیست. لقبی است که از جنس اعتماد است. از جنس الفت. از جنس آنکه آدمها در حضور یک انسان، احساس کنند هنوز میتوان به بخشی از شرافت جمعی این سرزمین دل بست.عمو کیوان، متولد آبادان و دانشآموخته دانشگاه صنعتی شریف، روزنامهنگار و کنشگر سیاسی و مدنی است؛ اما هیچیک از این عنوانها به تنهایی توضیح نمیدهد که چرا نام او برای چند نسل از اهل سیاست، مطبوعات و جامعه مدنی ایران با مفاهیمی چون آزادی، عدالت، زندان و مقاومت گره خورده است.او از آن نسل آدمهایی است که سیاست را نه در قاب عکسها، بلکه در هزینه دادن آموختند.نخستین بار در روزگار پهلوی زندان را تجربه کرد؛ و پس از انقلاب نیز بارها زندانی شد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، مجموع سالهای حبس او از یک دهه فراتر رفته است. این زندانی شدنها اما دو فصل جدا از یک زندگی نیست؛ دو پرده از یک نمایشنامهاند: نمایشنامه انسانی که در برابر قدرت، اصل را بر آزادی انسان گذاشت، نه بر اینکه صاحب قدرت چه کسی است.و شاید این، مهمترین نکته در فهم عمو کیوان باشد.او از آن دسته مبارزان سیاسی نیست که استبداد را فقط وقتی استبداد میداند که مخالف آرمانهای خودش باشد.معیار او، خودِ آزادی است.از همین روست که زندگی او را نمیتوان در دوگانههای ساده و وسوسهانگیز سیاست ایران جا داد: شاه یا جمهوری اسلامی، چپ یا راست، انقلاب یا ضدانقلاب. روایت زندگی او از این دوگانهها پیچیدهتر و انسانیتر است. او تجربه زیستهاش را در برابر هر دو نظام قرار داده و از دل این تجربه، بیش از پیش به آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و جامعه مدنی نزدیک شده است.زندان برای بعضیها پایان است؛ برای عمو کیوان، مدرسه بودشاید عجیب به نظر برسد، اما یکی از زیباترین جلوههای شخصیت کیوان صمیمی، نحوه نگاه او به سالهای زندان است.او پس از پایان شش سال حبس خود در سال ۱۳۹۴، نگفت این سالها از زندگیام دزدیده شد؛ بلکه بهگونهای سخن گفت که نشان میداد حتی زندان هم نتوانسته است معنای زندگی او را از او بگیرد. در همان روزهای آزادی، به احمدآباد رفت و ادای احترام به دکتر محمد مصدق را وظیفه خود دانست. همچنین گفت که دیگر ترجیح میدهد بیش از فعالیت تشکیلاتی سیاسی، در عرصه حقوق بشر و جامعه مدنی فعال باشد.این رفتار، یک جمله سیاسی ساده نیست؛ یک فلسفه زندگی است.آدمهایی هستند که زندان، آنها را خشمگینتر میکند. آدمهایی هستند که زندان، آنها را محافظهکار میکند. و اندک آدمهایی هستند که زندان، آنها را آرامتر، عمیقتر و انسانیتر میکند.عمو کیوان از دسته سوم است.او ظاهراً از زندان بیرون میآید؛ اما آنچه از زندان با خود بیرون میآورد، تلخی نیست، بلکه شناخت بیشتر انسان است.شاید به همین دلیل است که در سالهای بعد، بر «اخلاق» تأکید ویژهای کرد و آن را حلقه مفقوده حرکت دموکراسیخواهی دانست.این سخن از جانب کسی که بخش بزرگی از عمر خود را در کشاکش سیاست گذرانده، سخنی معمولی نیست.یعنی فهمیده است که دموکراسی فقط ساختار حقوقی نیست؛ فقط صندوق رأی نیست؛ فقط قانون اساسی نیست؛ و حتی فقط آزادی بیان نیست.دموکراسی، پیش از همه، تمرین اخلاق در نسبت با دیگری است.میراث او فقط مبارزه نیست؛ مطبوعات استکیوان صمیمی را باید در تاریخ مطبوعات مستقل ایران نیز خواند.مدیرمسئولی ماهنامه «نامه»، سردبیری «ایران فردا»، فعالیت در انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و حضور در نهادهای جامعه مدنی، بخش مهمی از کارنامه اوست.اما اهمیت این فعالیتها فقط در عناوین آنها نیست.مطبوعات مستقل برای عمو کیوان، ابزار شهرت نبود؛ سنگر مسئولیت بود.قلم برای او وسیلهای برای نزدیک شدن به قدرت نبود؛ وسیلهای برای پرسیدن از قدرت بود.و شاید همین باشد که چرا قلمش بارها برایش هزینه داشته است.وقتی مجله توقیف میشود، معمولاً کاغذ توقیف نشده است؛ یک صدا توقیف شده است.اما تاریخ مطبوعات ایران نشان داده است که صدا را میتوان خاموش کرد، ولی نمیتوان بهسادگی از حافظه جمعی حذف کرد.📌متن کامل را اینجا بخوانید🆔@hamidasefichannel2