زلنسکی و نتانیاهو در واشنگتن؛ آیا پرونده ایران در حال تبدیلشدن به یک مسئله مشترک است؟حالا پرسش مهم…
انتشار: 2026/07/27 12:58 UTCدریافت: 2026/08/02 21:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 21:27 UTC
زلنسکی و نتانیاهو در واشنگتن؛ آیا پرونده ایران در حال تبدیلشدن به یک مسئله مشترک است؟حالا پرسش مهمتر از خودِ حمله اوکراین به کشتیهای مرتبط با ایران این است که چرا درست در همین مقطع، زلنسکی و نتانیاهو هر دو راهی واشنگتن شدهاند؟این همزمانی بهتنهایی اثباتکننده هماهنگی میان آمریکا، اسرائیل و اوکراین نیست؛ اما از نظر سیاسی آنقدر معنادار است که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. زلنسکی با یک پرونده مشخص وارد واشنگتن میشود: جنگ روسیه و اوکراین و نقش ایران در پشتیبانی نظامی از مسکو. نتانیاهو نیز پروندهای متفاوت اما مرتبط دارد: تهدید ایران و آینده تقابل اسرائیل با تهران.در ظاهر، این دو پرونده جدا هستند؛ اما در محاسبات راهبردی آمریکا میتوانند به یکدیگر متصل شوند.نتانیاهو تلاش میکند ایران را از زاویه امنیت اسرائیل و خاورمیانه در مرکز سیاست آمریکا نگه دارد. زلنسکی نیز میخواهد ایران را از زاویه همکاری نظامی با روسیه وارد محاسبات امنیتی آمریکا و اروپا کند. حاصل این دو روایت میتواند شکلگیری یک تصویر مشترک باشد: ایران نه فقط یک قدرت منطقهای، بلکه بازیگری مؤثر در دو بحران امنیتی همزمان.اینجا احتمال هماهنگی آمریکا اهمیت پیدا میکند.آیا واشنگتن صرفاً شاهد این تحولات است یا در حال ایجاد یک چارچوب مشترک برای فشار بر تهران؟ هنوز برای پاسخ قطعی به این پرسش سند کافی نداریم. بهخصوص درباره اینکه آیا آمریکا پیشاپیش از عملیات اوکراین اطلاع داشته یا برای آن «چراغ سبز» صادر کرده است، نباید از فرضیه فراتر رفت.اما یک واقعیت راهبردی وجود دارد: تضعیف همکاری ایران و روسیه با منافع آمریکا و اوکراین همجهت است.زلنسکی میخواهد جریان پشتیبانی ایران از روسیه را محدود کند؛ آمریکا نیز از کاهش توان روسیه در جنگ اوکراین سود میبرد. اسرائیل هم از محدود شدن ظرفیت نظامی ایران استقبال میکند. بنابراین حتی بدون وجود یک فرماندهی مشترک، ممکن است میان اهداف سه طرف نوعی همپوشانی راهبردی شکل گرفته باشد.اما اینجا باید به یک نکته کلیدی توجه کرد: مطلوبترین سناریو برای واشنگتن الزاماً جنگ ایران و اوکراین یا جنگ ایران و اروپا نیست؛ بلکه ایجاد یک محیط فشار است که در آن ایران برای ادامه همکاری نظامی با روسیه هزینه بیشتری بپردازد.این سناریو برای آمریکا کمهزینهتر و در عین حال راهبردیتر است. واشنگتن میتواند بدون ورود مستقیم به یک جنگ تازه، از طریق تحریم، فشار دیپلماتیک، محدود کردن شبکههای انتقال و حمایت از اقدامات بازدارنده اوکراین، هزینه همکاری تهران و مسکو را افزایش دهد.در این چارچوب، حضور همزمان زلنسکی و نتانیاهو در واشنگتن اهمیت بیشتری پیدا میکند.اگر این دو بتوانند هرکدام از زاویه خود، ایران را در مرکز یک مسئله امنیتی بزرگتر قرار دهند، واشنگتن میتواند دو پرونده را به هم نزدیک کند: پرونده ایران ـ اسرائیل و پرونده ایران ـ روسیه.در این صورت، فشار بر ایران فقط از مسیر اسرائیل دنبال نمیشود؛ اوکراین نیز میتواند به ابزار فشار سیاسی و اقتصادی علیه شبکه همکاری تهران و مسکو تبدیل شود. در مرحله بعد، اروپا نیز میتواند وارد این معادله شود؛ نه لزوماً برای جنگ با ایران، بلکه برای تحریم مسیرهای انتقال، شرکتها، واسطهها و شبکههای مرتبط با همکاری نظامی ایران و روسیه.و این نکته بسیار مهم است: هدف احتمالی واشنگتن لزوماً جنگ با ایران نیست.جنگ مستقیم با ایران میتواند منابع آمریکا و اروپا را میان چند بحران تقسیم کند، بازار انرژی را تحت فشار قرار دهد و حتی توجه غرب را از روسیه منحرف کند. چنین وضعیتی برای اوکراین نیز مطلوب نیست؛ زیرا کییف به تمرکز منابع سیاسی، مالی و نظامی اروپا بر جنگ با روسیه نیاز دارد.بنابراین سناریوی منطقیتر، «جنگسازی» نیست؛ «فشارسازی» است.یعنی افزایش هزینه همکاری ایران با روسیه، محدود کردن شبکههای انتقال، تشدید فشار دیپلماتیک و تحریمی، و همزمان قرار دادن ایران در یک چارچوب امنیتی مشترک میان خاورمیانه و اروپا.از این زاویه، شاید مسئله اصلی این نباشد که آمریکا میخواهد ایران و اروپا را وارد جنگ کند؛ بلکه سؤال مهمتر این است که آیا واشنگتن میخواهد پرونده ایران را وارد پرونده جنگ اروپا کند؟اگر چنین روندی در حال شکلگیری باشد، ایران با یک جبهه واحد نظامی مواجه نخواهد بود، بلکه با یک شبکه فشار چندمحوری روبهرو خواهد شد: اسرائیل از جبهه خاورمیانه، اوکراین از جبهه روسیه، و آمریکا از مرکز اتصال این دو پرونده.در چنین شرایطی، حتی اگر هیچ «اتاق فرمان مشترکی» وجود نداشته باشد، همگرایی منافع میتواند نتیجهای شبیه هماهنگی ایجاد کند.t.me/hamidasefichannel2%D8%B5%D9%81%D8%AD… یوتیوبyoutube.com/@hamidasefi-mf3jo