چرا کشورهای عربی دوباره به پاکستان نگاه میکنند؟وقتی پولِ خلیج، به «عضلهٔ امنیتی» نیاز پیدا میکند✍…
انتشار: 2026/07/26 20:54 UTCدریافت: 2026/07/31 23:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:55 UTC
چرا کشورهای عربی دوباره به پاکستان نگاه میکنند؟وقتی پولِ خلیج، به «عضلهٔ امنیتی» نیاز پیدا میکند✍️ حمید آصفی یک واقعیت آرامآرام در حال تغییر شکل دادن است؛ آنقدر آرام که ممکن است در هیاهوی جنگها دیده نشود:کشورهای عربی خلیج فارس دیگر فقط به خرید سلاح فکر نمیکنند؛ آنها به خریدِ «اطمینان» فکر میکنند.سالها تصور میشد امنیت را میتوان با خرید جنگنده، سامانه پدافندی، موشک، رادار و قراردادهای میلیارددلاری ساخت. خلیج فارس به یکی از بزرگترین بازارهای تسلیحاتی جهان تبدیل شد؛ آسمانش پر از جنگنده شد، زمینش پر از سامانه دفاع هوایی و دریاهایش پر از ناو.اما یک پرسش همچنان باقی ماند:چه کسی قرار است در لحظهٔ بحران واقعاً بایستد؟اینجا پاکستان وارد قاب میشود.نه بهعنوان یک فروشنده سلاح دیگر؛بلکه بهعنوان چیزی بسیار کمیابتر:«قدرتِ انسانیِ قابلاستقرار»و این تفاوت کوچکی نیست.کشورهای عربی ثروت دارند؛ پاکستان نیروی انسانی نظامی.آنها سرمایه دارند؛ پاکستان تجربه جنگی.آنها هواپیما میخرند؛ پاکستان خلبان و ساختار عملیاتی دارد.آنها سامانههای دفاعی میسازند؛ پاکستان دهههاست با منطق جنگ واقعی، بسیج، فرماندهی، آموزش و بازدارندگی زندگی کرده است.و از همه مهمتر:پاکستان فقط یک ارتش بزرگ ندارد؛ یک قدرت هستهای است.البته این به معنای آن نیست که اسلامآباد قرار است بمب هستهای خود را در خدمت کشورهای عربی بگذارد. چنین برداشتی اغراقآمیز است.اهمیت پاکستان جای دیگری است.در جهانی که «قدرت» فقط به تعداد موشکها خلاصه نمیشود، پاکستان صاحب چیزی است که نمیتوان با پول بهسرعت خرید:اعتبار نظامیِ انباشته.این همان چیزی است که میتوان نامش را گذاشت:«سرمایهٔ رزمی»سرمایهای که در انبار نگهداری نمیشود؛در حافظه ارتشها ذخیره میشود.خلیج فارس به «بازدارندگیِ بومی» فکر میکندسالها امنیت کشورهای عربی عمدتاً بر یک فرمول بنا شده بود:پول عربی + سلاح غربی + چتر امنیتی آمریکا.اما بحرانهای سالهای اخیر یک ترک مهم در این فرمول ایجاد کردهاند.کشورهای عربی متوجه شدهاند که داشتن سلاح با توانِ جلوگیری از جنگ یکی نیست.ممکن است پیشرفتهترین جنگنده را داشته باشی، اما مسئله این باشد که:آیا خلبان تو تجربه لازم را دارد؟آیا فرماندهی مشترک داری؟آیا شبکه دفاع هوایی تو واقعاً یکپارچه است؟آیا نیروی انسانی کافی داری؟آیا جامعهات تحمل جنگ را دارد؟و از همه مهمتر:آیا دشمن باور دارد که تو واقعاً آمادهای هزینه بدهی؟اینجا مفهوم مهمی متولد میشود:«بازدارندگیِ قابلباور»بازدارندگی با نمایش سلاح ساخته نمیشود؛ با باور دشمن به اراده و توان استفاده از قدرت ساخته میشود.و پاکستان در این نقطه یک مزیت غیرعادی دارد.پاکستان؛ «ارتشِ آماده» در برابر «ثروتِ آماده»کشورهای خلیج فارس میتوانند در چند سال دهها میلیارد دلار برای دفاع هزینه کنند.اما نمیتوانند با یک چک بانکی، پنجاه سال تجربه نظامی بخرند.نمیتوانند یکشبه فرهنگ سازمانی ارتش بسازند.نمیتوانند در یک قرارداد، حافظه عملیاتی تولید کنند.نمیتوانند تجربه جنگ، آموزش، فرماندهی و نیروی انسانی را به سرعت وارد سیستم کنند.پول میتواند جنگنده بخرد؛ اما نمیتواند فوراً جنگنده را به قدرت تبدیل کند.و این شاید یکی از عمیقترین دلایل جذابیت پاکستان برای جهان عرب باشد.پاکستان چیزی دارد که در بازار جهانی دفاعی کمیاب است:«قدرتِ آماده»نه فقط سختافزار؛بلکه سختافزار + انسان + تجربه + سازمان + دکترین.اما ماجرا فقط ایران نیستاگر همهچیز را به «ترس کشورهای عربی از جمهوری اسلامی» تقلیل بدهیم، نیمی از داستان را از دست دادهایم.کشورهای عربی امروز در حال فکرکردن به یک مسئله بسیار بزرگترند:چگونه در جهانی که قدرتها دائماً در حال جابهجاییاند، خودمان صاحب قدرت مانور باشیم؟آمریکا همچنان قدرتمندترین بازیگر خارجی در امنیت خلیج است.چین شریک اقتصادی مهمی است.اروپا ظرفیتهایی دارد.ترکیه قدرت رو به رشد منطقهای است.و پاکستان میتواند یک قطعه متفاوت از این پازل باشد:قدرت نظامیِ مسلمان، غیرعرب، هستهای، نزدیک به خلیج و دارای رابطه با چند اردوگاه متخاصم.این ترکیب، پاکستان را جذاب میکند.چون پاکستان نه عربستان است، نه ایران؛نه آمریکا است، نه چین.در میان آنها ایستاده است.و گاهی ارزش یک کشور دقیقاً در همین «میان ایستادن» است.پاکستان میتواند «سپر» باشد؛ اما بهتر است «سپرِ زنده» باشداگر کشورهای عربی هوشمند باشند، پاکستان را برای جنگیدن نمیخواهند.📌متن کامل را اینجا بخوانید🆔@hamidasefichannel2