مخچهٔ قدرت؛ چرا صداوسیما در یدِ مطلقِ هستهٔ سخت تنفس میکند؟بخش اول: وقتی سانسور، «فعلِ وجود» میشو…
انتشار: 2026/07/25 19:07 UTCدریافت: 2026/07/31 23:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:55 UTC
مخچهٔ قدرت؛ چرا صداوسیما در یدِ مطلقِ هستهٔ سخت تنفس میکند؟بخش اول: وقتی سانسور، «فعلِ وجود» میشودمقدمه: وقتی سانسور، «فعلِ وجود» میشودنزاع دولت و خود جناب پزشکیان و صداوسیما بر سر حذف یک بخش از صحبت های ایشان، نه یک خطای مدیریتی و نه یک اختلاف جناحیِ زودگذر، که «زلزلهای در ژرفای آناتومی قدرت» است.در اینجا، سخن بر سر سانسور یک عبارت نیست؛ اینجا نمایشِ «دوقطبیِ تدبیر و ثبات» در کالبدِ شکاف میان نهادهای حاکمیت است.اما پرسش بنیادین این است: آیا صداوسیما صرفاً یک نهاد رسانهایِ وابسته به جریان تندرو است، یا «مُجریِ فیزیولوژیکِ ارادهٔ هستهٔ سختِ قدرت»؟برای پاسخ، باید از کلیشههای رایج عبور کرد و این نهاد را در «هندسهٔ پنهانِ قدرت» جمهوری اسلامی بازتعریف نمود؛ واقعیتی که قالیباف، رئیس مجلس، نیز در ناتوانی برابر آن اعتراف کرد و پزشکیان، اکنون، طعم تلخ آن را میچشد.۱. نظریهٔ «حافظهٔ نهادینه» در برابرِ «ارادهٔ زوالپذیرِ دولت»دولت، موجودی «دورهای» و «محکوم به افولِ طبیعی» است؛ اما صداوسیما بر اساس اصل «تداومِ سازمانیِ امنیتیافته» طراحی شده است.کلیدواژهٔ بنیادین اینجا، «ساختارِ بوروکراتیکِ خودارجاع» است.مدیران میانی و ارشدِ معاونتهای سیاسی و خبری، صرفاً «مأمورانِ تصدیق» نیستند؛ آنها «مفسرانِ خلاقِ خطمشیِ بنیادین» هستند.این لایهٔ مدیریتی، حافظهای بلندمدتتر از عمر دولتها دارد و رفتارش مبتنی بر «بازتولیدِ خودکارِ گفتمانِ مادر» است، نه ابلاغِ دستوریِ لحظهای.به عبارت دقیقتر، صداوسیما یک «ابَرسازمانِ فراقوّهای» است که با «زمانِ زیستیِ هستهٔ سخت» تنفس میکند و ارادهاش را نه از مجلس یا دولت، که از «هستهٔ متافیزیکیِ قدرت» ــ ولایت مطلقه ــ اخذ مینماید.۲. حلقهٔ گمشده: قراردادِ تأسیسیِ رسانه با نهادهای نظامی ـ امنیتیدلیل بنیادینتر آنکه صداوسیما در یدِ مطلقِ هستهٔ سخت است، به «معماریِ تأسیسی» آن بازمیگردد.این نهاد در آغازین روزهای انقلاب، نه بهمثابه یک «مؤسسهٔ عمومیِ اطلاعرسان»، که بهعنوان «قرارگاهِ فرهنگی ـ امنیتی» برای مدیریت روانیِ میدان نبرد ــ جنگ تحمیلی و انقلابهای نیابتی ــ متولد شد.هنوز هم بسیاری از اعضای شورای نظارت و هیئتهای انتصاب، سابقهای دوشادوشِ نهادهای اطلاعاتی ـ امنیتی دارند.این همذاتپنداریِ وجودی، صداوسیما را به «شاخهٔ مدنیِ دستگاهِ امنیتِ ملی» بدل کرده است؛ دستگاهی که حتی قالیباف، بهعنوان رئیس قوهٔ مقننه، در برابر آن ناتوان است، چون ریشههای آن در عمقِ نهادهای موازی با دولت، بلکه فراتر از آن، قرار گرفته است.۳. استدلالِ بنیادافکن: منطقِ «برونسپاریِ هزینهٔ سیاسی»مهمترین دلیلی که صداوسیما را به «یدِ مطلق» هستهٔ سخت پیوند میزند، کارکرد آن در «منطقِ برونسپاریِ ریسکِ سیاسی» است.هستهٔ سخت، برای حفظ «وجههٔ آرمانخواهانهٔ خویش»، نیازمند یک «پیکرگردانِ انتقادپذیر» است.دولت پزشکیان ــ یا هر دولت میانهروی دیگر ــ مأمور به «اجرای تاکتیکهای بحرانزدا»، مانند مذاکره، میشود؛ اما صداوسیما مأموریت دارد که این تاکتیک را «غیربومی، تحمیلی و نامشروع» جلوه دهد تا اگر هزینههای آن ــ تورم، تحریم یا شکست دیپلماتیک ــ بالا رفت، انگِ «انحراف» بر پیشانی دولت بماند و هستهٔ سخت، خود را «دایرةالاصلیِ آرمانها» معرفی کند.این یک استراتژیِ هوشمندانه برای «شناورسازیِ مسئولیت» است که بدون هماهنگیِ ارگانیک با بالاترین سطوح ولایت، ممکن نیست.صداوسیما در این معادله، نقش «مخزنِ اتهام» را برای دولت بازی میکند تا گوهرِ هسته، از هرگونه نقد راهبردی مصون بماند.t.me/hamidasefichannel2%D8%B5%D9%81%D8%AD… یوتیوبyoutube.com/@hamidasefi-mf3jo