دانهی گیاهان کوهستانی سیر میشوند ولی مادران ما به حداقل غذا دسترسی ندارند، ضعیف میشوند و با اولی…
انتشار: 2026/08/09 14:30 UTCدریافت: 2026/08/16 22:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 22:45 UTC
دانهی گیاهان کوهستانی سیر میشوند ولی مادران ما به حداقل غذا دسترسی ندارند، ضعیف میشوند و با اولین مشکل حیات تسلیم دیو مرگ میگردند. میشها و مادیانها صاحب دارند و مادران ما بیصاحب هستند. چوپان غذای میش خود را تأمین میکند ولی از عهده تأمین غذای همسر خود برنمیآید.» واقعاً نکتهسنجی آرشآزاد و عاریت گرفتن از فن فکاهینویسی خود چقدر با کلمات ساده سربی از گلوله می سازد. شادروان آرش افزود: «یکی از شومترین نتایج این زندگانیهای بیغذا، سستی، بیقیدی، بیحالی و افسردگی روحی و سرشکستگی اخلاقی است. غم و اندوه و سکوت و تسلیم از ثمرات این قبیل تغذیههای نارساست. قیافههای نحیف کسان و عزیزان ما را غالباً پردهای رخوت و کسالت و اندوهی عمیق فرو گرفته است. این گرسنگی مزمن و پایدار که گریبانگیر مردم محروم ماست دایماً از غرور، غیرت، شهامت و جاهطلبی آنان میکاهد و به میزان التماس، تضرع، تمنا و حقارت و جهل آنان میافزاید. شادروان آرش بیتأمل سخن میگفت. وی در حالی که کتاب فارسی و تاریخ دبستان را بالای سر گرفته و صفحه به صفحه نشان میداد فریاد میکشید: «نشان دادن تصاویر اغذیه و میوههای دهانپرکن در کتابهای درسی و نشان دادن بناهای باستانی و تاریخی به این قبیل مکتشفین شرمآور است. فقط با تاریخ کهن و... نمیتوان غرور را نگاه داشت. بین غرور و سیری و حقارت و گرسنگی ارتباطی منطقی و اجتنابناپذیر موجود است...».
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — حمید آرش آزاد
انتشار ویژه نامه شانزدهمین سالگرد درگذشت حمید آرش آزاد به مناسبت شانزدهمین سالگرد درگذشت حمید آرش آزاد شاعر و طنزنویس شهیر آذربایجان ویژه نامه ای ادبی توسط نشریه پیک بامداد منتشر شد. در این ویژه نامه آثار ادبی و اشعاری وزین از نویسندگان و شعرای آذربایجانی در بزرگداشت مقام ادبی استاد حمید آرش آزاد چاپ شده است. گفتنی است ، در شانزدهمین ویژه نامه درگذشت حمید آرش آزاد که همزمان با سالگردش چاپ و منتشر شده، نوشتهها و آثاری ازدکتر اکبر باغبان سیروس، علی فلسفی،محمد حسین احمدزاده،بهمن رضا زاده،یوسف اوغلو، کاظم رستمی از زنجان،زینال محمودی،صمد محمدزاده از عجب شیر، شاهین بدر حیدری،حسن بابایی (عجب شِئرلی)، دکتر رضا عظیم آذری، محمد مهراب، علی کریم پور، م. ع. آرش (الفبا)، مسعود شريعتي، حسين شهرك ميرزا، ائل اوغلو، سیامک آرش آزادو نویسندگان دیگر به چاپ رسیده است. خاطرنشان میشود حمید آرش آزاد متولد ۴ دی ماه ۱۳۲۷ در محله کوره باشی، کوچه باغ دربندی تبریز بود. وی فعالیت جدی روزنامهنگاری خود را از سال ۱۳۶۹ و از روزنامه فروغ آذربایجان که بعدها به مهدآزادی تغییر نام داد آغاز و بعد از همکاری با آن روزنامه وچند روزنامه دیگر، از سال ۱۳۷۹ تا هنگام فوت در سال ۱۳۸۹ با روزنامه امین همکاری داشت. حمید آرش آزاد همچنین از سال ۱۳۷۴ همکاری خود با موسسه «گل آقا» را آغاز کرد و آثار طنزآمیز خود را در قالب شعر و نثر، در هفتهنامه و ماهنامهٔ «گل آقا» و نیز «بچهها... گل آقا» به چاپ رسانده است. او یکی از «همکاران پیوسته» در گل آقا بود که همکاری بسیار جدی و دایمی داشت و آثار طنزآمیزش با نامهای چون: «گول اوْغلان»، «قزلباش»، «طوطی بالاسی»، «بچه طوطی»، «بیگلر بیگی»، «وروجک تبریزی»، «لک لک کوتوله»، «خاندایی»، «کورهباشی اوشاغی»، «آراز» و... در نشریات مختلف «گل آقا» به چاپ رسیده است. در ضمن، او نخستین کسی بود که شعرهای طنزآمیز به زبان ترکی را در «هفتهنامهٔ گل آقا» به چاپ رساند. استاد آرش آزاد همچنین با ویژه نامه طنز روزنامه اعتماد هم همکاری داشت. از آرشآزاد تا امروز، کتابهای «مفتون خاک» اثر «طالب آب آیدین»، «یاغی» اثر «یاشار کمال»، «گرگهای قانلیدره» اثر «دورسون چاملیجا» و «مسافران سیارهٔ آلفا» اثر «امیل پتایا» ترجمه و منتشر شده و علاوه بر آن وی کتاب «هوپ- هوپنامه» اثر «میرزا علیاکبر طاهرزاده- صابر» را از الفبای سیریلیک به خط رایج در ایران برگردانده و به چاپ رسانده است. از اشعار «ترکی» و «فارسی» وی نیز دو کتاب به نامهای «جیزیغیندان چیخما بالا» و «جولو- جولویه قالمادی» منتشر شده که بلافاصله در نخستین ماههای بعد از چاپ، به فروش رسید ونایاب شد. در حال حاضر نیز، دهها داستان کوتاه طنزآمیز و بیشتر از دو هزار قطعه از اشعار طنز سیاسی- اجتماعی در انتظار چاپ و انتشار قرار دارند. گفتنی است آخرین کتاب آرش آزاد به نام «اوخو آت یایین گیزلت!» در سال ۱۳۹۰ منتشر شد. وی با بسیاری از شاعران، نویسندگان و مترجمان مطرح عصر خود نیز ارتباط کاری و دوستانه داشت که از آن جمله میتوان به مرحوم یحیی شیدا، مرحوم کیومرث صابری، مرحوم عمران صلاحی و دیگران اشاره کرد. درجشنواره آذربایجانشرقی در سال ۱۳۷۷ و یک بار در جشنواره استان زنجان ۱۳۸۴، توانسته است کسب مقام اول رشته «طنز» در میان طنزپردازان استانهای زنجان، اردبیل، آذربایجانغربی، آذربایجانشرقی طی سالهای ۷۷ و ۸۴ و کسب چندین رتبه برتر مسابقات سراسری طنز، شعر، مقاله و جدول، از مهمترین افتخارات این نویسنده پرکار و بیادعا به شمار میرود. همچنین در تیرماه سال ۱۳۸۹ و در جشنواره مطبوعات و خبرگزاریهای شمالغرب کشور. حمید آرش آزاد ضمن کسب مقام نخست رشته سرمقاله این جشنواره، به پاس سالها خدمت در عرصه روزنامه نگاری، به عنوان پیشکسوت مورد تجلیل مسوولان برگزاری این جشنواره قرار گرفت. وی سرانجام و پس از قریب به ۳۵ سال فعالیت فرهنگی و هنری در بیست و سوم مردادماه سال ۸۹ در اثر بیماری دار فانی را وداع گفت.
از نظر تحصيلات عاليه نيز، «آرش» در سال 1349 در كنكور سراسري، دررشتهي «زبان و ادبيات فارسي» از دورهي روزانهي دانشگاه تبريز قبول شده كه پس از سه سال تحصيل در اين رشته، موفق به ترك تحصيل اجباري شده است. بعد در رشتهي «حقوق قضايي» از دانشگاه تهران قبول شده و بعد از دو سال اقامت در تهران، به طرزي بسيار عارفانه و پيروزمندانه، توانسته است به افتخار «سه ترمه» شدن نايل شود و به آغوش تبريز بازگردد. البته در نهايت، دورههاي شبانهي رشتهي «علوم اجتماعي» در دانشگاه تبريز به دادش رسيده و آبرويش را خريده، وگرنه…! جالب است كه با اين همه افتخارات فراوان، هميشه به فرزندانش نصيحت ميكند كه به طور مرتب در كلاسهاي مدرسه و دانشگاه حاضر بشوند، شب و روز مطالعه بكنند، خوب درس بخوانند و…! از نظر شغلي نيز، جناب «آرش» چند سالي آموزگار مقطع ابتدايي و دبير مقطع «راهنمايي تحصيلي» بود. بعد از ترك موفقيتآميز اين شغل نيز، آن اندازه كه حاجي بازاريهاي پولدار «صيغه» عوض ميكنند، جناب «آرش» هم شغل عوض كرده و شايد بتوان گفت كه از نظر تعداد و تنوع مشاغل، ركورد شكسته و در نهايت، با تحريكات، زير پا نشستنها و از راه به در كردنهاي يك رفيق ناباب، به شغل «روزنامهنگاري» رو آورد. «آرش» كار روزنامهنگاري را با روزنامهي «فروغ آزادي» آغاز كرد و بعد از همكاري با سه روزنامه و هفتهنامههاي ديگر، بالاخره به صورت يك عنصر نفوذي و مشكوك، وارد روزنامهي «امين» شد كه سالها در آنجا كار كرد و بالاخره بازنشسته شد. «آرش» كار سرودن شعر را با «غزل» آغاز كرده و در 15 سالگي خيال ميكرد كه با ساختن غزل عاشقانه، ميتواند تبديل به يك «عارف وارسته» بشود. اما مادر مرحومهاش كه خيال كرده بود پسرش عاشق دختر فلان همسايه شده، چنان تجليل و تشويقي از او به عمل ميآورد كه اين «جوجه عارف» تا زمان 28 سالگي به بعد از انداختن طوق لعنت به گردنش، ديگر مرتكب هيچ غزل عارفانهاي نميشود. «آرش آزاد» هر دو زبان تركي و فارسي، غزلهاي بسياري سروده است و در ساختن غزل به اندازهاي تسلط و استعداد داشته كه زماني كه ميخواسته سرودن غزل را كنار بگذارد و به ساختن اشعار «طنز» بپردازد، استاد بزرگ و بزرگواري همچون جناب آقاي «يحيي شيدا» به او ميگويد: «آرش! حيف است كه تو غزل را كنار بگذاري. ادامه بده. تو ميتواني در غزل معاصر آذربايجان، تبديل به يك پديدهي بزرگ و درخشان بشوي.» اما «آرش» براي هميشه به «طنز» رو ميآورد. دليلي هم كه مطرح ميكند اين است كه: «چون ديدم كه تعداد غزلسرايان خوب و بااستعداد فراوان، اما جاي طنز، خالي است، به سرودن شعرهاي ساتيريك پرداختم.» كسي هم نبود از ايشان بپرسد كه: «مگر جناب عالي مسئول پر كردن همهي جاهاي خالي هستي؟ اگر واقعاً خودت را در اين مورد مسئول ميداني، بهتر است اول جاهاي خالي در وجود خودت، از قبيل جيب، چانه و… را پر بكني و بعد به فكر جاهاي خالي ديگر باشي!»
به مناسبت شانزدهمین سالگرد در گذشت حمید آرش آزاد شاهین بدر حیدری23 مرداد ماه امسال، شانزدهمین سالگرد درگذشت حمید آرش آزاد، شاعر، طنزپرداز،مترجم و روزنامه نگار کشورمان می گذرد شانزده سال پیش در همین روزهای گرم تابستانی، مردم آذربایجان به خصوص قشر فرهنگی و هنری، در سوگ از دست دادن بزرگمردی نشستند که هم معلمی دلسوز بود و هم روزنامه نگار، شاعر، نویسنده و طنرپرداز و همچنین از بنیان گزاران طنز ترکی و نیز طنز دو زبانه (فارسی و ترکی )که در نوع خود عجیب، منحصر بفرد و جالب توجه بود. وی طنز را به معنای واقعی خود یعنی به نقد کشیدن جامعه با استفاده از بذله، وارونه سازی، خشم و نقیضه، ضعفها و تعلیمات اجتماعی با دو زبان فارسی و ترکی پیاده می کرد و از هرگونه لودگی و بیهودگی که این روزها بیشتر افراد در جامعه با آنها درگیر شده اند، به دور ماند و همواره سعی داشت دردهای جامعه را به زبان طنز بیان کند. حمید آرش آزاد که سالیانی است با القاب گول اوغلان، قزلباش، وروجک تبریزی، بیگلر بیگی، طوطی بالاسی، لک لک کوتوله، کوره باشی اوشاغی و خان دایی در مجله گل آقا و سایر نشریات قلم چرخانده و کتاب هایی چون مفتون خاک، یاغی، گرگ های قانلی دره، مسافران سیاره آلفا را ترجمه و منتشر کرده و همچنین کتاب جاودانه "هوپ هوپ نامه" را از الفبای سیریلیک به خط رایج ایرانی برگرداننده و البته چند کتاب از جمله "جیزیغیندان چیخما بالا" ، "جولویه قالمادی" و "اوخو آت یایین گیزلت" منتشر کرده، 23 مرداد 1389 مردم آذربایجان را تنها گذاشت و به ابدیت پیوست ولی نام و یادش همواره در بین مردم و در این دنیا جاودانه خواهد ماند. حمید آرش آزاد نخستین کسی بود که از سال 1373 اشعار طنزآمیز به زبان ترکی را در هفته نامه و ماهنامه "گل آقا" و همچنین "بچه ها گل آقا" با القاب متفاوت به چاپ رساند و تا آخرین لحظات عمرش با این نشریه همکاری داشت؛ وی در متن ناتمام معرفی آرش آزاد که زندگی خود را در چند صفحه ی نوشته و به دلیل آرمیدن در خاک نتوانست آن را ادامه دهد، خود را به عنوان همکاران پیوسته با گل آقا معرفی کرده است. وی در قسمتی از این زندگینامه که به صورت طنز به نگارش درآمده، آورده است: آرش آزاد یک بار در جشنواره آذربایجان شرقی، یک بار در جشنواره مطبوعات شمالغرب کشور و یک بار در جشنواره استان زنجان توانسته است مقام اول رشته طنز در میان طنزپردازان شمالغرب به خود اختصاص دهد و از این بابت تعدادی تمام سکه بهار آزادی و لوح تقدیر کسب کند. وی همچنین در بخش دیگری ادامه می دهد: چندین بار هم در مسابقات سراسری طنز، شعر، مقاله و جدول، جزو هشت نفر اول بوده که البته تهرانی ها در حق او لطف کرده و اجازه نداده اند مقام اول را به دست بیاورد. حمید آرش آزاد همچنین ادامه می دهد: در یک کلام و به طور خلاصه، آدم به این نتیجه می رسد که جناب آرش چندین و چند دفعه، "شاخ غول"، "گرز رستم" و چیزهایی از این قبیل را شکسته است که باید جریمه هایش را بپردازد که البته همیشه هم جریمه پرداخته است اما هنوز که هنوز است، کسی نمی داند که شکسته های "شاخ غول" و "گرز رستم" را در کجا پنهان کرده است! وی که همواره وقایع اجتماعی و سیاسی را به صورت طنز و شیرین بیان می کرد، گویی در این نوشته کوتاه نیز از اهالی فرهنگ و مسئولان فرهنگی به صورت نامحسوس گلایه کرده است؛ چرا که در زمان حیات این روزنامه نگار برجسته کشورمان آنچنان که باید تقدیری از جایگاه وی نشد که امیدواریم در این سالها جشنواره هایی با عنوان این شاعر آذربایجانی برگزار شود. حال با اینکه حمید آرش آزاد در جمع ما نیست ولی نوشته ها و شوخی هایش هیچ گاه از اذهان مردم خارج نمی شود که امیدواریم مسئولان فرهنگی نیز چنین شخصیت های فرهنگی را فراموش نکرده و به صورت شایسته مقام آنان را تکریم کند. گفتنی است، حمید آرش آزاد در سال 1327 در كوچهي «باغ دربندي» بدنیا آمد. محل دربند يك متري و هزار پيچ كه يك سرش به كوي «سيداسلام» و سر ديگرش به «كورهباشي» ختم ميشود كه اينها هم به ترتيب، به خيابانهاي «ملل متحد» و «منجم» مربوط ميشوند. پس خيلي هم بيربط نيست كه يكي از نامهاي مستعار خودش را «كورهباشي اوشاغي» انتخاب كرده است. «حميد آرش» در مقطع ابتدايي، پنج سال در دبستان «نوروز» در همان كورهباشي درس خوانده، كلاس ششم ابتدايي را در مدرسههاي «ويچويهاي» و «كوزهكناني» در محلهي «كوزهگر خانا اوستو» ـ ابتداي خيابان حجتي فعلي ـ گذرانده، سه سال سيكل اول متوسطه را در دبيرستان «رازي» بوده و سيكل دوم را نيز در رشتهي «ادبي» در دبيرستانهاي «ضميمهي دانشسرا» و «دهخدا» خوانده و در واقع، مانند يك مردهي مشغول ذمه، از گوري به گور ديگر فرار كرده و بالاخره يك ورقهي ديپلم در رشتهي ادبي گرفته است.
به مناسبت شانزدهمین سالگرد حمید آرش آزاد به ياد شاعر باياتي لار اگر از خوانندگان هفتهنامه گلآقا بوديد بایاتیلار را حتما ميشناسيد، نام ستونی در اين نشريه که هرهفته خوانندگان ترک زبان گلآقا را مهمان ابیاتی به زبان ترکی میکرد. گول اوغلان نام مستعار حميد آرشآزاد شاعر اين ستون بود كه اين روزها اولين سالروز درگذشتش است. به همين مناسبت يكي از همين باياتي لارها را كه در شماره 438 هفتهنامه سال 1378 چاپ شده، تقديم شما ميكنيم. روحش شاد. - آمان مطبوعات اليندهن... بو مطبوعاتي تاني دوْلدورو بدور هر ياني ايشي- گوجو بو اوْلوب تشويش ائدير اذهاني! امان از دست اين مطبوعات... اين مطبوعات را بشناس همه جا را پر كرده است كار و تلاشش اين شده تشويش اذهان ميكند! *** - چوْخ لاري بير قوماش دير خالا بيشيرهن آش دير آپارسان جهنمه دئيهلر: «اوْدون ياش دير!» خيليهايشان از يك قماش هستند آش دستپخت خاله هستند اگر به جهنم ببري ميگويند: «هيزم، تر است!» *** - ايشلري وار چوْخ عجيب حيرت ده قالير طبيب ناغيل يازماق يئرينه ائدير نشرِ اكاذيب!
به مناسبت شانزدهمین سالگرد حمید آرش آزاد آرش جان آرش جان جاندان آيريلدي جان آرش جان الامان الامان آرش جان دوستلاري فرقته دچار ائتدين عرشه چاتدي فغان آرش جان وار سنه احتياجي جامعهنين گئتمه بيرآز دايان آرش جان آيريليق اودو وروبلا يانديراجاق اورك اولماقدا قان آرش جان سنه تاي بيبديل بير طناز دوغا بيلمز زمان آرش جان ملتي آشكار گولدوردون اوز غمين چوخ نهان آرش جان درد و غم اولدو سنه ال به ياخا وصفه قاصر بيان آرش جان گؤر نئجه قاره گئيميش ايفالي هم سهند ساوالان آرش جان دنيانين ايرانين دماوندين باشين آلدي دومان آرش جان سوگوارَ ياسه باتدي مطبوعات هم قلم هم يازان آرش جان آرش اولمازسا كيم يازار سويله طنزي ساده روان آرش جان سن اؤزون تكجه هيئت تحرير فعل و كارين عيان آرش جان لاجرم بو مكاني ترك ائتدين اولموسان لامكان آرش جان ايندي تزوير و زور راحتدي خلق گوردو زيان آرش جان آرش آزاد اؤلمهييب اؤلمز تا دورور بو جهان آرش جان سخايا عمرانا سلام آپار يالقيز و ميرزادان آرش جان 25/5/89 حسين شهرك ميرزا
به مناسبت شانزدهمین سالگرد حمید آرش آزاد بيان ائتدين ائلين دردين شعرينده ساتيريك آرش مسعود شريعتي اوزون گون گورمهدين، گوردون گوني يازدين كميك آرش ائلين دردين دوشونموشدون اوزون درده بورونموشدون سوزون تأثير قويمازدي يازيدين گرليريك آرش سوزون باشدان باشا منطق اوزون قدرتلي بير مفلق(1) نه صنعتلر يئرينده ايشلهديبسن چوخ تينك آرش بو تئزليكده گلنمز ژورناليستي شعرده سن تك كي آشسين زيروهسين طنزين چوخ آشميشدين گئديك آرش بودور يولداشليقين رسمي بيزي يالقيز قويوب گئتدين؟ ايتيرديم بير جواهر تك بير ارزشيلي ايتيك، آرش مفلق: مبدع، شاعري كه سخن شگفت و عجيب بياورد.