از نظر تحصيلات عاليه نيز، «آرش» در سال 1349 در كنكور سراسري، دررشتهي «زبان و ادبيات فارسي» از دوره…
انتشار: 2026/08/09 20:59 UTCدریافت: 2026/08/16 22:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 22:45 UTC
از نظر تحصيلات عاليه نيز، «آرش» در سال 1349 در كنكور سراسري، دررشتهي «زبان و ادبيات فارسي» از دورهي روزانهي دانشگاه تبريز قبول شده كه پس از سه سال تحصيل در اين رشته، موفق به ترك تحصيل اجباري شده است. بعد در رشتهي «حقوق قضايي» از دانشگاه تهران قبول شده و بعد از دو سال اقامت در تهران، به طرزي بسيار عارفانه و پيروزمندانه، توانسته است به افتخار «سه ترمه» شدن نايل شود و به آغوش تبريز بازگردد. البته در نهايت، دورههاي شبانهي رشتهي «علوم اجتماعي» در دانشگاه تبريز به دادش رسيده و آبرويش را خريده، وگرنه…! جالب است كه با اين همه افتخارات فراوان، هميشه به فرزندانش نصيحت ميكند كه به طور مرتب در كلاسهاي مدرسه و دانشگاه حاضر بشوند، شب و روز مطالعه بكنند، خوب درس بخوانند و…! از نظر شغلي نيز، جناب «آرش» چند سالي آموزگار مقطع ابتدايي و دبير مقطع «راهنمايي تحصيلي» بود. بعد از ترك موفقيتآميز اين شغل نيز، آن اندازه كه حاجي بازاريهاي پولدار «صيغه» عوض ميكنند، جناب «آرش» هم شغل عوض كرده و شايد بتوان گفت كه از نظر تعداد و تنوع مشاغل، ركورد شكسته و در نهايت، با تحريكات، زير پا نشستنها و از راه به در كردنهاي يك رفيق ناباب، به شغل «روزنامهنگاري» رو آورد. «آرش» كار روزنامهنگاري را با روزنامهي «فروغ آزادي» آغاز كرد و بعد از همكاري با سه روزنامه و هفتهنامههاي ديگر، بالاخره به صورت يك عنصر نفوذي و مشكوك، وارد روزنامهي «امين» شد كه سالها در آنجا كار كرد و بالاخره بازنشسته شد. «آرش» كار سرودن شعر را با «غزل» آغاز كرده و در 15 سالگي خيال ميكرد كه با ساختن غزل عاشقانه، ميتواند تبديل به يك «عارف وارسته» بشود. اما مادر مرحومهاش كه خيال كرده بود پسرش عاشق دختر فلان همسايه شده، چنان تجليل و تشويقي از او به عمل ميآورد كه اين «جوجه عارف» تا زمان 28 سالگي به بعد از انداختن طوق لعنت به گردنش، ديگر مرتكب هيچ غزل عارفانهاي نميشود. «آرش آزاد» هر دو زبان تركي و فارسي، غزلهاي بسياري سروده است و در ساختن غزل به اندازهاي تسلط و استعداد داشته كه زماني كه ميخواسته سرودن غزل را كنار بگذارد و به ساختن اشعار «طنز» بپردازد، استاد بزرگ و بزرگواري همچون جناب آقاي «يحيي شيدا» به او ميگويد: «آرش! حيف است كه تو غزل را كنار بگذاري. ادامه بده. تو ميتواني در غزل معاصر آذربايجان، تبديل به يك پديدهي بزرگ و درخشان بشوي.» اما «آرش» براي هميشه به «طنز» رو ميآورد. دليلي هم كه مطرح ميكند اين است كه: «چون ديدم كه تعداد غزلسرايان خوب و بااستعداد فراوان، اما جاي طنز، خالي است، به سرودن شعرهاي ساتيريك پرداختم.» كسي هم نبود از ايشان بپرسد كه: «مگر جناب عالي مسئول پر كردن همهي جاهاي خالي هستي؟ اگر واقعاً خودت را در اين مورد مسئول ميداني، بهتر است اول جاهاي خالي در وجود خودت، از قبيل جيب، چانه و… را پر بكني و بعد به فكر جاهاي خالي ديگر باشي!»