..غزل ۱۵۱راهی بزن که آهی بر سازِ آن توان زدشعری بخوان که با او رَطلِ گران توان زدبر آستانِ جانان گر…
انتشار: 2026/08/07 08:48 UTCدریافت: 2026/08/15 04:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:08 UTC
..غزل ۱۵۱راهی بزن که آهی بر سازِ آن توان زدشعری بخوان که با او رَطلِ گران توان زدبر آستانِ جانان گر سر توان نهادنگلبانگِ سربلندی بر آسمان توان زدقَدِّ خمیدهٔ ما سهلت نماید امابر چشمِ دشمنان تیر، از این کمان توان زددر خانقه نگنجد اسرارِ عشقبازیجامِ میِ مُغانه هم با مُغان توان زددرویش را نباشد برگِ سرایِ سلطانماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زداهلِ نظر دو عالم در یک نظر ببازندعشق است و داوِ اول بر نقدِ جان توان زدگر دولتِ وصالت خواهد دری گشودنسرها بدین تَخَیُّل بر آستان توان زدعشق و شباب و رندی مجموعهٔ مراد استچون جمع شد معانی گویِ بیان توان زدشد رهزنِ سلامت زلفِ تو وین عجب نیستگر راهزن تو باشی صد کاروان توان زدحافظ به حَقِّ قرآن کز شِید و زرق بازآیباشد که گویِ عیشی در این جهان توان زد@Hafez_GoharSokhan