👈المیادین به نقل از یک منبع بلندپایه ایرانی: حادثهای که امروز در اربیل، در اقلیم کردستان عراق، رخ…
انتشار: 2026/08/17 18:05 UTCدریافت: 2026/08/17 22:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 22:37 UTC
👈المیادین به نقل از یک منبع بلندپایه ایرانی: حادثهای که امروز در اربیل، در اقلیم کردستان عراق، رخ داد، نمونه دیگری از عملیات «پرچم دروغین» است.🔴 ایران هیچ ارتباطی با حادثهای که در اربیل رخ داد ندارد و عملیاتهای ایران بهطور رسمی و صریح اعلام میشوند.🔴 هرکس به حاکمیت ایران احترام بگذارد، از احترام ایران نیز برخوردار خواهد بود.#نشریه_گیل_رخ @gilrokh3
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 52 بازدید تازه در ساعت در این نمونهنخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- اخبار الونیوز AloNews · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۵۰
- نشریه گیل رخ · تطابق دقیق — ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۴۷
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — نشریه گیل رخ
#ارسالی_شماحمله گله ای سگ ها به زن ها در کوچه یوسفی - پشت فرمانداری سابق⭕️ گیل رخ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنیدتلگرام👈t.me/gilrokh3%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%F0%… @gilrokh3
AFC تصمیمگیری درباره ورزشگاه میزبان استقلال را بر عهده گرفتبر اساس گزارشهای منتشرشده، باشگاه استقلال تهران به دلیل تأخیر در اعلام ورزشگاه موردنظر برای میزبانی دیدارهای آسیایی خود، با محدودیت جدیدی از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) مواجه شده است.طبق این گزارشها، مسئولان AFC پس از پایان مهلت اعلام ورزشگاه میزبان، اختیار انتخاب محل برگزاری مسابقات را از باشگاه استقلال سلب کرده و اعلام کردهاند که تعیین ورزشگاه بر عهده این نهاد خواهد بود.این اتفاق در حالی رخ داده است که انتخاب و معرفی بهموقع ورزشگاه میزبان، یکی از الزامات حضور تیمها در رقابتهای بینالمللی محسوب میشود و تأخیر در انجام این فرآیند میتواند تبعاتی برای باشگاهها به همراه داشته باشد.هنوز جزئیات رسمی درباره ورزشگاهی که AFC برای میزبانی استقلال در نظر خواهد گرفت، اعلام نشده است.#نشریه_گیل_رخ @gilrokh3
آزادگان سرافراز !۲۶ مرداد یادآور حضور پر صلابتتان به خاک مقدس جمهوری اسلامی است . ایستادگیتان را ارج مینهیم ، به ایثار و گذشتتان به دیده احترام مینگریم و قدوم پاکتان را گرامی میداریم . انتظارها به پایان رسید و از چشمان انبوهی از منتظرانتان ، اشک شوق جاری شد . همواره برایمان قابل احترامید .برایتان صحت و سلامتی و عاقبت بخیری آرزو میکنیم . دوستدارتان کرمدار . فرمانده پایگاه بسیج شهدای خانی کنار 🇮🇷⭕️ گیل رخ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنیدتلگرام👈t.me/gilrokh3%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%F0%… @gilrokh3
#شعر بی تو شهرم قفس است، ای همه آزادی من!غم مرا، همنفس است، ای تو همه شادی من!بی تو آوارم و بر خویش فرو ریخته امای همه سقف و ستون و همه آبادی منمنگر اینک به سکوتم که جهانی شروشورخفته در سینه ی خاموشی فریادی مننز تو، مجموعه ی آرامشم از هم پاشیدکه سرشتی است، پریشانی بنیادی منچون دراو، پنجه ی تقدیر به جز باد نکاشتغیرتوفان چه درو می کنی از وادی من؟منم و حیرت و مقصد گم و ره ظلمانیخود مگر، کوکب چشم تو شود هادی منبیستون، دفتر و تیشه، قلم و شیرین توتا چه نقشی بزند، خامه ی فرهادی من#نشریه_گیل_رخ @gilrokh3
🎥«جنوب ایران، فدای جنوب لبنان»🔹کلیپی که در ۲۴ ساعت اخیر خبر ساز شده است؛ در واقع بخش تقطیع شده ای از صحبت های انتقادی مجری صداوسیما در واکنش به دلسوزی دروغین معاندین برای ایران است🔺بخش کامل تر صحبت های مجری صداوسیما را ببینیم.⭕️ گیل رخ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنیدتلگرام👈t.me/gilrokh3%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%F0%… @gilrokh3
بدستور نادر ، سواران ایرانی دایره ای وسیع در دشت ، تشکیل دادند و از شمال و جنوب و پیش رو و پشت سر ، در آن دشت وسیع نیروهای ایلبارس خان را مانند نگینی در بر گرفته و حلقه محاصره را هر لحظه تنگ و تنگ تر کرده و پیش می آمدند ، بطوری که ازبکان و ترکمانان قادر به حمایت و پشتیبانی از یکدیگر نمی شدندسواران دشمن با همه دلاوری و قدرت شمشیرزنی و یکه سواری ، رفته رفته نیروی خود را از دست می دادند و از خستگی زیاد از پای در می آمدند و طعمه شمشیرها و تبرزین سواران ایرانی می شدند ، ایلبارس خان که شکست خود را حتمی می دید نیروهای باقیمانده خود را به بخش های کوچکتر تقسیم کرد و با توجه به فرا رسیدن شب موفق به عقب نشینی گردید و در دژ خانقاه که در آن نزدیکی بود پناه گرفت ، نادر علیرغم خستگی خود و سربازانش که از سپیده دم تا شامگاهان با دشمنی سرسخت به نبرد پرداخته بودند مانند سیلی خروشان به تعقیب ایلبارس پرداخته و در پشت خندق های پر آب دژ خانقاه اردو زدندبدستور نادر توپخانه ایران برج ها و باروها و دیواره های دژ را زیر آتش سنگین خود قرار داد ، ولی هر چه حجم آتش بیشتر میشد هیچ نشانه ای از تسلیم از سوی مدافعان دژ دیده نمی شد و هرگاه بخشی از دیوار فرو می ریخت و یا سوراخی ایجاد می شد بیدرنگ مَرَمّت و بازسازی می شد ، یکهفته گذشت تا نادر مطمئن شود گلوله باران دژ در کوتاه مدت به تنهائی ، بی حاصل است لذا دستور داد بدون اینکه مدافعان دژ مطلع شوند از چهار طرف دژ ، تونل های زیر زمینی زده شود ، نَقب زن ها (کسانیکه تونل میزنند) از زیر زمین شروع به پیشروی بسوی دژ نمودند و توپخانه از روی زمین ، روز و شب بر سر مدافعان آتش می باریدپس از چند روز ، نقب زن ها به پایه دیوارهای دژ رسیدند ، بدستور نادر صندوق های پر از باروت از چهار طرف منفجر شد که صدای مهیب و ترسناک آن سراسر دژ را لرزانید و شکافهای بزرگی از چهار طرف ایجاد شد ، ایلبارس خان و سردارانش که وضع را وخیم دیدند پرچم سفید برافراشتند و تنی چند از بزرگان خود را برای درخواست بخشایش و عفو ، به حضور نادر فرستادندنادر به نمایندگان ایلبارس خان گفت ، من با شما که ناگزیر از اجرای دستور بودید کاری ندارم ، حتی جنگاوری و دلاوری تان را نیر می ستایم و تحسین می کنم ولی ایلبارس خان نامرد و پست را که نماینده من و ابوالفیض خان را با ناجوانمردی کشته مانند سگ به بدترین وجه ، خواهم کشتنمایندگان پس از بازگشت نزد ایلبارس خان به او گفتند خود را تسلیم کن و ما را از این مخمصه نجات بده ، ایلبارس خان پیشنهاد سرداران خود را نپذیرفت و گفت من شبانه از دژ می گریزم و روز بعد همگی شما با خیال آسوده تسلیم شویدشب فرا رسید و ایلبارس خان بهمراه سی نفر فدائی خود ، سم اسبان خویش را نمد پیچ کردند و مخفیانه و بدون هیچ صدائی از راه مخفی دژ خارج و راه فرار پیش گرفتند غافل از اینکه نادر ، حساب همه چیز را کرده بود و به نگهبانان سپاه خود ، دستور آماده باش همه جانبه داده بود و ایلبارس خان و افرادش همگی در تله نادر افتادندبامداد روز بعد نادر بهمراه اسیران خود به دژ خانقاه که اینک تسلیم وی شده بود رفت و دوست و دشمن را در میدان دژ جمع کرد و گفتمن در طول زندگی ام ، سرکشان و یاغیان زیادی را به زانو درآوردم و بیشتر آنان را بخشیده ام ولی در میان آنان ، هیچکس را به نامردی و پستی ایلبارس خان خائن ندیده ام ، دست این مرد فرومایه به خون بسیاری از مردم این نواحی و هموطنان من آغشته است و اینک من او را مانند یک سگ می کشمبدستور نادر ، همه سی نفر همراهان ایلبارس خان ، در جلوی چشمان وحشت زده وی توسط دژخیم (جلاد) سر بریده شد و بی رحم ترین دژخیم ها بسوی ایلبارس خان رفت و با دشنه ای تیز ، هر دو دست ایلبارس خان را از مچ قطع کرد و پیش پای او انداخت ، سپس دستهای وی از آرنج و پس از آن از بازو قطع شد ، ایلبارس خان شروع به دادن دشنام (فحش های رکیک) به نادر کرد که ناگهان دژخیم چوبی در درون دهان وی فرو برد و زبانش را بیرون کشید و برید و جلوی پایش انداخت ، گوش و بینی و لبهای ایلبارس خان نیز با فاصله بریده شد و بدنبال آن سر از بدن وی جدا و به پای نادر انداخته شدوحشتی عظیم در دل ساکنان دژ و مدافعان پدید آمده بود ، نادر رو به آنان کرد و گفت ، هیچ گناهی بر شما نیست و همگی آزادید ، حاضرین در دژ ، نفسی به راحتی کشیدند و به خانه و کاشانه های خود بازگشتنددر این هنگام ابوالخیرخان حاکم قزاقستان که از دامنه های کوههای اورال برای یاری و پشتیبانی ایلبارس خان آمده و به نزدیکی خیوه رسیده بود پس از آگاهی از کشته شدن ایلبارس خان ، فرار را بر قرار ترجیح داد ولی پیکی به نزد نادر فرستاد و با اظهار بندگی و تعهد به دادن مالیات به دولت ایران خود را رهانید (بخوانید باج و خراج) *پایان قسمت پنجاه و پنجم*#نشریه_گیل_رخ @gilrokh3

