تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-14 09:44 UTC
- وضعیت گردآوری
- stats_ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 27 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
دو شأن جداگانهپیامبر ما محمد که درود خدا بر او باد، دو نقش بزرگ در تاريخ ایفا کرد.نقش نخست او پیامبرانه بود. او تجربهٔ عمیق معنوی خود از وحدانیت خداوند و عالم هستی و حیات اخروی و راه سعادت بشر را به صورت یک جهانبینی در قالب آیاتی معطوف به حسن رفتار و اخلاق فردی و جمعی نوع انسان ارائه کرد تا برای همیشه راهنمای رهجویان باشد.نقش دوم او رهبری سیاسی یک جامعهٔ کوچک بود که از راه یک توافق توسط مردم مدینه به او واگذار شد و از شأن پیامبرانهٔ او ماهیتی جدا داشت. محمد ۱۳ سال در زادگاه خود مکه، فقط پیامبر بود و از قوم خود اذیت و آزار بسیار دید.۱۰ سال آخر زندگانی پیامبر ما علاوه بر رسالت پیامبری، رهبری سیاسی مردم یثرب بود که به مدينه یعنی شهر یا مرکزی از مدنیت و قانونمندی در برابر توحش و بیقانونی تغییر نامش داد.پیامبر رهبر سیاسی بسیار کاردان و واقعبین و توانایی بود. به مقتضای امر سیاست به وقت لازم، قرارداد بست، جنگید، صلح کرد، بخشید، سخت گرفت، عقبنشینی کرد و به پیش رفت.رسالت پیامبری، انسان را "بدانگونه که باید باشد" خطاب قرار میدهد، اما رهبری سیاسی انسان را "بدانگونه که هست" اداره میکند.از این رو پیامهای پیامبرانهٔ محمد میراثی فراتاریخی و همیشگی است و رهبری سیاسی او تابع ماهیت متغیر و متحول شرایط روز است و همهٔ بغرنجیها و تراژدیها و انعطافپذیریهای لازمهٔ امور نسبی را با خود دارد.پیامبر ما امر سیاسی را حقیقتی از پیش مکشوف و متعین نمیبیند، آن را به شور میگذارد و از طریق مشورت با اهل مدینه تصمیم میگیرد. کسانی از باورمندان و یا بیباوران به آیین محمد توان تفکیک بین این دو نقش را ندارند و از همین رو در فهم کار سترگ او دچار بدفهمی میشوند.#احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad
راهبرد کلان امنیت ملی ایران: دفاع رو به جلو و محور مقاومت - بخش پنجمپنجمین قسمت از شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلانراهبرد امنیت ملی ایران» نوشته ولی نصر، چگونگی تکوین و پیشرفت دکترین «دفاع رو به جلو» و شکلگیری «محور مقاومت» را ارائه میکند. ولی نصر نشان میدهد که چگونه «دفاع رو به جلو» و «محور مقاومت» بر اثر نیازهای امنیتی تهران و در واکنش به اقداماتی که آمریکا در منطقه و بالاخص در عراق انجام داد پدید آمدند. نصر کماکان بر واقعیت ژئوپلتیک اقدامات ایران و روکش و ظاهر ایدئولوژیک در خدمت واقعیت ژئوپلتیک تأکید میکند. دیدن ویدیوhttps://youtu.be/7ayXpU9kHswگفتوگو با ولی نصر، نویسنده کتاب هم در لینک زیر منتشر شده است.https://youtu.be/rhvZRhvY-T4 #جنگ #اثرات_جنگ #ایران_آمریکا #ایران_اسرائیل #امنیت_ملی #راهبرد_امنیت_ملی #ولی_نصر #محمد_فاضلی #بر_لبه_تنهایی #محور_مقاومت @dirancast_official
دستکاری کردن جامعه ممنوع!محمدرضا جوادی یگانه استاد جامعهشناسی در دانشگاه تهران است و شمار زیادی از پژوهشهای اجتماعی مفصل درباره جامعه ایرانی انجام داده است. وی اعتقاد دارد که بخش زیادی از مسائل اجتماعی ایران محصول دستکاری کردن جامعه توسط حکومت است. وی حتی انقلاب اسلامی ایران سال ۱۳۵۷ را هم محصول همین دستکاری حکومت میداند. دیدن گفتوگوhttps://youtu.be/t1VMLEgrdKUایشان معتقد است اگر جامعه توسط حکومت دستکاری نشود، به تدریج نیروهای اجتماعی میتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند و جامعه به ثبات و امنیت خاص خود برسد. #جوادی_یگانه #جامعه_شناسی #هویت_اجتماعی #مسأله_حجاب #زندگی_اجتماعی@Irantalk_sn
مخاطبان عزیز آزاد،این گفتوگو میان فواد ایزدی و ناصر هادیان را نباید صرفاً مناظرهای میان نمایندگان دو جریان فکری دانست.ناصر هادیان، بهعنوان یکی از مهمترین چهرههایی که طی دههها در مذاکرات مسیر دو - Track II (غیررسمی) با آمریکا نقش داشته، و فواد ایزدی، بهعنوان یکی از مهمترین منتقدان رادیکال در بحث توافق با آمریکا، صرفا نماینده دو دیدگاه نیستند. آنها را باید ایدئولوگها و نظریهپردازان و البته فعالان دو رویکرد متضاد دانست؛ دو رویکردی که بخش مهمی از سیاست ایران در قبال آمریکا طی چند دهه گذشته در کشاکش میان آنها شکل گرفته و پیامدهای آن بر سرنوشت ایرانیان اثر گذاشته است.این گفتوگو، از بحث درباره ریشههای تخاصم ایران و آمریکا آغاز میشود و به ارزیابی علل و اهداف آمریکا از آغاز جنگ، تغییرات احتمالی در سیاست آمریکا، راهحلهای پیشنهادی برای ایران و پیامدهای هر یک از این مسیرها میپردازد. از این منظر، آنچه مقابل دوربین میبینیم، نمونهای از همان گفتوگویی است که سالها در محافل سیاستی و پشت درهای بسته جریان داشته است.این گفتوگوی ۴ ساعته، با وجود همه فراز و فرودهایش، تلاشی همدلانه است از سوی هر دو طرف برای ارائه استدلالها و شواهد لازم جهت تبیین دو نگاه و دو راهحل متفاوت.از همه متخصصان و علاقهمندان دعوت میکنیم با نقد و داوری درباره دیدگاهها و استدلالهای ارائهشده، به ادامه و توسعه این گفتوگو کمک کنند.نهایتا، این گفتوگو میتواند به سندی تاریخی از یکی از مهمترین اختلافات راهبردی در سیاست خارجی ایران در نظرگرفته شود؛ سندی که شاید در آینده امکان داوری دقیقتری درباره نتایج پیگیری یا کنار گذاشتن هر یک از این دو دیدگاه فراهم کند.🎞 فیلم کامل این گفتوگو در یوتوب آزاد:https://youtu.be/LqQ-RfN8mWQ✅ حمایت «ارزی» و «ریالی» از آزاد🆔@AzadSocial
ایران را چه کنیم؟ روش حل مسائل ایران میلاد منشیپور بیشتر به فعال اقتصاد و بنیانگذاری شرکت #تپسی شناخته شده است، اما سابقه چندین سال فعالیت در شرکتهای بینالمللی مشاوره مدیریت بزرگ را هم دارد. او در این گفتوگو توضیح میدهد که با چه روشی و بر اساس چه مراحلی میتوان مسأله ایران امروز را بررسی و طرحی برای حل مسأله ارائه کرد. دیدن گفتوگوhttps://youtu.be/7SFaiwGRq6Uمیلاد منشیپور از نبودن سازوکارهای مؤثر تصمیمگیری، فقدان اجماع، نبودن تناسب اختیار و مسئولیت، و بالاخص فقدان چشمانداز راهبردی و متعهد نبودن به بایدها و نبایدهای تحقق چشمانداز در ایران میگوید و سازوکارهای مرتبط با آنها را تشریح میکند. #میلاد_منشی_پور #مسأله_ایران #امنیت_ملی #چشم_انداز_ایران #توسعه_ایران@Irantalk_sn
دعوا درون خانوادهها #نوید_کلهرودی از رسیدن مناقشات سیاسی به درون خانوادهها میگوید. دیدن گفتوگو https://youtu.be/uTgpuFA6Iq8#نوید_کلهرودی #نسل_زد #دهه_هشتادی #دهه_هفتادی @Irantalk_sn
در مدرسه چه خبر است؟یکی از مباحثی که در گفتوگو با #نوید_کلهرودی مطرح شد، تحولات در مدرسه و آموزش است. گفتوگویی که در آن وضعیت جوانان و نوجوانان و نسبت آنها با ایران امروز بررسی شد. دیدن گفتوگو https://youtu.be/uTgpuFA6Iq8#نوید_کلهرودی #نسل_زد #دهه_هشتادی #دهه_هفتادی @Irantalk_sn
راهبرد کلان امنیت ملی ایران – بخش چهارماین چهارمین قسمت از شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلانراهبرد امنیت ملی ایران» نوشته ولی نصر است که در سال ۲۰۲۵ منتشر شده، و در آن بررسی تاریخی عمیقی درباره ریشههای شکلگیری راهبرد کلان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران انجام میدهد. دیدن ویدیوhttps://youtu.be/lDE0YFdGigsدر این قسمت از ویدیوکست دغدغه ایران، شرح ولی نصر درباره چگونگی تأثیر جنگ بر جامعه و دولت ایران، برآمدن هاشمی رفسنجانی و آیتالله سیدعلی خامنهای در سپهر سیاسی ایران بعد از جنگ، دوران #محمد_خاتمی و شکلگیری محور مقاومت را ارائه میکنیم. گفتوگو با ولی نصر، نویسنده کتاب هم در لینک زیر منتشر شده است.https://youtu.be/rhvZRhvY-T4#جنگ #اثرات_جنگ #ایران_آمریکا #ایران_اسرائیل #امنیت_ملی #راهبرد_امنیت_ملی #ولی_نصر #محمد_فاضلی #بر_لبه_تنهایی @dirancast_official
نسل جوان و جمهوری اسلامی: از نفی و انکار تا پیچیدگیجمهوری اسلامی ایران گویی در برابر نسل جدید شگفتزده شده است. کثری از نسل دهه هشتادیها و دهه نودیها، انگار از جمهوری اسلامی بریدهاند و در جهان دیگری سیر میکنند. این نسل جدید چگونه فکر میکند؟ دنیایش و آرزوهایش و ادراکش از این دنیا چیست؟ تحولات اخیر چه تغییری در رویکردهای این نسل ایجاد کرده است؟دیدن گفتوگوhttps://youtu.be/uTgpuFA6Iq8نوید کلهرودی دکتری علوم سیاسی دارد و به واسطه علائقش، معلمی، مدیریت کافه و سنش، ارتباطات خوبی با نسل جدید و جوان دارد. او در این گفتوگو ویژگیهای نسل جدید را تحلیل کرده و نسبتشان با زندگی، سیاست، ایران و نظام سیاسی را تحلیل میکند. #نوید_کلهرودی #نسل_زد #دهه_هشتادی #دهه_هفتادی @Irantalk_sn
کشف و ساخت روایتی که در دل هر پروژه وجود دارد، اما هنوز دیده و بیان نشده است!یاسرعربتلگرام @Arab_Yaserبله@Arab_Yaserجیمیلyaserarab1357@gmail.com@yaser_arab57
ایران و آمریکا: پایان راهبرد نه جنگ و نه صلحولی نصر در کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلانراهبرد امنیت ملی ایران» تلاش کرده منطق امنیتی و راهبرد ایران برای حفظ امنیت ملی در دوران جمهوری اسلامی را آشکار کند. این راهبرد بر حفظ استقلال، آمریکاستیزی و تلاش برای بیرون کردن آمریکا از خاورمیانه بر اساس اقدامات مختلف از جمله ایجاد محور مقاومت مبتنی بوده است. دیدن گفتوگوhttps://youtu.be/rhvZRhvY-T4 نصر در این گفتوگو، کاستیهای راهبرد چهلوهفت ساله جمهوری اسلامی را نشان میدهد و در ضمن معتقد است راهبرد «نه جنگ نه صلح» به پایان راه خود رسیده است. ایران دیگر نمیتواند با این راهبرد امنیت ملی خود را حفظ کند. در ضمن، رسیدن به وضعیتی پایدار و صلحآمیز در روابط با آمریکا مستلزم تغییرات و تحولات عمیق در هر دو کشور است. #ولی_نصر #امنیت_ملی #ایران_و_آمریکا #جنگ_چهل_روزه #برجام@Irantalk_sn
گفتوگویی درباره سرنوشت ایرانمحمد فاضلیمن در هفته گذشته، گفتوگویی با دکتر #فؤاد_ایزدی را در رسانه ایرانتاک منتشر کردم (https://youtu.be/1jZpqjZ7SEA). بازتاب رسانهای این گفتوگو هم زیاد بود. فؤاد ایزدی در جایگاه منتقد و مخالف برجام تا منتقد راهبرد مذاکره با آمریکا (به شرح و قیودی که در گفتوگو به صراحت گفتهاند)، خلاصه دیدگاهش این است:۱. آمریکا به دنبال توافقی که نفعی برای ایران داشته باشد نیست؛ ۲. مذاکره و دادن امتیازهای مرتبط با هستهای، تنگه هرمز یا هر موضوع دیگری اثری ندارد؛ ۳. آمریکا فقط با تهدید نابودی زیرساختهای نفت منطقه خلیج فارس به نحوی که برای چند سال قابل بازسازی نباشد، عقبنشینی میکند؛ ۴. تحریمها هرگز رفع نمیشوند و باید از طریق دیگر مسائل اقتصاد و توسعه ایران را حل کرد. فکر میکنم این خلاصهترین بیان از رادیکالترین راهبردی است که به رهبران و سیاستمداران ایران امروز پیشنهاد میشود. من در موضع نقد این دیدگاه نیستم و در طول گفتوگو هم تلاش کردم با طرح سؤالاتی، ریشه و کُنه این رویکرد را در سطح توصیف آشکار کنم. اما آن گفتوگو و رویکرد بیانشده در آن، فراتر از یک گفتوگوی رسانهای معمولی است. یک. جریان سیاسی و اندیشهای خاصی وجود دارد (که فؤاد ایزدی هم از مهمترین چهرههای آن جریان است) که این گونه میاندیشد، تجویز میکند و در مجامع سیاستگذاری و تعیین راهبردها اثرگذار است. دو. این جریان در مقدمات اندیشه و دیدگاهشان (درخصوص راهبردهای آمریکا) نکات قابل اعتنایی مطرح میکنند که حتی برخی منتقدان ایشان نیز آنها را تأیید میکنند. بنابراین نمیتوان به راحتی از کنار مقدمات بحثشان گذشت. سه. در سطح تجویز و توصیه راهبرد، خطرات عظیم (در حد خطرات تمدنی) در راهبرد تجویزی ایشان محتمل/نهفته است. البته ایشان هم بقیه دیدگاهها (خصوصاً راهبرد مبتنی بر امکانپذیری توافق از طریق مذاکره) را منتهی به همین خطر عظیم (در حد نابودی زیرساختها و عواقبش) میدانند. چهار. اردوگاههای اندیشهای اثرگذار بر تصمیم سیاستسازان و سیاستگذاران، نمیتوانند از زیر توجه کردن به چارچوب اندیشهای #فؤاد_ایزدی شانه خالی کنند، هر قدر موافق یا مخالف آن باشند. پنج. چارچوب فکری فؤاد ایزدی در این گفتوگو، در غیاب نقد دقیق و عالمانه، جذاب و قانعکننده به نظر میرسد (کافی است پانوشتهای متعدد بینندگان گفتوگو را ببینید.) نتیجهگیریتصور میکنم هر کنشگر سیاسی، تحلیلگر روابط خارجی و جنگ، حزب سیاسی یا اندیشمندی که حال و روز ایران و سرنوشت آن برایش اهمیت دارد، باید تکلیفش را با تحلیل، نقد و موضع (موافق یا مخالف) با دیدگاه مندرج در این گفتوگو (https://youtu.be/1jZpqjZ7SEA) روشن کند؛ نمیتوان آنرا نادیده گرفت. دیدگاهی که او مطرح میکند و حتماً در راهروهای تصمیمگیری حاکمیت در تهران هم مطرح شده و برای دنبال کردن آن کار میشود، چیزی نیست که بشود به سادگی از کنار آن گذشت. این دیدگاه اگر درست باشد و مؤثر، و راه نجات ایران از جنگ زیرساختی و فرومانده شدن دولت و جامعه باشد، بسی ارزشمند است؛ و اگر درست برخلافش، راهبردی منتهی به تشدید جنگ، تخریب زیرساختها و نابودی تمدنی باشد، سیاهچالهای است که برای دههها ایران را فرومیبلعد. تصور میکنم اندیشمندان، محافل سیاستگذاری و جریانهای اندیشهای با دقت این راهبرد را تجزیه و تحلیل کنند، و اگر پاسخی دارند با شفافیت و روشنی ارائه کنند. @fazeli_mohammad
بزن به سیم آخر: راهبرد پایان دادن به جنگفؤاد ایزدی بیش از دو دهه در آمریکا زندگی کرده و در زمینه دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی آمریکا هم کار کرده است. او معتقد است آمریکا در پی تغییر رفتار ایران نیست بلکه به دنبال براندازی یا تغییر ساختار درونی حکومت، به دست آوردن نفت ایران، و تضعیف کشور در سطحی است که بر منافع آمریکا تأثیرگذار نباشد. دیدن گفتوگوhttps://youtu.be/1jZpqjZ7SEA او در این گفتوگو استدلال میکند که تنها راه برای بازداشتن آمریکا از حمله به زیرساختهای ایران و رفع کردن سایه جنگ از سر ایران، بازی نکردن در زمین طراحیشده توسط آمریکا و ایفای نقش مرد دیوانه است؛ و تهدید به نابودی زیرساختهای انرژی و تولید نفت و گاز کشورهای منطقه خلیج فارس به نحوی که تا چند سال قابل بازسازی نباشند. #اقتصاد_ایران #فؤاد_ایزدی #جنگ_زیرساخت #ایران_و_آمریکا #مرد_دیوانه@Irantalk_sn
✔️ جامعه موازی و چهرههای ناشناخته✍🏻سهند ایرانمهرشخصاً تا پیش از این، نام «نیما تکیدو» را نشنیده بودم؛ هرچند او بیش از یک میلیون دنبالکننده در اینستاگرام و رقمی نزدیک به همین میزان در یوتیوب دارد. اما طول نکشید که دریافتم او اصولاً در میان افراد بزرگسال شناختهشده نیست.حالا خبر رویدادی که با هجوم ۱۵ هزار نفر از کنترل خارج شده تعجب بسیاری برانگیخته شده است.البته این تعبیر که «کسی او را نمیشناسد»، شاید ناشی از نوعی قضاوت خودبرترپندارانه باشد؛ این باور غلط که نسل بزرگسال تنها زمانی کسی را به رسمیت میشناسد که یا همنسل خودش باشد یا دغدغههایش با دغدغههای آنان همسو گردد. معمولا واکنش کلیشهای ما به چنین خبرهایی، بی هیچ تقلای ذهنی، در همین یک جمله خلاصه میشود: «دیگر نسل جدید است؛ کاری نمیشود کرد!»حال آنکه این ماجرا را نمیتوان با یک جمله ساده و تحقیرآمیز از سر گذراند که «نسل جدید سطحی شده است». آنچه رخ داده، نشانهای روشن و بیتعارف از یک دگرگونی آرام اما عمیق در ساختار مرجعیت اجتماعی است؛ تغییری که اگر نادیده گرفته شود، فهم ما از جامعه امروز بسیار ناقص و بیارزش خواهد بود.وقتی یک بلاگر با یکونیم میلیون دنبالکننده میتواند تنها با یک فراخوان، پانزده هزار نوجوان را به نقطهای مشخص بکشاند، در حالی که بسیاری از بزرگسالان حتی نام او را نشنیدهاند، این اتفاق حامل چند پیام مهم است.اولین پیام این ماجرا، شکاف نسلی در مرجعیت است به این معنا که مرجعیت دیگر از رسانه ملی، نهادهای رسمی، دانشگاه یا حتی چهرههای شناختهشدهی اجتماعی، سیاسی یا هنری دیروز نمیآید. نوجوان امروز در زیستجهان دیجیتال زندگی میکند؛ جایی که الگوریتم اینستاگرام و تیکتاک و یوتیوب برایش مرجع میسازند. ممکن است فردی برای والدین کاملا ناشناخته باشد، اما در جهان نوجوانان قدرت بسیج اجتماعی داشته باشد؛ قدرتی که نسلهای دیگر حتی از وجودش خبر ندارند چون اصولا دغدغههایش همسنگ دغدغه آنان نیست. کافی است به صفحه نیما تکیدو در اینستاگرام بروید و زاویه دید او از منظر یک نوجوان و چالشهایش با والدین یا نظام اجتماعی و فرهنگی پیرامونش را ببینید تا متوجه نزدیکی ذهنی و روحی نوجوانان با او شوید.( در محتواهای او رگه پررنگی از رویکرد سیاسی معناداری وجود ندارد).پیام دوم این رویداد، پیدایش «جوامع موازی» است. جامعه ایران دیگر یک فضای عمومی مشترک ندارد. هر نسل در شبکهای جداگانه زندگی میکند. میلیونها نوجوان در جهانی فرهنگی رفتوآمد میکنند که نسلهای دیگر تقریباً به آن راهی ندارند و به همین علت است که بسیاری از بزرگسالان با حیرت میپرسند: «این آدم اصلا کیست؟»پیام سوم این ماجرا، کمبود فضاهای هویتساز برای نوجوانان است. در جامعه ایران که امکان مشارکت اجتماعی، تفریح سازمانیافته و تجربه جمعی برای نوجوان محدود و مشمول اما و اگر است، یک گردهمایی ساده حول یک اینفلوئنسر، به فرصتی برای دیده شدن، احساس تعلق و تجربه هیجان جمعی تبدیل میشود. بسیاری از نوجوانان شاید بیش از آنکه برای دیدن بلاگر آمده باشند، برای حضور در یک «رویداد اجتماعی» آمدهاند؛ برای اینکه لحظهای از انزوای روزمره بیرون بیایند و در جمعی همسنوسال خود نفس بکشند آن هم در محیطی که سیاست یا جریانهای سیاسی در آن دست نبرند. این نوجوان البته آنقدر دقیق و سیاسی نیست که بنشیند و تحلیل کند که مبادا ماجرا سیاسی نباشد اما غریزه او این اطمینان را میدهد که وقتی دعوت به این رویداد در هیچ شبکه تلویزیونی داخلی و خارجی یا توسط فلان نهاد و موسسه نیست بلکه یکی مثل خودشان دعوتشان کرده مطمئن میشود که: «این یکی داستان نمیشود!»نکته و پیام چهارم هم اهمیت و قدرت اقتصاد توجه است. مفهوم اقتصاد توجه را نخستینبار هربرت سایمون، مطرح کرد: «وقتی اطلاعات فراوان میشود، توجه انسانها کمتر به سوی چیزها جلب میشود.» اینجاست که شبکههای اجتماعی و رسانهها برای خریدوفروش توجه انسان دست به کار میشوند و هرکس بتواند توجه بیشتری را به خود جلب کند، به قدرت اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی بیشتری دست پیدا میکند .قدرت در جامعه ایران همچون سایر نقاط جهان در حال جابهجایی است. زمانی نهادهای رسمی، رسانههای سراسری و چهرههای فرهنگی توان بسیج اجتماعی داشتند اما امروز بخشی از این قدرت به شبکههای اجتماعی و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال منتقل شده و حتی نهادهای قدرت سنتی نیز در همین فضا دنبال مخاطب میگردند.هر نخبه، سیاستگذار یا پژوهشگری که هنوز با الگوهای دهههای گذشته جامعه ایران را تحلیل میکند و میپندارد از مختصات فکری آن مطلع است یا نمایندگی مطلق آن را برعهده دارد عملا بخش بزرگی از واقعیت را نمیبیند. @sahandiranmehr
راهبرد کلان امنیت ملی ایران – بخش سوم ولی نصر در کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلانراهبرد امنیت ملی ایران» که در سال ۲۰۲۵ منتشر شده، بررسی تاریخی عمیقی درباره ریشههای شکلگیری راهبرد کلان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران انجام میدهد. این راهبرد که به روایت او بر فرسودن آمریکا در خاورمیانه و بیرون راندن آن بنا شده، پیروزیها، شکستها و هزینههایی داشته است. اما فراتر از همه اینها، در لحظه کنونی و بعد از تحمیل دو جنگ بر ایران، شناخت و بازنگری در این راهبرد، ضرورتی حیاتی است. این قسمت، به تفصیل اثرات جنگ، شکلگیری دفاع مقدس، رقابتهای سیاست داخلی و پیدایش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر راهبرد امنیت ملی ایران را تشریح میکند. دیدن ویدیوhttps://youtu.be/zsC0PdHHBBk#جنگ #اثرات_جنگ #ایران_آمریکا #ایران_اسرائیل #امنیت_ملی #راهبرد_امنیت_ملی #ولی_نصر #محمد_فاضلی #بر_لبه_تنهایی @dirancast_official
واقعیات اقتصاد ایران: اگر تحریمها بمانند!حسین درودیان، قوت و ضعفهایی برای اقتصاد ایران شناسایی میکند و بر اساس همان قوت و ضعفها هم شرایط اقتصادی ایران امروز، اثر تحریمها، و فضای سیاستگذاری اقتصادی برای برونرفت از وضع فعلی را تحلیل میکند. دیدن گفتوگوhttps://youtu.be/jvtYOB8zBLY درودیان قائل به برخی قوتها برای اقتصاد ایران هست و ناکارآمدیهای داخلی را هم مهم میداند ولی متذکر میشود که نقش تحریمها بسیار زیاد است و بدون سازوکاری که منجر به کاهش اثر تحریمها به شکل معنادار شود، بحرانها حل نخواهند شد. #اقتصاد_ایران #حسین_درودیان #صنعتی_شدن #واقع_گرایی_انتقادی #تحریم@Irantalk_sn
ساختار و کارکردهای حکمرانی به گونهای است که فقیر و غنی، ناراضی میشوند. دیدن گفتوگو https://youtu.be/jflFnLpHAJs@irantalk_sn
دکتر رحمان قهرمانپور با کانال سیاستو دیپلماسی در یوتیوب شروع به کار و تولید محتوا کرد. 👇👇https://youtu.be/jFk0X3wmEi0?si=iCG2aOXaVRagN6Dt
گریه عادل!گریه و شکوه آقای عادل فردوسیپور برساخت، باز تولید، نشر و تاثیر زیادی در جامعه ما داشت.به باور حقیر برای بسیاری از مردم، دیدن گریه عادل، دیدن استیصال انسانی بود که بخشی از زندگی و خاطراتشان با او گره خورده. اما در لایه عمیقتر، شاید دیدن دوباره یک تجربه بسیار آشنا بود. تجربه مشترکهمه آدمهایی که احساس میکنند توانایی، تخصص و انگیزه داشتهاند، اما به دلایلی بیرونی و سلیقه مدارشناس مدیرانی کم فهم وخوانشهای منعندیشان، کنار گذاشته شدهاند!عادل برای خیلیها فقط یک گزارشگر فوتبال نبود. نماد یک مسیر بود. از مهمان برنامه مسابقه هفته که پاسخاش به مرحوم نوذری شگفتانه بود تا تسلطش بر حوزه تخصصی خودش... مسیری که در آن یک فرد با دانش، تلاش و ارتباط با مردم (بدون اینکه فرزند آقایی باشد یا کیف کشی این یا آن را بکند) میتواند با تلاش و پشتکار خود، سرمایه اجتماعی بسازد! وقتی چنین فردی حذف میشود، جامعه میفهمد چیزی بیش از یک برنامه صدا و سیما را از دست داده. میفهمد این نشانهی یک بن بست تجربه شده است و وقتی او به استیصال میرسد جامعه درماندگی خودش را در آن میبیند!دلیل این همه همدلی با او این است که بسیاری از ایرانیان، بخشی از داستان زندگی خودشان را در داستان عادل میبینند؛ آدمهایی که میتوانستند اثرگذارتر باشند، اما در ساختارها و مدیریتهایی قرار گرفتند که قدر توانایی و خلاقیت را ندانسته و ایدهها و توانمندیهایشان مهجور مانده یا سرکوب شده است. برای همین است که اشکهای عادل، برای خیلیها اشک خودشان بود اشک نسلی که میخواهد روی موضع و فهم و حریت و آزادگی خودشان بمانند و برای ظرفیتهایش دیده شود، شنیده شود و روزی بالاخره باور کند که دو معیارِ توانایی و تلاش، مهمترین معیارها برای ماندن و رشد کردن در این مملکت است!@yaser_arab57
درست در لحظهای که برخی کافه تعطیل میکنند و مداخلات اجتماعی بیمنطق انجام میدهند، علی ربیعی از در هم آمیختگی بینظیر تاریخی مسائل اجتماعی و #لمنیت_ملی میگوید. دیدن گفتوگو https://youtu.be/jflFnLpHAJs@irantalk_sn
سخنی مشفقانه و از سر دردسهند ایرانمهرفضهننه، مادربزرگ مادرم، عاشق امام حسین و حضرت زینب بود. محرم هر سال تعزیهای در دهات همسایه برگزار میشد که او هم مقید بود شرکت کند. این داستان را در رمانم گزارش آخرین تابستان هم آوردهام. یکبار حین تعزیه دیده بود که شمر لعین دارد حضرت زینب را با شلاق میزند. فضهننه از سر همین عشق، پریده بود وسط تعزیه که جلوی آن ملعون را بگیرد. بازیگر مردِ حضرت زینب که دیده بود پیرزن حایل شده، از فرصت استفاده کرده بود به شمر دوتا فحش ناجور داده بود. نتیجه اینکه شمر عصبانیتر شده بود و فشارها به مادربزرگ بیشتر، و دست آخر هم فضهننه که دیده بود نمیشود هم غصهخور ماجرا باشد و هم شلاقخور شمر، در حالتی که انگار نه انگار دارد به بازیگر سبیلکلفت حرف میزند، به بازیگر حضرت زینب گفته بود: «قربون جدت، میبینی طرف سر غضبه و منم یه پیرزن لاجون، تو هم ملاحظه کن؛ ملاحظه منو نمیکنی، ملاحظه خودت رو بکن وسط این دشت برهوت!»در مثال البته که مناقشه نیست اما این خاطره را برای فهم بهتر مرادم آوردم که بگویم بسا ایرانی که چون من، وسط واقعهای که ملک و مملکت و ایران و مردمانش را لبه تیغ قرار داده است، یک عمر جور و جفا بر خودمان و زندگیمان را کنار گذاشتهایم و به جای لالایی خواندن با الگوی جذب بیشتر مخاطب در الگوریتم توهم ساز مجازی برای مخاطبی که حق دارد خشمگین و ناراضی باشد، با دهان کفکرده مینویسیم :« والله تالله! موضوع، ایران است و اگر ملک و مملکت برود، چیزی نمیماند. حکومت را میتوان نقد کرد، از آن خشمگین شد، خواست که اصلاح شود یا حتی جای خود را به نظمی دیگر بدهد؛ اما مفهوم کشور، چیزی بیش از این است. کشور فقط خطوطی بر نقشه نیست؛ رسوب قرنها خاطره، زبان، نیاکان، آداب و عادات مردم و میراث تاریخی است. دفاع از این میراث، هرگز به معنای دفاع از همه تصمیمهای یک دولت یا حکومت نیست؛ و از یک طرف باید توضیح واضحات بدهیم که آتش که درگرفت و دشمن با تیغ آخته که تاخت و جنگ که چنگ بر قلب ایران زد، تر و خشک نمیشناسد.» در عوض این دو هم از دو طرف فحش بخوریم؛ یکی رگ گردن کلفت کند که منظورت از تندرو چه بود و یکی دشنام دهد که چشم بر جفا و جور بستهای. آری، امثال من هم میتوانستند نشان «بصیرت» از قدرت و «درود به شرفت» از شارع عام بگیرند همانند آنانی که با قلم مخنث به جای تحلیلگر، آرزو فروش خلق و ندیم شبانه آنان شدهاند به سادهسازی و تملق کور تا در این بازار مکاره محبوبیت در دنیای مجاز، توجهی بگیرند یا یکسره نرد عشق با قدرت ببازند و با سرقفلی برنامههای سیما اتیکت خودی و انقلابی بگیرند، اما هر دوی اینها را به انذار تلخ و لعن و شتم به خود خریدهایم و سوز وطن و دود و درد مملکت بر سینه روا داشتهایم. اکنون نیز خطابم به دستگاه حکمرانی است که حقیقتا دیگر نمیدانم حدود و ثغور و عامل و مباشر و کاره و هیچکارهاش کیست اما به قول اخوان اگر «کسی اینجاست؟» سخنم از سر شفقت همان سخن حکیمانه فضه ننه است: این وسط اگر ملاحظه کسی را نمیکنی، ملاحظه خود کن؛ حرص درنیاور، کافه نبند، اشک فلان مجری ورزشی را درنیاورو برنامهاش را فیلتر نکن، به هر کس که نقدی دارد برچسب نزن، ببین! دست که را میبندی و زبان که را باز میکنی؟ اگر کسی از شفقت راه و چارهای نشان میدهد، بر او نتاز و با همه خلق و نه تنها آنها که تکبیر میگویند، سر ارادت بباز. اگر کسی از حقی سخن میگوید، ولو در این هنگامه که باید نگاهها متوجه دشمن باشد، بر او صبوری کن و آسان گیر که آسانت گیرند نه برای امروز که برای همیشه.خلاصه اینکه سینهسوختگان لاجون این مملکت را توانی بیش از این نیست که در چند جبهه اینطور زخم بخورند و بر ایران خائف باشند تنها به این گناه که پای آن ایستادهاند «چه به نام و چه به ننگـ،». پس هرکس در هرکجا که هست از حاکمیت تا مردم و از میدان تا خیابان و خانه، بر ایران و بر خود رحم آورد که این روزها بر جریده روزگار ثبت است و چشم داوری آیندگان را دیده به خبط و خطای همه اهل این زمانه، بسی باز.@sahandiranmehr
جهان در مسیر «بازگشت بزرگ»؟ | خلاصهای از گزارش ۲۰۲۶ مؤسسه V-Demتازهترین گزارش سال ۲۰۲۶ مؤسسه V-Dem (Varieties of Democracy) تصویری نگرانکننده از وضعیت دموکراسی در جهان ارائه میدهد. اگر بخواهیم تنها یک مفهوم را بهعنوان محور اصلی این گزارش انتخاب کنیم، آن مفهوم بدون تردید «خودکامهسازی» (Autocratization) است؛ فرایندی که در آن کشورها بهتدریج از نهادها و ارزشهای دموکراتیک فاصله گرفته و به سمت تمرکز قدرت، محدود شدن آزادیها و تضعیف نظارت بر حکومت حرکت میکنند.مهمترین یافتههای گزارش:1. دموکراسی جهانی اکنون به سطح سال ۱۹۷۸ بازگشته است؛ یعنی تقریباً تمام دستاوردهای «موج سوم دموکراتیزاسیون» که از انقلاب میخک پرتغال در سال ۱۹۷۴ آغاز شد، در حال از بین رفتن است.2. در پایان سال ۲۰۲۵، جهان دارای ۹۲ حکومت خودکامه و تنها ۸۷ حکومت دموکراتیک است.3. حدود ۷۴ درصد جمعیت جهان (نزدیک به ۶ میلیارد نفر) در حکومتهای خودکامه زندگی میکنند.4. تنها ۷ درصد جمعیت جهان در دموکراسیهای لیبرال زندگی میکنند.آزادی بیان همچنان بیش از هر مؤلفه دیگری مورد حمله قرار گرفته و در ۴۴ کشور روند آن رو به وخامت گذاشته است.5. گزارش از پدیدهای با عنوان «بازگشت بزرگ» (The Great Reversal) سخن میگوید؛ روندی که تقریباً همه شاخصهای دموکراسی را نسبت به دو دهه قبل معکوس کرده است: آزادی بیان، آزادی تشکلها، سلامت انتخابات و استقلال رسانهها همگی با افت چشمگیر مواجه شدهاند.6. سانسور رسانهها همچنان رایجترین ابزار حکومتهای خودکامه است و استفاده از شکنجه برای سرکوب مخالفان سیاسی نیز در بسیاری از کشورها رو به افزایش است.7. یکی از بخشهای مهم گزارش به ایالات متحده اختصاص دارد. نویسندگان گزارش معتقدند که در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، تمرکز قدرت در نهاد ریاستجمهوری با سرعتی بیسابقه افزایش یافته و شاخصهای دموکراسی آمریکا به پایینترین سطوح چند دهه اخیر رسیده است؛ بهگونهای که برای نخستین بار در بیش از نیم قرن، آمریکا دیگر در طبقهبندی V-Dem یک «دموکراسی لیبرال» محسوب نمیشود.چند نکته قابل تأمل:اگر کتاب «موج سوم دموکراسی» اثر ساموئل هانتینگتون را خوانده باشید، احتمالاً به یاد دارید که او از «امواج دموکراتیزاسیون» و «موجهای بازگشت» سخن میگفت. با این حال، چشماندازی که گزارش V-Dem ترسیم میکند، از یک عقبگرد مقطعی فراتر رفته و از چیزی سخن میگوید که میتوان آن را «موج جهانی خودکامهسازی» نامید؛ گویی بهجای گسترش دموکراسی، اکنون این اقتدارگرایی است که در حال جهانی شدن است.از نگاه من، این گزارش یادآور این نکته است که شکست یا عقبنشینی جنبشهای دموکراسیخواه را نمیتوان صرفاً با عوامل داخلی توضیح داد. همانگونه که ایمانوئل والرشتاین در نظریه نظام جهانی تأکید میکرد، تحولات سیاسی هر جامعه را باید در بستر ساختارهای جهانی نیز تحلیل کرد. شاید امروز، علاوه بر مطالعه جنبشهای اجتماعی در سطح ملی، باید از موجهای جهانی خودکامهسازی نیز سخن گفت؛ موجهایی که از مرزهای کشورها عبور میکنند و بر بسیاری از نظامهای سیاسی اثر میگذارند.مفهوم «بازگشت بزرگ» نیز بهنظر من یکی از مهمترین مفاهیم این گزارش است. این بازگشت، تنها یک عقبگرد آماری نیست؛ بلکه میتواند نوعی رگرسیون سیاسی باشد؛ وضعیتی که در آن جامعه بهجای تعمیق قرارداد اجتماعی، دوباره به سمت تمرکز قدرت، کاهش اعتماد عمومی، تضعیف نهادهای مدنی و افزایش خشونت سیاسی حرکت میکند. اگر چنین روندی ادامه یابد، احتمال بازتولید بحرانهایی که جهان تصور میکرد متعلق به قرن بیستم هستند، دیگر چندان دور از ذهن نخواهد بود.📄 متن کامل گزارش سال ۲۰۲۶ مؤسسه V-Dem را میتوانید از طریق فایل پیوست مطالعه کنید.منبع اصلی:https://www.v-dem.net#پچ_پچه_های_پشت_خط_نبردhttps://t.me/ni_shojaei
مسائل اجتماعی و امنیت ملی ایرانعلی ربیعی فعال کارگری، وزیر، محقق اجتماعی، روزنامهنگاری و فعال سیاسی بودن را تجربه کرده و اکنون دستیار روابط اجتماعی #مسعود_پزشکیان رئیسجمهور ایران است. ربیعی به اتکای همه این تجارب، شناخت بهروز و منسجمی از جامعه ایران دارد و در این گفتوگو #مسائل_اجتماعی ایران را تحلیل میکند. دیدن ویدیوhttps://youtu.be/jflFnLpHAJsعلی ربیعی نشان میدهد که در هیچ مقطعی از تاریخ معاصر، مسائل اجتماعی ایران به اندازه امروز با #امنیت_ملی گره نخورده بود؛ و از همینرو تحلیل مسائل اجتماعی ایران از زاویه تحولات ارزشی، تغییرات نسلی و تغییرات در جهان اقتصادی و اجتماعی جدید، برای امنیت ملی ایران بسیار اهمیت دارد. #اعتماد_اجتماعی #علی_ربیعی #امنیت_ملی #تحلیل_اجتماعی@Irantalk_sn
رحمان قهرمانپور در این گفتوگو روابط ایران و آمریکا بر محور جنگ و تفاهم اسلامآباد را تحلیل میکند.دیدن ویدیوhttps://youtu.be/SlX_NzH7h24چگونه استفاده کردن از فرصتها در دنیای بیثبات مهم است.@Irantalk_sn
پل کَسرهمحمد فاضلیبه #جنوب حمله شده و زیر بمباران است؛ اما این جنوب با یک «کسره» به ایران وصل است، یعنی «جنوبِ ایران» است. شرق، غرب و شمال هم با همان کسره به ایران وصل هستند و میشوند «شرقِ ایران»، «غربِ ایران» و «شمالِ ایران». این کسره، اصلاً یک علامت نیست، یک صدا نیست؛ این کسره صدایی به بلندا و عظمت تاریخ، و پر فراز و فرود به بزرگی و پیچیدگی جغرافیای ایران است.وقتی تاریخ طولانی و جغرافیای خاص و مهمی داری، به جنوبات حمله میشود، پرتغالی و انگلیسی و آمریکایی به جنوبات حمله میکنند؛ ولی مگر به شمال، غرب و شرقات حمله نشده است؟ روسها دههها شمالِ ایران را جولانگاه نکردند؟ اعراب و عثمانی قرنها غربِ ایران را میدان نبرد نکردند؟ مغولها و انگلیسیها شرق ایران را عرصه تاخت و تاز نکردند؟ آن کسرهی «جنوبِ ایران» که بزرگترین و نمادینترین پلی است که جنوبِ نشسته بر قلبهای ایرانیان را به جغرافیا و تاریخِ ایران وصل میکند؛ نمادینترین نماد الفبای ما هم هست. همه شرق و غرب و شمال و جنوب با آن کسرهی جادویی و پرعظمت، به ایران تاریخی و جغرافیای بزرگش میچسبد، معنا میگیرد و در حافظه تاریخ میماند. پلها سرمایههای عظیم این ملتند که با خون دل و رنج میلیونها ایرانی ساخته شدهاند، اما هر پلی هم که فروبریزد، آن پل عظیم، #پل_کسره، که جنوب را به ایران وصل میکند فرونخواهد ریخت. ساختن پل کسره، کسرهای که ایران را به جنوب و جنوب را به ایران وصل میکند، قرنها طول کشیده است؛ پلی بر فراز درهها نیست، پلی بر فراز تاریخ است. پلی که میلیونها ایرانی نسلهای گذشته و امروز و آینده را به به جنوب وصل میکند و ایران را میسازد. پل کسره، عظیمترین پلی است که همه ما را به هم وصل میکند و با هیچ بمبارانی تخریب نمیشود؛ پلی است که ورای زمان و مکان و تاریخ و جغرافیا، ایرانیان را به هم وصل میکند. جانها را دلسوز هم میسازد؛ و دردها و رنجهای مشترک ایرانیان را با هم به اشتراک میگذارد. «جنوبِ ایران»، دردت به جانمان؛ همه در رنجیم و تو در خاک و خون؛ آرزومند روزی که در صلحی پایدار، صدای خوش موسیقی بندریات را بشنویم و شادمانه، توسعه و شکوفایی، و زندگی بهتر مردمانت را جشن بگیریم. خدا حافظت باشد ای «جنوبِ ایران»؛ و خدا نگهدارت باشد ای «پل کسره».@fazeli_mohammad
🛑ناصر؛ دشمنی که نباید فرصت ساختن پیدا میکرد ۲۶ تیر ۱۴۰۵📝روزبه کردونی آنتونی ناتینگ، وزیر و دیپلمات بریتانیایی، روزی به دیوید بنگوریون بنیانگذار اصلی و نخستین نخستوزیر اسرائیل گفت: «خبر خوبی برای شما دارم؛ جمال عبدالناصر بیشتر نگران ارتقای سطح زندگی مردم مصر است تا جنگیدن با اسرائیل.» بنگوریون بیدرنگ پرسید: «از نظر تو این خبر خوبی است؟ معنای سیاسی این حرف روشن است: برای اسرائیل، خطر فقط ناصری نبود که میتوانست روزی فرمان جنگ بدهد؛ ناصری بود که فرصت مییافت مصر را بسازد، مسئله اسرائیل، فقط توان نظامی موجود مصر نبود؛ قدرتی بود که میتوانست در پناه زمان و صلح برای ساختن کشور بکار گرفته شود. عملیات سوزانا، مشهور به ماجرای لاون، یکی از روشنترین نمودهای این منطق بود. در تابستان ۱۹۵۴، شبکهای وابسته به اطلاعات نظامی اسرائیل مأمور شد در قاهره و اسکندریه بمبگذاری کند و رد عملیات را به سوی نیروهای داخلی مصر ببرد. هدف اصلی، از بین بردن اعتماد میان قاهره و امریکا و نابود کردن مناسبات ناصر و واشنگتن بود. اسرائیل برای شکلدادن به این صحنه، تنها به تهدید نظامی و موضعگیری سیاسی بسنده نکرد؛ برای جذب نیرو، آموزش شبکههای مخفی، تأمین تجهیزات و اجرای عملیات در داخل مصر نیز منابع مالی و اطلاعاتی به کار گرفت. یک سال بعد، حمله اسرائیل به مواضع مصر در غزه حلقه دیگری از همین زنجیره را شکل داد تا مصر که میخواست منابع خود را صرف سد، صنعت، آموزش و رفاه کند، گامبهگام وارد چرخهای میشد که مقصدش تسلیح، سوءظن و منازعه بود. در این میان، ناصر خود نیز در دام سرمایهای افتاد که قدرت و کاریزمای خودش بویژه بعد از ملی کردن کانال سوئز ان را ساخته بود. سعید خلیل ابوریش در کتاب ناصر آخرین عرب می نویسد : «ناصر به همان اندازه که رهبر اعراب کوچه و بازار بود، اسیر آنها نیز بود.» همین دام محبوبیت، تشخیص دام بزرگتری را که جنگطلبان اسرائیلی پیش پای او گسترده بودند، دشوارتر کرد. محبوبیتی که میتوانست پشتوانه ساختن مصر باشد، به اهرمی برای واداشتن ناصر به واکنش بدل شد. 🛑معنای آن جمله بن گوریون شاید این باشد که همیشه خطرناکترین دشمن، آن نیست که میجنگد؛ گاهی خطر بزرگتر، کشوری است که فرصت یافته در صلح، خود را بسازد🔴متن کامل یادداشت در روزنامه شرق