در ستایش ناامیدیمجموعهشعری از مهدی موسوی
انتشار: 2026/07/22 08:39 UTCدریافت: 2026/08/15 05:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:06 UTC
در ستایش ناامیدیمجموعهشعری از مهدی موسوی
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 3 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — فاطمه اختصاری ✔
علی(به یاد علی کریمیکلایه)شاعر: فاطمه اختصاریموسیقی: علیرضا بشارتی
🔹 شماره مرداد ماه مجله ادبی پیاده رو را بخوانید؛ با آثاری از: ابوالقاسم مومنی ، کوروش همه خانی ، مهرنوش قربانعلی ، مهدی موسوی ، سید حمید شریف نیا ، فاطمه اختصاری ، رویا ابراهیمی ، حمیدرضا شکارسری ، شهاب عموئیان ، شاپور احمدی ، حسن فرخی ، حسین فرخی ، رضا روزبهانی ، فرناز جعفرزادگان ، احسان قدیمی ، شیوا فرازمند ، افسانه پورقلی ، فرهنگ روشنی ، محمدعلی حسنلو ، سپیده داداش زاده ، مهدی خدابخش ، مریم میرزاخانی ، فریبرز ایاغی ، امیرحسین آتش ، ابوالفضل پهالی ، سجاد حقیقی ، محبوبه کریمی ، علی سلطانی فر ، سید مرتضی معراجیجُنگ ادبیات ایران#سال_هجدهم #شماره_مرداد☑️ آدرس سایت : 👇▶️ https://www.piadero.ir🔘با کانال تلگرام " مجله ادبی پیاده رو" ، معتبرترین و با سابقه ترین سایت ادبی پارسی زبان همراه باشید t.me/+O7eGvAH8YdSS1YkX%F0%9F%86%94 @piaderonews 👈
نشست نقد و بررسی کتاب «زمزمههای زندانی»، حبسسرودههای سارا متقی با مدیریتِ #مهدی_موسوی ،کارشناسیِ #مهدی_موسوی ، #محمدرضا_حاجرستمبگلو ، #بهمن_بنیهاشمی و #فاطمه_اختصاری و با شعرخوانیِ #سارا_متقی 📆سهشنبه، ششم امرداد ۱۴۰۵⏳ساعت ۱۹ (به وقت تهران) 📍در گوگل میت: meet.google.com/gak-ikfi-amz
برای پوریایی، گربهی عزیزم:گربه از خانه رفت در کوچهزیر ماشین پرید و جیغ کشیدمرد در خانه رفت داخل وانبه رگش زیر دوش تیغ کشیدربطِ تصویرهای بالاییمرگِ درحالِ زندگیشدن استگربه و مرد، تکههای منندخونِ در وان و کوچه، خون من استمن، زنی خیس در لباسی خیسبا رگی که بریده و زندهستچنگ انداخته به پوستِ شبپشت فرمان نشسته، رانندهستمیکشم مثل جیغ، خود را تاخوابِ یک شهر را خراب کنممرگ را با جنونِ در سرِ خودزیر یک چرخ، انتخاب کنم◾مرد از خانه میرود بیرونگربه لای پتوش لم دادهمن ولی خیرهام به سقفی کهبوده و هست و خواه... نم داده!فاطمه اختصاری@fateme_ekhtesari
گربهی گیر کرده تو لولهمسرم از کارِ خلق درنمیادیه سگم خیره به درِ خونهصاحبم مُرده، از سفر نمیادفاطمه اختصاری@fateme_ekhtesari
رمان نقطهضعفنوشتهی آنتونیس ساماراکیسنقطهضعف رمانی جنایی-پلیسی از آنتونیس ساماراکیس، نویسندهی یونانی است که در سال ۱۹۶۵ منتشر شد و موفقیت زیادی برای نویسندهاش به همراه آورد. کتاب با استقبال خوبی روبهرو شد، به زبانهای مختلف ترجمه و اقتباسی سینمایی نیز از آن ساخته شد.داستان دربارهی مردی است که در حکومتی احتمالاً دیکتاتوری، به دست نیروهای امنیتی بازداشت میشود. دو مأمور وظیفه دارند او را برای بازجویی اصلی به دفتر مرکزی منتقل کنند. روایت میان زاویهدید اولشخصِ مأمور تحقیق و راوی دانای کل جابهجا میشود و اتفاقاتی را دنبال میکند که در طول این مسیر برای آنها رخ میدهد. البته اگر کتاب را بخوانید، میفهمید ماجرا بسیار فراتر از این خلاصهی کوتاه است. برای لو ندادن داستان، به همین چند خط بسنده میکنم.این اثر را میتوان تا حدی نوعی معمای معکوس یا نمونهای از آیرونی دراماتیک دانست؛ مخاطب از چیزهایی آگاه است که شخصیتهای اصلی باید در طول داستان به آن برسند. همین فاصله میان دانستههای خواننده و ناآگاهی شخصیتها، بخش مهمی از کشش رمان را میسازد.من موضوع کتاب را دوست داشتم: مواجهه با قدرت، قرار گرفتن زیر تهدید، و ناتوانی از تصمیمگیری در موقعیتی که کنترلش در دست خودت نیست. نزدیکی شخصی من به وضعیت مظنون، و اینکه در یکی از بازداشتهایم دقیقاً در موقعیتی مشابه قرار گرفتهام، باعث شد راحتتر با فضای کتاب درگیر شوم.با این حال، از نظر روایی کتاب را چندان دوست نداشتم. به نظرم رمان دچار پرگویی است. بسیاری از اتفاقات چندین بار تکرار میشوند؛ گاهی چند بار از زبان خود مأمور تحقیق، که راوی اصلی است، و بعد دوباره از زاویهی راوی دانای کل یا ذهن مظنون، با جزئیات و تفسیرهای طولانی. شاید این تکرارها از نظر تکنیکی برای ساختن تعلیق لازم بوده باشد، اما برای من از نظر ادبی اضافه و خستهکننده بود؛ بهخصوص در بخشهایی که نثر شاعرانهتر و پرآرایهتر میشد.نکتهی دیگر ترجمهی مرتضی کلانتری است. مثل بیشتر کارهای او، نثر فارسی کتاب فخیم، پرطمطراق و سنگین است و دیالوگها هم معیار و بسیار رسمیاند. احتمالاً همین فاصلهای که با لحن ترجمه داشتم، در میزان ارتباط نگرفتنم با کتاب بیتأثیر نبود.در مجموع، نقطهضعف برای من رمانی بود با ایدهای جذاب و موقعیتی درگیرکننده، اما با اجرایی پرگو و سنگین.#ستون_معرفی_فیلم_و_کتاب_فاطمه#سمفکف@fateme_ekhtesari


