
این کانال به شما امکان می دهد که به سوژه ها و رویدادها از منطری فراتر نگاه کنید و برای شکوفایی استعدادها و رضایت از زندگی ، سبکی تازه در پیش بگیرید.لطفا نظرات ، پیشنهادات و سوالات خود را از طریق آی دی @metatextural با مدیریت کانال در میان بگذارید.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 123 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/15
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 123 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
رجب صفروف، عضو تیم روسیه در مذاکرات رژیم حقوقی دریای خزر، مرداد ۹۷: همه ما انتظار داشتیم ایران درخواست ۵۰ درصد بکند. قانونی هم بود. اما جلسه اول یکباره جمهوری اسلامی گفت تقسیم برابر بین ۵ کشور، یعنی کمتر از ۲۰ درصد برای ما عجیب و غریب بود که چجور ایران دارد…از شاهکارهای ظریف
رجب صفروف، عضو تیم روسیه در مذاکرات رژیم حقوقی دریای خزر، مرداد ۹۷:همه ما انتظار داشتیم ایران درخواست ۵۰ درصد بکند. قانونی هم بود. اما جلسه اول یکباره جمهوری اسلامی گفت تقسیم برابر بین ۵ کشور، یعنی کمتر از ۲۰ درصدبرای ما عجیب و غریب بود که چجور ایران دارد از حقوق خودش گذشت میکنداین برای بقیه کشورها مثل هدیه الهی بود. از خوشحالی نمیدانستند چکار کنند@hafezeye_tarikhi
Hossein Parsa & Behzad Abdelahi – Ye Khabari Besheﻛﺎﺷﻜﻰ ﻳﻪ ﺑﺎرون ﺑﺰﻧﻪ ﻏﻢ ﺷﻬﺮو ﺑﺸﻮره ﺑﺒﺮهاﻳﻨﺠﺎﺷﻮ که ﮔﻴﺮ اﻓﺘﺎدﻳﻢ یکمی زودﺗﺮ ﺑﮕﺬرهﻛﺎﺷﻜﻰ ﺷب ﻳﺎدش ﺑﺮه ﺑﺎز ﭘﺸﺖ ﻛﻮه ﻫﺎ ﺑﻤﻮﻧﻪﻳﻪ ﺧﺒﺮی ﺑﺸﻪ ﺑﺎزم ﺷﺎدی ﺑﭙﻴﭽﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪﺑﮕﻴﻢ ﺑﺨﻨﺪﻳﻢ ﻫﻤﻤﻮن ﺑﺎزی ﺑﻴﻮﻓﺘﻪ دﺳﺘﻤﻮنﭼﻪ ﺧﻮب ﺑﭽﻴﻨﻪ واﺳﻤﻮن ﻫﻤﻮن ﺧﺪای رﻧﮕﻴﻦ ﻛﻤﻮنﻳﻬﻮ ﺑﮕﻴﺮه ﻛﺎرﻣﻮن ﻓﺮﻗﻰ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﺑﻴﻨﻤﻮناوﻧﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﻧﻴﺴﺘﻦ ﺑﻴﺎن ﭼﻪ ﺟﻌﻤﻰ میشه ﺟﻤﻌﻤﻮن
یه خبری بشه#حسین_پارسا&#بهزاد_عبداللهی@paradisePoem
.📹 جواد ظریف دربارهٔ سرنوشت افغانستان پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱: «ما با برپایی نظام شاهنشاهی در افغانستان مخالف بودیم، اروپاییها اما در کنفرانس بن توافق کرده بودند که در افغانستان ظاهرشاه بر سر کار بیاید. کی آن را بهم زد: ما و آمریکا.»🔹 فرستادهٔ ویژهٔ آمریکا در افغانستان:«من دریافته بودم دادن هر نقشی، هر چند ساده به ظاهر شاه با مخالفت جدی جمهوری اسلامی مواجه میشود، چراکه آنها مشروعیت خود را از سرنگونی نظام پادشاهی به دست آورده بودند و چهبسا بازگرداندن یک شاه به منطقه، راه را برای بازگشت شاهی دیگر آماده میکرد.»🖌 پی نوشت:از وقتی که متوجه شده ام ، بعد سقوط طالبان برنامه بازگشت ظاهرشاه روی میز سیاستمداران بوده و ظریف و دارو دسته اش مانع آن شده اند، حالم بده، خیلی خیلی حالم بده ،چون مطمئنم با بازگشت ظاهرشاه نه تنها آرامش و امنیت به افغانستان برمی گشت، بلکه برای همیشه پروژه بازگشت طالبان به حکومت منتفی می شد و مردم افغانستان بخصوص زنان آنها این همه رنج و بدبختی را متحمل نمی شدند.لعنت به تمام آنهایی که رفاه ، خوشبختی و آرامش و آسایش مردم منطقه را فدای آرمان های خود کرده اند.#انوش🐬@faramatni
🔍چنین گفت نیچه…⁉️💎🌐 telegram.me/ce7en
معلم به شاگرد خجالتیش گفت که اگه کاغذ خالی رو انتخاب کنه به کل کلاس نمره ۱۰۰ تو امتحان میده امادانشآموزا نمیدونستن که هر دو کاغذا خالیه!این باعث شد اون پسرو بیشتر تو جمعشون بیارن و دوسش داشته باشنکاش روانشناسا معلم بشن تو هر مدرسه@Dirty_Kids 👻
🐬@faramatni یکی از ساده ترین روش هایی که می تونین فراتر از عموم مردم ، تحلیل های عمیق تری از وقایع داشته باشین ، نحوه مواجهه تون با خبرهاست. یعنی زمانی که خبری را می خونین یا می شنوین ، قبل از اینکه به متن و محتوای خبر توجه کنین ، به این فکر کنین که تولید…به زبان ساده تر:پیش از آن که توجه کنید به اینکه چه می گوید ، از خود بپرسید چرا می گوید؟
🐬@faramatniیکی از ساده ترین روش هایی که می تونین فراتر از عموم مردم ، تحلیل های عمیق تری از وقایع داشته باشین ، نحوه مواجهه تون با خبرهاست. یعنی زمانی که خبری را می خونین یا می شنوین ، قبل از اینکه به متن و محتوای خبر توجه کنین ، به این فکر کنین که تولید کننده خبر چه کسی یا چه نهادی بوده و هدفش از انتشار این خبر چیست؟ فهم دقیق چرایی انتشار خبر و کیستی تولید کننده و منتشرکننده خبر ، عامل بیش از ۵۰٪ تحلیل درست وقایع است.#انوش🐬@faramatni
پست پاول دوروف: تلگرام امروز ۱۳ ساله شد. بیش از نیمی از این مدت — یعنی طی هفت سال و نیم گذشته — تلگرام یکی از ۱۰ اپلیکیشن موبایلی با بیشترین میزان دانلود در جهان بوده است. یک نسل کامل با تلگرام بزرگ شده است 💪 🎂 تولدت مبارک، تلگرام! @Garajetadayoni | گاراژتلگرام در کیفیت زندگی ما ایرانیها خیلی اثر داشت. جدا از اینکه سطح ارتباطات و دسترسی ما به اطلاعات رو فوقالعاده بالا برد، به ما رسانهای شخصی برای بیان نظراتمون بخشید. انحصار رسانههای دولتی و رسانههای کلاسیک وابسته رو شکست. هر کس دیگه این امکان رو داره که رسانه شخصی خودش رو داشته باشه. پیشتر هم چنین امکانی به وجود اومده بود، اما تلگرام این امکان رو به حدی ارتقا داد که دیگه میشد بر رسانههای رسمی غلبه کرد.تلگرام دژی برای ما ساخت و به بیصدایان رسانه داد. جدا از خدمات گستردهتر دیگهای که رایگان به ما بخشید.بله، تولدت مبارک تلگرام.
پست پاول دوروف:تلگرام امروز ۱۳ ساله شد.بیش از نیمی از این مدت — یعنی طی هفت سال و نیم گذشته — تلگرام یکی از ۱۰ اپلیکیشن موبایلی با بیشترین میزان دانلود در جهان بوده است.یک نسل کامل با تلگرام بزرگ شده است 💪🎂 تولدت مبارک، تلگرام!@Garajetadayoni | گاراژ
🐬@faramatniهنگام که با طوفان حوادث مواجه می شوی نه با طوفان و باد بجنگنه با امواج بلندی که زندگی ات را درهم می کوبندکه این بیهوده ترین کاری است که می توانی کرد.چنان پرندگانی که کارشان در طوفان زیستن استبر بلندی امواج برآیو بنشین به تماشای فرازها و فرودهایی که خاصیت هر روزه ی طوفان هاستو به این حقیقت ساده بیندیشکه بعد از اینکه طوفان بنشیندتوآرامشی را خواهی یافتکه پیش از طوفان هرگز شایسته زیبایی هایش نبوده ای. چرا که تو خود بعد از طوفان حوادثهمانی نیستی که پیش از طوفان بوده است.#انوش🐬@faramatni
در تمامی طوفان ها ، فقط پرندگانی از طوفان آسیب نمی بینند که بتوانند آنقدر بلندتر پرواز کنند که برفراز طوفان ها برآیند.سبک زندگی فرامتنی دقیقا حکایت چنین پرندگانی است: بر طوفان زیستن ، نه در طوفان زیستن. #انوش🐬@faramatni
🐬@faramatniچه اشتباه بزرگی استاینکه فکر کنیم: " دوستت دارم " را همیشه می توان گفت ،گرمی آغوشش را همیشه می توان حس کرد ،صدای زیبایش را همیشه می توان شنید و زیبایی اش را آن لحظه که از ته دل لبخند می زند به ما ، همیشه می توان به تماشا نشست ، نه ، زیستن بدیهی نیست.زیستن؛ بدیهی نیست.هستی هیچ تعهدی به تکرار هیچ لحظه ای ، به هیچ کسی نداده است.#انوش🐬@faramatni
شاخه گل 449 (چهارگاه)آواز : ایرجویلن : پرویز یاحقیسنتور : رضا ورزندهتنبک : جهانگیر ملکآهنگساز : جواد معروفی🐬@faramatni
اشکال نداره درست میشه کرهخرLidia @kafiha
🐬@faramatniمن گمان میکنم هرکسی در ته دلش، یک باغی دارد که پناهگاه اوست. هیچکس از آنجا خبر ندارد. کلیدش فقط در دست صاحبش است. آنجا، آدم هر تصور ممنوعی دلش بخواهد میکند. عشقهای محال، هر آرزوی ناممکن و هر خواب و خیال خوش، هر چیزنشدنی، آنجا شدنی است؛ یک بهشت- یا شاید جهنم - خودمانی و صمیمی که هرکس برای خودش دارد. این باغ اندرونی چه بسا از دید باغبانش هم پنهان است. اما یک روزی و یک جوری آن را کشف میکند.شاهرخ مسکوب🐬@faramatni
سحرگاهانتان را با زیباترین تصویرها ، با خوش ترین ترنم ها،با خوشایندترین ترین واژه ها ، با سرخوشانه ترین حس ها، با دلنشین ترین رویاها و با تمامی آن چیزهایی شروع کنید که حالتان را خوب می کنند ، راستی یادم رفت بگویم:با زلال ترین آدم ها ، با زلال ترینِ آدمها.🐬چو از بنفشهی شب، بوی صبح برخیزد، هزار وسوسه در جان من برانگیزد. كبوتر دلم از شوق، میگشاید بالكه چون سپیده به آغوش صبح بگریزد.دلی كه غنچهی نشكفتهی ندامتهاستبگو به دامن باد سحر نیاویزد.فدای دست نوازشگر نسیم شومكه خوش به جام شرابم شكوفه میریزدتو هم مرا به نگاهی شكوفه باران كن!در این چمن، كه گل از عاشقی نپرهیزدلبی بزن به شراب من، ای شكوفهی بخت!كه می خوش است كه با بوی گل درآمیزد! فریدون مشیری🐬@faramatni
یک مرد 99 ساله ایتالیایی نامههای عاشقانه قدیمی را در یک کشو پیدا کرد که نشان میداد همسرش در دهه 1940 رابطهای خارج از ازدواج داشته است. او درخواست طلاق داد و به این ترتیب پس از 77 سال زندگی مشترک، به عنوان پیرترین زوج تاریخ به طور قانونی از هم جدا شدند.…حماقت محض! روابط عاطفی و جنسی فرازناشویی بخشی طبیعی از نیازهای زیستی هر انسانی است. عدم درک و پذیرش این حقیقت ساده ، نتیجه اش همین رفتارهای احمقانه است که به فروپاشی خانواده و پایان یک عشق ۵۰ ساله منجر میشه.#انوش
یک مرد 99 ساله ایتالیایی نامههای عاشقانه قدیمی را در یک کشو پیدا کرد که نشان میداد همسرش در دهه 1940 رابطهای خارج از ازدواج داشته است. او درخواست طلاق داد و به این ترتیب پس از 77 سال زندگی مشترک، به عنوان پیرترین زوج تاریخ به طور قانونی از هم جدا شدند.ClovE @Kafiha
🐬@faramatniو گفت: سی سال است که استغفار میکنم از یک شکر گفتن. گفتند: چگونه؟ گفت: بازار بغداد بسوخت. اما دکان من نسوخت.📍تذکرة الاولیاء عطار نیشابوری#عطار_خوانی#تدکرة_الاولیا 🐬@faramatni
🐬@faramatni.چو میکُنم به غزلهای گرم، مدهوشش...فروتنانه فرو میروم در آغوشش!پیمبرِ تواَم ای عشق! بی عبا و کتاب...چه قصهها که نمیگویم از تو در گوشش!غمِ زمانه برون میجهد چو دود از بامچو دست میبَرَم آهسته در بر و دوشش..هزار نیشِ جهان را هزارگونه دواست،لبی که مینهم آرام بر لبِ نوشش!چه سایه روشنی از شوق گسترانیدهست،چراغِ روشنِ چشمشش... لبانِ خاموشش...مرا چو خواجه زِ باغ و چمن فراغت داد،صفای دامنِ دنبالهدارِ گلپوشش!#حسین_جنتی🐬@faramatni
🐬@faramatniهمه ما مسافرانی هستیم، در این زمان و در این مکان، که در حال عبور کردنیم.هدف ما این است که:مشاهده کنیم، یاد بگیریم، رشد کنیم و عشق بورزیم و در انتها به خانه باز میگردیم.#اشو🐬@faramatni
🐬@faramatniما میتوانیم بهشت را همین جا روی زمین بسازیم.اگر خدا آدم و حوا را از بهشت بیرون انداخت، پس شما هم تلافی کنید و او را از اینجا بیرون کنید.ما باغ عدن را همینجا میسازیم.بگذارید او برای وارد شدن التماس کند.چرا شما باید دعا و التماس کنید تا پذیرفته شوید؟در حالی که میتوانید بهشت را همین جا بسازید. اما این سیاستمداران و این کشیش ها، انرژی شما را همواره به سمت جنگ معطوف میکنند. آنها علم را به سمت جنگ منحرف میکننداما اگر شما بتواتید آنگونه که مردم در بهشت به تصویر کشیده شده اند، در همین جا شاد و مسرور باشید، آنگاه دیگر هیچ علاقه ای به انجیل ها، گیتا ها و.... آنها نخواهید داشت. آنگاه برای اعتراف کردن به گناهانتان نزد کسی نمیروید، زیرا که هیچ گناهی وجود نداردمردم فقط به ادراک بیشتری نیاز دارند. مردم فقط به زندگی بیشتر، خرد بیشتر و روشنی و وضوح بیشتر نیاز دارند. آنها نیازی به بخشیده شدن ندارند.شما هیچ کار اشتباهی انجام نداده اید.شما فقط یک کار اشتباه انجام داده اید:و آن پیروی از احمقهاستشاید آن خدایی که اصلا وجود ندارد شما را بخاطر این ببخشد، اما من نمیتوانم شما را بخاطر این کار ببخشم.#اشو🐬@faramatni
ضرورت دو جنسه شدن حیات، در روند تکامل@eshgh_javdanegi_channel
📕#هنر_خوب_زندگی_کردن✍#رولف_دوبلیخبر بد: نمیتوانید بقیه را تغییر بدهید، حتی شریک زندگی یا فرزندانتان را. انگیزهی تغییراتِ شخصی باید از درونِ انسان نشئت بگیرد. فشارهای خارجی یا استدلالهای منطقی بینتیجه خواهند بود. بههمین خاطر یکی از قانونهای طلایی من برای رسیدن به زندگیِ خوب به این شرح است: «از قرار گرفتن در موقعیتهایی که در آن مجبور به ایجاد تغییر در سایرین هستید بپرهیزید.» این راهبرد ساده من را تا حد قابل قبولی از شر بدبختیها، هزینهها و سرخوردگیها در امان داشته.@eshgh_javdanegi_channel
🐬@faramatniای روزهای خوشبختی!آسانیِ پس از سختی!ای شادمانی! ای شادی!ای روزگارِ آبادی!ای روزهای آزادی!برگرد سوی ما، برگرد....#حسین_صفا
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفتکارِ چراغ خلوتیان باز درگرفتبارِ غمی که خاطرِ ما خسته کرده بودعیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت#حافظصبحتون دلپذیر🍎🍃@paradisePoem
🐬@faramatniتو مثل آفتاب اول صبحیمی تابی:پنجره ها روشن می شوندپرندگان بیدارو من: جان و جهانم، گرم.آی ای آفتاب اول صبح!طلوع های سحرگاهی ات ابدی بادمثل آفتاب اول صبح.#انوش🐬@faramatni
🐬@faramatniسحرگاهانتان را متفاوت از آدمهای عادی شروع کنید ، یک سلام و صبح بخیر به کسی که عمیقا دوستش دارید ، گوش دادن به یک موسیقی انرژی بخش ، کمی ورزش و پیاده روی ، و اگر زمینه اش با توجه به انبوه کارها برایتان فراهم باشد:آب دادن و بوییدن گلی یا قدم زدن در مسیری که دوستش دارید ، یادمان باشد که اول صبح هستی پر از انرژی است ، از گیاه و درخت بگیر تا گنجشکها و نسیم و طلوع ،تبادل انرژی با محیط در ابتدای صبح تا پایان روز شما را سرحال نگاه خواهد داشت.#انوش🐬@faramatni
آرزوهای اول صبحسرایش و خوانش:انوش🐬@faramatni
🐬@faramatniدر این اول صبح که تمام طبیعت سرشار از انرژی هستی استبرای تو ، لحظه هایی آرزو دارم پر از شادی و عشقلحظه هایی که قند در دلت آب شود از انبوه حس های خوبی که حال تو را خوب می کنند.لحظه هایی که دوست داشته باشی دنیا یک دم بایستدکه تو این همه زیبایی راصحنه به صحنهدر صحیفه ی جانت ثبت کنی.#انوش🐬@faramatni
.یادی کنیم از پروژه انقلاب فرهنگی و تصفیه اساتیدپس از آن، گروهی از نخبهترین و برجستهترین استادان دانشگاه را، بدون حتی حقوق بازنشستگی، خانهنشین کردند و روزگار را چنان به آنها تنگ گرفتند که ناچار به فروش اموال برای تأمین نان شدند! پرویز ناتل خانلری، سالهای پایانی زندگی را با فروش کتابهای کتابخانه شخصیاش سپری کرد، عباس زریاب خویی سالهای آخر زندگی را با تدریس خصوصی و فروش کتابخانهاش گذراند و محمدرضا باطنی روزگارش را به دشواری سر کرد. تصفیه و پاکسازی دانشگاه، اما هیچگاه متوقف نشد و سالها ادامه یافت. در طول این همه سال، استادان وطندوست برجستهای به دلایل عجیب و غیرعلمی از تدریس محروم و بازنشسته شدند.حفرهای که انقلاب فرهنگی برجا گذاشت، هرگز پر نخواهد شد. بهویژه جای اساتیدی همچون حمید عنایت، ناتل خانلری، ناصر کاتوزیان، جواد طباطبایی و مصطفی رحیمی که برای همیشه خالی ماند.📹ویدیو:برنامه تلویزیونی (۱۳۵۹) گفتگو با چهار عضو از هفت عضو ستاد انقلاب فرهنگی: عبدالکریم سروشعلی شریعتمداریحسن حبیبیجلالالدین فارسیپ.نثانیه ۳۰ تا ۲:۴۰ صحبتهای عبدالکریم سروش درباره همین سیاستها@tahlilvarasad
لذت ببرید از عطر و بوی تفکر و اندیشه روشنفکران دینی و در راس آنها دکتر سروش.وقتی یادم می افتد با دکتر ناتل خانلری و عباس زریاب خویی چه کردند حالم بد می شود.
گلهای تازه : شماره ۳۳فروغی بسطامی (غزل)آواز: ایرجگوینده: فخری نیکزاد🐬تا به جفایت خوشم ترکِ جفا کردهایاین روشِ تازه را تازه بنا کردهایمن ز لبت صدهزار بوسه طلب داشتمهر چه به من دادهای وام ادا کردهایدوش ز دست رقیب ساغرِ می خوردهایمن به خطا رفتهام یا تو خطا کردهای🐬خوش آنکه حلقههای سر زلف وا کنیدیوانگان سلسلهات را رها کنیکار جنون ما به تماشا کشیده استیعنی تو هم بیا که تماشای ما کنیتو عهد کردهای که نشانی به خون مرامن جهد میکنم که به عهدت وفا کنیتا کِی در انتظار قیامت توان نشستبرخیز تا هزار قیامت بپا کنی🐬@faramatni
و یکی از ماندگارترین آوازهای ایرج
🐬@faramatniهوا هوای بهار است و باده بادهی ناببه خنده خنده بنوشیم جرعه جرعه شراب.در این پیاله ندانم چه ریختی، پیداستكه خوش به جان هم افتادهاند آتش و آب.فرشته روی من، ای آفتاب صبح بهارمرا به جامی از این آب آتشین دریاب.به جام هستی ما، ای شراب عشق بجوش!به بزم سادهی ما، ای چراغ ماه بتاب!گُل امید من امشب شكفته در بر منبیا و یك نفس ای چشم سرنوشت بخواب. مگر نه خاك ره ِ این خرابه باید شد؟بیا كه كام بگیریم از این جهان خراب.فریدون مشیری🐬@faramatni
به یاد ایرج ، یکی از زیباترین آوازهایش را تقدیم عزیزانم می کنم. با این توضیح که متن این غزل فریدون مشیری دقیقا شرح حال ماست در مویه بر ایرج و مرثیه به حال خودمان.
در همه دِیر مغان نیست چو من شیداییشعر: حافظ اجرای شعر: فریدون فرحاندوز با تصنیف شیدایی استاد محمدرضا شجریان#حافظ#شجریان@FereidounFarahandouz
این ۳ دقیقه از حرفهای این بانوی فهیم ایرانی رو بشنوید که خیلی حقه👌+ خیلی خوشم میاد مردم ایران اینقدر باهوش و فهیم هستن❤️@Dirty_Kids 👻
حداد عادل گفته زمان پهلوی آزادی نبود. خوشم میاد همیشه دقیق حرف میزنه. مثل این کلیپ:) @Dirty_Kids 👻اول این کلیپو ببینید ، اصلا کاری به جنبه سیاسی قضیه ندارم. یه سوال بسیار جدی دارم: چرا مسئولین ما عدد بلد نیستند؟ حقیقتا برام سواله، آخه چرا بالای ۹۰ درصدشون عدد رو نمی فهمند؟ و این واقعا عجیبه!
حداد عادل گفته زمان پهلوی آزادی نبود.خوشم میاد همیشه دقیق حرف میزنه. مثل این کلیپ:)@Dirty_Kids 👻
یه رقیب جدی برای کارشناسهای سیاسی صداوسیما و مخصوصا برنامه «به وقت ایران» پیدا شده:اینو بارها دیدم و هربار بیشتر خندیدم ، لامصب تکنیک جریان سیال ذهن رو وارد جوک کرده😂😂😂😂
فلسفه شرق🔍بودا🎙️: ترجمه و صدا : دکتر ایمان فانی💎🌐 telegram.me/ce7en
🔍مستند نبوغ چارلز داروینارائهشده توسط ریچارد داوکینز ▪️بخش سوم و پایانی :💎🌐 telegram.me/ce7en
🔍مستند نبوغ چارلز داروینارائهشده توسط ریچارد داوکینز ▪️بخش دوم :💎🌐 telegram.me/ce7en
🔍مستند نبوغ چارلز داروینارائهشده توسط ریچارد داوکینز ▪️بخش نخست :💎🌐 telegram.me/ce7en
🐬@faramatniیکبار برای همیشه این تصور سنتی و جاهلانه از عشق، که دوست داشتن یکی را مشروط به دوست نداشتن دیگران می کند از ذهن تان دور بیندازید. به لحاظ زیست انسانی، چه مرد و چه زن ، هر دو می توانند همزمان بیش از یک نفر را دوست داشته باشند و عمیقا و صادقانه هم دوست داشته باشند.(جاهلانه به این دلیل که بدون داشتن شواهد و قرائن علمی، این تصور اشتباه باعث فروپاشی زندگی های بسیاری شده است.)معیار خیانت، دوست داشتن همزمان چند نفر نیست که اتفاقا این معیار فزونی عشق است. معیار خیانت (چه خیانت به خود و چه خیانت به طرف مقابل) ، ابراز ظاهری علاقه و دوست داشتن به کسی است درحالیکه حقیقتا دوستش نداشته باشید.این هم خیانت به احساسات خودتان است، هم خیانت به احساسات طرف مقابلتان و بدتر از همه خیانت به عمر و وقت گرانبهای هر دویتان.#انوش🐬@faramatni
موضوع جالبیه که احتمالا شما هم نمونههای عینیش رو دیدین.این دو نفر با هم برادرن. یکی بیخانمان و مست و اون یکی یه تاجر موفق.ازشون خواستن داستان زندگیشون تعریف کنن.هر دو با یه جملهی مشترک شروع کردن:"پدرم الکلی بود!"همه چیز به تصمیمات مربوطه.💬𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧NiNa @Kafiha
در زمانه ی ما نگاه کردن نیاموخته اند #سهراب_سپهرینازی! دارم نگاه میکنم و چیزها در من میروید. در این روز ابری چه روشنم !همه رودهای جهان به من میریزد، به من که با هیچ پر میشوم. خاک انباشته از زیبایی است. دیگر چشمهای من جا ندارد... چشمهای ما کوچک نیست زیبایی کرانه ندارد.در زمانه ی ما نگاه کردن نیاموخته اند و درخت، جز آرایش خانه نیست و هیچکس گلهای حیاط همسایه را باور ندارد. پیوندها گسسته کسی در مهتاب راه نمیرود و از پرواز کلاغی هشیار نمی شود و خدا را کنار نرده ایوان نمی بیند و ابدیت را در جام آب خوری نمی یابد.در چشمها شاخه نیست. در رگها آسمان نیست. در این زمانه درختها از مردمان خرم ترند، کوهها از آرزوها بلندترند. نی ها از اندیشه ها راست ترند ،برفها از دلها سپیدترند.میان این روز ابری من تو را صدا زدم من تو را میان جهان صدا خواهم کرد و چشم به راه صدایت خواهم بود و در این دره تنهایی،تو آب روان باش و زمزمه کن من خواهم شنید.#سهراب_سپهریهنوز در سفرمویدیو فیلم بید و باد (۱۳۷۷) ساخته محمدعلی طالبی و نویسندگی محمدعلی طالبی و عباس کیارستمی#سهراب_سپهری #عباس_کیارستمی #محمدعلی_طالبی@paradisePoem
🐬@faramatniدر مجلس ترحیمم اگر تار و دف آوردیا جای گلایل سر قبرم علف آوردمنعَش نکنید این جگر آزردهی طنازیک عمر به این شیوه دلم را به کف آوردبا رفتنش از ذوق مرا دائما انداختبا آمدنش یکسره شور و شعف آوردپیغامبری ساخته بود از من و یک روزایمان به غزلهای من بیشرف آوردمن کشتی آمال خودم بودم و رفتماو نیز برایم پسری ناخلف آوردنفرین به مشامی که مرا یاد نداردنفرین به نسیمی که مرا بی هدف آوردنفرین به همین رود که برد آن طرف او رانفرین به عصایی که مرا این طرف آورد..#کاظم_بهمنی🐬@faramatni
♥️♥️من صندوقدار یک فروشگاهِ موادِ غذایی هستم.شیفتِ شب کار میکنماز ساعت ۱۰ شب تا ۶ صبحوقتی شبها کار میکنی، معمولاً آدمهای ثابتی را می بینی؛بی خوابها،کارگرهای شیفتِ شب، آدمهایی که کسی منتظرِ آنها نیست و عجله ای ندارند به خانه های شان برگردند!حدودِ دو ماه پیش، مردی ساعتِ ۲ بامداد به صندوقِ من مراجعه کرد و دقیقاً به یاد دارم که ۱۷ دلار و ۲۳ سِنت پول خریدش را با یک اسکناسِ ۲۰ دلاری پرداخت کرد.وقتی بقیه پول و رسیدش را به او دادم، یک دقیقه کامل به رسید خیره شد.بعد به من نگاه کرد و گفت: «میتونم یه چیزِ عجیب ازت بخوام؟»گفتم: «حتماً.»گفت: «میتونی چیزی روی این رسید بنویسی؟... هر چیزی.فقط چیزی که یک انسان برای یک انسان دیگر نوشته باشه.»گیج شده بودم.گفتم: «مثلاً چی؟»گفت: «هر چیزی؛ اسمت، وضعیتِ هوا، یه شکلکِ لبخند... فرقی نمیکنه. فقط به یک نشون نیاز دارم که بفهمم امروز یه نفر منو دیده!»این حرف را خیلی معمولی زد، به نظرم درخواستِ عجیبی نبود.یه خودکار برداشتم و روی رسیدش نوشتم: امیدوارم شبِ خوبی داشته باشی! مارکوسرسید را با دقت تا کرد و داخل کیفِ پولش گذاشت. گفت:«ممنونم. تو شش روزِ گذشته، تو تنها آدمی هستی که با من حرف زده !»بعد رفت...نمی توانستم از فکرِ آن اتفاق بیرون بیایم.شش روز بدونِ هیچ ارتباطِ انسانی و گفتگو با کسی؟!...چطور ممکن بود؟این ماجرا باعث شد به حال و احوالِ سایرِ مشتریان نیز بیشتر توجه کنم!زنی که حدودِ ساعتِ ۳ صبح می آید غذای گربه میخرد، هیچوقت حرف نمی زند.مردی که دور و برِ ساعتِ ۴ صبح قهوه و دونات میگیرد، همیشه هدفون در گوشش است.دخترِ نوجوانی که غذا برای یک نفر می خرد، همیشه نگاهش پایین است.همه اینجا هستیمهمان فروشگاه،همان ساعتها،اما هر کدام در خلوت و تنهاییِ خودمان!پس شروع کردم کاری انجام دادن؛نوشتنِ پیامهایِ کوچک روی رسیدها:- تو مهم هستی!- تو تنها نیستی- تو چقدر دوست داشتنی هستی- یک نفر هست که تو را ببیند- از دیدنت خوشحال شدم- امیدوارم فردا روزِ بهتری باشد- و ....و این کار را ادامه دادم.یک شب همان زنی که غذایِ گربه می خرید آمد، نزدیک به ساعت ۳ صبح بود. ...رسیدش را گرفت، خواند و سرش را بلند کرد. برای اولین بار بعد از چندین ماه، چشم در چشم شدیم.گفت: چه خوب که اینها را می نویسی؟سرم را تکان دادم.شروع کرد به گریه کردن!همانجا پشتِ صندوق.گفت:«دارم طلاق می گیرم. بعد از ۳۲ سال زندگیِ مشترک! این یادداشت ها تنها حرف های مهربانانه ای هستند که در چند ماهِ گذشته شنیده ام! همه شان را نگه داشته ام. چهارده تا از آنها را رویِ یخچالم چسبانده امعکسی را در گوشی اش نشانم داد.یخچالش پر بود از رسیدهای فروشگاه، با دستخطِ من رویِ همه شان.گفت: تو داشتی با من حرف می زدی.من فقط نمی دانستم چطور جوابت را بدهم....نوشته های رو رسیدها باب گفتگو را بین مشتریان با من و گفتگوهای دو سه نفره بین خودشان با هم را باز کرد ....! مدیرِ فروشگاه متوجهِ قضایا شد و پرسید:چرا مشتریان ساعت ۲ و ۳ صبح اینجا دورِ هم جمع می شوند؟گفتم: تنها هستند. جایی میخواهند که بتوانند آنجا دورِ هم باشند.فکر کردم قرار است به دردسر بیفتم، اما مدیر کاری کرد که انتظارش را نداشتم.سه تا نیمکت جلویِ فروشگاه گذاشت و نوشت:نیمکت برای مشتریان شبانه! برای هر کسی که جایی برای نشستن میخواهد. آدمها ساعتِ ا، ۲، ۳ و ۴ صبح میآیند اینجا !وقتی خوابشان نمی برد، وقتی دیگر تحملِ تنهایی را ندارند .وقتی فقط نیاز دارند بدانند یک نفر آنها را می بیند. می نشینند،حرف میزنند،و کنارِ هم هستند.همه اش از جایی شروع شد که یک نفر خواست رویِ یک رسید، کلمه ای، جمله ای ، شکلکی چیزی برایش بنویسم که احساس کند تنها نیست!چون تنهایی یک احساسِ همه گیری است که خیلی ها با این مشکل مواجهند اما درباره اش حرف نمی زنند. ...من هنوز روی رسیدها می نویسمروی تک تک شان....هر بار جمله ای دلگرم کننده برای یک مشتری که برایِ فرار از تنهایی نیمه شب به بهانهء خرید به فروشگاه سر می زند.شاید برای دیده شدن ...شاید برای دو کلمه گفتگو با کارکنانِ فروشگاه یا تک و توک مشتریانی که آنها هم برای فرار از تنهایی در این موقعِ شب به فروشگاه پناه آورده اند!چون دیده شدن مهم است. چون وقتی احساس کنی کسی هست که با تو همدلی کند می تواند نجات بخش باشد. پیک دوستی ....❤️❤️#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
حیدربابا🐬@faramatni
در زمانه ی ما نگاه کردن نیاموخته اند #سهراب_سپهرینازی! دارم نگاه میکنم و چیزها در من میروید. در این روز ابری چه روشنم !همه رودهای جهان به من میریزد، به من که با هیچ پر میشوم. خاک انباشته از زیبایی است. دیگر چشمهای من جا ندارد... چشمهای ما کوچک نیست زیبایی کرانه ندارد.در زمانه ی ما نگاه کردن نیاموخته اند و درخت، جز آرایش خانه نیست و هیچکس گلهای حیاط همسایه را باور ندارد. پیوندها گسسته کسی در مهتاب راه نمیرود و از پرواز کلاغی هشیار نمی شود و خدا را کنار نرده ایوان نمی بیند و ابدیت را در جام آب خوری نمی یابد.در چشمها شاخه نیست. در رگها آسمان نیست. در این زمانه درختها از مردمان خرم ترند، کوهها از آرزوها بلندترند. نی ها از اندیشه ها راست ترند ،برفها از دلها سپیدترند.میان این روز ابری من تو را صدا زدم من تو را میان جهان صدا خواهم کرد و چشم به راه صدایت خواهم بود و در این دره تنهایی،تو آب روان باش و زمزمه کن من خواهم شنید.#سهراب_سپهریهنوز در سفرمویدیو فیلم بید و باد (۱۳۷۷) ساخته محمدعلی طالبی و نویسندگی محمدعلی طالبی و عباس کیارستمی#سهراب_سپهری #عباس_کیارستمی #محمدعلی_طالبی@paradisePoem
۸ اوت شب جهانی #خوابیدن_زیر_ستارها است. بهانهای برای در طبیعت بودن و تماشا کردن زیباییهای شبهای پرستاره💫⭐️✨🌃🎇@paradisePoem
۸ اوت روز جهانی #بینهایت است. این روز با هدف آزادی تفکر بدون محدودیت برای ترویج هنر، فلسفه و علم، اولینبار در سال ۱۹۸۷ نامگذاری شد@paradisePoem
🐬@faramatniاین فقط دوست داشتن نیست که مهارت می خواددوست داشته شدن هم مهارت می خوادو مشکل بسیاری از ماها این است که مهارت دوست داشته شدن رو بلد نیستیم. پایداری دوست داشتن در یک رابطه اشراف بر نیازهای خود در آن رابطه است و پایداری دوست داشته شدن، اشراف بر نیازهای طرف مقابل. اشراف بر نیازها و مهارت برآورده کردن آنها.#انوش🐬@faramatni
🐬@faramatniزیباترین حس جهان: دوست داشته شدن توسط کسانی استکه دوستشان می داری.#انوش🐬@faramatni
🐬@faramatniکلیدهای طلایی برای یک رابطه رشددهنده و پایدار:این چند اصل ساده ، بدیهی و زیستی ارتباطات فرامتنیک، زندگی و دنیایتان را عوض می کند: آنقدر بخوانید و مرور کنید تا ملکه ذهن تان و سبک زندگی تان بشود:اصل اول: انسانها می توانند همزمان بیش از یک نفر را دوست داشته باشند. اصل دوم: دوست داشتن یک نفر به معنای دوست نداشتن دیگران نیست.اصل سوم: دوست داشتن و دوست داشته شدن هر دو جزء نیازهای طبیعی انسانها هستند.اصل چهارم: آدمها معمولا کسانی را دوست میدارند که رفتار، گفتار و مشخصات آن فرد جزء دنیای مطلوب شان باشد. اصل پنجم: دنیای مطلوب آدمها اگرچه خیلی سخت اما قابل تغییر است و این بخشی از قابلیت رشد انسانهاست. اصل ششم: رفتار آدمها بر اساس خواسته های خودشان و برای رفع نیازهای خودشان است ، نه خواسته ها و نیازهای ما.اصل هفتم: رابطه ها از لحظه ای که یکی از طرفین (یا هر دویشان) به فکر مالکیت، تصاحب، کنترل و تغییر دیگری می افتند ، به تیرگی می گراید.اصل هشتم: نشان عشق ورزیدن و دوست داشتن دیگران، حمایت کردن از آنها به وقت نیازشان است ، نه مالکیت بر آنها با واژه های دارای بار ارزشی سنتی نظیر وفاداری و غیرت و ناموس.اصل نهم: دوست داشتن و عشق ورزیدن ما ، هیچ تعهدی به دیگران برای رفتار متقابل ایجاد نمی کند ( عشق ورزیدن ما نیاز ماست و معلوم نیست نیاز او هم عشق ورزیدن به ما باشد.). این را بفهمیم و هضم کنیم.اصل دهم: و درنهایت:اگر می خواهید کسی را برای همیشه داشته باشید رهایش کنید. خوشبختی درونی در رها کردن است نه گرفتن. رابطه ها در بستر آزادی و صداقت شکوفا می شوند نه در بستر انتظارها ، تشویش ها، دلهره ها و ایجاد حس عذاب وجدان ها و احساس گناه ها. #انوش🐬@faramatni
🐬@faramatniمسیر و فرمول موفقیت هیچ دو انسانی در هیچ کجای جهان مشابه نیست. به دلیل تفاوت ژنتیک و تفاوت محیط رشدشان.شرایط تاریخی، شانس، روابط و بستری که یک شخصیت در آن موفق یا مطرح شده، مختص به همان زمان و جغرافیا بوده است. لذا خواندن خاطرات و اتوبیوگرافی آدمهای موفق برای یافتن فرمول زندگی یا رمز موفقیت، یک خطای شناختی است؛ چون رویدادهای زیستهٔ یک فرد در جایی دیگر ، الگویی تحلیلپذیر برای زیست انسان امروز ارائه نمیدهد.🐬@faramatni
هر وقت نام آیت الله خرازی در رسانه ها مطرح میشه یاد این تیتر میفتم؛ روزنامه #حزب_الله در مورخه ۵ خرداد ۱۳۸۹ : تحلیل فقاهتی رابطه زلزله با گناه بر اساس مبانی فیزیک دینی توسط آیت الله خرازی؛ زلزله تجلی غضب مقام ولایی اهل بیت بر ضد منکرات با چگالی بی نهایت است🔗 sraminabadi (@sraminabadi)
دیگر از آینده نمیترسیم؛از امروز میترسیم؟؟؟؟؟(زندگی دیگر سخت نیست؛)زندگی حالا به هیولایی بدل شده که هر صبح با دهان باز بالای سرمان ایستاده است.دیگر از آینده نمیترسیم؛((از امروز میترسیم.))از صدای عجیب یخچال میترسیم.از خراب شدن گاز.از روشن شدن چراغ چک ماشین.از رفتن به مطب دکتر.از نسخهای که میدانیم توان خریدنش را نداریم.از دعوت شدن به یک عروسی، مهمانی ،پارتی، یا هر کوفتوزهرماری، چون شرم هدیه نبردن از خودِ دعوت نشدن سنگینتر است.از گوشت میترسیم.از مرغ میترسیم.از میوه میترسیم.از هر چیزی که روزگاری جزو بدیهیات زندگی بود و امروز به کالایی لوکس تبدیل شده است.از کتابفروشی میترسیم؛چون کتاب شده کالایی اشرافی برای ثروتمندان. برای بی دردان از سینما میترسیم.از سفر میترسیم.از کافه رفتن میترسیم.حتی از خوشحال شدن میترسیم ، چون قیمت دارد .((ترس، دیگر احساس نیست؛))"شیوهی زندگی ماست."ما مردمی بودیم که سفره هایمان برای مهمان باز بود.نان را نصف میکردیم و دل را دو برابر.اما امروز اگر کسی در بزند، قبل از آنکه به رویش لبخند بزنیم، حساب بانکیمان را مرور میکنیم.دلمان میخواهد مهماننواز باشیم،اما جیب خالی، اخلاق را هم گروگان میگیرد.اگر کوروش از دل تاریخ بازگردد و از حال فرزندانش بپرسد، باید سر پایین بیندازیم و بگوییم :ببخش ما را.نه آنکه نان نداریم ببخشیم ، نه"که دیگر توان حفظ کرامت خودمان را هم نداریم."کار به جایی رسیده که مرگ هم آرامش نیست.(انسان زنده خرج دارد،)(مرده هم خرج دارد.)کفن قیمت دارد.سنگ قبر قیمت دارد.خاکسپاری قیمت دارد.آدم گاهی از خودش خجالت میکشد که چرا هنوز زنده است و هزینه تولید میکند .مریض که میشویم، به جای امید به درمان، حساب دخل و خرج بازماندگان را میکنیم.بیماری فقط بدن را از پا نمیاندازد؛'""تمام خانواده را به احتضار میکشاند."""جوانانمان را نگاه کنید."انبوهی از نیرو،انبوهی از استعداد،انبوهی از آرزو...""اما پشت درهای بسته ی بیکاری و بی آیندگی پیر میشوند.""چه بسیار مغزهایی که باید کارخانه و دانشگاه و پژوهشگاه را میساختند،اما امروز در چهارراهها دود میشوند،در قهوه خانه ها خاک میخورند،یا در رؤیای مهاجرت فرسوده میشوند.و ما، والدین آنها ،"هر روز با شرمندگی به چشمان فرزندانمان نگاه میکنیم."چون شرمندگی ،(مالیات نانوشته ی فقر است .)من خودم استاد بقا شدهام .آنقدر با نداری جنگیدهام که اگر دانشگاهی برای تحمل فقر وجود داشت ، کرسی استادی اش را به من میدادند .غذا را کوچک کردهام ،خواسته ها را حذف کردهام ،آرزوها را قسط بندی کردهام ،و کرامت را "وصله" زدهام .اما هنوز ،گاهگاهی کتابی میخرم .گاهی در کافهای گوشهای مینشینم .یک بستنی یا تکهای کیک سفارش میدهم و آرام آرام میخورم .نه برای شکم .برای یادآوری .(برای اینکه فراموش نکنم هنوز انسانم).""برای اینکه یادم بماند زندگی فقط زنده ماندن نیست.""《اما تو ، ای ترس لعنتی...》《تو دیگر مهمان خانهی من نیستی .》تو در خونم خانه کردهای.در استخوانم ریشه دواندهای .در جیبم جا خوش کردهای .شب با من میخوابی ،صبح با من بیدار میشوی ،و هر روز در گوشم زمزمه میکنی :«مواظب باش...این بار نوبت آخرین چیز باقی ماندهی زندگیت است.»
🐬@faramatniمردان در حال انقراضاند؛ نه از روی زمین، از زندگییک زمانی مرد بودن، فقط به نانآوری و محکم بودن خلاصه نمیشد.مردها رفیق داشتند، پناه داشتند، همصحبت داشتند. عصرها جایی برای نشستن بود، کسی بود که صدایت کند، بگوید: «کجایی؟ بیا یک چایی بخوریم.»مردها اگرچه کمتر از امروز از احساساتشان حرف میزدند، اما بیشتر کنار هم بودند.اما امروز اتفاق عجیبی افتاده است؛مردان هنوز هستند، اما آرامآرام از زندگی یکدیگر حذف میشوند.مردی را میبینی که صبح از خانه بیرون می رود و شب خسته برمیگردد و فردا دوباره همان مسیر را تکرار میکند.نه وقت رفیق دارد، نه حوصله مهمانی، نه پول دورهمی و سفر و تفریح؛ و گاهی حتی دیگر نمیداند با چه کسی میتواند بدون ملاحظه حرف بزند.مردها یاد گرفتهاند خستگیشان را پنهان کنند.یاد گرفتهاند بگویند «خوبم»، حتی وقتی خوب نیستند.یاد گرفتهاند مشکلاتشان را خودشان حل کنند و اگر نتوانستند، باز هم چیزی نگویند.و اینگونه است که «مرد قوی» کمکم تبدیل میشود به «مرد تنها».شاید انقراض مردان از جایی شروع میشود که دیگر کسی سراغشان را نمیگیرد؛وقتی یک مرد میتواند هفتهها و ماهها با کسی بیرون نرود و هیچکس متوجه غیبتش نشود.وقتی رفاقت تبدیل میشود به چند پیام مناسبتی در شبکههای اجتماعی؛وقتی «رفیق قدیمی» تبدیل میشود به یک اسم در فهرست مخاطبان تلفن؛وقتی فوتبال دیدن، سفر رفتن، چای خوردن و چند ساعت بیهدف حرف زدن، جای خود را به کار، صفحه موبایل و خستگی میدهد.مردان همیشه برای خانواده، کار و مسئولیتهایشان وقت گذاشتهاند؛ اما کمتر کسی از آنها پرسیده است:«خودت چه میخواهی؟با چه کسی حرف میزنی؟وقتی خستهای، به چه کسی پناه میبری؟»شاید به همین دلیل است که بعضی مردان در ظاهر همه چیز دارند؛ خانه، خانواده، شغل و مسئولیت…اما در درون، جایی خالی دارند که هیچکدام از اینها بهتنهایی پرش نمیکند.مرد به رفیق نیاز دارد؛ نه برای فرار از خانواده، بلکه برای اینکه بتواند با روحی سالمتر به خانواده بازگردد.رفیق، رقیب همسر نیست.رفیق، رقیب خانواده نیست.رفاقت، یکی از ستونهای سلامت اجتماعی انسان است.ما نباید به گذشته برگردیم؛ به روزهایی که بعضی مردان رفاقت را به خانواده ترجیح میدادند.اما نباید به نقطه مقابل هم برسیم؛ جایی که مرد هیچکس را جز خودش ندارد.شاید «انقراض مردان» از بین رفتن جسم آنها نباشد؛از بین رفتن رفاقت، گفتوگو، همدلی، شوخی، اعتماد و احساس تعلق باشد.مردی که دیگر کسی را برای یک فنجان چای، یک قدم زدن، یک سفر کوتاه یا حتی یک درد دل ساده ندارد، شاید هنوز در میان جمع زندگی کند؛ اما بخشی از وجودش سالهاست در سکوت زندگی میکند.پس اگر رفیقی دارید که مدتهاست ندیدهاید،اگر مردی را میشناسید که همیشه میگوید «سرم شلوغ است»،اگر دوستی دارید که همیشه خودش را قوی نشان میدهد،یک بار شما سراغش را بگیرید.گاهی یک «کجایی رفیق؟»میتواند بیشتر از هزار جمله ارزش داشته باشد.رفاقت را جدی بگیریم؛قبل از آنکه مردان، نه از روی زمین،بلکه از زندگی یکدیگر منقرض شوند.تقدیم به همه رفیقهایی که هنوز هستند؛و به آنهایی که مدتهاست کسی صدایشان نکرده است.دکتر #ابراهیمی_مقدم🐬@faramatni
🐬@faramatniاتفاقات بزرگی در راه است. خودتان را برای یک آخر تابستان گرم و پاییز داغ داغ آماده کنید. البته: از ما که جز تماشای جهان کاری بر نمی آید. پس بهتر آن که در اوج آرامش چای یا قهوه مان را بنوشیم ( اگر شد با یک دوست) و به آفتابی نگاه کنیم که در حال غروب است.بادها خبر از تغییر فصل می دهند.#انوش🐬@faramatni
فوری: یونیسف تأیید کرد که غزه پایینترین نرخ سوءتغذیه را در خاورمیانه دارد.قحطی غزه یک شایعه و فریب کامل بود.#فرقه_فریب#_چپ_عسلامیسم#_چپ_رادیکالیسم
🐬@faramatni🌹 در فرهنگ ژاپنی مفهومی به نام گناه وجود ندارد.♦️می گویند در فرهنگ ژاپنی مفهوم گناه وجود ندارد. اصلا” مردم با این مفهوم هیچ آشنایی ندارن. تنها مفهوم بازدارنده در اونجا، شرمندگی است.♦️برای همینه که اگر کسی درست کارش و انجام نده ، پیش مردم شرمنده میشه، حتی ممکنه که برای این شرمندگی نیز دست به خودکشی بزنه، چون دیگه چیزی برای از دست دادن نداره…♦️“ شرمندگی” مفهوم زمینی و “گناه” مفهوم آسمانی است. “شرمندگی” بین شخص و اطرافیانش اتفاق میفته، اطرافیانی که شخص همیشه اونها رو می بینه، ولی “گناه” بین شخص و خدا هست …. و نتیجه این ۲ باور رو ببینید!♦️بیدینان ژاپنی ، آزاده !بعد از آنکه خواندیم که چطور در اثر زلزله و سونامی چند وقت پیش در ژاپن، وقتی برق شهر قطع شد، مردم داخل سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودند سرجایشان برگرداندند و به آرامی از فروشگاهها خارج شدند.♦️چیزی نگذشت که تمیزی و نظم کمپهای مردم سیل زده که توی ورزشگاههای شهر بنا شده بود توجه همه را جلب کرد ، بعد دیدیم که مسئولان شهر جلوی مردم سُجده میکنند و معذرت می خواهند بخاطر اینکه سونامی شده و ما نتوانستیم بهتر ازاین از شما مراقبت کنیم.♦️چیزی نگذشت که عکس مدارس صحرایی شهر فوکوشیما منتشر شد ! با نهایت شرمندگی سالن ورزشی رو پارتیشن زده بودند و بصورت کلاسهای مجزا با حداکثر۱۵ دانش آموز در آورده بودند . نکته اش هم اینکه همه کلاسها یک ال سی دی۳۲ اینچی داشت.♦️وزیر آموزش و پرورششان هم توی رسانه ها ضمن کلی عذرخواهی قول داد که به زودی حداقل امکانات را برای دانش آموزان مهیا خواهد کرد.♦️یعنی این چیزها را تازه زیر حداقل میدانند! محاسبه کنید حداکثر را. حتی در زمانی که مشکلی برای نیروگاه اتمی پیش آمد، پیرمردهای ژاپنی” سپاه مهندسین پیر” تشکیل دادند و داوطلب اینکه بروند فوکوشیما و در مهار نیروگاه کمک کنند تا جوانترها در معرض تشعشعات نیروگاه و مرگ قرار نگیرند!چرا ؟؟♦️چون نسبت به جوانها کمتر از عمرشان باقی مانده و اثرات ناگوار رادیواکتیو زمان کمتری در کشورشان باقی خواهد ماند و خودشان هم زمان کمتری رنج و دردش را تحمل خواهند کرد! همینقدر منطقی و بشر دوستانه.🐬@faramatni
صبح که می شود دنبالِ اتفاقاتِ خوب بگرد، دنبالِ آدم هایِ خوبی که حالِ خوبت را با نگاه و لبخندشون به روزگارت سنجاق کنی.یک روزِ خوب، اتفاق نمیافتد، ساخته می شود. صبح بخیر زندگیNiNa @Kafiha
🐬@faramatni🖊 ما گروگانیم..✍️ #مصطفی_دانندهما گروگانیم. شاید بزرگترین دروغی که سالها به ما گفتهاند این بوده که آزادیم؛آزادیم انتخاب کنیم، حرف بزنیم و زندگی کنیم. اما گروگان همیشه کسی نیست که دست و پایش را بسته باشند. گاهی گروگان کسی است که اجازه ندارد خودش باشد.ما گروگانیم، گروگان کسانی که نه فقط بر امروز ما، که بر فردای ما نیز چنگ انداختهاند.کسانی که دین ما را به گروگان گرفتهاند، وطن ما را به گروگان گرفتهاند و حتی حق انتخاب کردن را از ما ربودهاند.آنان خود را مالک حقیقت میدانند، گویی خدا حقیقت را یکجا و یکباره بهنام آنان سند زده و دیگران تنها زمانی حق زیستن دارند که نسخهی آنان را برای زندگی بپذیرند.برای ما تصمیم میگیرند چه بپوشیم و چه نپوشیم. چگونه حرف بزنیم و چگونه فکر کنیم. حتی برای صندلیهای یک کافه در پیادهرو نیز تصمیم میگیرند.از رنگ لباسمان نگراناند، از مدل مویمان خشمگین میشوند و از خندههایمان میترسند. گویی انسان آزاد، بزرگترین کابوس آنان است.بر صفحهی تلویزیون مینشینند و برای میلیونها انسان نسخه میپیچند؛این را بخورید، آن را نخورید، این را ببینید، آن را نبینید، این را بگویید و آن را نگویید.سالهاست که به جای ما زندگی میکنند و از ما انتظار دارند بابت این لطف خیالی، سپاسگزار نیز باشیم.و امروز نوبت جنگ است.میگویند باید بجنگید. اما اگر بگویی جنگ نمیخواهم، ناگهان دادگاه تفتیش عقاید برپا میشود. باید ثابت کنی وطنفروشی نیستی. باید ثابت کنی ترسو نیستی. باید ثابت کنی غیرت داری. باید ثابت کنی که حق داری زنده بمانی.چه کسی گفته است که انسان برای اثبات وطندوستی خود باید مشتاق مرگ باشد؟ چه کسی گفته است که دوست داشتن سرزمین، تنها از لولهی تفنگ میگذرد؟ مگر نه اینکه وطن، همان مردمی هستند که باید زنده بمانند؟مگر نه اینکه آبادانی یک سرزمین، مهمتر از ویرانههایی است که نام پیروزی بر آن میگذارند؟آنان جنگ را انتخاب میکنند و دیگران باید هزینهاش را بپردازند؛ یکی با جانش، دیگری با جوانیاش، یکی با خانه و دیگری با آیندهاش. سهم آنان، سخنرانی و شعار است و سهم مردم، ترس و خاکستر.سالهاست که ما را به گروگان گرفتهاند؛ آنچنان که حتی از حق مخالفت نیز باید دفاع کنیم. اگر با آنان نباشی، علیه آنان هستی. اگر سؤال بپرسی، متهمی. اگر جنگ نخواهی، خائنی. اگر سبک دیگری از زندگی را انتخاب کنی، منحرفی. آنان نه تنها حکومت بر تنها را میخواهند، که سودای حکومت بر روحها را نیز در سر دارند.اما حقیقتی هست که همهی گروگانگیران تاریخ دیر یا زود با آن روبهرو شدهاند، هیچ انسانی برای اسارت آفریده نشده است.هیچ قدرتی آنقدر بزرگ نیست که بتواند تا ابد حق انتخاب را زندانی کند. انسان ممکن است سکوت کند، ممکن است بترسد، ممکن است به اجبار سر خم کند، اما میل به آزادی را نمیتوان کشت.ما گروگانیم، اما گروگان به دنیا نیامدهایم. روزی باید این جملهی ساده را دوباره به یاد بیاوریم و با صدای بلند تکرار کنیم: هیچکس حق ندارد به جای ما زندگی کند. نه برای لباس ما، نه برای اندیشهی ما، نه برای صلح و نه برای جنگ.زندگی، تنها یکبار به انسان هدیه میشود و هیچکس حق ندارد آن را به گروگان بگیرد.🐬@faramatni
🐬@faramatniبرآی ای آفتاب صبح امیدکه در دست شب هجران اسیریم.برآی ای آفتاب صبح امید!که در دست شب هجران اسییییییییییریم. 🐬@faramatni
واقعا اخرین کلمه این انیمه در اعماق هر ایرانی واقعی اثر میزار محاله ببینی و دگرگون نشی #برگی_ازتاریخ زندگی در حوالی م ر گ #ایران 😭😭😭
سفر پروانهی اشراق به دنیای ایران باستان و بازگشت او به دنیای خون و جنونقسمت سوم (پایان)در بخش قبلی تا آنجا پیش رفتیم که نقدهای ریشهای "سهروردی" را نسبت به خشک بودن مکتبهای فلسفی اصلی آن زمان مرور کردیم؛ او به بنبست فلسفی رسید اما دچار یأس نشد و برعکس با انگیزهای بیپایان شروع به تحقیق و تفکر کرد تا راهی نو بسازد ...سهروردی در ابتدا به نیاکان خود پناه برد و به سراغ گنجینه فراموششده و افسانهای ایران باستان رفت؛ یعنی «حکمت خسروانی»، که به طور خلاصه همان «نور، فر ایزدی و نگاه زرتشت و فرزانگان ایران باستان به جهان هستی» است. سهروردی پس از تفکر و تحقیق در ایدهها و آموزههای فرزانگان ایران باستان به این نتیجه رسید که حکمت خسروانی، «نور» را بنیان هستی میداند؛ از اینرو، در جریان تحقیقاتش بسیار امیدوار شد.____پیوند دادن شرق و غرباو سپس سراغ فلاسفه کهن یونان و مصر (هرمسگرایی) رفت که آنها نیز به فراموشی سپرده شده بودند؛ بزرگانی چون افلاطون، فیثاغورس و سقراط. او در این تحقیقات به این نتیجه رسید که افلاطون نیز وارث حکمت شرقی و آشنا با نور مکاشفه است. سهروردی همانجا تصمیم خود را گرفت و آماده شد تا اندیشههای جدید خود را بر این دو ستون کهن شرق و غرب بنا کند؛ نظامی فلسفی با محوریت «نور» که دربرگیرنده حکمت ایران باستان، حکمت مکاشفه یونان باستان باشد تا راهحلی برای بنبستهای فکری و فلسفی و پاسخی در برابر فیلسوفان مشایی (پیروان ارسطو و ابنسینا) نیز به شمار رود. این سهروردی بود که با پیوند حکمت تمدنهای کهن ثابت کرد حکمت و خِرد مرز جغرافیایی ندارد.✏️ ناگفته نماند: سهروردی بارها در نوشتههای خود، مقامِ علمی و شخصیتِ ابنسینا را ستایش کرد و بر جایگاهِ او به عنوانِ استادی بزرگ و بیبدیل تأکید ورزید؛ با این حال، او هرگز در چارچوبِ بسته و سنتیِ فلسفهی مشاء متوقف نماند و نقدهای ساختاری و بنیادینی بر آموزههای ارسطوییِ وی وارد ساخت.____🔻 ارکان سیستم فلسفی سهروردی (حکمت اشراق) به طور خلاصه:۱. احیای حکمت باستانی:پایهی این فلسفه بر تلفیق دو جریانِ گمشدهی کهن بنا شد: «حکمت خسروانی» و «حکمت افلاطونی» (قلب تپندهی این سیستم، رمزگشایی از حکمت خسروانی ایران باستان در باب مفهوم نور است).۲. پیوند عقل و مکاشفه (شهودِ درونی): از نظر این مکتب، فلسفهی حقیقی تنها با استدلالِ خشکِ عقلی به دست نمیآید، بلکه ترکیبِ برهان عقلی و منطق با وجدانِ درونی، ذوق و علم حضوری است.۳. اصالتِ نور و مراتب تشکیکی آن: در این مکتب، حقیقتِ هستی بر پایهی «نور» تبیین میشود؛ رأس این هرم «نورالأنوار» (واجبالوجود) است و تمام موجودات، درجات مختلفی از نور و مراتبِ ضعفِ آن (ظلمت) هستند.۴. بازنگری در مقولات ارسطویی: سهروردی در بخش طبیعیات و مقولات، سیستم سنتی ارسطو (ده مقوله) را به چالش کشید و بسیاری از احکامِ مادی و عرضی آن را دگرگون کرد.___پروانه اشراق در آتش(فلسفه، خون و جنون)تأسیس مکتب اشراق و به چالش کشیدن چارچوبهای فکری و سنتی رایج در آن روزگار، هزینههای سنگینی داشت. آرای ساختارشکنانهی سهروردی، باعث وحشت تندروهای مذهبی شد و مخالفت شدیدِ فقیهانِ ظاهرگرا و متعصب را برانگیخت. آنان که تابِ تحملِ اندیشههای نوآورانه را نداشتند، با پافشاری و تحریک، فرمانِ اعدامِ او را از مرکزِ قدرت (صلاحالدین ایوبی) گرفتند؛ و سرانجام «ملک ظاهر» (حاکم حلب که خود اهل ادب بود و ارادت زیادی به سهروردی داشت)، ناچار زیر فشارهای شدید سیاسی و مذهبی، دست به اجرای این فاجعه و ننگ تاریخی زد. این فیلسوفِ ایرانی در حدود ۳۸ سالگی در سوریه زندانی و به شکلی تراژیک اعدام شد تا قربانی جهل و تعصب گردد.سرنوشتِ مشابه و حکمِ اعدامِ سقراط و سهروردی، دو فیلسوفِ عظیمالشأنی که با اتهامات واهی مانند فساد در عقیده، کفر و غیره قربانی شدند، نشان میدهد که پرچمداران تفکرِ بشریت، چه بهای سنگین و هولناکی را برای حفظ نورِ آگاهی پرداخت کردهاند.اگرچه جسمِ شیخ اشراق در آن زندان خاموش شد، اما نورِ وجودِ این فیلسوف و مکتب او (که تلفیقی بینظیر از عقل، شهود، حکمتِ باستانِ ایران، حکمتِ یونان، معارفِ دینی و عرفان) در تاریخِ اندیشهی بشر امتداد یافت و امروزه راه خود را به مهمترین دانشگاههای جهان (هاروارد آمریکا و سوربن فرانسه) باز کرده است.(پایان)🔚این آخرین قسمت از مطالب اختصاصی است که توسط کانال مخفیگاه بمناسبت ۸ مرداد، بزرگداشت سهروردی تهیه شد.کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
🐬@faramatniچه غم دارم از این، که حاشا کنند؟ بگو صبحِ فردا تماشا کنندتوقع چه داری از این همرهان؟چه کردند با خود که با ما کنند؟«چو فردا برآید بلندآفتاب» همه اقتدا بر یهودا کنندحریفِ شرابند امشب، ولیچو فردا شود فکرِ فردا کنندسرِ دار از عشق خواهم سرودبگو صبحِ فردا تماشا کنند#جواد_زهتاب🐬@faramatni
یک روزِ ۱۳ مرداد؛وقتی لیلی گریه کرد تازه فهمیدم چه کار احمقانهای کردم. حالا میفهمم که چرا بیدلیل از عشق میترسیدم.از قسمت اول سریال «داییجان ناپلئون» - ۱۳۵۵ناصر تقوایی@Dirty_Kids 👻
🐬@faramatniوقتی از سعدی فرامتن حرف می زنم ، از چنین انسانی با چنین نگرشی سخن می گویم:به اعتمادِ وفا، نقد عمر صرف مکنکه عنقریب تو بیزر شوی و او بیزار! به راحت نفسی، رنج پایدار مجوی شب شـراب نیرزد به بامداد خمـار! به اول همه کاری، تأمل اولیتر بکن، وگرنه پشیمان شوی به آخر کار! #عالیجناب_سعدی🐬@faramatni
نگفتمت که به یغما رود دلت سعدیچو دل به عشق دهی دلبران یغما را؟امروز ۱۳ مرداد سالگرد عاشق شدن شخصیت اصلی داستان «دایی جان ناپلئون» (سعید) است، یکی از معروفترین عشقهای ادبیات معاصر.من یک روز گرم تابستان، دقیقا یک روز ۱۳ مرداد حدود ساعت ۳ و ربع کم بعد از ظهر عاشق شدم...!#دیالوگ #دایی_جان_ناپلئون#ناصر_تقوایی#سعید_کنگرانی@paradisePoem
🐬@faramatniعزیزان بسیاری از من می پرسند در این شرایط بلاتکلیفی پر از اضطراب و استرس که نه انگیزه ای برای ادامه دادن مانده و نه اراده ای برای آغاز کردن، چکار کنیم؟ من یک جواب کلی برای همه عزیزان ندارم چون نحوه تصمیم گیری و اقدام مناسب برای مواجهه با شرایط موجود، فرد به فرد ، کیس به کیس و خانواده به خانواده فرق می کند. اما به طور خلاصه و بصورت اعم می توان چند مورد را بیان نمود:۱- مهاجرت: با توجه به فقدان یک چشم انداز روشن (حداقل در آینده نزدیک) و روند حرکت جامعه به سمت انسداد کامل سیاسی و اقتصادی، بی تردید مهاجرت یکی از گزینه هاست. ( البته برای کسانی که امکان مهاجرت دارند و مهمتر از آن امکان داشتن سرپناهی امن و کاری مطمئن و متناسب با مرتبه اجتماعی و اقتصادی) و صد البته با ارزیابی امکان رشد مناسب تحصیلی ، ورزشی و هنری فرزندان.۲- کوچ یا بازگشت: شاید برای عده ای عجیب باشد اما حقیقت این است که کوچ به یک شهر یا روستای کوچک یا بازگشت به سرزمین پدری در این شرایط حقیقتا یک گزینه خوب است برای کسانی که امکانش را دارند. واقعیت این است که با شرایطی که در پیش روست ، بازگشت به دامان طبیعت و سرمایه گذاری و کار بر روی زمین، باغ یا مزرعه اگرچه رمانتیک به نظر می رسد ، اما برای کاهش استرس ، دوری از کانون جنگ و امکان گریز از بلاتکلیفی می تواند گزینه ای مطلوب باشد. ۳- کاهش ارتباطات، تعاملات و تبادلات به کف حد ضرور: در شرایط بلاتکلیفی که همه چیز در ناپایدارترین حالت خودشه، بهترین راه کنار گذاشتن خبرهای استرس زا ، آدمهای استرس زا و تبادلات استرس زاست. پیشنهاد من این این است که برای مدتی وقت تان را علاوه بر طبیعت و گل و گیاه ، فقط به آدمهایی اختصاص دهید که مامن و منبع آرامشند و بودنشان ، حالتان را خوب می کند. ۴- می دانم در شرایط بلاتکلیفی و جنگ و صلح های سینوسی سخت است ، اما یکی از بهترین کارها در شرایط فعلی تماشای فیلم (بخصوص فیلمهای کمدی) و کارتون، مطالعه کتاب و گوش دادن به موسیقی های آرامش بخش به ویژه موسیقی طبیعت است، در کنار پرداختن به حداقل های زندگی. ( واقعا حداقل های زندگی).۵- و درنهایت: حقیقت این است که من و شما نه باعث و بانی وضع موجود بوده ایم و نه قدرت و اختیار و انتخابی برای رهایی از این وضعیت داریم. پس در چنین شرایطی بهتر آن است که به جای توجه های استرس زا به فراز و نشیب های خبری هرروزه، تا می توانید شبکه ای از آدمهای زلال در پیرامونتان ایجاد کنید و با این آدمهای زلال وقت بگذارید برای کارهایی که شادمانی درونی و تاب آوری تان را در این شرایط افزایش می دهند (از تورهای طبیعت گردی گرفته تا تماشای جمعی فیلم و سریال تا باغبانی و گپ و گفت های حال خوب کن و خیلی کارهای آرامش بخش دیگر). اهمیتش در یافتن همان آدمهای زلال است.به قول خیام عزیز:تا دست به اتفاق بر هم نزنیمپایی ز نشاط بر سر غم نزنیمخیزیم و دمی زنیم پیش از دمِ صبحکاین صبح بسی دمد که ما دَم نزنیم!خیام اگر ز باده مستی خوش باشبا ماهرخی اگر نشستی خوش باشچون عاقبت کار جهان نیستی اَستانگار که نیستی چو هستی خوش باش.و حرف آخر را ارجاع می دهم به رندی حافظ عزیز که جان کلام مرا در این شرایط به زیباترین شکل ممکن می گوید:نقد عمرت ببرد غصهٔ دنیا به گزافگر شب و روز در این قصهٔ مشکل باشیگر چه راهیست پر از بیم، ز ما تا بر دوسترفتن آسان بود ار واقف منزل باشیمن نگویم که کنون با که نشین و چه بنوشکه تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی#انوش🐬@faramatni
🐬@faramatniاول متن دقیق خبر رو بخونید:"یک مقام ارشد سنتکام به استراتژیست های پنتاگون دستور داده تا دنبال یک راه حل خلاقانه و جدید برای فشار آوردن به ایران باشند، چون از نظر آنها، بمباران به عنوان اهرم فشار برای کشاندن ایران به میز مذاکره موفق نبوده."🖌 پی نوشت:خبر کوتاه بود و گویا. تا زمانی که جمهوری اسلامی دشمنانی اینقدر احمق و ابله دارد، چه غم و چه باکش از تهدیدها؟ 🐬@faramatni
💬#توییتسواد واقعی یعنی شجاعت بیرحمانه در باورزدایی، یعنی توانایی فروریختن ساختارهای ذهنی کهنهای که دیگر حقیقت ندارند، حتی اگر هویتمان به آنها گره خورده باشد.
🐬@faramatniمرحوم #محمد_قاضی روایت می کند:در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت.من به همراه یک کارمند مأمور شدم در ناحیه طالقان آمار گیری کنم ولیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم،مادو نفر به همراه یک ژاندارم ویک بلد راه سوار بر دو قاطربه عمق کوهستان طالقان رفتیم و از تک تک روستاها آمار جمع آوری کردیم.در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی مینمود. به امامزادهای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچهای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم میخورد. مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهیهای درشت و سرحال شنا میکنند. ماهی کپور آنچنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد میکردند.کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود، گفت: آقای قاضی، این ماهیها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد. چند سال پیش گربهای قصد شکار بچه ماهیها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود. اما کدخدا آنچنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند.شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانهاش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیسهای معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند.ضمن صرف غذا گفتم: کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه میکنید؟ به شمال که دسترسی ندارید.به سادگی گفت: ماهیهای همان چشمه امامزاده هستند !!!لقمه غذا در گلویم گیر کرد. شاید یک دو دقیقه کپ کرده بودم. با جرعهای آب لقمه را فرو دادم و سردرگم و وحشتزده نگاهش کردم.حال مرا که دید قهقهای سر داد و مفصل خندید و گفت: نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و اینها را باور کردید؟من از جوانی که مسئول اداره ده شدم اگر چنین داستانی خلق نمیکردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.در چهره کدخدا، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ میدیدم. مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند. حاکمانی که خود کوچکترین اعتقادی به آنچه میگفتند نداشتند و انسانها را قابل تربیت و آگاهی نمیدانستند.🐬@faramatni
سابقا کسانی را به زندان می انداختند که دزدی کرده بودند ولی حالا آنهایی را حبس میکنند که حقیقت را میگویند.📒 #مادر👤 #ماکسیم_گورکی🔃 #محمد_قاضیپدرم، میرزاعبدالخالق قاضی که امام جمعه مهآباد بود، یک پسر داشت به نام محمد که از دنیا رفت، بعد یک دختر داشت، آن هم فوت کرد. خداوند پسر دیگری به پدر و مادرم داد، نام این کودک را نیز محمد گذاشتند، اما این محمد ثانی هم بعد از مدتی فوت کرد. ولی پدرم دست از تلاش برنداشت(!) و دوباره بعد از مدتی صاحب پسر دیگری شد که باز نام او را محمد گذاشت. این محمد ثالث من هستم و خدا رحم کرد که شهید ثالث نشدم! #خاطرات_یـک_مترجم📕#محمد_قاضی✍✍#نشر_کارنامه] #زادروز#محمدقاضی (زادهٔ ۱۲ مرداد ۱۲۹۲ در مهاباد - درگذشتهٔ ۲۴ دی ۱۳۷۶ در تهران) مترجم و نویسنده برجستهٔ کرد ایرانی، و مترجم آثاری چون دن کیشوت و زوربای یونانی و شازده کوچولو به زبان فارسی است.@paradisePoem
❗️چرخهی ترامپ🚨 @AkhbarTelFori
سلام ، برای مسئولیت فنی یک واحد تولیدی، یک نفر نیاز است. لطفا خانمها یا آقایان دارای مدرک مهندسی صنایع غذایی در استان آذربایجان غربی به شماره 09143400130 از طریق تلگرام پیام بدن.
هان تا سر رشته خِرَد گم نکنی / خود را ز برای نیک و بد گم نکنی رهرو تویی و راه تویی، منزل تو / هشدار که راه خود، به خود، گم نکنی منتسب به #سهرودری ___ + بمناسبت هشتم مرداد ماه: بزرگداشت شهاب الدین سهروردی فیلسوف، شاعر و عارف شهیر ایرانی و بنیانگذار مکتب…سهروردی به روایت مخفیگاهقسمت دوم: نوری در تاریکی🔖 بررسی علت ظهور مکتب اشراق: بزرگترین انقلاب فلسفی فراتمدنی (فلسفی/تطبیقی) در تاریخ ایران و جهان اسلامفلسفهای که جان بنیانگذارش را گرفت ...همانطور که در قسمت اول (لینک مربوطه) خواندید، ۹۰۰ سال قبل "شهاب الدین سهروردی" در روستای سهرورد در حوالی زنجانِ امروزی چشم به جهان گشود. روزگارِ کودکی و نوجوانیاش در فضایی گذشت که شاید هیچکس در آن روستا تصور نمیکرد این پسربچهی خاموش، روزی نیوتنِ فلسفهی شرق خواهد شد. او علوم زمان خود شامل فقه، اصول و حکمت را در مراغه آموخت، سپس به اصفهان که پیشروترین مرکز علمی آن زمان بود رفت تا به تکمیل دانش خود بپردازد؛ و آنجا بود که آثار دانشمند بزرگ «ابنسینا» را بهطور کامل آموخت و فلسفه را فرا گرفت. اما هنوز حتی خودش هم نمیدانست دستِ سرنوشت چه خوابهایی برای او دیده است...____در ذهن فیلسوفسهروردی زمانی پا به عرصهی ظهور گذاشت که جهانِ اسلام و ایرانِ قرنِ ششم هجری، جولانگاهِ بیچونوچرای فلسفهٔ مشاء (آثار ارسطو با رهبریِ فکریِ ابنسینا) بود. سهروردی تمامِ آنچه را که از ابنسینا و مابقیِ فیلسوفانِ بزرگِ مشاء در چنته داشتند، مو به مو بلعید و به استدلالهای ارسطویی مسلط شد. اما این همهی ماجرا نبود؛ در دلِ این ذهنِ جستجوگر، آتشِ دیگری زبانه میکشید. سهروردی وقتی در خلوت و تنهایی خود به فلسفهی رایجِ زمانهی خود نگاه میکرد کمبودی بزرگ و دردناک میدید: او حس میکرد فلسفهی مشاء با تمام عظمتش، همچون کالبدی بیروح است که تنها با منطقِ خشک و استدلالهای ذهنی سر و کار دارد و از سیراب کردنِ روح او عاجز است؛ چرا که از «شهود» و «تجربهی درونیِ حضور» خبری در آن نیست. او درمییابد که استدلالهای عقلیِ خالی، برای پاسخ به ژرفترین پرسشهای انسان دربارهی هستی ناکافیاند. همین نقطهی عطف و نارضایتیِ عمیق از مکتبِ موجود بود که جرقهی یکی از بزرگترین تحولات فکریِ شرق را در ذهنِ او روشن کرد؛ جرقهای که به تولدِ «مکتب اشراق» و فلسفهی نور ختم شد.____سهروردی رسما دست به یک تلفیقِ فراتمدنی، نظاممند و فرمولهشده زد (جزئیات در قسمت آینده) که پیش از آن کمتر سابقه داشت؛ او حکمت باستانی شرق (ایرانِ باستان / حکمت خسروانی) و حکمتِ اشراقیِ یونان باستان (افلاطون و فیثاغورس) را در قالب یک سیستمِ فلسفیِ مدون (حکمتالاشراق) ریخت. اهمیت این انقلاب فلسفی چنان است که دانشنامهی فلسفی استنفورد، سهروردی را پدیدهای منحصربهفرد در تاریخ فلسفه معرفی میکند. اما همهی اینها ظاهر ماجراست؛ کانال مخفیگاه در ادامه بررسی میکند که در ذهنِ سهروردی چه گذشت و چگونه توانست آن نیازها و کمبودهای فلسفی خود را پر کند، کمبودهایی که او را به سمتِ ایجاد این انقلاب بزرگِ فلسفی در آن دوران خطير کشاند؛ مکتبی که سرانجام جانِ او را در این راه گرفت و تبدیل به نخستین شهیدِ فلسفه در تاریخ ایران شد!(پایان قسمت دوم)گردآوری و تهیه: کانال مخفیگاه🔍 در بخش بعدی کمکم وارد جذابترین موارد میشویم از جمله کمک گرفتن سهروردی از زرتشت و فرزانگان ایران باستان و چگونگی تولد مکتب اشراق + همچنان با ما همراه باشید و با ارسال این مطالب، دیگران را هم با مخفیگاه و علم، فلسفه، هنر و ادبیات همراه کنید...کانال مخفیگاه: @Makhfigah_channel
هان تا سر رشته خِرَد گم نکنی / خود را ز برای نیک و بد گم نکنی رهرو تویی و راه تویی، منزل تو / هشدار که راه خود، به خود، گم نکنی منتسب به #سهرودری ___ + بمناسبت هشتم مرداد ماه: بزرگداشت شهاب الدین سهروردی فیلسوف، شاعر و عارف شهیر ایرانی و بنیانگذار مکتب…سهروردی کیست و چرا مهم است؟ از روستای سهرورد تا هاروارد و سوربناگر فردوسی با پاسداری از زبانِ پارسی، ساختار و هویتِ این زبان را در برابر خطراتِ زوال حفظ کرد، چه کسی از شعلهور ماندنِ جانِ خرد و "حکمتِ خسروانی" (میراثِ حکمای فرزانهی ایرانِ باستان) در تندبادِ بیرحمانه تاریخ محافظت کرد؟پاسخ میتواند در یک نام خلاصه شود: فیلسوفی عظیمالشأن که در قرنِ ششمِ هجری حدود ۹۰۰ سال قبل در روستای سهروردِ (شهر کنونی سهرورد) در حوالی زنجان چشم به جهان گشود تا پرچمدارِ نور، خرد و حکمتِ ایرانِ باستان در بستر جهانِ اسلام باشد؛ او کسی نیست جز شهابالدین سهروردی، ملقب به «شیخالإشراق»؛ متفکری که جهان را نه در تاریکی، که در مفاهیمِ «نور و اشراق» معنا کرد و به تعبیر "جان والبریج" استاد فلسفه و تاریخ علم: سهروردی تمام نظامِ پیشینِ فلسفی را به چالش کشید و پایهگذارِ علمی شد که در آن عقلِ برهانی و شهودِ اشراقی در کنار یکدیگر به کار گرفته میشوند برای حل پیچیدهترین مسائلِ هستیشناسی.✨ اکنون کانال مخفیگاه شما را به یک سفرِ شگفتانگیزِ فلسفی و تاریخی میبرد تا پرده از زندگی، اندیشهها و سرنوشتِ افسانهای و تراژیکِ او برداریم. با ما همراه باشید ...___اهمیت سهروردیبرای شروع بعنوان مقدمه جالب است بدانید که امروزه اندیشههای این شخصیت ۹۰۰ سالهی ایرانی، راه خود را به مهمترین دانشگاههای جهان (هاروارد و سوربن) هم باز کرده است و بهعنوان موضوعاتِ تخصصیِ پژوهشی و آموزشی در دپارتمانهای فلسفهی تطبیقی، مطالعاتِ شرقشناسی و فلسفهی اسلامی بررسی میشوند. همچنین اندیشههای او بهطور مستمر در قالبِ مقالاتِ علمی و پایاننامههای تخصصی در عالیترین سطحِ دکتری (Ph.D. Dissertations) در این دانشگاهها زیر ذرهبینِ اساتید و پژوهشگران قرار میگیرد.(پایان قسمت اول)گردآوری و تهیه:کانال فرهنگی مخفیگاه🔍 در قدمِ بعدی به بررسیِ سیستمِ فلسفیِ و جهان پررمز و راز سهروردی خواهیم پرداخت؛ این پست را برای علاقهمندان به فلسفه و تاریخ ارسال کنید تا شما نیز در شناساندنِ اساطیرِ خرد و فرهنگِ ایرانزمین به سایرین، سهیم باشید!کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
هان تا سر رشته خِرَد گم نکنی / خود را ز برای نیک و بد گم نکنیرهرو تویی و راه تویی، منزل تو / هشدار که راه خود، به خود، گم نکنیمنتسب به #سهرودری___+ بمناسبت هشتم مرداد ماه: بزرگداشت شهاب الدین سهروردی فیلسوف، شاعر و عارف شهیر ایرانی و بنیانگذار مکتب "حکمت اشراق"📸عکس: تندیس سهروردی در آرامگاه او. حلب، سوریهکانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
🐬@faramatniیک تصویر و تحلیل فرامتن از وضعیت امروز و آینده جنگ۱- چرا جنگ آغاز شد؟پس از قیام خونین ۱۸ و ۱۹ دی ماه و اعلام صریح ترامپ مبنی بر درراه بودن کمک به معترضان، زمینه برای مداخله آمریکا در ایران فراهم شده بود اما همچنان ترامپ با توجه به شعارهای صلح طلبانه اش، هنوز مردد بود تا اینکه نتانیاهو در دیدار آخرشان قبل از جنگ ، ضمن اعلام امکان سقوط نظام با ترور جمعی سران نظام و فرصت ایجاد شده برای ترورها در ۹ اسفند، عملا ترامپ را برای تغییر کم هزینه رژیم در ایران و تبدیل شدن به ریگان دوم وسوسه کرد. ۲- چرا پروژه تغییر نظام شکست خورد؟ پروژه تغییر نظام با وجود ترور بیش از ۷۰ شخصیت سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران و در راس آنها رهبر انقلاب، به دو دلیل ساده شکست خورد: الف: ناهماهنگی ترامپ و نتانیاهو برای انتخاب آلترناتیو ( ترامپ قالیباف را انتخاب کرده بود واسرائیل ، رضا پهلوی را)ب: عدم شناخت دقیق ترامپ از نقاط ضعف و قوت نظام جمهوری اسلامی ۳- دلایل اسرائیل برای انتخاب رضا پهلوی: اسرائیل به دنبال حل ریشه ای و همیشگی تهدیدات بر علیه موجودیت خویش است و از نظر نتانیاهو تداوم نظام جمهوری اسلامی با هر شکل و توسط هرکسی ( حتی اصلاح طلب ترین یا تکنوکرات ترین افراد) این تهدید را حفظ می کند. از سوی دیگر برآورد موساد این است که یک حس پشیمانی عمیق در جامعه از بابت ناسپاسی نسل گذشته به خدمات سلسله پهلوی وجود دارد که می توان نمودهای آن را در اعتراضات خیابانی و شعارهای کف خیابان مشاهده کرد. از نظر اسرائیل ، روی کار آمدن رضا پهلوی، به یکباره یک تهدید دائمی بزرگ را حذف و ایران را به یک پشتیبان بسیار قوی از اسرائیل تبدیل می کند و بنابراین ارزش آن را دارد که با هر هزینه انسانی و نظامی ، این اتفاق بیفتد. ۴- دلایل ترامپ برای انتخاب قالیباف: از نظر آمریکا و به ویژه ترامپ، قالیباف کم هزینه ترین و مطمئن ترین گزینه برای رفع خطرات و تهدیدات جمهوری اسلامی بر علیه منافع آمریکا و اسرائیل از طریق پیاده سازی روش ونزوئلایی تغییر رژیم در ایران است. برداشت ترامپ این است که تغییر کامل نظام می تواند منجر به جنگ داخلی و بروز دوره ای طولانی از بی ثباتی در ایران شود و بنابراین به شدت از گزینه تغییر رژیم پرهیز می کند. در عوض او اعتقاد دارد که یک تغییر ونزوئلایی و حاکم شدن قالیباف علاوه بر رساندن او به آرزوی دیرینه اش (تبدیل به منجی ایران)، به دلیل تسلط او بر هیات های مذهبی و نیز بخش بزرگی از بدنه نظامی کشور ، می تواند بتدریج به تغییر هویت نظام جمهوری اسلامی و هضم نظام در جامعه جهانی منجر شود. ۵- اما در این سوی هم دو سیاست کاملا متفاوت برای مواجهه با تهدید ترامپ و نتانیاهو و عبور از این بحران وجود دارد. رهبر جوان، سپاه و جبهه پایداری اعتقاد دارند که باید جنگ را آنقدر گسترش داد تا با توجه به تاب آوری پایین کشورهای عربی منطقه در حوزه امنیت و تاب آوری پایین مردم آمریکا و اروپا در حوزه بنزین ، ترامپ تسلیم خواسته های ایران به ویژه درخصوص کنترل تنگه هرمز شود. درعوض اصلاح طلبان ، دولت و طیف قالیباف اعتقاد دارند که می توان روی سادگی، بلاهت و خودشیفتگی ترامپ حساب کرد و با دادن وعده های سرخرمن، امضای توافقات مبهم و کش دادن مذاکرات، دوره ترامپ را بدون هزینه های سنگین نظیر نابودی زیرساخت ها به پایان رساند. از این منظر حالا که ترامپ ، وعده های دروغین پشت پرده قالیباف را باور کرده بهترین وقت برای فروش تغییر ونزوئلایی به ترامپ و عبور سالم و امن از این بحران است.۶- براساس تحلیل های پیشین ، پیش بینی من این است که جمهوری اسلامی ایران با توجه به اشراف کامل بر نقاط ضعف ترامپ ، دو گزینه را همزمان پیش خواهد برد: حمله های آشکار به منافع آمریکا و کشورهای عربی و وعده توافق جامع در پشت پرده تا زمان انتخابات کنگره ، با این روش آنها ترامپ را برای توافق تشنه نگه می دارند و خطر حمله به زیرساخت ها را به تعویق می اندازند تا درست دو سه روز قبل از انتخابات کنگره صراحتا اعلام کنند که توافقی وجود ندارد و ترامپ و جمهوری خواهان را به شکست کامل در انتخابات آبان ماه بکشانند. ۷- در آن سوی ماجرا هم ترامپ با مشورت های ونس، همچنان امیدوار به تغییر ونزوئلایی و تحقق وعده های کاملا وسوسه انگیز پشت پرده ی قالیباف خواهد ماند. لذا احتمالا محاصره ادامه خواهد یافت و برای جلوگیری از افزایش قیمت بنزین، ترامپ به همین حملات شل و سفت فعلا ادامه خواهد داد. نقطه تعادل دو طرف تا اطلاع ثانوی همین است. صد البته این وضعیت مطلوب اسرائیل هم هست.اما یک چیز می تواند این وضعیت را به هم بزند و احتمالا خواهد زد: اعتماد بیش از حد طرفین به کنترل و حسابگری طرف مقابل در حالی که آن پشت پرده و توسط بازیگران ثالث، اتفاقات عجیبی دارد می افتد. #انوش🐬@faramatni
🐬@faramatni#فلسفه▪️هیچ جامعهای یکشبه نسبت به رنج، خشونت یا بیعدالتی بیحس نمیشود.این اتفاق آرامآرام رخ میدهد؛وقتی چیزی که روزی غیرقابلتصور بود، آنقدر تکرار میشود که دیگر شگفتی برنمیانگیزد.هانا آرنت، فیلسوف سیاسی آلمانی، در گزارش خود از دادگاه آیشمن از مفهومی سخن گفت که بعدها با عنوان ابتذال شر شناخته شد.منظور او این نبود که شر کوچک یا بیاهمیت است؛بلکه هشدار میداد که گاهی بزرگترین فجایع، نه با هیولاها، بلکه با انسانهای عادیای رخ میدهند که کمکم توانایی قضاوت اخلاقی و پرسشگری را کنار میگذارند.خطر، فقط خود ظلم نیست.خطر آن لحظهای است که ظلم دیگر ما را متوقف نمیکند؛وقتی رنج دیگر خبر نیست، فقط بخشی از روزمرگی است.حفظ حساسیت اخلاقی، شاید یکی از دشوارترین مسئولیتهای هر انسان و هر جامعه باشد.#هانا_آرنت🐬@faramatni
🔻 سرزمینهای جداشده از ایران در ۵۰۰ سال گذشته@Irann_News_ir
🐬@faramatniهر آدمی به خودش بدهکاره که روی سلامتی جسم و روانش کار کنه، آدمهایی که به شکل دوست و آشنا وارد زندگی آدم میشن چه اونهایی که دوستای معمولی هستند و چه اونهایی که باهاشون در رابطه عاطفی هستیم، باید نقش شون بهبود زندگی آدم باشه، اگر اینطور نیست، ادامه رابطه خیانت به خود آدمه.گاهی تلنگر لازمه تا آدمها بفهمند هیچ چیز دائمی نیست، و آدم وقتی به خودش، وجدانش، عزت نفس و سلامتش بیش از همه چیز و همه کس متعهد باشه، انتخاب میکنه چطور روابط خودشو با دیگران تنظیم کنه.🐬@faramatni
🐬@faramatniزیبایی ماه به خودش نیست ، به جایی است که از آنجا ماه را تماشا می کنید و به کسی است که با او یا به یاد او.#انوش🐬@faramatni
با هر اذان صبح به گلدسته های شهرهر روز دیو فاجعه بیدار میشود.#بیداد_خراسانی@paradisePoem
🐬@faramatni نیکلاس نیلسون در متنی بینقص در فیسبوک، تفاوت بین افراد راستگرا و چپگرا را توضیح میدهد: «اگر یک فرد راستگرا همجنسگرا باشد، خب، آنطور است و اهمیتی به نظر دیگران نمیدهد. اگر یک چپگرا همجنسگرا باشد، خواستار تغییر قوانین میشود، علیه همه…چپ ها عادت دارند همه وفایع را با عینک ایدئولوژیک نگاه کنند. حتی فراتر ، همه چیز را ابزاری برای دستیابی به آرمان های ایدئولوژیک شان می کنند.در همین جام جهانی ، بازی مصر و آرژانتین رو که فقط یک بازی ساده ی فوتبال بود چپ ها تبدیل کردند به مبارزه اسرائیل و فلسطین ، و بعدش هم نتیجه گرفتند که همیشه اسرائیلی ها حق فلسطینی ها رو خورده اند ، بعد که آرژانتین بازی ها رو کامبک زد گفتند اصلا فیفا اسرائیلیه و کل جام جهانی امسال طراحی اسرائیله که آرژانتین رو قهرمان کنند. بعد که در فینال ، فیفا کاملا برخلاف رویه تمام تاریخ جامهای جهانی ، یک داور اروپایی رو برای بازی یک کشور اروپایی و آمریکای جنوبی در فینال گذاشت و اون داور هم کاملا به نفع اسپانیا قضاوت کرد و انزو فرناندز رو در نهایت بی عدالتی اخراج کرد و اسپانیا قهرمان شد ، همه شون خفه شدند. اما راست ها: راست ها مثل همیشه جام جهانی رو تماشا کردند و از بازیهای فوتبال لذت بردند. احتمالا تیم خیلیاشون هم قهرمان نشد. همبن#انوش
🐬@faramatniنیکلاس نیلسون در متنی بینقص در فیسبوک، تفاوت بین افراد راستگرا و چپگرا را توضیح میدهد:«اگر یک فرد راستگرا همجنسگرا باشد، خب، آنطور است و اهمیتی به نظر دیگران نمیدهد.اگر یک چپگرا همجنسگرا باشد، خواستار تغییر قوانین میشود، علیه همه و همهچیز اعتراض میکند و آن را به یک مبارزه سیاسی تبدیل میکند.اگر یک راستگرا گیاهخوار باشد، بهسادگی گوشت نمیخورد.اگر یک چپگرا گیاهخوار باشد، میخواهد گوشت را ممنوع کند، تولید غذا را متوقف کند و جلوی مزارع و مرغداریها اعتراض کند.اگر یک راستگرا از سلاح خوشش نیاید، هیچ نمیخرد.اگر یک چپگرا از سلاح خوشش نیاید، سعی میکند آنها را ممنوع کند، همه دیگران را از داشتن یکی بازدارد و از کسانی که دارند متنفر است.اگر یک راستگرا نگران آبوهوا باشد، کمتر پرواز میکند، اگر مناسب باشد با ماشین برقی رانندگی میکند و زبالههایش را تفکیک میکند.اگر یک چپگرا نگران آبوهوا باشد، میخواهد ماشینهای فسیلی، سفرهای هوایی و گوشت را برای همه دیگران ممنوع کند، جلوی کارخانهها اعتراض کند و از دولت بخواهد تغییر را اجبار کند.اگر یک راستگرا بخواهد به فرزندانش آموزش خوبی بدهد، به منطقهای با مدارس خوب نقل مکان میکند، یا مدرسه خصوصی انتخاب میکند یا خودش درگیر میشود.اگر یک چپگرا بخواهد به فرزندانش آموزش خوبی بدهد، خواستار پول بیشتر مالیاتی از همه است، نتایج برابر برای همه، ممنوعیت مدارس مستقل و اعتراض به هر گونه تفاوت.اگر یک راستگرا از شغل یا محل کارش شکایت کند... اصلاً این کار را نمیکند. شغل عوض میکند یا شرکت خودش را راه میاندازد.اگر یک چپگرا از شغلش شکایت کند – مشکل از رئیس، شرکت یا همکاران است. خواستار قرارداد جمعی، اعتصاب، تغییرات برای کل منطقه و اعتراض به شرکت است تا با او جور دربیاید.اگر یک راستگرا از مسکن یا اجارهاش ناراضی باشد، نقل مکان میکند، بازسازی میکند یا چیز دیگری میخرد.اگر یک چپگرا از مسکن یا اجارهاش ناراضی باشد، خواستار توقف اجاره، کمکهای بیشتر، مقررات برای همه و اعتراض به مالکان و سیاستمداران است.اگر یک راستگرا در یک تجارت یا سرمایهگذاری شکست بخورد، بلند میشود، خودش را تکان میدهد و فردا دوباره امتحان میکند.اگر یک چپگرا بیستوچهارم ماه پولش تمام شود، تقصیر را به گردن ثروتمندان میاندازد که خیلی دارند و باید بیشتر کمک کنند، به این که برد بختآزمایی هفته پیش به او نرسید و غر میزند که چقدر بدشانس است.اگر یک راستگرا این را ببیند – آن را برای چند دوست میفرستد تا با هم بخندند.اگر یک چپگرا این را ببیند – سعی میکند مخالفت کند، آن را حذف کند و مرا از فیسبوک پاک کند.»🐬@faramatni
🐬@faramatniچرا با اعدام مخالفم؟به دو دلیل بسیار ساده:۱- اعدام یعنی تاوان ابدی و بی بازگشت دادن به جرمی که حتی در بالاترین حدش که قتل باشد ، محصول هیجانات آنی است نه ابدی. درحقیقت ما با صدور حکم اعدام به جرمی که در لحظه و تحت رفتارهای هیجانی اتفاق می افتد ، تاوان ابدی می دهیم و این دور از عدالت است. با این حساب صرفا اعدام را میتوان برای قاتلین سریالی مجاز دانست و لاغیر.۲- برخلاف تصور علما و روحانیون عظام، اعدام هرگز بازدارندگی ایجاد نمی کند ، که اگر می کرد بعد از دی ۹۶، آبان ۹۸ و جنبش مهسا و قیام دی ماه اتفاق نمی افتاد. ( این را در حوزه جرائم سیاسی گفتم). جرائم عمومی هم که دیگر بی نیاز از توضیح است. هر ساله دهها قاچاقچی مواد مخدر اعدام می شوند و هرگز این اعدام ها باعث کاهش جرم نگردیده است. دلیلش این است که خاستگاه آن جرمها جایی دیگر است و بالطبع پیشگیری و بازدارندگی هم باید در همان خاستگاه اتفاق بیفتد نه در حوزه صدور احکام. لذا عمیقا بر این اعتقادم (به واسطه انبوه تحقیقات و نظریات روانشناسی) که اعدام نه تنها باعث کاهش جرم نمی شود بلکه برعکس، خشونت را به طرز بی سابقه ای افزایش می دهد. به حدی بی سابقه که باید نگران آینده ای بود که قرار است خشم انباشته ی حاصل از این خشونت ها ، فوران کند.#انوش🐬@faramatni
🐬@faramatniمن مردمت بودم نجیب و قانع و مایوس تو کشورم بودی قشنگ و تلخ و بحرانی من حافظ هر ذره از خاک تنت بودم تو پاسدارِ باغ سیبِ سرخ لبنانی پیراهنت را پرچمم کردم ولی کُشتیعشقی که در من تا دل خط مقدم رفتآغوشِ بازت را نثار این و آن کردیعمر من اما پای خدمت زیر پرچم رفت از دشمنان گفتی و باور کردمت، افسوس خوش باوران قربانیان خنجر از پشتندمومن به سنگرگاه امن شانه ات بودم ایمان من را دشمنان فرضیات کشتند از آن دو چاه نفت چشمت، آن دو جنگ افروز خاکسترِ صدها قشون میریزد از تاریخدر خاورِ ظلمت چهل سال است بیوقفه با خنجر عشق تو خون میریزد از تاریخ از آشیان سینهات پر دادیام ای عشق بسته است بغضی بی امان راه گلویم را قوها فقط هنگام مرگ آواز میخوانندمیآیم و سر میدهم آواز قویم را#رویا_ابراهیمی🐬@faramatni
فیلم: مادر (۱۳۶۸) کارگردان: #علی_حاتمیبا بازی #اکبر_عبدی«مادر» روایتی از حافظه است وجودی که به گذشته جان میدهد خاطره ها از گوشه و کنار خانه بیرون میآیند و هر یک ازفرزندان بخشی از تاریخ خانواده را به یاد میآورند.اکبر عبدی در نقش غلامرضا یکی از صمیمیترین و ماندگارترین شخصیتهای این فیلم را خلق میکند؛ شخصیتی که با سادگی و مهرش یادآور این حقیقت است که حافظهٔ یک خانواده فقط در عکسها و اسناد باقی نمیماند بلکه در آدمها، رفتارها ولحظه های کوچک زندگی ادامه پیدا میکند.به یاد اکبر عبدی و همۀ هنرمندانی که بخشی از حافظه جمعی مارا ساخته اند...@paradisePoem
📎سهم ماکان از ایراناز ماکان نصیری، دانشآموز مینابی، هیچ اثری پیدا نشد؛ هیچ.. سهم او از ایران قبری خالی شد.در قلب ما، #کیان_پیرفلک و #ماکان_نصیری کنار هم خواهند ماند. فرزندان بیگناه ایران که سهمشان از زندگی دزدیده شد؛ چپاول شد و همه قربانیان یک ملتاند.با یک چشم بر جانباختگان دیماه میگرییم و با چشمی دیگر برای ماکانها؛ مظلومترین قربانیان این جنگ.اگر در تمام این سالها اجازه داشتیم فقط یک آرزو کنیم، آن تک آرزو این بود که خون مردم ایران نریزد. اما افسوس که نشد؛ نتوانستیم. زورمان نرسید. از دست ما کاری برنمیآمد. حتی نمیتوانیم بگوییم چرا کاری از ما برنیامد. همیشه ته دلم یک بارقهی امیدی داشتم که شاید کار ایران و هموطنانم به اینجا نکشد. اما نشد. و امروز صبح را با خبر اعدام شروع میکنیم و روز را با خبرهای جانکاه و تماشای ویدئوهای جانکاه میگذرانیم، چه سوگواران دی و چه مادران میناب. من در سوگ بسیاری نوشتهام؛ از نیکا و سارینا تا بیشماران دی. چشمهای ماکان را فراموش نخواهیم کرد، همانطور که چشمهای نیکا را فراموش نکردیم.اما ما یک ایران خوش به نسلهای بعد بدهکاریم؛ هر چند نسلهای قبل یک زندگی خوش به ما بدهکار ماندند. ما اما بدهکار نمیمانیم. از فردایمان بیخبریم، اما خدا میداند که آرزویی جز این نداریم که ایران رنگ آرامش ببیند. پیش پایمان گرداب است و پشت سرمان طوفان. بر من ببخشایید اگر از بیان حق مطلب ناتوانم. ایکاش پیش از مردن حتی برای یکبار که شده، فرصتی بیابم تا یک دل سیر حرف بزنم. اما با همهی لکنتها باید یادآوری میکردم، ماکان -این نماد قربانیان بیگناه- حقی دارد، فارغ از کشمکش سیاسی؛ فارغ از مصادره و فراموشی؛ فارغ از هر چیزی که بوی سیاست بدهد.#مهدی_تدینی
شاید کمتر کسی بدونه که اولین حضور جدی #اکبر_عبدی در تلویزیون از همین مجموعه شروع شد ،البته او قبل از آن از سال ۱۳۵۸ در نمایشهای آماتوری و تئاتر کودک فعالیت میکرد و همان اجراها کم کم راهش را به تلویزیون باز کردند خود اکبر عبدی هم در یکی از گفتگو هایش گفته بود من کارم را با تئاتر کودک شروع کردم؛ بعد هم که وارد تلویزیون شدم باز هم در ژانر کودک کار کردم؛ آثاری مثل محله برو بیا و محله بهداشت.»«محله برو «بیا سکوی پرتاب او شد؛ مجموعه ای که استعداد کم نظیرش را برای اولین بار به میلیونها بیننده معرفی کرد و خیلی زود نامش را سر زبانها انداخت خیلیها هنوز هم معتقدند محبوبیت اکبر عبدی از همین مجموعه آغاز شد و بعد ازآن بود که مسیرش به سینما و نقشهای ماندگار باز شد.اما موفقیت محله بروبيا فقط به معرفی یک ستاره ختم نشد. این مجموعه که در سال ۱۳۶۱ به کارگردانی داریوش مودبیان و نویسندگیحسین فردرو وبیژن بیرنگ ساخته شد و از سال ۱۳۶۲ روی آنتن رفت به یکی از موفق ترین و ماندگارترین برنامه های کودک دهه ۶۰ تبدیل شد استقبال گسترده از آن باعث شد سازندگانش یک سال بعد مجموعه ی محله بهداشت را با همان حال وهوا و شخصیتهای محبوب تولید کنند.