تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 01:38 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
ارتباط از طریق@shey123
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 10 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
«زندگیِ من سرشار از بدبختیهای وحشتناکی بوده که هرگز رخ ندادهاند.» میشل دو مونتنیچندی پیش این جمله را در میان جملاتِ قصار از فلاسفه دیدم و با خودم گفتم: مگر ممکن است کسی از بدبختیهایی سخن بگوید که هرگز اتفاق نیفتادهاند؟بیشتر که به آن اندیشیدم، متوجه شدم که ما انسانها معمولاً زندگی را نه با بیشمار اتفاقهای ناگواری که میتوانستند رخ دهند اما هرگز رخ ندادند، بلکه با دردها و مصیبتهایی که واقعاً تجربه کردهایم، قضاوت میکنیم. ذهن ما بیشتر آنچه را از دست دادهایم به خاطر میسپارد و همین باعث میشود بسیاری از نعمتها آنقدر عادی شوند که دیگر به چشم نیایند.واقعیت این است که رنجهایی که ممکن است یک انسان در طول زندگی با آنها روبهرو شود، تقریباً بیشمارند. هر انسانی، هر اندازه هم که درد کشیده باشد، هنوز از بیشمار رنج دیگر در امان مانده است.کافی است فقط به بدن خودمان فکر کنیم. اختلال در عملکرد هر یک از اندامها، عصبها، مفصلها یا میلیاردها سلول بدن میتواند زندگی را برای ساعتها، روزها، ماهها یا حتی سالها دگرگون کند. بااینحال، بیشتر ما هر روز از خواب برمیخیزیم، نفس میکشیم، راه میرویم، میبینیم، می شنویم، فکر میکنیم و دهها کار دیگر انجام میدهیم، بیآنکه لحظهای به این بیندیشیم که هر یک از این تواناییها حاصل کارکرد هماهنگ میلیونها سلول است و هر لحظه ممکن است در اثر اختلال در بخشی از این سامانه از ما گرفته شود.اگر لحظهای به بیماریهایی که هرگز نگرفتیم، تصادفهایی که رخ نداد، آتشی که خانهمان را نسوزاند، گلولهای که هرگز به سوی ما شلیک نشد، آزارهای جنسی که هرگز بر ما نرفت، خیانتهایی که هرگز تجربه نکردیم و حتی تصمیمهای اشتباهی که هرگز نگرفتیم بیندیشیم، شاید دریابیم که بخش بزرگی از کیفیت زندگی ما، حاصل بیشمار مصیبتهایی است که هرگز به سراغمان نیامدهاند.اما این نگاه، به هیچوجه به معنای پذیرفتن رنج یا سکوت در برابر بیعدالتی نیست. فقر، تبعیض، استبداد، جنگ و ستم واقعیتهایی هستند که باید دیده شوند و برای کاهش آنها باید کوشید. مبارزه برای کاستن از رنجهای قابل پیشگیری، مسئولیت ماست. اما توجه به این نکته نیز لازمست که آرامش روان، گاهی از به یاد آوردن رنجهای بیشماری حاصل میشود که هرگز به سراغمان نیامدهاند.همین که هنوز میتوانیم این سطرها را بنویسیم، بخوانیم و دربارهشان بیندیشیم، خود گویاترین گواه بر درستی سخن مونتنی است.آری، شاید زندگیِ ما بیش از آنکه وامدار خوشبختیهای تجربهشده باشد، وامدار بدبختیهای وحشتناکی باشد که هرگز رخ ندادهاند.@essarat🌹🌹🌹
در مصاحبهٔ زیر با عنوان «پنجاه سال آینده»، یووال نوح هراری یکی از مهمترین چالشهای عصر هوش مصنوعی را مطرح میکند.به اعتقاد او، با گسترش هوش مصنوعی، «هوش» دیگر ویژگی کمیابی نخواهد بود و در نتیجه مزیت اصلی انسان نیز نخواهد بود. آنچه در آینده ارزش بیشتری خواهد یافت، خِرَد است؛ زیرا اگر هوش توانایی حل مسئله باشد، خِرَد توانایی تشخیص این است که کدام مسئله ارزش حل کردن دارد، چه پرسشهایی باید مطرح شوند و چگونه باید از قدرتی که در اختیار داریم بهدرستی استفاده کنیم.اما این تنها موضوع مصاحبه نیست. هراری در بخشهای دیگر، از رابطهٔ روزافزون نوجوانان و جوانان با هوش مصنوعی سخن میگوید؛ از اینکه چگونه هوش مصنوعی برای بسیاری به دوست، مشاور و حتی شریک عاطفی تبدیل میشود و این تحول چه پیامدهایی برای روابط انسانی خواهد داشت. او همچنین توضیح میدهد که چرا دروغها و روایتهای ساختگی معمولاً سریعتر از حقیقت منتشر میشوند، چرا شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی این روند را تشدید میکنند، و چرا با وجود افزایش روزافزون اطلاعات، رسیدن به حقیقت آسانتر نشده است.شما را به شنیدن این گفتوگو، که بیش از آنکه دربارهٔ فناوری باشد، دربارهٔ آیندهٔ انسان است دعوت می کنم، آیندهای که در آن، شاید مهمترین پرسش این نباشد که هوش مصنوعی قادر به انجام چه کارهایی خواهد بود، بلکه این باشد که انسان چه ویژگیهایی را باید در خود پرورش دهد تا همچنان نقشی تعیینکننده در آینده داشته باشد.@essarat🌹🌹🌹https://youtu.be/_V_ed5fuexA?si=K1yMnD_My2waIkit
امروز، در فایلهای قدیمی کامپیوترم به دنبال مطلبی میگشتم که چشمم به مقدمهٔ کتاب «ما چرا چنین شدیم؟» افتاد؛ کتابی که نگارش آن را یک سال پس از ورودم به استرالیا، در سال ۱۹۹۳، آغاز کردم و سرانجام در سال ۲۰۰۰ در سیدنی به چاپ رساندم.با کنجکاوی آن را دوباره خواندم و احساس کردم گویی این متن نه بیش از سه دهه پیش، بلکه همین امروز نوشته شده است. بسیاری از پرسشها و دغدغههایی که آن روزها ذهنم را مشغول کرده بود، همچنان آشنا و زنده به نظر میرسد؛ گویی هنوز در همان نقطه ایستادهایم و در مداری بسته به دور خود میچرخیم.به همین دلیل تصمیم گرفتم آن مقدمه را، بدون هیچ تغییری، با شما به اشتراک بگذارم و از شما بپرسم: به نظر شما، آیا ویژگیهای فرهنگیای که بیش از سه دهه پیش دربارهشان نوشتم، امروز تغییری کردهاند؟@essarat🌹🌹🌹
تقدس بخشیدن به هنرمندان، همانقدر خطرناک است که محکوم کردن آثار هنری آنان، صرفاً به دلیل اختلافنظرهای سیاسی. هنرمندان نیز انساناند؛ با تواناییها، خطاها و مسئولیتهای خود. احترام به هنر، به معنای چشمپوشی از کاستیهای اخلاقی هنرمند نیست، و نقد رفتار یک هنرمند نیز الزاماً به معنای انکار ارزش آثار او نیست. بلوغ فرهنگی در این است که بتوانیم میان ارزش یک اثر هنری و مسئولیت اخلاقی صاحب آن تمایز قائل شویم.گفتاری با عنوان: آیا جامعه به هنرمندان بدهکار است؟از سلسله گفتارهای آوای فلسفه در رابطه با حواشی حادثه فوت اکبر عبدی.https://t.me/sound_of_philosophy/393
داستان عبرتانگیزِ چراییِ سقوط سلطان سنجر از زبان خودش...📚اندیشه ورزیhttps://t.me/andishe_varzi1334
آنچه که در باره هوش مصنوعی باید بدانیم:بخش پایانیبرای ورود به دنیای هوش مصنوعی شرایط خاصی لازمست و یا هزینه ای باید پرداخت؟ خیر، شما نه لازمست تخصصی داشته باشید و نه هزینه ای بپردازید.فقط کافی است تصمیم بگیرید که از امروز، یادگیری را به بخشی از زندگی روزمره خود تبدیل کنید.با یکی از ابزارهای هوش مصنوعی کار کنید. از آن سؤال بپرسید، از آن بخواهید مطلبی را توضیح دهد، متنی را خلاصه کند یا در حل یک مسئله به شما کمک کند.یاد بگیرید چگونه سؤالهای دقیق و روشن بپرسید؛ زیرا کیفیت پاسخها، تا حد زیادی به کیفیت پرسشهای ما بستگی دارد.در شغل و تخصص خود به دنبال کاربردهای هوش مصنوعی بگردید و از خود بپرسید: این فناوری چگونه میتواند کار مرا بهتر، سریعتر و دقیقتر انجام دهد؟اما در کنار یادگیری این ابزارها، موضوع مهمتری نیز وجود دارد.برخی از هوش مصنوعی میترسند و آن را تهدیدی برای آینده بشر میدانند. برخی دیگر آن را بزرگترین فرصت تاریخ انسان میشمارند.واقعیت احتمالاً میان این دو دیدگاه قرار دارد.هوش مصنوعی، مانند برق، اینترنت یا هر فناوری بزرگ دیگر، ذاتاً نه خوب است و نه بد. این شیوه استفاده ما از آن است که نتایجش را تعیین میکند.با استفاده درست از آن میتوان بیماریها را سریعتر تشخیص داد، آموزش را گسترش داد، پژوهش را شتاب بخشید و کیفیت زندگی میلیونها انسان را بهبود داد.اما اگر بدون آگاهی، اخلاق و مسئولیتپذیری از آن استفاده شود، میتواند به ابزاری برای انتشار اطلاعات نادرست، فریب، تبعیض یا سوءاستفاده تبدیل شود.به همین دلیل، آینده فقط به پیشرفت هوش مصنوعی بستگی ندارد؛ به رشد انسان نیز بستگی دارد.شاید مهمترین تغییر آینده این باشد که دیگر داشتن اطلاعات، بزرگترین مزیت انسان نخواهد بود؛ زیرا اطلاعات در اختیار همه، و البته در اختیار هوش مصنوعی نیز خواهد بود.آنچه انسانها را از یکدیگر متمایز خواهد کرد، قدرت اندیشیدن، خلاقیت، تفکر انتقادی، توانایی حل مسئله، برقراری ارتباط، همکاری با دیگران، یادگیری مداوم و پایبندی به اصول اخلاقی است.هوش مصنوعی میتواند پاسخهای فراوانی در اختیار ما بگذارد، اما هنوز این انسان است که باید سؤال درست را بپرسد، پاسخها را ارزیابی کند و مسئولیت تصمیم نهایی را بپذیرد.شاید مهمترین سرمایه آینده، نه پول باشد، نه مدرک دانشگاهی و نه حتی شغل؛ بلکه ذهنی باشد که کنجکاو بماند، از یاد گرفتن دست نکشد و بتواند خود را با تغییرات هماهنگ کند.این مجموعه با یک پیام ساده به پایان میرسد:آینده متعلق به کسانی نیست که از هوش مصنوعی میترسند، و نه حتی به کسانی که صرفاً آن را تحسین میکنند. آینده متعلق به کسانی است که آن را میشناسند، خردمندانه از آن استفاده میکنند و در کنار آن، انسان بودن را فراموش نمیکنند.منبع: هوش مصنوعی!بخش اول بخش دومبخش سومبخش چهارم@essarat🌹🌹🌹
آنچه که باید در باره هوش مصنوعی بدانیمبخش چهارمبا حضور هوش مصنوعی در زندگی، نقش ما انسان ها چه خواهد بود؟وقتی برق اختراع شد، در ابتدا فقط یک فناوری جدید به نظر میرسید، اما امروز زندگی بدون آن تقریباً غیرممکن است.اینترنت نیز روزی وسیلهای برای ارسال چند ایمیل و جستوجوی اطلاعات بود، اما اکنون تقریباً همه جنبههای زندگی ما به آن وابسته است.بسیاری از متخصصان معتقدند هوش مصنوعی نیز در همین مسیر حرکت میکند.امروز از آن برای نوشتن، ترجمه، طراحی، برنامهنویسی یا تحلیل اطلاعات استفاده میکنیم، اما در آینده احتمالاً تقریباً همه خدماتی که هر روز با آنها سروکار داریم، به نوعی از هوش مصنوعی بهره خواهند برد.هنگام مراجعه به پزشک، انجام امور بانکی، خرید، سفر، آموزش، دریافت خدمات دولتی و حتی استفاده از وسایل خانه، ممکن است هوش مصنوعی در پشت صحنه در حال کمک به تصمیمگیری باشد، بیآنکه متوجه حضورش شویم.همانگونه که امروز هنگام روشن کردن چراغ به وجود برق فکر نمیکنیم، چند سال دیگر نیز شاید هنگام استفاده از بسیاری از خدمات، دیگر به حضور هوش مصنوعی فکر نکنیم؛ زیرا به بخشی عادی از زندگی تبدیل خواهد شد.اما همین واقعیت، پرسش مهمتری را پیش روی ما قرار میدهد:اگر هوش مصنوعی در همهجا حضور داشته باشد و بسیاری از کارها را انجام دهد، نقش انسان چه خواهد بود؟هوش مصنوعی میتواند اطلاعات را با سرعتی شگفتانگیز پردازش کند، اما هنوز نمیتواند مانند یک انسان عشق بورزد، همدلی کند، مسئولیت اخلاقی بپذیرد، معنای رنج را درک کند یا میان ارزشهای متضاد، انتخابی اخلاقی انجام دهد.دانش را میتوان تا حد زیادی به ماشین سپرد، اما خِرَد، وجدان و مسئولیتپذیری همچنان به انسان تعلق دارند.هوش مصنوعی میتواند پیشنهادهای فراوانی ارائه دهد، اما این انسان است که باید تصمیم بگیرد کدام پیشنهاد درست، عادلانه و به سود جامعه است.شاید در آینده، ارزشمندترین انسانها کسانی نباشند که بیشترین اطلاعات را در ذهن خود ذخیره کردهاند، بلکه کسانی باشند که بتوانند از هوش مصنوعی برای حل مشکلات، کمک به دیگران و ساختن دنیایی بهتر استفاده کنند.بنابراین، آینده فقط به این بستگی ندارد که هوش مصنوعی چه اندازه هوشمند میشود؛ بلکه به این بستگی دارد که انسانها چه اندازه خردمند، مسئول و اخلاقمدار باقی میمانند.شاید بزرگترین وظیفه ما این نباشد که با هوش مصنوعی رقابت کنیم، بلکه این باشد که ویژگیهایی را در خود پرورش دهیم که هیچ ماشینی نمیتواند جای آنها را بگیرد: انسانیت، وجدان، همدلی، مسئولیتپذیری، خلاقیت و خِرَد.بخش اولبخش دومبخش سوم@essarat🌹🌹🌹
آنچه که باید در باره هوش مصنوعی بدانیم:بخش سومچرا شرکتها و نظام آموزشی از هوش مصنوعی استفاده می کنند؟بسیاری تصور میکنند شرکتها فقط برای کاهش تعداد کارکنان خود از هوش مصنوعی استفاده میکنند، اما این تنها بخشی از واقعیت است.هدف اصلی بیشتر شرکتها، افزایش بهرهوری است.امروز، فردی که از هوش مصنوعی بهخوبی استفاده میکند، میتواند کاری را انجام دهد که تا چند سال پیش به چند نفر یا چند روز زمان نیاز داشت.تهیه گزارش، تحلیل اطلاعات، پاسخ به مشتریان، ترجمه، طراحی، برنامهنویسی، تولید محتوا و دهها کار دیگر، اکنون سریعتر و دقیقتر از گذشته انجام میشوند.به همین دلیل، رقابت آینده بیش از آنکه میان انسان و هوش مصنوعی باشد، میان انسانی که از هوش مصنوعی استفاده میکند و انسانی که از آن استفاده نمیکند خواهد بود.اما این تحول، فقط شرکتها را تغییر نمیدهد؛ مدارس و دانشگاهها نیز ناگزیر از تغییر خواهند بود.اگر هوش مصنوعی بتواند در چند ثانیه به بسیاری از پرسشها پاسخ دهد، مقاله بنویسد، ترجمه کند، برنامهنویسی انجام دهد و در حل مسائل علمی کمک کند، آیا روش آموزش ما نیز نباید دگرگون شود؟سالهاست که در بسیاری از مدارس و دانشگاهها، تأکید اصلی بر حفظ کردن اطلاعات بوده است. اما در دنیایی که اطلاعات بهآسانی در دسترس همه قرار دارد، ارزش انسان دیگر در «حفظ کردن اطلاعات» نیست.ارزش انسان در این است که پرسشهای درست بپرسد، درست بیندیشد، اطلاعات را ارزیابی کند، درست را از نادرست تشخیص دهد و از دانش برای حل مسائل واقعی استفاده کند.شاید در آینده، موفقترین دانشآموزان و دانشجویان کسانی نباشند که بیشترین مطالب را حفظ کردهاند، بلکه کسانی باشند که بهتر فکر میکنند، بهتر یاد میگیرند و بهتر با هوش مصنوعی همکاری میکنند.بنابراین، مدرسه و دانشگاه بیاهمیت نخواهند شد؛ آنچه تغییر میکند، هدف آموزش است.شاید مهمترین وظیفه نظام آموزشی آینده، تربیت انسانهایی باشد که بتوانند با تغییرات مداوم سازگار شوند، نه اینکه فقط برای انجام یک شغل مشخص آماده شوند.این تحول از هماکنون آغاز شده است و هرچه زودتر آن را بپذیریم، آمادگی بیشتری برای آینده خواهیم داشت.بخش اول بخش دوم @essarat🌹🌹🌹
آنچه که باید در باره هوش مصنوعی بدانیم:بخش دومهوش مصنوعی کدام مشاغل را تغییر خواهند داد و چگونه باید برای آن آماده شویم؟اگر فکر میکنید فقط کارگران یا کارمندان ساده تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار میگیرند، باید بگویم موضوع به این سادگی نیست.هوش مصنوعی به مدرک تحصیلی یا عنوان شغلی توجهی ندارد؛ به نوع کار توجه میکند.هر شغلی که بخش بزرگی از آن شامل کارهای تکراری، پردازش اطلاعات، تهیه گزارش، نوشتن، ترجمه، پاسخ به پرسشها، تحلیل دادهها یا تصمیمگیری بر اساس الگوهای مشخص باشد، بیش از دیگران در معرض تغییر قرار دارد.اما کارهایی که به خلاقیت، نوآوری، قضاوت انسانی، ارتباط مؤثر، همدلی، رهبری، مسئولیتپذیری و تصمیمگیری در شرایط پیچیده نیاز دارند، همچنان به انسان وابسته خواهند بود؛ هرچند هوش مصنوعی در انجام آنها نیز به یک دستیار قدرتمند تبدیل خواهد شد.بنابراین آینده به دو گروه «شغلهای باقیمانده» و «شغلهای حذفشده» تقسیم نمیشود؛ واقعیت این است که اکثریتی از مشاغل تغییر خواهند کرد.اما پرسش مهمتر این است که:آیا ما نیز همراه با شغل خود تغییر خواهیم کرد؟در گذشته، اگر کسی حرفهای میآموخت، ممکن بود تا پایان عمر با همان دانش کار کند. امروز دیگر چنین نیست.سرعت پیشرفت هوش مصنوعی به اندازهای زیاد است که دانشی که امروز آموختهایم، ممکن است چند سال یا حتی چند ماه بعد کافی نباشد.از این پس، مهمترین مزیت انسان، آنچه امروز میداند نیست؛ توانایی او برای یاد گرفتن، سازگار شدن با تغییرات و آموختن دوباره است.خبر خوب این است که برای استفاده از هوش مصنوعی لازم نیست برنامهنویس باشید یا متخصص کامپیوتر.همانطور که برای رانندگی لازم نیست مکانیک خودرو باشید، برای بهرهگیری از هوش مصنوعی هم لازم نیست بدانید این فناوری چگونه ساخته شده است. کافی است یاد بگیرید چگونه از آن بهدرستی استفاده کنید.در آینده، کسانی موفقتر خواهند بود که ذهنی کنجکاو، انعطافپذیر و آماده یادگیری داشته باشند؛ صرفنظر از سن، شغل یا مدرک تحصیلی.شاید بزرگترین خطر، خودِ هوش مصنوعی نباشد؛ بلکه این باشد که تصور کنیم هنوز میتوان با روشهای دیروز، در دنیای فردا زندگی و کار کرد.بخش اول@essarat🌹🌹🌹
آنچه که باید در باره هوش مصنوعی بدانیم:بخش اولاگر نمیخواهیم هوش مصنوعی در آینده غافلگیرمان کند، باید از امروز آن را بشناسیم.بیشتر ما هنوز هوش مصنوعی را وسیلهای برای پرسیدن چند سؤال، نوشتن یک متن یا ساختن چند تصویر میدانیم. اما واقعیت این است که آنچه امروز میبینیم، تنها آغاز راه است.جهان در آستانه تحولی قرار گرفته که بسیاری از متخصصان آن را با انقلاب صنعتی مقایسه میکنند؛ با این تفاوت که این بار، سرعت تغییر چندین برابر بیشتر است.در ده سال آینده، روش کار کردن، یاد گرفتن، درمان شدن، خرید کردن، تولید کردن و حتی تصمیمگیری ما دگرگون خواهد شد. بسیاری از کارهایی که امروز فقط انسان انجام میدهد، به هوش مصنوعی سپرده میشود.این اتفاق از همین امروز آغاز شده است.شاید مهمترین پرسشی که این روزها ذهن بسیاری از مردم را مشغول کرده، این باشد:«آیا هوش مصنوعی شغل مرا خواهد گرفت؟»پاسخ کوتاه این است:نه همیشه؛ اما تقریباً اکثر مشاغل را تغییر خواهد داد.در گذشته، ماشینها بیشتر جای نیروی بدنی را می گرفتند، اما امروزه هوش مصنوعی میتواند بخشی از کارهای فکری را نیز انجام دهد؛ از نوشتن و ترجمه گرفته تا برنامهنویسی، طراحی، تحلیل دادهها و حتی کمک به پزشکان، وکلا، مهندسان و مدیران.اما یک نکته مهم را نباید فراموش کرد:هوش مصنوعی معمولاً جای انسانها را نمیگیرد؛ بیشتر اوقات جای روشهای قدیمی کار کردن را میگیرد.کسی که یاد بگیرد چگونه از هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار استفاده کند، معمولاً سریعتر، دقیقتر و مؤثرتر از گذشته کار خواهد کرد. اما کسی که آن را نادیده بگیرد، ممکن است در رقابت با افرادی که از این فناوری بهره میبرند، عقب بماند.بنابراین، سؤال اصلی این نیست که:«آیا هوش مصنوعی شغل مرا میگیرد؟»بلکه این است:«آیا من برای کار کردن در کنار هوش مصنوعی آماده هستم؟»هدف از این مجموعه، نوشتارهای کوتاه، ایجاد ترس نیست. هدف این است که با آگاهی، خود را برای آینده آماده کنیم؛ آیندهای که دیر یا زود به زندگی همه ما خواهد رسید.@essarat🌹🌹🌹