تقدس بخشیدن به هنرمندان، همانقدر خطرناک است که محکوم کردن آثار هنری آنان، صرفاً به دلیل اختلافنظر…
انتشار: 2026/07/31 09:07 UTCدریافت: 2026/08/15 01:38 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:38 UTC
تقدس بخشیدن به هنرمندان، همانقدر خطرناک است که محکوم کردن آثار هنری آنان، صرفاً به دلیل اختلافنظرهای سیاسی. هنرمندان نیز انساناند؛ با تواناییها، خطاها و مسئولیتهای خود. احترام به هنر، به معنای چشمپوشی از کاستیهای اخلاقی هنرمند نیست، و نقد رفتار یک هنرمند نیز الزاماً به معنای انکار ارزش آثار او نیست. بلوغ فرهنگی در این است که بتوانیم میان ارزش یک اثر هنری و مسئولیت اخلاقی صاحب آن تمایز قائل شویم.گفتاری با عنوان: آیا جامعه به هنرمندان بدهکار است؟از سلسله گفتارهای آوای فلسفه در رابطه با حواشی حادثه فوت اکبر عبدی.t.me/sound_of_philosophy/393
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 2 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — ﺩﺭ اﺳﺎﺭﺕ ﻓﺮﻫﻨﮓ
«زندگیِ من سرشار از بدبختیهای وحشتناکی بوده که هرگز رخ ندادهاند.» میشل دو مونتنیچندی پیش این جمله را در میان جملاتِ قصار از فلاسفه دیدم و با خودم گفتم: مگر ممکن است کسی از بدبختیهایی سخن بگوید که هرگز اتفاق نیفتادهاند؟بیشتر که به آن اندیشیدم، متوجه شدم که ما انسانها معمولاً زندگی را نه با بیشمار اتفاقهای ناگواری که میتوانستند رخ دهند اما هرگز رخ ندادند، بلکه با دردها و مصیبتهایی که واقعاً تجربه کردهایم، قضاوت میکنیم. ذهن ما بیشتر آنچه را از دست دادهایم به خاطر میسپارد و همین باعث میشود بسیاری از نعمتها آنقدر عادی شوند که دیگر به چشم نیایند.واقعیت این است که رنجهایی که ممکن است یک انسان در طول زندگی با آنها روبهرو شود، تقریباً بیشمارند. هر انسانی، هر اندازه هم که درد کشیده باشد، هنوز از بیشمار رنج دیگر در امان مانده است.کافی است فقط به بدن خودمان فکر کنیم. اختلال در عملکرد هر یک از اندامها، عصبها، مفصلها یا میلیاردها سلول بدن میتواند زندگی را برای ساعتها، روزها، ماهها یا حتی سالها دگرگون کند. بااینحال، بیشتر ما هر روز از خواب برمیخیزیم، نفس میکشیم، راه میرویم، میبینیم، می شنویم، فکر میکنیم و دهها کار دیگر انجام میدهیم، بیآنکه لحظهای به این بیندیشیم که هر یک از این تواناییها حاصل کارکرد هماهنگ میلیونها سلول است و هر لحظه ممکن است در اثر اختلال در بخشی از این سامانه از ما گرفته شود.اگر لحظهای به بیماریهایی که هرگز نگرفتیم، تصادفهایی که رخ نداد، آتشی که خانهمان را نسوزاند، گلولهای که هرگز به سوی ما شلیک نشد، آزارهای جنسی که هرگز بر ما نرفت، خیانتهایی که هرگز تجربه نکردیم و حتی تصمیمهای اشتباهی که هرگز نگرفتیم بیندیشیم، شاید دریابیم که بخش بزرگی از کیفیت زندگی ما، حاصل بیشمار مصیبتهایی است که هرگز به سراغمان نیامدهاند.اما این نگاه، به هیچوجه به معنای پذیرفتن رنج یا سکوت در برابر بیعدالتی نیست. فقر، تبعیض، استبداد، جنگ و ستم واقعیتهایی هستند که باید دیده شوند و برای کاهش آنها باید کوشید. مبارزه برای کاستن از رنجهای قابل پیشگیری، مسئولیت ماست. اما توجه به این نکته نیز لازمست که آرامش روان، گاهی از به یاد آوردن رنجهای بیشماری حاصل میشود که هرگز به سراغمان نیامدهاند.همین که هنوز میتوانیم این سطرها را بنویسیم، بخوانیم و دربارهشان بیندیشیم، خود گویاترین گواه بر درستی سخن مونتنی است.آری، شاید زندگیِ ما بیش از آنکه وامدار خوشبختیهای تجربهشده باشد، وامدار بدبختیهای وحشتناکی باشد که هرگز رخ ندادهاند.@essarat🌹🌹🌹
در مصاحبهٔ زیر با عنوان «پنجاه سال آینده»، یووال نوح هراری یکی از مهمترین چالشهای عصر هوش مصنوعی را مطرح میکند.به اعتقاد او، با گسترش هوش مصنوعی، «هوش» دیگر ویژگی کمیابی نخواهد بود و در نتیجه مزیت اصلی انسان نیز نخواهد بود. آنچه در آینده ارزش بیشتری خواهد یافت، خِرَد است؛ زیرا اگر هوش توانایی حل مسئله باشد، خِرَد توانایی تشخیص این است که کدام مسئله ارزش حل کردن دارد، چه پرسشهایی باید مطرح شوند و چگونه باید از قدرتی که در اختیار داریم بهدرستی استفاده کنیم.اما این تنها موضوع مصاحبه نیست. هراری در بخشهای دیگر، از رابطهٔ روزافزون نوجوانان و جوانان با هوش مصنوعی سخن میگوید؛ از اینکه چگونه هوش مصنوعی برای بسیاری به دوست، مشاور و حتی شریک عاطفی تبدیل میشود و این تحول چه پیامدهایی برای روابط انسانی خواهد داشت. او همچنین توضیح میدهد که چرا دروغها و روایتهای ساختگی معمولاً سریعتر از حقیقت منتشر میشوند، چرا شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی این روند را تشدید میکنند، و چرا با وجود افزایش روزافزون اطلاعات، رسیدن به حقیقت آسانتر نشده است.شما را به شنیدن این گفتوگو، که بیش از آنکه دربارهٔ فناوری باشد، دربارهٔ آیندهٔ انسان است دعوت می کنم، آیندهای که در آن، شاید مهمترین پرسش این نباشد که هوش مصنوعی قادر به انجام چه کارهایی خواهد بود، بلکه این باشد که انسان چه ویژگیهایی را باید در خود پرورش دهد تا همچنان نقشی تعیینکننده در آینده داشته باشد.@essarat🌹🌹🌹youtu.be/_V_ed5fuexA?si=K1yMnD_My2waIkit
امروز، در فایلهای قدیمی کامپیوترم به دنبال مطلبی میگشتم که چشمم به مقدمهٔ کتاب «ما چرا چنین شدیم؟» افتاد؛ کتابی که نگارش آن را یک سال پس از ورودم به استرالیا، در سال ۱۹۹۳، آغاز کردم و سرانجام در سال ۲۰۰۰ در سیدنی به چاپ رساندم.با کنجکاوی آن را دوباره خواندم و احساس کردم گویی این متن نه بیش از سه دهه پیش، بلکه همین امروز نوشته شده است. بسیاری از پرسشها و دغدغههایی که آن روزها ذهنم را مشغول کرده بود، همچنان آشنا و زنده به نظر میرسد؛ گویی هنوز در همان نقطه ایستادهایم و در مداری بسته به دور خود میچرخیم.به همین دلیل تصمیم گرفتم آن مقدمه را، بدون هیچ تغییری، با شما به اشتراک بگذارم و از شما بپرسم: به نظر شما، آیا ویژگیهای فرهنگیای که بیش از سه دهه پیش دربارهشان نوشتم، امروز تغییری کردهاند؟@essarat🌹🌹🌹
داستان عبرتانگیزِ چراییِ سقوط سلطان سنجر از زبان خودش...📚اندیشه ورزیt.me/andishe_varzi1334
آنچه که در باره هوش مصنوعی باید بدانیم:بخش پایانیبرای ورود به دنیای هوش مصنوعی شرایط خاصی لازمست و یا هزینه ای باید پرداخت؟ خیر، شما نه لازمست تخصصی داشته باشید و نه هزینه ای بپردازید.فقط کافی است تصمیم بگیرید که از امروز، یادگیری را به بخشی از زندگی روزمره خود تبدیل کنید.با یکی از ابزارهای هوش مصنوعی کار کنید. از آن سؤال بپرسید، از آن بخواهید مطلبی را توضیح دهد، متنی را خلاصه کند یا در حل یک مسئله به شما کمک کند.یاد بگیرید چگونه سؤالهای دقیق و روشن بپرسید؛ زیرا کیفیت پاسخها، تا حد زیادی به کیفیت پرسشهای ما بستگی دارد.در شغل و تخصص خود به دنبال کاربردهای هوش مصنوعی بگردید و از خود بپرسید: این فناوری چگونه میتواند کار مرا بهتر، سریعتر و دقیقتر انجام دهد؟اما در کنار یادگیری این ابزارها، موضوع مهمتری نیز وجود دارد.برخی از هوش مصنوعی میترسند و آن را تهدیدی برای آینده بشر میدانند. برخی دیگر آن را بزرگترین فرصت تاریخ انسان میشمارند.واقعیت احتمالاً میان این دو دیدگاه قرار دارد.هوش مصنوعی، مانند برق، اینترنت یا هر فناوری بزرگ دیگر، ذاتاً نه خوب است و نه بد. این شیوه استفاده ما از آن است که نتایجش را تعیین میکند.با استفاده درست از آن میتوان بیماریها را سریعتر تشخیص داد، آموزش را گسترش داد، پژوهش را شتاب بخشید و کیفیت زندگی میلیونها انسان را بهبود داد.اما اگر بدون آگاهی، اخلاق و مسئولیتپذیری از آن استفاده شود، میتواند به ابزاری برای انتشار اطلاعات نادرست، فریب، تبعیض یا سوءاستفاده تبدیل شود.به همین دلیل، آینده فقط به پیشرفت هوش مصنوعی بستگی ندارد؛ به رشد انسان نیز بستگی دارد.شاید مهمترین تغییر آینده این باشد که دیگر داشتن اطلاعات، بزرگترین مزیت انسان نخواهد بود؛ زیرا اطلاعات در اختیار همه، و البته در اختیار هوش مصنوعی نیز خواهد بود.آنچه انسانها را از یکدیگر متمایز خواهد کرد، قدرت اندیشیدن، خلاقیت، تفکر انتقادی، توانایی حل مسئله، برقراری ارتباط، همکاری با دیگران، یادگیری مداوم و پایبندی به اصول اخلاقی است.هوش مصنوعی میتواند پاسخهای فراوانی در اختیار ما بگذارد، اما هنوز این انسان است که باید سؤال درست را بپرسد، پاسخها را ارزیابی کند و مسئولیت تصمیم نهایی را بپذیرد.شاید مهمترین سرمایه آینده، نه پول باشد، نه مدرک دانشگاهی و نه حتی شغل؛ بلکه ذهنی باشد که کنجکاو بماند، از یاد گرفتن دست نکشد و بتواند خود را با تغییرات هماهنگ کند.این مجموعه با یک پیام ساده به پایان میرسد:آینده متعلق به کسانی نیست که از هوش مصنوعی میترسند، و نه حتی به کسانی که صرفاً آن را تحسین میکنند. آینده متعلق به کسانی است که آن را میشناسند، خردمندانه از آن استفاده میکنند و در کنار آن، انسان بودن را فراموش نمیکنند.منبع: هوش مصنوعی!بخش اول بخش دومبخش سومبخش چهارم@essarat🌹🌹🌹
آنچه که باید در باره هوش مصنوعی بدانیمبخش چهارمبا حضور هوش مصنوعی در زندگی، نقش ما انسان ها چه خواهد بود؟وقتی برق اختراع شد، در ابتدا فقط یک فناوری جدید به نظر میرسید، اما امروز زندگی بدون آن تقریباً غیرممکن است.اینترنت نیز روزی وسیلهای برای ارسال چند ایمیل و جستوجوی اطلاعات بود، اما اکنون تقریباً همه جنبههای زندگی ما به آن وابسته است.بسیاری از متخصصان معتقدند هوش مصنوعی نیز در همین مسیر حرکت میکند.امروز از آن برای نوشتن، ترجمه، طراحی، برنامهنویسی یا تحلیل اطلاعات استفاده میکنیم، اما در آینده احتمالاً تقریباً همه خدماتی که هر روز با آنها سروکار داریم، به نوعی از هوش مصنوعی بهره خواهند برد.هنگام مراجعه به پزشک، انجام امور بانکی، خرید، سفر، آموزش، دریافت خدمات دولتی و حتی استفاده از وسایل خانه، ممکن است هوش مصنوعی در پشت صحنه در حال کمک به تصمیمگیری باشد، بیآنکه متوجه حضورش شویم.همانگونه که امروز هنگام روشن کردن چراغ به وجود برق فکر نمیکنیم، چند سال دیگر نیز شاید هنگام استفاده از بسیاری از خدمات، دیگر به حضور هوش مصنوعی فکر نکنیم؛ زیرا به بخشی عادی از زندگی تبدیل خواهد شد.اما همین واقعیت، پرسش مهمتری را پیش روی ما قرار میدهد:اگر هوش مصنوعی در همهجا حضور داشته باشد و بسیاری از کارها را انجام دهد، نقش انسان چه خواهد بود؟هوش مصنوعی میتواند اطلاعات را با سرعتی شگفتانگیز پردازش کند، اما هنوز نمیتواند مانند یک انسان عشق بورزد، همدلی کند، مسئولیت اخلاقی بپذیرد، معنای رنج را درک کند یا میان ارزشهای متضاد، انتخابی اخلاقی انجام دهد.دانش را میتوان تا حد زیادی به ماشین سپرد، اما خِرَد، وجدان و مسئولیتپذیری همچنان به انسان تعلق دارند.هوش مصنوعی میتواند پیشنهادهای فراوانی ارائه دهد، اما این انسان است که باید تصمیم بگیرد کدام پیشنهاد درست، عادلانه و به سود جامعه است.شاید در آینده، ارزشمندترین انسانها کسانی نباشند که بیشترین اطلاعات را در ذهن خود ذخیره کردهاند، بلکه کسانی باشند که بتوانند از هوش مصنوعی برای حل مشکلات، کمک به دیگران و ساختن دنیایی بهتر استفاده کنند.بنابراین، آینده فقط به این بستگی ندارد که هوش مصنوعی چه اندازه هوشمند میشود؛ بلکه به این بستگی دارد که انسانها چه اندازه خردمند، مسئول و اخلاقمدار باقی میمانند.شاید بزرگترین وظیفه ما این نباشد که با هوش مصنوعی رقابت کنیم، بلکه این باشد که ویژگیهایی را در خود پرورش دهیم که هیچ ماشینی نمیتواند جای آنها را بگیرد: انسانیت، وجدان، همدلی، مسئولیتپذیری، خلاقیت و خِرَد.بخش اولبخش دومبخش سوم@essarat🌹🌹🌹