«ما از تجربه یاد نمیگیریم، از تامل در تجربه یاد میگیریم»تجربه ابتدا به شکل ضربهای بینام وارد هس…
انتشار: 2026/08/10 18:28 UTCدریافت: 2026/08/14 23:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 23:07 UTC
«ما از تجربه یاد نمیگیریم، از تامل در تجربه یاد میگیریم»تجربه ابتدا به شکل ضربهای بینام وارد هستی ما میشود، یعنی قبل از اینکه معلوم شود چه معنایی باقی میگذارد. چیزی که بیواسطه و در لحظه بر ما میگذرد، نه شناخت جهان بلکه فشار کور جهان است که هنوز به زبان درنیامده است. حتی درد، تا وقتی فقط تحمل شود، حقیقتی در خود ندارد و چه بسا چیزی جز همکاری خاموش ما با همان چیزی نباشد که آن را پدید آورده است. بعضی انسانها تمام عمر از یک رودخانه میگذرند و تنها چیزی که از آب یاد میگیرند، خیسشدن است. جریان زمانی آشکار میشود که واقعه از زندان اکنون بیرون کشیده شود و زیر نور بیرحم پرسش قرار گیرد. پرسش، گذشته را بازگو نمیکند، بلکه آن را محاکمه میکند و از ما هم میپرسد که در ساختن آنچه بر سرمان آمد چه سهمی داشتهایم. از این لحظه، آنچه رخ داده دیگر واقعیتی بسته نیست، چون آینده با امکانهای تحققنیافتۀ خود به درون معنای گذشته هجوم میآورد. حقیقت نه در انبار وقایع، بلکه در پیامدهایی پدیدار میشود که از بازسازی رابطۀ ما با جهان زاده میشوند.تجربهای که دربارهاش تأمل نشود به دانایی ختم نمیشود و فقط عادت به زخم را یاد میدهد و ما هم شکست را به شکل سرنوشت میبینیم. ما از آنچه بر ما گذشته است چیزی یاد نمیگیریم. یادگیری از لحظهای آغاز میشود که جرئت میکنیم ببینیم از مواد خام آن واقعه، چه ساختهایم و چه جهانی هنوز میتوانیم بسازیم. به تعبیر جان دیویی:«ما از تجربه یاد نمیگیریم، ما از تامل دربارۀ تجربه یاد میگیریم.»#رضا_یعقوبیپژوهشگر، مترجم، نویسنده و مدرس ایرانی در حوزه فلسفه و علوم انسانی
