«نقدی به دیدگاه دکتر سروش در خصوص "محمد راوی رؤیاهای رسولانه" (٣/٣)»۵.غیر روشمندبودن نظر دکتر سروش:…
انتشار: 2026/08/13 18:35 UTCدریافت: 2026/08/14 08:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 08:11 UTC
«نقدی به دیدگاه دکتر سروش در خصوص "محمد راوی رؤیاهای رسولانه" (٣/٣)»۵.غیر روشمندبودن نظر دکتر سروش:دیدگاه دکتر سروش هیچ روشی را برای مطالعه و فهم قرآن ارائه نمیدهد مگر خوابگزاری. خوابگزاری نیز نه یک روش، بلکه یک ادعاست. بدین ترتیب او روشهای سنّتی فهم قرآن شامل تفسیر و روشهای جدید فهم قرآن شامل هرمنوتیک را نفی میکند، اما پس از این رد و طرد، روشی قابل اتکا به عنوان بدیل ارائه نمیکند. این دیدگاه بدین ترتیب از نظریهبودن سقوط میکند و به یک ادعای بیاساس مبدل میگردد، چراکه بر آن است تا اعتبار خود را از نفی سایر روشها اخذ نماید، بدون آنکه خود روشی جدید در فهم قرآن برای عموم مسلمانان عرضه نماید. مضاف بر این؛ حوالهدادنِ فهم قرآن به خوابگزاران سبب میشود که ارتباط قرآندوستان با این کتاب قطع گردد، چون آنان برای فهم قرآن مجبور خواهند بود چشم به دهان خوابگزارانی باشند که ادعای تعبیر خوابهای قرآنی را خواهند داشت. این واسطهگرانِ جدید راه مردم را بر قرآن خواهند بست و این واسطهگرایی، قرآن را از دسترس عمومی دور خواهد ساخت و سررشتهی کارِ فهم قرآن را در دست قشر جدیدی خواهد سپرد که این امر بسی خطرناک است و معلوم نیست آنان چه سوءاستفادههایی که از این واسطهگری جدید نخواهند کرد و این حق انحصاری دسترسی به قرآن، راه را بر پژوهشگران قرآنی نیز خواهد بست و راه را برای انحراف پیام قرآن این بار به دست واسطهگرانی جدید به نام خوابگزاران باز خواهد نمود. ضمن اینکه در این باره هیچ اسلوبی و بنیادی در اسلام اندیشیده نشده است.همچنین فقر روشمندی نظر آقای سروش، امکان آزمون تجربی و علمی آن را از آن سلب میکند و به قول کارل پوپر: اگر امکان آزمون تجربی نظری وجود نداشته باشد، امکان ابطال آن نیز فراهم نمیآید. این محصوربودن در حصار آزمونناپذیری به معنی غیرمعتبربودن آن نظریه است. درنتیجه مدعی نظر مجبور میشود در وادی دفاع کور غیرقابل آزمونِ ادعایی صرف فروغلتد و بنابراین؛ چنین ادعایی هرگز هویت و قابلیت نظریهبودن را دارا نخواهد بود.نتیجهگیری:برپایهی نقد پنجگانهی فوق؛ آنچه که دکتر سروش مطرح نموده، ویژگیهای یک نظریه را دارا نمیباشد. ادعای ایشان غیرروشمند است، بافتار اجتماعی و فرهنگی نزول وحی را نادیده میگیرد، ارتباط دیالکتیکی میان کلام خداوند و ساختار فرهنگی، مردمشناختی و تاریخی بستر دریافتکنندهی وحی را انکار میکند، وجه اجتماعی مأموریت حضرت رسولص را خصلتی توهّمی میبخشد و با خوابآلوده معرفیکردن محتوای قرآن، زمینهای مهیا میکند تا نسبت به کلام وحی تشکیک و تردید وارد آید. این دیدگاه امینبودنِ کلام قرآن و سخن حضرت رسولص را نفی میکند. همچنین این دیدگاه؛ نه شأن نزول آیات را در نظر میگیرد، نه ارتباط تعاملی آیات قرآن را با بافتار اجتماعی_فرهنگی لحاظ میکند، نه نظم اجزای ساختاری قرآن را شناسایی مینماید و نه به چگونگی ساختهشدن کتاب توجه میکند. این دیدگاه بیشتر نوعی ایجاد اختلال در روشهای موجود در باب فهم قرآن است و زیستن یقینمند در نشانههای وحی خداوندی را مختل مینماید. فراخواندن قشر جدیدی به نام خوابگزاران برای سپردن قرآن به آنان میتواند خود مسبب فجایع جدیدی در به انحرافکشاندن پیام حضرت رسولص و سوءاستفاده از متن قرآنی را رقم بزند که این نیز پیامد دیدگاه دکتر سروش خواهد بود. این نظر با منطق عقلانی نیز سازگاری ندارد و بر ادعاهایی مختلکننده و غیرقابل اثبات استوار گردیده است.به این دلایل؛ دیدگاه آقای سروش نه یک نظریه، بلکه یک ادعای غیرقابل پذیرش است که در توضیح هیچ چیز نیست، بلکه تنها درصدد نفی روشهای موجود در بستر تحمیل توهّم و اختلال در فهم قرآن است. ٢٢ امرداد ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi