«نقدی به دیدگاه دکتر سروش در خصوص "محمد راوی رؤیاهای رسولانه" (١/٣)»🖍دکتر بهروز مرادی؛ قرآنپژوه و…
انتشار: 2026/08/13 18:32 UTCدریافت: 2026/08/14 08:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 08:11 UTC
«نقدی به دیدگاه دکتر سروش در خصوص "محمد راوی رؤیاهای رسولانه" (١/٣)»🖍دکتر بهروز مرادی؛ قرآنپژوه و جامعهشناس دینبیش از ٣دهه است که دیدگاههای دکتر عبدالکریم سروش در خصوص دین در مرکز توجهات دینپژوهان و دیندوستان قرار دارد. چند سالی است که نظریهی رؤیای رسولانهی ایشان مطرح و مناقشات و مباحثات بسیاری را بهوجود آورده است. نویسندهی این یادداشت تلگرامی که خود را از طایفهی نواندیشان دینی میداند، پیش از این طی مقالهی مفصلی که در شماره ی ٣١ مجلهی پیام ابراهیم به چاپ رسید، به نقد این نظر پرداخته است. اینک خلاصهای از آن نقد:دکتر سروش چنین مطرح نموده که: "محمد(ص) مخاطب و مخبر پیام وحی نبوده و خدا با وی سخن نگفت و کتابی ننوشت، بلکه انسانی تاریخی که پیامبر باشد به جای او سخن گفت و کتاب نوشت و سخنش همان سخن وی بود". او همچنین مینویسد: "ما هنگام قرائت قرآن اغلب فراموش میکنیم که خوابنامهای را میخوانیم که زبانش زبان بیداری نیست، بلکه زبان خواب است. قرآن که خوابنامه است، نیازمند خوابگزاران است تا حقایقی را که به زبان ویژهی رؤیا بر محمد(ص) پدیدار شدهاند، به زبان بیداری برای ما برگردانند .....". سروش قرآن را دارای نظمی پریشان میبیند و این بینظمی را به خوابآلودگی نویسندهاش نسبت میدهد.هماینک نقد دیدگاه دکتر سروش در ۵ بعد انجام میگردد: ۱. نادیدهگرفتن دانش شأن نزول:آیات قرآن در ۲۳سال نازل گردیدند. بسیاری از این ٱیات در پاسخ به مسائل اجتماعی روزمره بیان شدهاند. در کمتر مواردی این آیات فیالبداهه و بدون وجود زمینهی اجتماعی فروفرستاده شدهاند. گاهی اوقات پرسشی از سوی مؤمنان با نزول آیاتی پاسخ داده میشد. دانستن شأن نزول آیهها در فهم ٱنان نقشی تعیینکننده دارد. نکتهی قابل توجه؛ اختلافی است که در مورد برخی ٱیات و رأی حضرت رسول وجود دارد. به عنوان مثال، آیهی ۳۴ از سورهی نساء زمانی نازل گردید که حضرت رسول پیش از نزول آن، پاسخ متفاوتی به مراجعهکننده داده بودند و آیه نظر حضرت را نسخ نمود. پیامبر آنگاه فرمود: «اینک جبرئیل این آیه را برایم آورده. ما را ارادهای است و خدا را هم ارادهای، ولی آنچه خدا اراده نموده، بهتر است.» برخلاف نظر دکتر سروش در اینجا دو نفر سخن میگویند و این دو سخن گاهی با هم اختلاف هم دارند. بسیارند آیاتی که شأن نزولی تعیینکننده در فهم خود دارند. یک مورد دیگر: سورهی الضّحی است. پس از مدتی که از نزول آیات اولیه گذشت، حضرت رسولص برای مدتی مورد مخاطب جدید قرار نگرفت و این امر ایشان را پریشانخاطر ساخت که مبادا این قطع ارتباط دائمی باشد. سورهی الضّحی در پاسخ به این نگرانی نازل گردید. اینچنین است که خداوند در واکنش نسبت به واقعیات بر حضرت رسولص تجلی میکند. شأن نزول، اطلاعاتی را شامل و حامل است که در عالم واقعیت وجود دارند و مسائلی واقعیتگرایانه پاسخهایی در عالم بیداری میطلبند و چگونه خواب میتواند به مسائل عالم بیداری پاسخ دهد تا آنجا که کتابی اینچنین پرمغز و معجزهگون با بیش از ۶۰۰۰ آیه محصول کُنشهای خوابآلوده باشد. سرچشمههای اجتماعی بسیاری از آیات قرآن نشان میدهند که این کتاب محصول تعامل خداوند با حضرت رسولص در عالم بیداری و یعنی در تعامل با محیط اجتماعی است. قرآن تا حد زیادی محصول واکنش نسبت به بافتار اجتماعی جامعهی دریافتکنندهی وحی است. ارائهی پاسخها و راهکارها و راهحلهای قرآنی، واکنش دیالکتیکی و پویای خداوند به واقعیات اجتماعی است تا پیامبرش را گامبهگام در راستای اهداف اجتماعی و فرهنگی هدایت نماید. هنگامی که قرآن پاسخی به مسائلی واقعی دنیای انسانی است و قرار است انسانها را بر بستر عینی واقعیتهای اجتماعی و فرهنگی ره بنماید، معضلات انسانی را حل کند، به پرسشها پاسخ دهد، به رهگمکردگان هشدار و به درستکاران نوید بدهد، چه نیازی است که عالم بیداری را وابنهد و به سخنگویی در عالم خواب بپردازد؟ مسائل عینی پاسخهای عینی میطلبند و عالم واقعیت را پاسخی از عالم بیداری بباید. درحالیکه رؤیا عالمی است که بر آن اعتماد و اطمینانی نیست. این امر بویژه خود را در تشریع احکام اجتماعی بیشتر نمایان میسازد. برخی از آیات نیز که بیشتر فرهنگیاند تا اجتماعی، ریشه در باورداشتهای اعتقادی و مردمشناختیِ مخاطبان وحی دارند که برای فهم چنین آیاتی ناگزیر از داشتن دانش مردمشناختیِ بایسته نسبت به بافتار اجتماعی جامعهی دریافتکنندهی وحی هستیم. مأموریت حضرت رسولص کم یا بیش اجتماعی است و خوابآلودهدانستنِ این کتاب، نادیدهگرفتن این مأموریت و نافی ضرورت شأن نزول آیات است.🌿@drBehrouzMoradiادامه👇