♻️ عباس میرزا، نایب السّلطنه رو به حاضران: مردمی که به خانههای تاریک و بی دریچه عادت کردهاند، از…
انتشار: 2026/08/01 09:22 UTCدریافت: 2026/08/10 09:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 09:30 UTC
♻️ عباس میرزا، نایب السّلطنه رو به حاضران: مردمی که به خانههای تاریک و بی دریچه عادت کردهاند، از پنجرههای باز و نورگیر، گریزان هستند/ شکستِ ما "هیچ" جایِ شگفتی نداشت♦️یک قرن بیشتر است که اختلافات و جنگ های داخلی مثل کاردی بر پهلویِ ایران نشسته است. بزرگان طوایف و فرماندهان سپاه برای کسب تاجِ شاهی و رسیدن به حکومتهای ولایات به جان هم افتادهاند.♦️امّا در این فاصله، اروپا قدمهایِ بزرگی برای پیشرفت برداشته است؛ آن ها کارگاههای متعدّدِ صنعتی ساختند. ♦️کارخانه های توپ و تفنگ راه انداختند. دانشگاههای بزرگ برپا کردند. از همه مهمتر، نیروی دریایی عظیمی ترتیب دادند و کشتیها و جهانگردهایشان را به دورترین نقاط جهان فرستادند. ملّتها و قبایل مختلف که بوی پیشرفت اروپا به مشامشان نرسیده بود، با تیر و کمان و شمشیر نتوانستند از عهده مقابله با لشکر مجهّز به توپ و تفنگ آنها برآیند. به این ترتیب دیارشان به تصرّف قدرت های اروپایی درآمد.♦️تهران؛ نوروز 1804 میلادی♦️نوروز ۱۱۸۳ ھ.ش. و1804 ميلادي بود و عبّاس میرزا بعد از چند سال حضور در تبریز، خود را برای شرکت در مراسم سلامِ نوروزی شاه به تهران رسانده بود. رقابت شاهزادگان در تقدیم هدایا و تلاششان برای مراسم آن سال و باز کردن جای بیشتر در دل پدر، جلوههایی از این بساطِ نوروزی بود. ♦️با این همه، مراسم آن سال با رسیدن خبر تحرّک روس ها در شمال آذربایجان و گرجستان، تنها لُعابی از تشریفات به رو داشت. دربار از درون در تب و تاب و التهاب بود. فکر حملۀ روس، بختکوار روی دربار چنبره زده بود. سران کشور و در رأسش فتحعلی شاه، در فکر تدارک سپاه برای مقابله با دستاندازیهای روسها بودند. ♦️صبحِ حرکت فرارسید. آفتاب داشت تیغ میکشید. سربازانی که اسب و تفنگ نداشتند، پشت سواران و تفنگداران، مشتاقانه و مصمّم قدم بر میداشتند. عبّاس میرزا پیشاپیش سپاه، سوار بر اسبی چابک.♦️و اما پایان کار ♦️عباس میرزا؛ نایب السّلطنه رو به حاضران: ♦️افسران و فرماندهان شجاع، هم سنگران و یاران عزیز، غرض از گردهمایی امروز، بیان نکتههایی است؛ که اهمیّتشان کمتر از مسائل دفاع و جنگ نیست.♦️بر همگان مسلّم است که شما جنگاورانِ سرافراز، در طول سال های دفاع، شجاعانه و مخلصانه جنگیدید و هرگز بار خفّت و خوفی بر دوش نکشیدید. دلاوری ها و جان فشانیهای سربازانِ فداکار و شما افسران عزیز، علیرغم محرومیتهای فراوان تا به آنجا بود که دشمن را هم به تحسین و اعجاب واداشت. ♦️با این حال، ما بسیاری از سرزمینهای مادری و هموطنان و پارههای تنِ خود را در این سالها از دست دادیم و مجبور به قبول شرایطی دشوار در عهدنامۀ ننگین شدیم.♦️سالهای دفاع و پایان تلخش واقعیتی را به ما نشان داد و آن اینکه، جنگ روس با ما جنگ میان ارتش دو کشور نبود؛ جنگ ارتش و کشوری بزرگ با ارتش و کشوری نامنسجم و دچار اختلافات داخلی نبود.♦️جنگ بینِ دو زمان متفاوت♦️ این جنگ، جنگ بین دو زمان متفاوت بود: جنگ نو و کهنه، تازگی و فرسودگی. پیش بینی نتیجۀ چنین برخوردی هم چندان دشوار به نظر نمی رسد؛ نویی و جوانی، غالباً پیروز میدان است.♦️ با این وصف، شکست ما هیچ جای شگفتی نداشت.♦️یاران من، اگر جنگ، چیزهای ارزشمندی را از ما گرفت، در مقابل، درهایی را به روی ما گشود. صدای مهیب توپها و گلولههای دشمن، ما را از خواب قرنها بیدار کرد؛ ما برای زنده ماندن و پویایی بیشتر به ایجاد نهادهای جدید دانش و صنعت نیاز داریم. باید فرزندانمان را با دانشها و روشهای معمول روزگار تعلیم دهیم.♦️پیشرفت و تمدّن نمیتواند یک سویه و تک بعدی باشد. افسر و سربازِ ما، زمانی از مرزهای خودمان، خوب پاسداری میکند که فکرش از جانب میهن و اداره عالمانه و عادلانه ملک، ایمن باشد؛ همان گونه که ملّت و دولت، زمانی به آسودگی، سر به کار خود خواهند داشت که بدانند ارتش آنها ابزار و قدرت شایسته برای پاسداری از مرزها را دارد.♦️مردمی که به خانه های تاریک و بی دریچه عادت کردهاند، از پنجرههای باز و نورگیر، گریزان هستند؛ آخر چشمشان را میزند و خسته شان میکند؛ لازمه حضور و مبارزه در هر جبهه، عشق و ایمان است. ♦️با این تفاوت که در جبهه بیرون، شجاعت کارسازتر است و در این یک درایت.#عباس_میرزا_آغازگری_تنها#مجید_واعظیhttps://t.me/darvishane49
