تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 05:24 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
"ما وقتی برای مردن نداریم "سلام این کانال برای دانش افزایی همدیگر میباشد. سوالات ومطالب خود را به ای دی زیر یا شماره همراه بنده ۰۹۲۲۷۵۱۵۶۷۷ بفرستید.#تبلیغات پذیرفته می شودبامدیریت: #عزتی_رستگار ارتباط با ادمین@arshavizman
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 340 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
.🔻نرخ دلار در عربستان ۴۰ سال است ثابت ماندهدر امارات حدود ۳۰ سال است که تغییر نکردهدر قطر هم بیش از ۲۵ سال بدون تغییر بودهو در ایران، طی ۴۷ سال، ۲۷ هزار برابر شده است!این فقط داستان سقوط یک واحد پولی نیست؛ روایت تباه شدن عمر و زندگی چندین نسل به پای بلاهت اقلیتی نابخرد است! محمد پارسی (روزنامهنگار) #دوست_داران_دانایی@danaeeii
💢تجمع و شعار قربانيان مهریه درب ساختمان مجلس: ما اشتباه کردیم که ازدواج کردیم!#دوست_داران_دانایی@danaeeii
فکر میکنم ایشون تنها کسیه که حق خواهری داره به گردن تمام مردا😅+ عزیزجان چرا فکر کردی ما دوست داریم مرد خونه از ما راضی باشه؟🙊#دوست_داران_دانایی@danaeeii
شجاع #خلیل_زاده:گلم توی جامجهانی درست بود. ترامپ تصاویر رو دستکاری کرده بود! هنوز نتونستم فراموشش کنم.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
یا خودت شوهر پیدا میکنی یا خودت میگیری😂😂😂#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🟧اونایی که باید تحریم ها رو بردارن، همونایین که به واسطه تحریم مولتی میلیاردر شدن و همونایی که به واسطه تحریم مولتی میلیاردر شدن همونایین که میگن تحریم اثر نداره و ما مقاومت میکنیمو اونایی که میگن مردم ما مقاومن و تحریم اثر ندارد هیچ کدام کوچکترین درکی از تحریم ندارن#دوست_داران_دانایی@danaeeii
شب گذشته عروسی لوکاس هرناندز عملاً تبدیل شده بود به یک مهمانی فوتبالی تمام عیار! امباپه با استایل گاوچروبی و کلاه خاصش حسابی مرکز توجه بود؛ از اون طرف دمبله میکروفن رو گرفت و با خوانندگی مجلس رو گرم کرد و اشرف حکیمی هم پشت میز دیجی رفت تا فضا رو کامل دست بگیره.اما ستارهی اصلی آخر شب خود امباپه بود؛ کسی که اول مراسم کاملاً رسمی و اتوکشیده نشسته بود، ولی چند ساعت بعد وسط سالن کسی نبود جلوشو بگیره چهرههایی مطرحی مثل وراتی، حکیمی، دمبله در عروسی هرناندز در عروسی لوکاس هرناندز حضور داشتند.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
خانی آباد نو#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔹 #پزشکیان: #گرانی_طبیعی_است 🔹یک روز در اورژانس بیمارستان نشسته بودم؛ خانمی با بچهای در بغل آمد.پرسیدند: «طبیعیه؟»گفت: «نه، سزارینیه! زودتر از موعد به دنیا آمده، نگرانم.» 😐گفتند: «نگران نباشید، حتماً پزشکها راهکار درمانی دارند.»حالا جناب پزشکیان، گیریم که گرانی طبیعی است؛گرسنگی، جنگ و تحریم هم طبیعی است؟!اما یک سؤال کوچک:چرا حقوق و درآمد مردم سزارینی است؟! 😐هنوز ماه به نیمه نرسیده، حقوق به مشکل می خورد!برای گرانی که میگویید «طبیعی است»،برای #حقوقی که سزارینی به دنیا میآید و نارس، قبل از رسیدن به نیمه ماه تمام میشود،#راهکار_درمانی ندارید؟!😏✍ #عزتی_رستگار#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔴 #تنگه را #بستند که #بنزین در دنیا #گران شود؛ در #ایران گران شد!🔹استفاده از حربه بستن تنگه هرمز برای فشار بر آمریکا، من را یاد داستان یکی از همشهریهایمان میاندازد.🔹همشهری ما، پسری ۱۷ ساله بود که با دختری ۱۵ ساله، هشت سال پیش بهصورت سنتی ازدواج کردند. حالا دو دختر شش و چهار ساله دارند.از همان روز اول، تفاهم چندانی بین این زن و شوهر وجود نداشت؛ اما نه به حرف دلسوزان گوش دادند و نه توصیه مشاوران را جدی گرفتند.هر چند وقت یکبار، خانم قهر میکند، به خانه پدرش میرود، شکایت و دادگاه راه میاندازد و بچهها را هم بهعنوان اهرم فشار، وسط دعوا میاندازد تا خانواده شوهر را «تأدیب» کند!اما نتیجه چه شد؟نه شوهر اصلاح شد، نه خانوادهها ادب شدند؛ فقط دو بچه بیگناه و خودِ دو خانواده بودند که هر بار بیشتر آسیب دیدند.🔹حالا حکایت تنگه هرمز هم کموبیش همین است:تنگه را بستیم که آمریکا بنزین گران بخرد و تحت فشار قرار بگیرد؛ اما در این میان، فشار اقتصادی و اختلال انرژی فقط دامن طرف مقابل را نگرفته و خود ایران و مردمش هم هزینه میدهند.🔹خلاصه اینکه اگر قرار باشد برای ادب کردن طرف مقابل، خانه خودمان را هم به آتش بکشیم، این دیگر اهرم فشار نیست؛ اهرم #خودزنی است!و مثل همان خانواده، آخر ماجرا کسانی بیشتر ضرر میکنند که اصلاً نقشی در دعوا نداشتهاند:🔹مردم عادی...همانهایی که نه تنگه را بستند، نه جنگ راه انداختند، اما باید هزینهاش را از جیب خودشان بدهند.✍ #عزتی_رستگار#دوست_داران_دانایی@danaeeii
هر کس کولرهای امامزاده را دزدیده بیاد با زبون خوش تحویل بدهوگرنه یا کور میشهیا شل میشهیا کسی کولرها را نمیخره#دوست_داران_دانایی@danaeeii
بابام گواهی تولدمو امضا کردو من گواهی فوتشواون شاهد اولین نفسام بودو من شاهد آخرین نفساشاون اولين لباسمو خريدو من آخرين لباسشواون رفت و من موندمو یه دنیا حسرت...قدر حضور پدر مادرتون رو بدونید#ارسالی_اعضا#دوست_داران_دانایی@danaeeii
من برایت #زنبور_عسل بودم...تمام روزهایم را پرواز کردم،از گلهای زندگیام شهد جمع کردمو از تمام خستگیهایم گذشتمتا سهم تو فقط شیرینی باشد.اما تو #شکر دوست داشتی...هرچه عسل آوردم، ندیدی؛هرچه از خودم گذاشتم، نفهمیدی؛و من آرامآرام فهمیدمگاهی دوست داشتنِ زیاد،دلیلِ ماندن نیست...بعضی آدمها راهرچقدر هم عاشقانه دوست داشته باشی،باز هم چیزی را میخواهندکه تو نمیتوانی باشی.من برایت عسل بودم،اما تو شکر میخواستی؛و دردناکترین قسمت ماجرا این بودکه من دیر فهمیدمتو اصلاً دنبال شیرینیِ عشق من نبودی...✍ #عزتی_رستگار#دوست_داران_دانایی@danaeeii
*حکایتی بسیار زیبا و آموزنده از شیخ اجل، سعدی شیرین سخن؛استدلال #حکمران برای #توجیه_مشکلات_مملکت...*روزگاری یکی از ملوک خوارزمشاهی خطبا و وعاظ مملکت را احضار نمود. از باب گله و شکایت ایشان را گفت : آن اجرت و مستمری و وظیفه که شما را میدهم حرامتان باد! که کار خویش انجام نمی دهید. حاضران انگشت به دهان که ؛ چه کردهایم؟ و خدارا زین معما پرده بردار !گفت: عیون و جواسیس و خفیه نویسان خبر آوردهاند که رعایا اغلب در آشکار و نهان و در پیدا و پنهان عیب بر پادشاهی و مملکت داری ما می نهند و علیه ما سخن گویند و این روز به روز در تزاید است. اخطب خطبای خوارزم گفت: پادشاها به جان خدمت داریم ، اما خود رهنمود ده که فی المثل چگونه به بیوه زنی که شویش کشته شده و پنج عایله بر دست او مانده پاسخ گوییم؟تا نفرین ملک و مملکت نکند. پادشاه گفت: واضح است نفرین او را حواله به دشمن کنید که شویش را کشته و او را بی سرپرست گذاشته.واعظی دیگر گفت : پاسخ پیرمردی که از صبح تا شامگاهان به کار مشغول است و اجرتش کفاف خود و چند سرعایله را نمی دهد چه گوییم؟ گفت : توضیح دهید که دشمن اسعار و نرخها گران کرده و نمی گذارد صناعت و قناعت در این مملکت رواج یابد. دیگری گفت: شباب ، بیکار و بیعار اند و به قمار و کعب بازی اندرند و چون معترض و متعرض ایشان شویم گویند: کاری نیست تا بدان مشغول شویم. گفت : بگویید این نیز حاصل عداوت اعداست؛ چه ارکان دولت همه همت بر این نهاده اند و دشمنان این ملک نمی گذارند کار ایجاد بشود و ملک سامان یابد .خطیبی دیگر گفت: نظامیه ها از کیفیت افتاده دریغ از خروج یک طبیب حاذق و منجم برجسته یا فقیه و متکلم فرهیخته بلکه مکتب خانه ها هم رو به زوال است و حدیث طلب العلم فریضه رو به فراموشی. پادشاه گفت: این همه دانم اما چه کنم که دشمن عمده طبیبان و منجمان و دانشمندان این مرز و بوم ، جذب کرده و از اینجا کوچانده است.دیگری گفت :سرزمین ها در معرض خشکی اند آب ها هدر می روند و به سوی کشتزار هدایت نمی شوند. ملک گفت: این دیگر از مکر و مکاید دشمن است که نگذاشت چنین شود وگرنه ما را بدین مهم ، پروا بود. واعظی از میانه مجلس گفت :تاجران شاکی اند که رهزنان امان ما بریده اند و تاراج می کنند و لشکریان نیز تا رشوتی نستانند از اموال ما حراست نکنند. پادشاه گفت: این را هم استثنائاً!! به دشمن نسبت دهید! که در ارکان لشکر نفوذ کرده ناراضی می تراشد.جوحی که خود را در زی عالمان در آورده بود و در آخر مجلس نشسته بود گفت: پادشاه ها! اگر رخصت هست و به جان در امانم سخنی بگویم؟ پادشاه گفت : آنچه در دل و در سر داری بگو ای غریبه. مگر جز شرح صدر از ما شنیده ای یا دیده ای؟!جوحی گفت: جسارتا دشمنی که در تار و پود این مملکت به این حد رسوخ و نفوذ کرده باشد، دیگر دشمن نیست همان است که حکم کند و دست بالای همه دستهاست و همان است که بر این ملک فرمانرواست !!چندان که مهمانی که در سال ۳۶۵ روز در منزل تو جای گرفت و ارکان منزل به مشیت اوچرخید دیگر میهمان نیست او خود میزبان است.آنکه چنین حکم براند به ملکشاه بخوان و تو مخوان دشمنشیا به توان و خرد آباد کنیا به دگر کس تو همی بفکنش 📕 گلستان سعدی#حکایتها_و_حکمتها#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#خزانه_شهرداری_تهران #ارثیه پدری علیرضا #زاکانی نیستشهر بیکلانتر شود، قورباغه هم ابوعطا میخواند!آقای زاکانی!▫️اینکه میگویید «به کسی مربوط نیست چقدر بودجه صرف این کار میشود»، دقیقاً همان جملهای است که باید به آن اعتراض کرد.خزانه شهرداری تهران ارث پدری شما نیست!بودجه شهرداری پول شخصی شما هم نیست!این پول، منابع عمومی و متعلق به شهروندان است و نحوه هزینهکرد آن، قطعاً به مردم مربوط است.اگر معتقدید هزینهکرد برای اربعین ضروری و درست است، بسیار خوب؛عدد آن را شفاف اعلام کنید، ردیف بودجهاش را نشان دهید، مصوبه قانونی آن را منتشر کنید و گزارش دقیق هزینهکرد را در اختیار مردم قرار دهید.اما اینکه بگویید «به کسی مربوط نیست» یعنی چه؟شما شهردار تهران هستید؛ نه مالک خزانه تهران!ارادت به امام حسین(ع) محترم و ارزشمند است؛ اما این ارادت، مجوز بیحسابوکتاب هزینه کردن از منابع عمومی نیست.اتفاقاً اگر نام امام حسین(ع) را میآورید، باید بیش از هر چیز مراقب حقالناس باشید.مردمی که برای نان، اجارهخانه، درمان، حملونقل و ابتداییترین نیازهای زندگی خود با مشکلات جدی روبهرو هستند، حق دارند بدانند منابع شهرداری چگونه، کجا و با چه مجوزی هزینه میشود.امام حسین(ع) را نمیشود سپر پاسخگوییگریزی کرد.آقای زاکانی،شما صاحب بیتالمال نیستید؛ امانتدار آن هستید.بنابراین برخلاف آنچه گفتهاید:اتفاقاً خیلی هم به ما مربوط است که از جیب مردم چقدر، کجا و چگونه هزینه میکنید.پول مردم، حسابوکتاب مردم و حق پرسش مردم است.✍محسن وثوقی#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#بنزین را به #قیمت_خلیج_فارس میفروشید؟ #حقوق مردم را هم #دلاری کنید!پیشنهاد مردم به دولت برای بنزین چندنرخی؛ حقوقها را هم چندنرخی کنید!اگر قرار است بنزین با چهار نرخ عرضه شود، مردم هم یک پیشنهاد «عادلانه» برای دولت دارند: ۵ روز اول ماه: حقوق مثل گذشته۵ روز دوم: حقوق با ۱۰۰ درصد افزایش۵ روز سوم: حقوق با ۲۰۰ درصد افزایش۱۵ روز پایانی ماه: حقوق به دلار و متناسب با کشورهای حوزه خلیج فارس یا آمریکاالبته در این صورت، طبق همین منطق، حقوق مردم هم باید متناسب با هزینههای زندگی و قیمتها افزایش پیدا کند تا حقی از مردم ضایع نشود!اگر قیمتها آزاد و چندنرخی میشوند، چرا فقط جیب مردم باید خودش را با بازار تطبیق دهد؟ بنزین را با قیمت جهانی حساب میکنید؛ پس حقوق را هم با همان معیار حساب کنید!#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔴 #جواب_نامه_درخواست_حفرچاه در دشت ممنوعه #جیرفت در *سال ۱۳۴۵* بسیار جالب است و حکمرانی صحیح منابع آبی را نشان میدهد.وزارت آب و برق آن زمان با رد درخواست، جواب جالب و درخوری داده است:👈 منابع آب و خاک به یک نسل تعلق ندارد و دولت نمیتواند شاهد و ناظر از بین رفتن این منابع باشد...!دوباره بخوانیدمنابع طبیعی و خدادادی متعلق به یک نسل و یک قشر خاص نیست.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔵 کار دشواریست ؛ #پایین آوردن خری که به #مکانی رسیده که #جایگاهش_نیست...🔹یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد.الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت …ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد. ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی اید !!! هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد.ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد !!!وقتی که دوباره به پشت بام رفت ، می خواست الاغ را ارام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. به خاطر بالا و پایین پریدن الاغ، سقف اتاق خراب شد و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده و پس از چند لحظه بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد...در این هنگام ملا نصر الدین گفت : لعنت بر من که نمی دانستم که اگر الاغ به #جایگاه_رفیع و پست مهمی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را می کشد.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#فلاحتپیشه :بنده روبروی بشار اسد نشستم و به او گفتم آقا پولی که از ایران گرفتی حقالناس است و باید پس بدی..#دوست_داران_دانایی@danaeeii
نخند داداش!!#شوهر_قحطی آمده!#دوست_داران_دانایی@danaeeii
بظاهر #طنزهولی باید #گریه کرد.😔😔😔😔😔#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#اصغر_قاتل در زندان شماره یک، به جای این که #مطیع باشد، #مطاع بودتصور نمیکنم هیچ ایرانی باشد که علیاصغر، قاتل معروف بروجردی را نشناسد، یا لااقل شرح زندگانی و جنایات او را در مطبوعات نخوانده باشد. جنایات این شخص، از لحاظ روانشناسی، به قدری عجیب بود که در تمام جراید دنیا منعکس گردید.او هم در همین زندان نمره یک محبوس بود. ولی به قدری مورد احترام و مراعات واقع میشد که سبب حیرت عموم بود. مأمورین میگفتند: «چون به هر صورت به دارش میکشند، از این لحاظ مراعاتش را میکنند.» ولی این گفته حقیقت نداشت. زیرا محبوسین دیگری هم بودند که کشتن آنها حتمی بود و هیچگاه به این نحو مورد عنایت واقع نمیشدند. علت حقیقی این بود که مأمورین از او میترسیدند.او مردی بود بلندقامت، چهارشانه، زرد موی و ازرق چشم، بینهایت قوی و خوی درندگی و سبعیت از پای تا سرش نمایان بود. هیچ یک از مأمورین را یارای این نبود که به تنهایی، یا با کمک دیگری، با وی بستیزد. چون اگر میخواستند نسبت به او مانند زندانیان دیگر رفتار کنند، ناگزیر بودند ده نفر بر تعداد مأمورین زندان شماره یکبیفزایند و همواره با او گلاویز باشند. گویا این طریق به صرفهی زندان نبود. لذا با او از در دوستی و مدارا پیش آمدند.غذایش همیشه سه ظرف چلوکباب و مخلفات آن بود. بهطوری که روزی چون یک ظرف دوغ از ناهارش کم بود، غذا صرف نکرد تا همه به جنب و جوش افتادند وکسری آن را ترمیم نمودند. آوازی بسیار خوش و مطبوع داشت ولی خواندنش منحصر به ابیات عربی و لحن حجازی بود. اگر از طرف مأمورین کوچکترین بیادبی نسبت به او میشد، آن را با قبیحترین دشنامها پاسخ میداد.... علیاصغر قاتل در زندان شماره یک، به جای این که مطیع باشد، مطاع بود.رضاشاه هوس کرده بود که این موجود عجیبالخلقه را از نزدیک ببیند و شخصاً با او صحبت کند. روزی به وسیلهی تعداد زیادی مأمور او را به قصر پادشاهی بردند.همان روز، بعد از مراجعت به زندان ــ چون در سلول من غالباً به وسیلهی حسنآقا سرهنگ باز میماند ــ فرصتی یافته از علیاصغر خواستم تا جریان شرفیابی خود را کاملاً بیان کند. او گفت: «قبل از شرفیابی دستهایم را دستبند زدند. چون به حضوررسیدم، شاه با نهایت خوشرویی مرا مخاطب قرار داده پرسید: «میخواهی دستور بدهم آزادت کنند.» جواب دادم: «قربان بنده غلام اعلیحضرت هستم. هر امری اعلیحضرت بفرمایند تاج سر این غلام است.»...بعد اعلیحضرت فرمودند: «دستور میدهم تو را آزاد کنند.» و به مأمورین فرمودند او را ببرید و خیلی نسبت به او محبت بکنید.این عین اظهاراتی بود که علی اصغر بروجردی برای خودم بیان کرد. به حدی از شرفیابی حضور شاه خرم و خندان بود و به قدری به قول شاه اطمینان داشت که خود را آزاد شده میدانست.در شرفیابی حضور شاه، شلوار کوتاه سیاه رنگی به پای داشت که طبق گفتهی خودش متعلق به احمد آخرین قربانی... او بود.#منبع: ماجرای قتل سردار اسعد بختیاری، خاطرات علیصالح اردوان ایلخان بختیاری داماد سردار اسعد، تصحیح و پژوهش حمیدرضا دالوند، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۹، صفحه ۹۴#دوست_داران_دانایی@danaeeii
رفتم زالو درمانی ببینم داستانش چیهیکی رو تخت بود به قدری بهداشت فردیش مشکل داشتکه زالو تا لحظه آخر به دکتر چسبیده بود میگفت حاجی به جون مادرت من روزه ام 🤣🤣😝😝#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔻درگیری شدید و عجیب دو هیئت عزاداری در حرم امام رضا! / با چوب به جان هم افتادند 🔸 دیشب در صحن امام رضا(ع)، مردم در حال عزاداری بودند و برخی هیئتها با چوبهای مخصوص عزاداری برنامه خود را برگزار میکردند؛ اما چند دقیقه بعد، میان اعضای یک هیئت یزدی و یک هیئت تبریزی درگیری رخ داد و با همان چوب های عزاداری به صرب وشتم هم پرداختند!بزن که خوب میزنی😂😂😂#دوست_داران_دانایی@danaeeii
این چند نفر با گرفتن دستهای همدیگه سگ رو نجات دادن و مردم برای قدردانی از کارشون مجسمه شونو ساختن حس خوب فقط گرفتن دست مجسمه 👌#دوست_داران_دانایی@danaeeii
نام اثر:تاثیر "#مادر" در زندگی🌱 #دوست_داران_دانایی@danaeeii
قدرت را به دیگران منتقل کنیمدیروز دختر یازدهسالهام گفت:«هماهنگ کردهام که بتوانی مسابقه والیبالم را ببینی.»مسابقه که شروع شد، در بهت ماندم.تقریباً بهترین بازیکن زمین بود.قدرت، اعتمادبهنفس و تسلطش، مرا غافلگیر کرده بود.در راه بازگشت از او پرسیدم:«تو که فقط یک سال است والیبال را شروع کردهای و اینقدر خوب بازی میکنی، چرا وقتی با من بازی میکنی، در همان سطح ابتدایی میمانی؟»لبخندی زد و گفت:«چون تو پدرمی.»گفتم:«چه ربطی دارد؟»گفت:«من میخواهم با هم بازی کنیم، نه اینکه ببرمت. میدانم پایت آسیب دیده؛ نمیخواهم مجبور شوی بدوی.»سکوت کردم.ناگهان یاد سالهایی افتادم که خودش کودک بود.آن روزها، عمداً به او میباختم تا لذت بردن را تجربه کند.تا بداند پیروزی چه مزهای دارد.و امروز...بیآنکه با او دربارهاش حرفی زده باشم، همان کار را برای من میکرد.آن لحظه فهمیدم که سالهاست مرا میبیند.تواناییهایم را...محدودیتهایم را...و حتی ضعفهایم را...و در سکوت، مراقب آنهاست.همانطور که من روزی مراقب او بودم.چه قدر مضحک است که من بعد بخواهم برای او نقش همه چیز دان را بازی کنم و مجوز عبور از خود را به او ندهم و او را در حین عبور بدرقه و حمایت نکنم.آن روز، معنای دیگری از پدر بودن را فهمیدم.پدر بودن، فقط دست فرزند را گرفتن نیست.روزی هم باید دستت را آرامآرام از دوچرخه رها کنی...از کنار زمین کنار بروی...و با لبخند تماشا کنی که او، بینیاز از تو، محکمتر و زیباتر از تو بازی میکند.اگر هنوز اصرار داشته باشی همیشه قویترین آدم میدان باشی، رشد عزیزانت دیر یا زود متوقف خواهد شد.اما اگر بتوانی از قدرتت عبور کنی، قدرت در وجود آنان ادامه پیدا میکند.قدرت، وقتی در ما متوقف بماند، به سلطه تبدیل میشود؛ اما وقتی به دیگری منتقل شود، به میراث.#سهیل_رضایی#دوست_داران_دانایی@danaeeii
کاش میتوانستم به آنها که هرگز بدنیا نخواهند آمد بگویم بیاندازه خرسند باشید، شما از مصیبت بزرگ گریختهاید.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#خاطرات_علی_اصغر_حکمتمرحوم #میرزااحمدخان_اشتری حکایت میکرد، و او شخصی ثقه و قابل اعتماد بود که هرگز سخن به گزاف نمیگفت و در درستی قول و صداقت گفتار نظیر نداشت، میفرمود «در اوایل سلطنت اعلیحضرت رضاشاه پهلوی که سِمَت معاونت وزارت عدلیه را داشتم، به دربار رفتم. در حضور شاه جمعی ایستاده بودیم. ملاحظه کردم که نام افسری را تکرار میکردند که آیا حاضر است یا نه؟ بالاخره خبر دادند که افسر مذکور آمدهاست. صاحبمنصبی میانه سال که درجه سروانی داشت حاضر شد. این افسر از اینکه به حضور شاهنشاه احضار شدهاست بسیار مشوش و مضطرب به نظر میرسید، به طوری که چون شرفیاب شد و سلام نظام داد، دستهای او بیاختیار میلرزید. شاه او را نزديك خود طلبید و افسر مذکور با حال تشویش پیش رفت و پیوسته نزدیکتر و نزدیکتر میشد تا درست مواجه و روبروی اعليحضرت رسید. شاهنشاه دست در جیب کرده سه عدد اسکناس صدتومانی بیرون آورده به او دادند و چشمان را به او خیره کرده فرمودند: « ای فلان فلان شده! این را بگیر برو لبوفروشی کن...» و او مرخص شد. حضار از این امر در کمال تعجب بودند. شاه خندیده فرمودند: «و مرا با این افسر قصهای است و تفصیل آن این است که در سالهای سابق، وقتی من و این افسر در قزاقخانه تابین بودیم و در ورامین مأموریتی داشتیم. شب را در بیابان گرفتار طوفان و باران شده پناه به زاغه بردیم و تا صبح در آن محل تنگ و تاريك بهسر آوردیم. دائماً آب باران از سقف آن کوخ به سر ما میچکید و بیم آن میرفت که سقف فرود آمده ما را بهزیر بگیرد. این رفیق من بهستوه آمد. آهی کشیده گفت: خدایا مرا از این زندگانی پرمشفت خلاص کن! اگر عنایت میکردی و سیصدتومان میدادیمیرفتم و لبوفروشی میکردم، خیلی از این مأموریت و نوکری بهتر بود...!. من به او ملامت کردم و گفتم: چرا منتهای آرزوی خود را داشتن سیصدتومان پول و شغل لبوفروشی قرار میدهی؟ لااقل کار خوبی از خدا بخواه! او خندید و به من گفت: اگر تو جای من بودی از خدا چه میخواستی؟ گفتم «من میخواستم شاه بشوم!». او در چشمان من خیره شد و نگاه تندې کرده گفت: ای فلان فلان شده! چه حرفهای بیش از حد خود میزنی!» شب گذشته این واقعه مرا به خاطر آمد. لازم دانستم او را بخواهم. هم سیصدتومان را که کل آرزوی او بود، به او بدهم که به دنبال لبوفروشی خود برود و هم قرض دشنامهای او را به او ادا کرده باشم!!#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#بهای_سیلی روزی مردی فقیر با مردی ثروتمند درگیر جروبحث و مشاجره شد. صدای آنها بلند شد و ناگهان مرد ثروتمند بدون هیچ مقدمهای به صورت مرد فقیر سیلی ای زد. مرد فقیر که درنظر نداشت بگذارد ماجرا همینطوری تمام شود، پیش قاضی رفت. قاضی شکایت هردو را گوش کرد و نظر داد که مرد ثروتمند به تاوان سیلی به مرد فقیر یک کاسه برنج به او بدهد. مرد فقیر نزدیک قاضی رفت و سیلی صداداری به صورت او زد. قاضی فریاد کشید:خُل شدهای چرا این کار را کردی؟چیز مهمی نیست. فقط دلم خواست این کار را بکنم. من از خیر آن کاسهٔ برنج گذشتم. شما میتوانید آن را برای خودتان بردارید.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
رو تيشرتش نوشته:اگه گم شدم منو ببريد پيش جانرو تيشرت زنش هم نوشته:من جان هستمهردو گرفتارنيكی به #آلزايمريكی به #وفا🌺❤#دوست_داران_دانایی@danaeeii
کسی که زمانش رو نمی تونه مدیریت کنههیچی رو نمی تونه مدیریت کنه! #مدیریت_زمان #پیتر_دراکر#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#آلزایمریه پژوهشی روی ۹ میلیون نفر در آمریکا انجام دادن و فهمیدن رانندگان تاکسی و آمبولانس کمتر از کارکنان در هر شغل دیگری دچار آلزایمر میشن!! علتش مسیربایهای متعددی هست که در روز تو ذهنشون انجام میدن! از اونجایی که ابتلا به آلزایمر هر روز داره بیشتر میشه، توصیه میکنند که سعی کنید گاهی خودتون مسیریابی کنید یا حداقل ابتدای سفر مسیر رو حفظ کنید و از ذهنتون کمک بگیرید تا از این بیماری دورتر بمونید!#دوست_داران_دانایی@danaeeii
درودپگاهتون پر لبخندشاد باشید و مانا#دوست_داران_دانایی@danaeeii
سالها پیش وقتی یکی از دانشجویان #انسانشناسی از "#مارگارت_مید" پرسید که نخستین نشانهی #تمدن در یک #فرهنگ چیست؟ دانشجو انتظار داشت تا "مید" دربارهی قلابهای ماهیگیری، کاسههای سفالین یا سنگهای آسیاب حرف بزند.ولی نه... "مید" گفت: نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ باستانی، استخوان رانی بوده که شکسته شده و سپس جوش خورده است."مید" توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمرو حیوانی بشکند، شما میمیرید. شما نمیتوانید از خطر بگریزید، برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسهزن. هیچ حیوانی با پای شکسته آنقدر دوام نمیآورد تا استخوانش جوش بخورد.استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهیست براینکه: کسی زمان صرف کرده تا با شخص پاشکسته همراهی کند، محلِ جراحت رابسته است، شخص را نگهداری و تیمار کرده تا سلامت و بهبودی پیدا کند."مید" گفت: "کمک به دیگری درعینِ دشواری، همانجاییست که تمدن آغاز میشود."- مُحْسِنِ شَعْبانْ#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#فقر فقط #نداشتن_پول نیست...در ادبیات ما، «فقیر» معمولاً به کسی گفته میشود که از مشکلات اقتصادی رنج میبرد؛ اما اگر در جامعهای عدهای از شدت نداری با یارانه یا جمعآوری زباله روزگار میگذرانند و در همان جامعه، مرفهین و ثروتمندان برای کودکانشان پستونک طلا میخرند، آن جامعه فقط از فقر مالی رنج نمیبرد؛ فقر فرهنگی هم گریبانش را گرفته است.فقر فرهنگی، گاهی از فقر مالی هزاران بار دردناکتر است.اگر ثروتمندان توان یا لیاقت کمک به نیازمندان را ندارند، دستکم با نمایش تجمل و ژستهای نخوتآمیزِ «مرفه بیدرد بودن»، دل و روح انسانهای نیازمند را بیشتر آزرده نکنند.میگویند:فقر چهره جامعه را زشت میکند؛اما زشتتر از فقر، مردمانی هستند که بهراحتی از کنار فقیر عبور میکنند.فقر برای فقیر، امتحان صبر است؛و برای دارا، امتحان بخشندگی یا خساست.گاهی یک جامعه را نه میزان ثروتش، بلکه نحوه رفتار ثروتمندانش با فقرا معرفی میکند.فکر کردن درد دارد...#دوست_داران_دانایی@danaeeii
اولین باری که دزدی کردم هفت سالم بود، شایدم هشت سال، لقمه های همکلاسیم رو می دزدیدم، آخه خیلی خوش مزه بودن.بعد از اون دیگه دستم به دزدی عادت کرد، همه کار می کردم، جیب می زدم، کف می رفتم، دزدی از طلا فروشی که خوراکم بود، کارم به جایی رسیده بود که از پول اشباع شده بودم، ولی می دونید رفقا وقتی دستت کج بشه دیگه هیچ جوره درست نمیشه، من هم تفننی دزدی می کردم!آخرین باری که دزدی کردم یه غروب چهارشنبه لب ساحل بود، یه کیف زنونه رو از روی شن ها کش رفتم. اما وقتی تو خونه کیف رو باز کردم خبری از پول نبود، پر بود از قلموی نقاشی، رنگ روغن، لوازم آرایش، یه عطر زنونه و یه عکس! عکس زیباترین دختری که تا حالا دیدم، با چشم هایی معصوم و لبخندی دلنشین، تموم شب رو داشتم به اون عکس نگاه می کردم، همیشه دلم می خواست یکی مثل اون داشته باشم، اما خب اون یه دختر زیبای هنرمند بود و من یه دزد!فردای اون روز دوباره به همون ساحل رفتم تا پیداش کنم، چند ساعت منتظر موندم ولی اون نیومد، من هم به خونه برگشتم، عطرش رو به وسایلم زدم و ساعت ها به تماشای عکسش نشستم و زندگی کردم. با خودم می گفتم کاش حداقل می تونستم آلبوم عکسش رو بدزدم...جمعه دوباره به ساحل رفتم اما اثری ازش نبود، شنبه رو از صبح تا شب منتظر نشستم، یکشنبه ساحل های کناری رو هم گشتم، دوشنبه و سه شنبه هم خبری ازش نشد.تا اینکه چهارشنبه نزدیک های غروب دختری رو کنار ساحل دیدم که داشت روی یه بوم نقاشی می کشید، نزدیک شدم و فهمیدم که آره، خودشه، اما نتونستم بهش چیزی بگم. به خونه برگشتم و با اون عطر و عکس زندگی کردم.چهارشنبه هفته بعد هم باز به همون ساحل رفتم و اون رو تماشا کردم و دوباره بدون گفتن حرفی به خونه برگشتم و مثل شب های دیگه با عکسش حرف زدم، عطرش رو بو کردم و خوابیدم.شش ماه به همین شکل سپری شد و من فقط چهارشنبه ها اون رو نگاه می کردم، چون از نه شنیدن می ترسیدم، تا اینکه وقتی تابلو نقاشیش تموم شد خودش اومد سمت من و گفت: شش ماه پیش شما کیف من رو دزدیدی و من فهمیدم، ولی واسم سواله چرا بعد از اون هر چهارشنبه اومدی اینجا بدون اینکه چیزی بدزدی.گفتم:وقتی بچه بودم حسرت لقمه های همکلاسیم رو داشتم و اون ها رو ازش می قاپیدم. بزرگتر که شدم هر چیزی که حسرتش رو داشتم دزدیدم، ولی بعضی از حسرت ها قابل دزدیدن نیستن،فقط باید از دور نگاه کنی و بری خونه با عکسشون زندگی کنی...#قهوه_سرد_آقای_نویسنده#روزبه_معین#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#روحت_شاد_ایرج_خانداییم تعریف میکرد : قبل از انقلاب سمت میدان ونک با دوستام قدم میزدیم که اقایی صدایمان کرد پیکانم در چالهای افتاده بیایید کمک کنید درش بیارم بعد با خنده گفت : منم براتون آواز می خونم....کمک کردیم درآوردیم بعد نشست رو ماشین و چند دقیقه با صدای بلند برایمان خواند.میگفت : منم جوگیر شدم گفتم فلان فلان شده #ایرج هم اسمشو گذاشته خواننده بیاد ببینه خواننده واقعی کیه؟؟میخواست خداحافظی کنه که بره باهام دست داد و گفت: همون ایرج فلان فلان شده خودمم!!روحت شاد ایرج خان ، چقدر بزرگ بوده این مرد!#ارسالی_اعضا#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#بالاترین_رهایی آزاد شدن از #نظرات_دیگران است !روزی که بتوانی بدون وابستگی و اهمیت دادن به نظرات دیگران از خودت و فردیتت لذت ببری ، آن روز ، روزِ رهاییِ توست ...#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#آدمهای_امنآدم های امن، افرادی هستند كه همه چیز را میتوانی بهشان بگویی و بدون اینکه قضاوت یا تحقیرت کنند، میتوانی کنارشان احساس بودن کنی...اینها تا لباسی تازه تنت ببینند، نمیپرسند از کدام مغازه خریدی؟ مارکش چیه؟ چند خریدی؟میگویند: چقدر قشنگه، بهت میآید، من عاشق این جنس ژاکتم.از سفر که برگردی، نمیپرسند با کی و چرا رفتی؟ اسم هتلش؟ چهقدر هزینه شد؟میگویند: خوش گذشت؟ سرحال شدی؟ چه خوب که سفر رفتی.دانشگاه قبول شوی، نمیپرسند شهریهاش چه قدره؟ وای چقدر دوره!میگویند چه رشتهای به سلامتی؟ این رشته بازار کار خوبی دارد، اگر تلاش کنی.مشغول کاری تازه شوی، نمیپرسند حقوقت چه قدره؟ اسم شرکتش چیه؟ جایش کجاست؟میگویند شغلت را دوست داری؟ صاحبکارت یا همکارهایت آدمهای خوبی هستند؟ اینجور شغلها جای پیشرفت دارد. ایشالا موفق میشی.آدم های امنی باشیم و با آدمهای امن معاشرت کنیم.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
۲۰ سال مان بود کههاشمی رفسنجانیبا شعار رفاه و سازندگی آمدمی گفتندجنگ تمام شده و سردار سازندگی فقط به بازسازی میپردازد۸ سال گذشت شدیم ۲۸ سالهاما وضعیت بدتر شد .سید محمد خاتمی آمد و گفت: با مردم سالاری وگفتگو تمدن هاو آزادی شما را به اهداف تان میرسانیم زندگی تان پر از رفاه خواهد شد اما ۸ سال دیگر گذشت و شدیم ۳۶ ساله تغییری در زندگی مون ایجاد نشددل بستیم به احمدی نژاد او که با کارهای نمایشی خود، در تهران همه را مجذوب خود کرده بود قول های فراوان داد گفت: سوبسیدها را برمیدارم پول آن را ( پول نفت را) به سر سفره های شما می آورم و با الباقی آن اقتصاد کشور را شکوفا میکنم اماچند سال بعد تمام سوبسید هارا به مردم دادند بازهم کم آمد مجبور شدند یارانه خیلیها را قطع کنند . میگفتنداحمدی نژاد مثل خاتمی نیست که جلوی کارش را بگیرندایشان به رهبر و رهبر به ایشان نزدیک است ما هم گفتیم قطعاً محمود همان است که دنبالش بودیم محمود ۸ سال ما را دوانید و نشد .پیرتر شدیم ،شدیم ۴۴ ساله وضع بدتر هم شد.روحانی آمد با اون شعار اعتدالش .برای همه ایموجی قلب بنفش فرستادما ساده لوحانه نفهمیدیم قلب بنفش چه معنای بدی داره .تا اینکه احساسش کردیم و عملا دیدیم .چشم به دهان او و خنده هایش دوختیم۸ سال هم سپری شد و ۵۲ ساله شدیم می گفتند رئیسی از خودشان است اگر بیاید هر سه قوه یکدست میشوداین بار دیگر رفاه و آزادی حتمی است، آمد اما ....چی فکر می کردیم و چی شد! قیمت اجاره خونه ها،قیمت مسکن،دلار سر به فلک کشید،بازنشسته شدیم چشم انتظار و انتظار و انتظاربرای همسان سازی حقوق بخور و نمیر بازنشستگی... تا اینکه از مرز ۶۰ سالگی هم گذشتیم یواش ، یواش داریم می رویم پیش پدر مرحوم مان ولی ،نه! صبر کنید! صحنه آخر وعده وعیدها مونده رئیس جمهوری اومده که دکتره، پزشکه، اسمش هم مسعوده وفامیلی اش هم پزشکیان همش دم از مولا علی میزنهدر اغلب سخنرانی هایش هم از نهج البلاغه نمونه میاره... ولی دیگه فایده نداره حالا که پامون لبه گورهفرزندان مان هم بخاطر شرمندگی و نداری ما،جلای وطن کردهعطای ایران را به لقایش بخشیده انددچار فقر و انفعال و بیکاری ... حالا دیگه اگر امام زمان هم بیایدشاه هم دوباره زنده بشه حکومت کنهدنیا برای مان گلستان هم بشه ،فرقی نمیکنهاز ما دیگه جوانی و شور زندگی گرفته شدفریب وعده های کسانی را خوردیم که حرف ازخدا و دین و پیغمبر و علی وحسین و مذهب می زدند.این شدحال وروز بازنشستگان درهمه سازمانها تو را هم که ظاهرا انسان متدین و پاک نهادی به نظر میرسی، باور نداریم..! از طلا بودن پشیمان گشته ایممرحمت فرموده ما را مس کنید.دلنوشته یک بازنشسته#دوست_داران_دانایی@danaeeii
سیب زمینی هم، اضافه شده به لیست صنفی به لطف وزیر کشاورزی سیب زمینی هم، برنده نبرد قیمت ها شدجناب وزیر کشاورزی: خدا داند با چه پشتوانه بسیار محکمی همچنان در حال صدارت برای نابودی معیشت عموم مردم به خصوص بازنشستگان هستی😔‼️الحمدالله قیمت سیب زمینی هم، برنده نبرد قیمتها شده و از کشورهای همسایه سبقت شدید گرفت ولی حقوق و دستمزدهای ایران همچنان بازنده کشورهای همسایه و به حدود یک دهم آن کشورها کاهش یافته است.قابل توجه جناب آقای دکتر پزشکیانجناب دکتری که دائماً به مردم میفرمائید حق مردم ایران این نیست ولی دلیل اصلی این روزهای بسیار بد، سخت و بسیار گران مردم ایران دولت جنابعالی میباشد دولتی با مسئولان جسارتاً ناکارآمد با سکوت مجلس، دولتی که تقریبا قیمت های همه اجناس را به بیش از کشورهای همسایه رسانده و گوی سبقت را از آنها گرفته اما در رسیدن به حقوق و دستمزدها آن کشورها و نه پیشی گرفتن از آنها عمداً درجا زدن را انتخاب کرده استوفقط قیمت های دو سه قلم مانده تا دولت چهاردهم سکوی افتخار را تماما به نام خود سند بزند تا نام دولت و شخص جنابعالی با تلخی در تاریخ ایران یاد شود و بعید میدانم بدانید که چه آه های دردناکی در دل مردمان شریف ایران به خصوص بازنشستگان دردمندتر کاشتید😔کاش به هر دلیل غیرموجه که برای مسئولان موجه است‼️سر زندگی بسیار اسفبار و گران عموم مردم ایران به خصوص همه بازنشستگان اینگونه دردناک معامله نمیکردید معامله ارزانترین حقوق های جهان با افزایش های بی کنترلِ بسیار شدید همه اجناسوبقول کلیپ اینستاگرامی دولت حتما کنترل را گم کرده و دنبال آن میگردد.با احترامولی الله اکبری امیری-بازنشسته تامین اجتماعی - مازندران امیرکلا - ۱۴۰۵/۵/۲۱پ. ن. چشم روباهی درد آمد. پیش طبیبی رفت. طبیب بعد از معاینه به او گفت:« باید كمی خاك از درّه ای كه در آن نریده ای، توی چشمت بریزی، تا خوب شود.» روباه به محض شنیدن این حرف زد توی سر خودش و گفت:« دیدی یك عمر كور ماندم؟» طبیب پرسید:« چرا؟» روباه جواب داد:« درّهً نریده نذاشتم.»#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔴 #جناب_سخنگو؛ #هندوانه زیر بغل #معلمان_بازنشسته نگذارید!🔵 #فرهادی، سخنگوی آموزشوپرورش، گفته است:«معلمان بازنشسته عموماً #جوان و #پرانرژی هستند؛ ۳۰ سال تجربه اندوختهاند و از این جهت، #گرانقیمتترین معلمان ما محسوب میشوند.»🔹جناب سخنگو، بله؛ معلمان بازنشسته هم جوان و پرانرژیاند، هم باتجربه و هم گرانقیمت!🔹اما مشکل اینجاست که شما میخواهید #جنس_گران را با #قیمت_ارزان بخرید و به بیگاری بگیرید!🔹معلمی که ۳۰ سال عمر و جوانیاش را پای آموزش بچههای این مملکت گذاشته، حالا اگر بخواهد بعد از بازنشستگی دوباره تدریس کند، برای یک ساعت حقالتدریسِ معلم بازنشسته لیسانس، با کسر مالیات، حدود ۹۵ هزار تومان محاسبه میشود!۹۵ هزار تومان برای یک ساعت تدریس معلمی که ۳۰ سال تجربه و دانش پشت سرش دارد؛ یعنی ساعتی کمتر از پول یک #بسته_چیپس که بخش قابلتوجهی از آن هم هواست!🔹جناب سخنگو؛اگر معلمان بازنشسته گرانقیمتترین معلمان هستند، چرا دستمزدشان را اینقدر ارزان حساب میکنید؟😳🔹هندوانه زیر بغل بازنشستهها نگذارید؛اگر واقعاً گرانقیمتاند، قیمتشان را هم گران حساب کنید!✍️ #اکبر_عزتی_رستگار#دوست_داران_دانایی@danaeeii
داستانی واقعی و تکاندهنده از کشور یمن 👞زمانی که معلمی به شاگردانش قول داد به هر کسی که نمره کامل بگیرد، یک جفت کفش نو جایزه بدهد، همه با نمرات عالی موفق شدند. اما تکه کاغذ کوچکی درون جعبه، رازی را فاش کرد که باعث شد آن معلم تمام شب را در برابر همسرش گریه کند.استاد «نوال» در یک مدرسه ابتدایی کوچک در روستایی فقیر تدریس میکرد. شاگردانش هر صبح با لباسهایی ساده، دفترهایی قدیمی و رؤیایی بزرگتر از خانههایشان به مدرسه میآمدند. او آنها را مانند فرزندان خودش دوست داشت و از چهره هر کودک میفهمید که آیا شب سیر خوابیده است یا گرسنگیاش را از خانوادهاش پنهان کرده است.روزی خواست تا روحیه آنها را بالا ببرد، پس با لبخندی به آنها گفت: «هر کس در امتحان نمره کامل بگیرد، به او یک هدیه کوچک میدهم.»یکی از کودکان با هیجان پرسید: «خانم، هدیه چیست؟»معلم پاسخ داد: «یک جفت کفش نو.»کفش برای آنها یک شیء معمولی نبود، بلکه رؤیای کوچکی بود که روی دو پا راه میرفت. کودکان بسیار خوشحال شدند و با جدیت شروع به درس خواندن کردند و هر کدام آرزو داشتند که این هدیه نصیب او شود. در میان آنها دختری به نام «وفاء عبدالکریم» بود که انتهای کلاس مینشست؛ او بسیار آرام بود و همیشه پاهایش را زیر نیمکت پنهان میکرد.وفاء کفشی قدیمی و پاره داشت که نوک آن باز شده بود و بندش چندین بار گره خورده بود، اما هرگز شکایتی نمیکرد. روز امتحان فرا رسید و کودکان با پشتکاری عجیب نوشتند؛ تا جایی که معلم احساس کرد تمام این قلبهای کوچک میخواهند پیروز شوند.بعد از تصحیح اوراق، غافلگیری این بود که تمام دانشآموزان نمره کامل گرفته بودند!استاد نوال خوشحال شد اما درمانده ماند؛ کفش را به چه کسی بدهد در حالی که همه شایستگی آن را داشتند؟ او به آنها گفت: «شما همه عالی هستید، اما هدیه فقط یکی است؛ راه حلی پیشنهاد بدهید که همه راضی باشند.»کودکان کمی با هم مشورت کردند و سپس گفتند: «نامهایمان را روی کاغذهای کوچک بنویسیم و در جعبه بیندازیم و شما یک ورق را به طور تصادفی بیرون بکشید.»معلم پذیرفت و هر کودک نامش را روی کاغذ نوشت، تا کرد و در جعبه انداخت.استاد نوال در مقابل دیدگان آنها یک کاغذ بیرون کشید، آن را به آرامی باز کرد و خواند: «وفاء عبدالکریم».وفاء با قدمهایی لرزان و در حالی که اشکهایش از شادی جاری بود، جلو آمد و در حالی که بقیه دانشآموزان صادقانه برایش دست میزدند، کفش نو را گرفت. او کفش را طوری در آغوش گرفت که انگار گنجینهای به دست آورده است و دست معلمش را بوسید و گفت: «به خدا قسم خانم، من واقعاً به آن نیاز داشتم.»نوال نتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد، اما لبخند زد تا شادی آن دخترک خراب نشود. شب هنگام، در حالی که جعبه کوچک کاغذها را با خود داشت، به خانه برگشت.همسرش پرسید: «چرا در حالی که داستانی زیبا تعریف میکنی، گریه میکنی؟»او در حالی که جعبه را باز میکرد گفت: «من به خاطر اینکه وفاء برنده شد گریه نمیکنم.»همسرش تعجب کرد و پرسید: «پس چرا؟»او کاغذها را یکی پس از دیگری بیرون آورد و در مقابل همسرش باز کرد. روی تمام کاغذها، فقط یک نام نوشته شده بود: «وفاء عبدالکریم».همسرش خشکش زد، اما نوال بیشتر گریه کرد و گفت: «تمام بچهها نام او را نوشتند و هیچکدام نام خودشان را ننوشتند!»او در حالی که میلرزید ادامه داد: «همه آنها کفش میخواستند، اما دیدند که نیاز او بیشتر از نیاز آنهاست.»روز بعد، نوال به مدرسه رفت در حالی که به تعداد تمام شاگردان کلاس، کفشهای نو به همراه داشت؛ چرا که همسرش تنها ساعتی را که داشت فروخت تا این کفشها را بخرد.وقتی وارد کلاس شد به کودکان گفت: «دیروز شما درسی به من دادید که در هیچ کتابی نیست.»وفاء گریه کرد، کودکان گریه کردند و آن روز در مدرسه به نام «روز قلبهای سفید» شناخته شد.اما زیباترین اتفاق زمانی رخ داد که پیامی از یک خیرخواه رسید که داستان را شنیده بود و متعهد شد لباس و کفش تمام دانشآموزان مدرسه را تا پایان سال تهیه کند.در پایان پیام نوشته بود: « کودکی که شادی خود را به خاطر دیگری کنار میگذارد، سزاوار است که دنیا تمام درهایش را به رویش باز کند...»پیام داستان:اطرافیان خود را نادیده نگیرید و به احساسات دیگران توجه کنید. هر کس که نعمت و برکتی دارد، باید آن را با کسانی که ندارند تقسیم کند. 🌹#دوست_داران_دانایی@danaeeii
دستگیری فردی که زیر پست های رضا پهلوی لایک و کامنت گذاشته بود!#دوست_داران_دانایی@danaeeii
خیلی وقت بود رقص مردونه با این سطح از مردونگی ندیده بودم.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
خلبان لشکری لشکری کسی بود که 18 سال اسارت کشید ،بازیکن تیم ملی هم با کلی خرید یک هندی بازی در آورد انگار وسط میدون جنگ بوده#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔵 #فروش_زودپز به علت نداشتن #گوشت!🔹زمانی زودپز میخریدند که گوشت را زودتر بپزند؛حالا بعضیها زودپز را میفروشند، چون دیگر چیزی برای پختن ندارند!🔹این تصویر فقط یک وسیله آشپزخانه نیست؛تصویر سفرهای است که آنقدر کوچک شده که حتی زودپز هم دیگر به کارش نمیآید.🔹مسئولانی که چنین تصاویری را میبینند، اگر هنوز درد مردم را احساس نمیکنند، حداقل باید از شرمندگی خوابشان نبرد! مردن پیشکش!!✍ #عزتی_رستگار#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔴آخونده رو آوردن صدا و سیما داشت به اجرا نشدن قانون حجاب اجباری اعتراض میکرد و میگفت ملت خیلی بهم پیام میدن بالای ۴ هزار پیامک و تماس رو گوشیمه الان یه پیامی که به من دادنو بصورت رندوم براتون میخونم که ببینید مردم چقدر با من موافقن ؛نوشته : آقای پفیوز احمق بیشعور حرف دهنتو بفهم#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔴 #تفاوت_قلعهها را میفهمید؟!🔹#تاج گفته به #قلعهنویی ۷۰ میلیارد تومان پاداش جام جهانی دادهایم!🔹آنوقت یک #معلم با مدرک #دکترا، با ۳۰ سال سابقه خدمت و کلی دستاورد، بازنشسته میشود و کل مرخصی و پاداش پایان خدمتش میشود ۶۵۰ میلیون تومان!🔹حالا تفاوت قلعهها را بهتر میفهمیم؛قلعهنویی با سه بازی و سه مساوی، ۷۰ میلیارد پاداش میگیرد؛🔹معلم با ۳۰ سال آموزش و تربیت چند نسل، ۶۵۰ میلیون تومان!🔹ظاهراً در این مملکت هرچه «قلعه» بزرگتر باشد، پاداش هم بزرگتر است؛و هرچه آدم برای ساختن آینده بچههای مردم زحمت بیشتری بکشد، سهمش از سفره کمتر میشود!🔹معلمی که ۳۰ سال پای تخته ایستاده، امتحان گرفته، برگه تصحیح کرده، دانشآموز تربیت کرده و با حقوقی نهچندان چشمگیر زندگی را چرخانده، در پایان خدمتش باید حساب کند با پاداشش چند کیلو گوشت بخرد یا چند قبض پرداخت کند!اما برای بعضیها، یک نتیجه ورزشی میتواند میلیاردها تومان ارزش داشته باشد.🔹مشکل فقط رقم ۷۰ میلیارد نیست؛مشکل این است که #ارزشگذاریها در این کشور گاهی چنان وارونه شده که کسی که آیندهساز است، ارزانترین و کسی که سرگرمیساز است، گرانترین میشود.🔹اگر قرار است به موفقیت پاداش بدهیم، چه خوب؛اما کاش یکبار هم حساب کنیم معلمی که ۳۰ سال آیندهساز بوده، چقدر برای این کشور ارزش داشته است.⚖️ جامعهای که برای #قهرمانانش دستمزدهای میلیاردی تعیین میکند، اما برای #بازنشستگان و #معلمانش حسابوکتاب #خردهپول دارد، قبل از اینکه #مشکل_اقتصادی داشته باشد، مشکل در #نظام_ارزشگذاری دارد.✍ #اکبر_عزتی_رستگار دبیر فلسفه و منطق شهرستان رزن#دوست_داران_دانایی@danaeeii
مطهری:انقدر نگران استعفای پزشکیان نباشید. اون هیچوقت استعفا نمیده. اون وقتی تو مجلس بود نمیذاشت کسی حرف بزنه حالا چطور ریاست جمهوری رو ول میکنه.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
و #بهشت ارزانی کسانی که بر روی سجاده نشسته اند و دل می شکنند!!#دوست_داران_دانایی@danaeeii
همه در حیرت بودند که او چگونه این وضع زندگی را میتواند تحمل کند ولی او #عادت کرده بود.#برادران_کارامازوف #داستایوفسکی#دوست_داران_دانایی@danaeeii
✅داستانک:روزی #حسین_خان_بچاقچی زیر نظر ماُموران از بازار کرمان می گذشت ،#پیغمبر_دزدان ( شیخ محمد حسن سیرجانی ) هم همان لحظه عبور میکرد .حسین خان به احترام سلام کرد .آیت اله هم جواب گفت و پرسید : حال خان چطور است ؟حسین خان گفت : دعاگویُیم .آیت اله گفت : کار ما را هم دزدیدی ؟ دعاگوئی که کار ما بود .حسین خان بلا تاُمل گفت : بله قربان ، دزدی هم کار ما بود .!!!!!ص ۱۳۵ پیغمبر دزدان ، باستانی پاریزیکه تا هست دنیا به پا ، دزد هستجزای بد و خوب را مزد هستبوَد تا خدای زمین و زمان نه دزدی به آخر رسد، نه جهان#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#شاهکلید_بهتر_زیستنمیاز و مناز و متاز و مرنج؛چه تازی به کین و چه نازی به گنج.چهار پند کوتاه، اما عمیق:نه کسی را بیازار،نه بر کسی فخر بفروش،نه از سر کینه بر کسی بتاز،و نه به مال و داشتههایت بناز.گاهی برای آرامتر و زیباتر زندگی کردن،لازم نیست چیزهای زیادی یاد بگیریم؛کافی است کمتر بیازاریم، کمتر برنجانیم، کمتر کینه بورزیم و کمتر به داشتههایمان بنازیم.شاید شاهکلید آرامش همین باشد:دل کسی را نشکنو دل به داشتههایت نبند. ✍ #عزتی_رستگار#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#کتوشلوار_کهنهای که در مراسم عروسی باعث خجالت پسر شد(رازی که ۳۰ سال در جیب یک پدر مخفی بود).روز عروسی من بود. یکی از مجللترین تالارهای شهر را کرایه کرده بودم و تمام دوستان و همکاران ثروتمندم دعوت بودند. همه چیز عالی بود، به جز یک مورد: پدرم.پدرم با همان کتوشلوار قدیمی و رنگ و رو رفتهای آمده بود که شاید ۱۰ سال بود آن را میپوشید. کفشهایش واکس داشتند اما کهنگیشان از دور فریاد میزد. وقتی همکارانم میپرسیدند: «پدرتان کجا هستند؟»از ترسِ قضاوت آنها، با اکراه او را معرفی میکردم. حتی ته دلم آرزو میکردم کاش او گوشهای مینشست تا کمتر جلب توجه کند.آن شب گذشت. چند ماه بعد، پدرم در اثر یک ایست قلبی ناگهانی از دنیا رفت. وقتی داشتم وسایل اتاق قدیمیاش را جمع میکردم، همان کتوشلوار کهنه را دیدم که با دقت اتو شده و در کمد آویزان بود. وقتی آن را برداشتم، متوجه شدم در جیبِ داخلی کت، یک دفترچهی کوچکِ قدیمی قرار دارد. با کنجکاوی دفترچه را باز کردم. آنچه دیدم، تمام وجودم را لرزاند...در آن دفترچه، پدرم تمام مخارج زندگی مرا از کودکی تا آن شبِ عروسی یادداشت کرده بود:«هزینهی عمل جراحی پسرم (با فروش ساعت مچی یادگاریام پرداخت شد).» «هزینهی دانشگاه ترم آخر (با دو شیفت نگهبانی شبانه جور شد).» «هزینهی خرید خانهی جدید پسرم (با برداشتن تمام پسانداز ۳۰ سالهام).»و در صفحهی آخر، با خطی لرزان نوشته شده بود:«امروز روز عروسی پسرم است. خیلی دوست داشتم یک کتوشلوار نو بخرم تا او پیش دوستانش خجالت نکشد، اما موجودی حسابم را که چک کردم، دیدم فقط به اندازهی خرید"سرویس طلای هدیه برای عروسم" پول باقی مانده...پس همین کت قدیمی را خوب اتو میکنم. خدا کند پسرم مرا ببخشد که با این ظاهر در جشنش حاضر شدم...» من همانجا روی زمین افتادم و هقهق گریه کردم. من از « ظاهرِ » لباسی خجالت میکشیدم که تمامِ « باطنش » صرفِ خوشبختی من شده بود.زیبایی و شیکپوشی به لباسهای گرانقیمت نیست؛ گاهی پشتِ یک کفش کهنه یا یک لباس قدیمی، داستانی از فداکاری و عشقی نهفته است که با هیچ پولی نمیتوان آن را خرید.«والدین ما، تنها کسانی هستند که حاضرند خودشان را ویران کنند تا ما را آباد بسازند.به یاد تمام پدران و مادران و نیاکان که برای فرزندان شون از خودشون گذشتند❤️#دوست_داران_دانایی@danaeeii
استاد دانشگاه تهران : نمی توانیم به ۶ کشور همسایه #یارانه و #حقوق بدهیم و بعد اقتصادمان هم درست باشد و وانمود کنیم مشکلی نداریم! ژاپن ، آلمان و آمریکا هم اگر به ۶ کشور یارانه و حقوق بدهند چیزی از اقتصاد آنها باقی نمی ماند! چرا مسئولین ما نمی توانند مسئله ای به این سادگی را بپذیرند!!!؟؟؟#دوست_داران_دانایی@danaeeii
چه کسی گفته زمان طلاست؟من مزهمزهاش کردم... .زمان عین الکل ثانیه ثانیه می سوزاند.مست که شدی چشمهایت را باز میکنی و میبینیعمرت گذشته و تو ماندی و خماریِ از دست رفتن یک عمر.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
" #قدرت_دیکتاتورها_را_كور_ميكند"« #بنیتو_موسولینی» دیکتاتور ایتالیا وقتی از روی بالکن قصر مجلل خود برای صدها هزار نفر از طرفدارنش دست تکان میداد، هرگز تصور نمی کرد مدتی بعد به دست همین مردم به طرز فجیعی کشته شود !مردمی که حتی به جنازه موسولینی هم رحم نکردند و روی جسد او ادرار کردند و به قدری به جمجمه موسولینی لگد زدند که له شد و ترکیب چهره اش از بین رفت ! "لئو تولستوی" در مورد ظلم تزارها می نویسد: قدرت دیکتاتورها را کور می کند. آنها همه را حامی و طرفدار خود میبینند، در حالی که مردم چشم انتظار روز انتقام هستند!#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔴 حداقل دستمزد در سال ۹۰ برابر ۷.۲ گرم طلا بود، امروز برابر با یک گرم♦️در سال ۱۳۹۰ حداقل دستمزد معادل ۳۳۰ هزار و ۳۰۰ تومان بود. در آن زمان این رقم معادل ۳۰۵ دلار یا ۷.۲ گرم طلای ۱۸ عیار بود. شورای عالی کار، حقوق پایه ماهانه را در حالی به ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان افزایش داد که در سال ۱۴۰۴ حقوق پایه ماهانه ۱۰ میلیون و ۳۹۰ هزار تومان بود.♦️در روز ۲۶ اسفند ماه ۱۴۰۴، حداقل دستمزد مصوب برای ۱۴۰۵ معادل ۱۱۶ دلار بود. حال آنکه در حداقل دستمزد ۱۴۰۴ در بهمن ماه ۸۴ دلار ارزش داشت. این افزایش اما تا میانه اردیبهشت امسال هم دوام نیاورد زیرا نرخ هر دلار آمریکا به شکل محسوسی افزایش یافت و در مقاطعی حتی به ۱۹۰ هزار تومان رسید تا حداقل مزد معادل ۸۷.۵ دلار باشد./ خبرآنلاین#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔴 #ترامپ_هم_طلبکار_شد!🔹ترامپ گفته:«ایران خواستار دریافت غرامت بابت خساراتی است که در جریان درگیری نظامی پنجماهه اخیر به این کشور وارد شده؛ من هم به همین ترتیب، از ایران درخواست غرامت میکنم!»🔹یاد حکایت آن بندهخدا افتادم که میگفت:رفتم دستشویی و طبق معمول در را قفل کردم و آب شیلنگ را هم باز گذاشتم که اگر کسی خواست بیاید، بفهمد یک بدبختی آن تو گرفتار است! 😔😂خلاصه مادربزرگم با زوری که نمیدانم از کجا آورده بود، قفل را باز کرد و یکدفعه وسط عملیات ظاهر شد! 😐گفت: «زهرهترکم کردی!»گفتم: «حاجخانم، من داشتم عملیات تخلیه روده انجام میدادم؛ شما یهو وارد شدی، منو زهرهترک کردی! 😂»خلاصه به قول ترکها:«آلَجَک دولاندی، وِرَجَک گَلدی!»یعنی:طلبکار چرخید و برگشت، بدهکار شد! 😂🔹حالا حکایت ترامپ هم شده همین:ایران دنبال طلب خسارتش از آمریکاست ، ترامپ برگشته میگوید ایران باید خسارت آمریکا را بدهد! 😳آدم یاد همان ضربالمثل میافتد:طلبکار رفت، بدهکار برگشت!✍ #عزتی_رستگار#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔴 میخواهم حکم کنم سرت را ببرند، چه وصیت داری؟ - هیچ.+ کسانت اینجا هستند، پسرت را میخواهی ببینی؟ - نه.+ زنت را چه؟ - نه.+ مادرت؟ - نه.+ چرا؟ قلب در سینه نداری؟گلمحمد لبخندی زد.+ از چه میخندی؟گل محمد پلکها را فرو بست و گفت: "از پا افتادنِ مرد، دیدنی نیست!"👈 #کلیدر✍ #محمود_دولت_آبادی#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔵یه #کشاورز بود که #ذرتهای_باکیفیتی پرورش میداد.▫️جای تعجب بود که چطوری بین همهی کشاورزهایی که ذرت میکارن، فقط اونه که هرسال جایزهی بهترین ذرّت رو میبره؟▫️یه سال خبرنگار روزنامه باهاش مصاحبه میکنه و بین مصاحبه میفهمه که کشاورز هر سال بذر ذرت برندهی خودشو با همسایههاش تقسیم میکنه!▫️چرا بذر محصول خودتو با بقیهی همسایهها تقسیم میکنی وقتی میدونی سال بعد همون آدما باهات رقابت میکنن؟▫️کشاورز جواب داد:البته که میدونم، ولی شما هم میدونی که باد گردهی ذرت رسیده رو برمیداره و مزرعه به مزرعه میچرخونه؟اگه همسایهم ذرت ضعیفی داشته باشه، ذرت منم ضعیف میشه و اگه قرار باشه ذرت خوبی پرورش بدم، باید به همسایههام هم کمک کنم که محصول با کیفیتی داشته باشن.زندگی ما همینه...اگه بخوایم خوب و معنادار زندگی کنیم باید به پربار کردن زندگی اطرافیانمون کمک کنیم...چون ارزش هر فرد با تاثیر مثبتی که در زندگی دیگران میذاره سنجیده میشه. زندگی شاد در گرو کمک کردن به دیگرانه وگرنه شادی انفرادی لذتی نداره.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
👌ظلم بانک صادرات به بازنشستگان !!!!!!ملاحظ بفرمیاییدبازنشستگان کشوری حقوق ماهیانه خود را از بانک صادرات دریافت می نمایند با یک محاسبه ساده متوجه می شویم که بانک صادرات چه ظلمی به بازنشستگان می نماید تعداد بازنشستگان کشوری در سال 1404برابر1763454نفر می باشد که با رشد تقریبی 2.7درصدی سال 1405 تقریبا دو میلیون نفر بازنشسته کشوری داریم اگر تعداد بازنشستگان کشوری را دو میلیون نفر در نظر بگیریم واگر به طور میانگین هر بازنشسته فقط ۵میلیون تا پایان ماه در حساب بانک صادرات داشته باشد 2000000*5000000=1000000000000یعنی هر ماه بازنشستگان بطور میانگین سپرده ای به مبلغ 10همت در بانک صادرات دارند حالا بازهم با کمترین سود سپرده گذاری که 28درصد در خود بانک می باشد سود سالانه این سپرده برابر 280میلیارد تومان می باشدحالا از سود بگذریم که می شود به 10000هزار باز نشسته هر کدام در سال 280میلیون تومان بدون بازگشت پرداخت کرد 👈اما بر گردیم به وام 50میلیونی که جدیدا شده 75میلیون تومان اگر مبلغ سپرده بازنشستگان به ازای هر بازنشسته فقط 5میلیون تومان که در ته حساب ها می ماند یعنی 10همت را بین 133333نفر بازنشسته تقسیم کنیم به هر بازنشسته 75میلیون تومان می رسد یعنی هرماه از ته مانده رسوب پول های خود بازنشستگان می توان به 133333بازنشسته 75میلیون وام داد تازه سود 280میلیارد تومانی هر سال هم برای بانکاینجاست که متوجه می شویم بانک صادرات چه ظلمی به بازنشستگان می نمایند در حالی که یک شرکت خصوصی که تعداد کارکنان ان به صد نفر نمی رسد با افتتاح حساب در بانک های خصوصی ودولتی هر ماه به چند نفر از کار کنان وام های ۲۰۰تا ۵۰۰میلونی می دهند اما بانک صادرات برای ۷۵میلیون وام به با زنشستگانباید چندین سال در نوبت باشند#دوست_داران_دانایی@danaeeii
ویدیوی عجیبی که حمید رسایی با موضوع مذاکرات در کانال خود منتشر کرد 🔸داستان گرگ و الاغ سادهلوح و خوشباور#دوست_داران_دانایی@danaeeiiویدیوی عجیبی که حمید رسایی با موضوع مذاکرات در کانال خود منتشر کرد 🔸داستان گرگ و الاغ سادهلوح و خوشباور#دوست_داران_دانایی@danaeeii
کلیپی که مرحوم #ناصر_ملک_مطیعی وصیت کرد بعد از مرگش پخش شود.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🚨 #توجه🔹#تاج: به #قلعهنویی ۷۰ میلیارد تومان پاداش جام جهانی دادیم!🔹چقدر کم! 😐فقط ۷۰ میلیارد تومان؟!🔹با این همه #دستاورد، افتخار، صعود، رکورد و خاطرات شیرین، واقعاً حقش بیشتر از اینها بود!🔹آدم باید قدر قهرمانان ملی را بداند؛بالاخره هر کسی نمیتواند اینهمه دستاورد را با چنین هزینهای برای فوتبال به ارمغان بیاورد! 😂🔹فقط مانده یک سؤال:این ۷۰ میلیارد پاداش بود یا هزینهی حفظ دستاوردها؟! 😏✍ #عزتی_رستگار#دوست_داران_دانایی@danaeeii
توی سالن های زیبایی همه خانوما با لیسانس دارن ناخنکاری و مژه کاری میکنن.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔵#دانشگاه_تنها_راه_موفقیت_نیست🔹متأسفانه بعضی پدر و مادرها در ذهن بچهها این فکر را القا میکنند که تنها راه موفقیت، قبولی در دانشگاه و مخصوصاً دانشگاه فرهنگیان است؛ و اگر قبول نشدی، یعنی دنیا به آخر رسیده!🔹همین نگاه، گاهی چنان استرس و فشاری به دانشآموز وارد میکند که فراموش میکند قبولی در کنکور فقط یکی از راههای زندگی است، نه خودِ زندگی!🔹چندی پیش برگهای را تصحیح میکردم. دانشآموزی در پاسخ یکی از سؤالات نوشته بود:«شد، شد؛ نشد هم به کتف چپم! دنیا که به آخر نرسیده، یک راه دیگه رو امتحان میکنم.» 😄🔹یاد حکایتی افتادم...بندهخدایی میگفت:یک مدیری داشتیم که هر نامهای مینوشت، زیر امضایش سه حرف میگذاشت:«ش. ن. ب. چ»چند بار از او پرسیدم این علامت اختصار چیست؟هر بار میگفت: «ولش کن!»آخر سال که دیگر طاقت نداشتم، گفتم:«تو را به خدا حالا که آخر سال شده، بگو این ش. ن. ب. چ یعنی چه؟»گفت:«یعنی شد، شد؛ نشد، به کتف چپم!»😂🔹حالا بد نیست ما هم به بچهها یاد بدهیم:تلاشت را بکن، بهترین خودت باش، بجنگ و کم نگذار...اما نتیجه هرچه شد، شد!قبول شدی؟خدا را شکر؛ برو جلو.قبول نشدی؟ش. ن. ب. چ! 😄راه دیگری را امتحان کن.قرار نیست یک آزمون، یک رتبه یا یک قبولی، تکلیف تمام زندگی آدم را مشخص کند.زندگی هزار راه دارد؛گاهی فقط کافی است جرئت کنیم راه بعدی را امتحان کنیم.و به قول سعدی:«با بخت جدل نمیتوان کرد.»✍ #عزتی_رستگار#دوست_داران_دانایی@danaeeii
از دیشب ملت تو #اینستاگرام خودشون رو گذاشتن جای این #اسب و میگن؛"تنش در اسارت بود،راهش بسته بود، اما سرش هنوز رو به جاده بود؛ انگار باور داشت که دارد میدود، حتی اگر واقعیت چیز دیگری بود."#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔴 #ضرغامی: یه مسلمان پیدا نمیشه به آقای #جنتی بگه در سن ۱۰۰ سالگی که نه به لحاظ جسمی و نه از نظر فکری و روحی توان مدیریت جایگاه مهم و تعیین کننده شورای نگهبان را ندارد خودش استعفا بدهد و به نظام خدمت کند؟!🔵پی نوشتآوردهاند پیری بر مسند کاری نشسته بود و دیگر توان اداره آن را نداشت.خیرخواهی به او گفت:«گاهی بزرگترین خدمت آن است که انسان، پیش از آنکه دیگران او را کنار بگذارند، خودش جای خود را به تواناتر از خویش بسپارد.»پیر لبخندی زد و گفت:«من از این صندلی خستهام، اما صندلی هنوز از من خسته نشده!»خیرخواه گفت:«مشکل همینجاست؛ ظاهراً اینجا صندلیها بیشتر از آدمها عمر میکنند!»و چنین شد که پیر ماند، صندلی ماند، اما توان اداره کردن، سالها پیش استعفا داده بود!✍ #عزتی_رستگار#دوست_داران_دانایی@danaeeii
این صحنه ی مَد مِن رو خیلی دوس دارممُنشی با گریه میاد میگه مادرت مرد، راجر میگه "ریلکس، 90 سالش بود، پولدار، زندگی خوبی داشت"بعد آخر قسمت مُنشی دوباره میاد، میگه "اون پسره که دم ساختمون کفش واکس میزد مُرد، خانوادش جعبه واکسشُ فرستادن واست چون تو تنها کسی بودی که سراغش رو گرفت" :_aerion_#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#ردپای_باستانی حسّان بن ثابت، شاعر عرب صد و بیست سال بزیست، شصت سال در جاهلیت و شصت سال در اسلام.و این زندگانی خوشابتدا و خوشانتهاست.شصت سال که جوانی و انرژی هست، آدم در جاهلیت بماند وشرابِ عربانه بخورد، و شصت سالافتادگی را در اسلام نماز بخواند و بعد از مرگ هم «شراباً طَهورا» بنوشد.استخوان از این بهتر میشود سبک کرد؟نون جو دوغ گو، باستانی پاریزی، ص ۴۲۰#دوست_داران_دانایی@danaeeii
سلام بر آنان که برای همه تکیهگاه بودند، امّا وقت تنهایی، شانهای نیافتند...#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔴 ژنرال محسن رضایی سال 1394 : اگه آمریکا به ما حمله کنه ما همون هفته اول هزارتا آمریکایی رو اسیر میکنیم و بعد در ازای آزادی هرکدوم چند میلیارد دلار از آمریکا پول میگیریم و اینطوری مشکلات اقتصادیمون هم حل میشه.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔹 از #قاتل_انور_ساداتپرسیدند چرا رئیس جمهور را کشتی، گفت : چون سکولار بود. پرسیدند سکولار یعنی چه :گفت نمیدانم.🔹قاضی از قاتل نجیب محفوظ نویسنده مشهور مصری پرسید : چرا محفوظ را کشتی..جواب داد : چون کتابهائی برای کودکان می نوشت که آنها را منحرف میکرد قاضی پرسید : کتابهایش را خوندی. گفت نه.🔹قاضی از قاتل فرج فوده متفکر برجسته ی مصری پرسید : چرا فرج را کشتی..گفت : چون کافر بود..قاضی پرسید : از کجا فهمیدی کافر است...گفت : از کتابهایش... قاضی پرسید کدام کتابش را خوندی. جواب داد : من اصلا سواد ندارم.⛔ خطر ناک ترین انسانها کسانی هستند که #فهم_کم و #اعتقاد_زیاد دارند و کور کورانه اطاعت میکنند....#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔴 میگن بعضی #زنها_شیطونو_درس_میدن!🔹اینم یکی از نمونههاش! 😄یه روز یه زن و مرد با ماشینهاشون تصادف خیلی شدیدی میکنن. هر دو ماشین حسابی داغون میشن، ولی خوشبختانه هر دو نفر سالم از ماشین پیاده میشن.مرد نگاهی به ماشینها میاندازه و میگه:ـ ببین خانم چه بلایی سر ماشین من آوردی!زن با خونسردی میگه:ـ وای، چه جالب! شما یک مرد هستید!مرد با تعجب:ـ بله! خب که چی؟زن میگه:ـ عجیبه! همهچیز داغون شده، ولی ما دوتا کاملاً سالم موندیم. این حتماً یه نشونه از طرف خداست که ما با هم آشنا بشیم!مرد که حسابی تحت تأثیر قرار گرفته:ـ اوه بله! کاملاً موافقم... حتماً یه نشونهست!زن دوباره نگاهی به ماشینها میاندازه و میگه:ـ یه معجزه دیگه هم اتفاق افتاده!مرد:ـ دیگه چی؟زن:ـ ماشین من کاملاً داغون شده، ولی این بطری مشروب سالم مونده! فکر کنم باید این آشنایی رو جشن بگیریم!مرد:ـ بله، بله! حتماً همینطوره!زن در بطری رو باز میکنه و به مرد تعارف میکنه. مرد هم بطری رو میگیره و تقریباً نصفش رو میخوره... ببخشید، مینوشه! 😄بعد بطری رو به زن برمیگردونه.زن در بطری رو میبنده و دوباره میذاره دست مرد!مرد با تعجب میگه:ـ شما نمینوشید؟زن با لبخند شیطنتآمیزی میگه:ـ نه عزیزم! من فکر کنم بهتره بذاریم بطری برای پلیس بمونه! 😐😂🔻 نتیجه اخلاقی:هیچوقت گول ظاهر آدمها رو نخورید؛بعضیها آنقدر باهوشاند که شیطان هم ازشون تقاضای شاگردی میکنه! 😄✍ #اکبر_عزتی_رستگار#دوست_داران_دانایی@danaeeii
متن #سنگ_قبر تعدادی از بزرگان تاریخ :#حافظبر سر تربت ما چون گذری همت خواهکه زیارتگه رندان جهان خواهد بود#سهراب_سپهریبه سراغ من اگر می آییدنرم و آهسته بیامبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من#کوروش_بزرگای انسان هر که باشی و از هر جا که بیاییمیدانم خواهی آمدمن کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادمبدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر#پروین_اعتصامیآنکه خاک سیه اش بالین استاختر چرخ ادب پروین استگرچه جز تلخی از ایام ندیدهر چه خواهی سخنش شیرین است #نیوتنطبیعت و قوانین طبیعت در تاریکی نهان بودخدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید......و همه روشن شد#وینستون_چرچیلمن برای ملاقات با خالقم آماده اماما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست#اسکندر_مقدونیاکنون گور او را بس استآنکه جهان او را کافی نبود#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔴 #وزیر_نیرو در بهمنماه ۱۴۰۳، درباره مشکل قطعی برق در تابستان ۱۴۰۴ گفته بود:«#من_انتظار_دارم تابستان سال آینده مردم دیگر شاهد بیبرقی نباشند!»اما تابستان ۱۴۰۴ هم آمد و رفت و مشکل بیبرقی نهتنها برطرف نشد، بلکه ظاهراً هنوز باید منتظر تابستانهای بعدی باشیم! 😐🔹 پسره هر ۵ دقیقه یکبار میرفت سراغ یخچال، درِ آن را باز میکرد، چند لحظه نگاه میکرد، میبست و برمیگشت.مادرش پرسید:ـ چکار میکنی؟گفت:ـ دارم نگاه میکنم ببینم چیز جدیدی توی یخچال پیدا میشه!مادرش گفت:ـ نکنه انتظار داری #معجزه بشه؟! 😐🔹 حکایت بعضی مسئولان ما هم شده حکایت همان پسر و یخچال!بهجای برنامهریزی، توسعه زیرساخت و مدیریت منابع، فقط مینشینند و «انتظار» میکشند؛انتظار دارند برق خودش بیاید،آب خودش پیدا شود،مشکلات خودش حل شودو بحرانها هم لابد یک روز از خستگی، خودشان دست از سر مردم بردارند!🔻 اما با «انتظار» نه برق تولید میشود، نه آب تأمین میشود و نه زیرساخت ساخته میشود.بازنده کسی است که به جای برنامهریزی برای آینده، منتظر معجزه میماند.✍ #اکبر_عزتی_رستگار#انتظار #معجزه#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#زندگی_خلاصه_ایست از :ناخواسته به دنیا آمدن ، ناگهان بزرگ شدن ، مخفیانه گریستن ، دیوانه وار عشق ورزیدنو عاقبت در حسرت آن چه دل میخواهد و منطق نمی پذیرد ، مردن...!#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#معرکهترین_تقدیمنامهای که تابهحال از یک نویسنده دیدم: به یادِ پدر و مادرم که به من اجازه دادند در جستوجوی چیزهایی باشم که معنایشان را نمیفهمیدند.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
حناب آقای #سلگی از اعضای کانال زحمت کشیده و تصویر این متن ارسالی بنده را برام ارسال کرده دستمریزادترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بودازش پرسیدم: چه حرفی برای مردم داریبا لبخند و با همون لهجه شیرین فارسی و ترکی گفت: از مردم کشورم میخوام وقتی برای خط کمپوت میفرستن، #عکس_روی_کمپوت_ها_رو_نکنن!!گفتم داره ضبط میشه برادر یه حرف بهتری بگوبا همون طنازی گفت:اخه نمیدونی سه بار بهم #رب_گوجه افتاده...!!#دوست_داران_دانایی@danaeeii
ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بودازش پرسیدم: چه حرفی برای مردم داریبا لبخند و با همون لهجه شیرین فارسی و ترکی گفت: از مردم کشورم میخوام وقتی برای خط کمپوت میفرستن، #عکس_روی_کمپوت_ها_رو_نکنن!!گفتم داره ضبط میشه برادر یه حرف بهتری بگوبا همون طنازی گفت:اخه نمیدونی سه بار بهم #رب_گوجه افتاده...!!+ شرم بر كسانى كه با سوءاستفاده از جایگاهشان و شیرجه زدن در بیتالمال، خون همچين آدمايى رو پايمال كرده و میکنند!😔😔😔#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#حق_الناسوارد سلف سرویس شدم. ساعت حدود ۱ و ۴۵ بود و به کلاس نمیرسیدم و صف غذا طولانی بود. دنبال آشنایی میگشتم در صف تا بتوانم سریعتر غذا بگیرم. شخصی را دیدم که چهرهای آشنا داشت و قیافهای مذهبی. نزدیک شدم و ژتون را به او دادم و گفتم: برای من هم بگیر.چند لحظه بعد نوبت او شد و ژتون مرا داد. یک ظرف غذا گرفت و برای من که پشت میز نشسته بودم، آورد. خودش هم به انتهای صف غذا برگشت و در صف ایستاد.بلند شدم. کنارش رفتم و گفتم: چرا این کار را کردی و برای خودت غذا نگرفتی؟ گفت: من یک حق داشتم. از آن استفاده کردم و برای شما غذا گرفتم. من، وقتم آنقدرها تنگ نیست.با زبان عملش گفت: حق الناس گناهی است که سخت، بخشیده میشود.ما با اعمالمان میتوانیم روی دیگران اثر بگذاریم نه با شعارها و گفته هایمان.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
✳️ زمانی #شاملو در کنایه به #سهراب و شعر معروف او "آب را گل نکنیم" گفته بود: وقتی انسانها چنین در ویتنام قتل عام میشوند چگونه میشود شاعری نگران آب خوردن یک کبوتر باشد!✳️و #سهراب در پاسخ گفته بود انسانی که نگران آب خوردن یک کبوتر نباشد، همان انسانی است که به راحتی آدم هم میکشد ...#دوست_داران_دانایی@danaeeii
روانشناسانی که روی انگیزههای افراد مطالعه میکنند دریافتهاند که بسیاری از #زنان_موفق، #پدرانی داشتهاند که استعداد آنها را پرورش داده و باعث شدهاند تا از کودکی احساس جذابیت و دوست داشتنیبودن کنند.#ماجوری_لوزاف، دانشمند علوم اجتماعی به مدت چهار سال روی زنان موفق مطالعه کرد و به این نتیجه رسید که وقتی پدران با دختران خود مانند افراد جالب و شایستهی احترام و تشویق رفتار میکنند آنها به زنان موفقتری بدل میشوند ."احساس" زنانی که چنین رفتاری از جانب پدر خود میدیدند این بوده که پرورش استعدادها در آنها باعث به خطر افتادن زنانگی نمیشود.این پدران علاقه زیادی به زندگی دختران خود نشان میدادند و آنها را تشویق میکردند تا بهطور فعال به زندگی حرفهای یا علاقمندیهای خود در زمینه سیاست ،ورزش یا هنر و ...توجه نشان دهند.زنانی که تایید و پذیرش پدر را احساس کردهاند اطمینان دارند که از سوی دنیا پذیرفته خواهند شد.#منبع: ژرفای زن بودن#نویسنده: مورین مورداک#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#لنین به مقامات امنیتی گفته بود:سه گروه مردم در جامعه زندگی میکنند که شما باید برای آنها خوراک فکری تهیه کنید.#گروه_اول، اهل فکر نیستند.برای آنها خوراک agitation تهیه کنید. به آنها شور دهید، سرودهای انقلابی بسازید از حماسه و موفقیت بگویید. این گروه کور هستند، هر آنچه شما بگویید، میپذیرند و هر جایی شما بگویید حضور خواهند داشت.#گروه_دوم فکر میکنند که دارند فکر میکنند.میتوانید فکر این گروه را جهت دهید تا به چیزهایی که شما میخواهید فکر کنند برای این گروه از محتوای propaganda استفاده کنید. سانسور کنید و با روشهای تبلیغاتی آنها را اقناع کنید.#گروه_سوم اهل اندیشه و تحلیل هستند.برای این گروه از روش Violence استفاده کنید. آنها را تحت فشار قرار داده و محدود کنید و تا میتوانید از خشونت استفاده کنید تا مجبور به ترک وطن شوند. اگر نرفتند زندان کنید.با رفتن آنها خوشحال باشید، چون دیگر کاری از دست شان برنخواهد آمد.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔻#وزیر_نیرو: خواهرزادهام به من میگوید دایی وقتی #برق_میرود، #کجا_میرود؟🔵پی نوشت✍ #عزتی_رستگار.پسره از باباش میپرسه:بابا! ما از کجا اومدیم؟!!!پدره میره تو فکر....به خودش میگه؛ نباید سوال بچهها رو بدون جواب گذاشت!به پسرش میگه:تو دیگه بزرگ شدی؛ بیا بنشین تا برات بگم...پدره شروع می کنه به صحبت و مفصل از روابط زناشویی، زایمان، حاملگی و... واسه پسرش توضیح میده...!و در آخر میپرسه:پسرم! واسه چی این سوال رو پرسیدی؟!!! مگه چیزی پیش اومده؟پسره جواب میده:نه! هیچی بابا! دوستم امروز تو مدرسه گفت: «ما از لاهیجان اومدیم!»خواستم بدونم؛ ما از کجا اومدیم؟ تهران!!!!جناب وزیر! شما هم سوال خواهرزاده تون را بدون جواب نذارید و بهش بگید چه بلایی سر برق آمده و به کجا میره!!#دوست_داران_دانایی@danaeeii
سیاوش قمیشی گیلانی درگذشت ایشون که چندین ساله بین مردم و بخصوص با حضور در ورزشگاه های گیلان به محبوبیتی رسیده بود متاسفانه دار فانی را وداع گفت!روحش شاد#دوست_داران_دانایی@danaeeii
«دریای خزر را دادیم رفت؟!»آیا ۳۲ درصد از سهم دریای خزر را واگذار کردیم؟گفته شده ایران و روسیه به عنوان دو کشور ساحلی دریای خزر هر کدام مالک ۵۰ درصد از این دریا بودند که در معاهده ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ بین دو کشور امضا شده و این مالکیت به رسمیت شناخته شده ولی جمهوری اسلامی از حقوق خودش عقب نشینی کرده و قرار سهم ایران به ۱۱ درصد کاهش پیدا کند!!خزر ۶۵۰۰ کیلومتر ساحل داره، کمترین میزان ساحل در خزر متعلق به ایرانه با ۶۷۵ کیلومتر ساحل. با این حساب حدود ۱۰ درصد از ساحل خزر متعلق به ایرانه، چطور ممکنه ۵۰ درصد از دریای خزر متعلق به ایران باشد؟!معاهده ایران و شوروی «در سال های ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰»در معاهده ۱۹۲۱ حق کشتیرانی ایران در خزر به رسمیت شناخته شد، ول بعد در معاهده ترکمنچای، ایران از حق کشتیرانی در خزر ممنوع شده بود، که دولت جدید شوروی در معاهده ۱۹۲۱ این حق رو به ایران برگرداند.سایر موارد معاهده در مورد شیلات و عوارض بندری و .... هستش.با توجه به متن معاهده ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ و جلسات کنوانسیون رژیم حقوقی خزر، سهم ایران ۵۰درصد نیست.چند نکته مهم:۱ـ هیچ سهمی مبنی بر ۵۰ درصد عنوان نشده۲ـ این اختلافات اصلی که امروزه در خزر وجود داره، درباره استفاده از منابع بستر و زیر بستر هست، و در مورد کشتیرانی هیچ اختلافی وجود نداره۳ـ تعیین حدود بستر و زیر بستر از طریق توافق بین کشورهای با سواحل مجاور و مقابل با در نظر گرفتن اصول و قوانین بین المللی انجام میشود انواع تقسیم آب دریای خزر:حالت عادی طبق قواعد حقوق بین الملل دریاها سهم هر کشور از منابع دریایی ۲۰۰ تا ۳۰۰ مایل دریایی هستش که تقریبا به نفع ایران و روسیه است.در صورت مناقشه سه فرمول کلی زیر وجود داره:فرمول اول: تقسیم دریا بر مبنای طول خط ساحلی «به نفع قزاقستان با بیشترین طول خط ساحلی و به ضرر ایران با کمترین طول ساحل»فرمول دوم: تقسیم بر اساس مساحت کف دریا«به نفع روسیه با بیشترین مساحت محصور»فرمول سوم: تقسیم به صورت مساوی«بهترین حالت برای ایران با سهم ۲۰ درصدی»و این تنها در صورتی پذیرفته میشود که کشوری مانند قزاقستان که ۱۹۰۰ کیلومتر از ساحل خزر را در اختیار دارد رضایت دهد و از حق خود بگذرد و با ایران که ۶۷۵ کیلومتر ساحل داره یکسان از خزر سهیم باشد«و نتیجه نهایی» تمام بحث ها در خصوص دریای خزر بر سر پذیرش یکی از سه فرمول بالا در جریانه، که البته با وجوداین که طبق دو فرمول اول، سهم ایران حدود ۸ الی۱۰ درصده، وبه رغم مقاومت شدید کشورهای همسایه بخصوص آذربایجان ایران تاکنون موفق شده تامحدوده ۱۸درصدی مقتدرانه اعمال حاکمیت کند!!پس اینکه میگویند خزر را دادیم رفت چنین مطلبی درست نیست!#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🔵 #قوه_قضاییه:برای #آیتالله_خرازی پرونده تشکیل دادهایم و دادگاه ویژه روحانیت تحت تعقیب قرارش داده.🔵 #خرازی:کلیپهایی که از من منتشر شده یا تقطیع شده یا جعلیه!🔴یاد خاطرهای افتادم که یکی از همکلاسیها تعریف میکرد:🔹میگفت : داییاش شکمش را عمل کرده بودند و هنوز بخیه داشت. بابایش برای عیادت رفته بود بیمارستان. آنقدر جوک و چرتوپرت گفته بود که دایی از خنده به خودش پیچیده و بخیههای شکمش باز شده بود!بابا هم که فهمیده بود چه گندی زده، پا گذاشته بود به فرار و یک گوشه قایم شده بود و میگفت:«من چیکار کردم؟! تقصیر دکتره! دکتر بلد نبوده بخیه بزنه!»حالا حکایت آقای خرازی هم دقیقاً شده حکایت همان بابا!حرف را خودش زده،تصویر خودش است،صدا هم صدای خودش است،اما وقتی پای پاسخگویی میرسد:«من نبودم!کلیپ تقطیع شده!جعلیه!اصلاً شاید آن کسی که حرف زده من نبودم!»پس لابد دفعه بعد هم اگر فیلم دوربین مداربسته منتشر شد، میگویند:«دوربین هم تحت تأثیر دشمن بوده!» 😂اینطوری که پیش میرود، آخرش فقط یک نفر باقی میماند که هنوز مقصر شناخته نشده:خودِ واقعیت!✍ #اکبر_عزتی_رستگار#خرازی #پاسخگویی#دوست_داران_دانایی@danaeeii
کاش وعده دادن جرم بود!!!ای کاش ..ای کاش...وعده جرم قانونی بود#دوست_داران_دانایی@danaeeii