تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 15:50 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
کانال «روسیهشناسی»«بیریوزا» یا «درخت توس»، یکی از نمادهای کشور روسیه است. من در اینجا به انتشار مطالبی در مورد تاریخ، فرهنگ، زبان و سیاست فدراسیون روسیه میپردازم.✍🏻 حسین اصغری | دانشجوی دکترای مطالعات روسیه و مترجم زبان روسی | @Hosein_iru@Birioza
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 11 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
©️فساد و رشوه در پشت کاخهای زیبا©️امپراتوری روسیه چه چیزی از خود به جای گذاشت؟ «نماهایی از کاخهای امپراتوری». همانطور که معاصرین و مورخین این امپراتوری، افرادی چون هرتسن نیز گفتهاند، این امپراتوری با زیبایی غیرمعمول خود، مجموعهای از کاخهای روسی، بالۀهای باشکوه و محافظانی که به مانند یک گروه باله[منظم] بودند، از خود به جای گذاشت. اما پشت این ظواهر و بناها، یک «حیاط خلوت سیاه» قرار داشت؛ با ۹۰ هزار بروکرات. دیگر اشراف بر کشور حکومت نمیکردند، بلکه این بروکراسی بود که ادارۀ امور را در دست داشت. کشور، تحت سلطۀ کارمندانی به مانند آنچه که گوگال در آثارش ترسیم کرده، اداره میشد. و این بروکراسی دو فرزند قانونی داشت: رشوه و فساد. حتی امپراتور هم اذعان داشت که: «در این امپراتوری تنها دو نفر هستند که دزدی نمیکنند: من و ولیعهد.»📎سخنرانی ادوارد رادزینسکی، مورخ برجستۀ تاریخ روسیه در شورای فدراسیون روسیه، ۱۰ اکتبر ۲۰۱۷💻 کانال بیریوزا | حسین اصغری | @Birioza
✏️چند نکته در مورد نوشتار روسیچطور روسی را خوش خط بنویسیم؟1️⃣تمامی حروف -به غیر حروفی که کپیتال نوشته میشوند- باید به صورت هماندازه و بین دو خط فرضی نوشته شوند.2️⃣بخشی از حروف کوچک з,д,р,у به پایین دو خط و بخشی از حروف в,б به بالای دو خط کشیده میشوند.3️⃣تمامی حروف الفبای روسی، زائدههایی قبل و بعد از نوشتن دارند که آنها را به حروف پیش و پس از خود متصل میکند.با درک این موضوع و سپس تمرین آن، به راحتی میتوانید حروف را قالب یک کلمه به یکدیگر متصل کنید.مهمترین نکته اینجاست که بدانیم از کدام نقطه از حرف، حرف بعدی را متصل کنیم.4️⃣حرف к در روسی، بر خلاف حرف k در انگلیسی، به بالای دو خط کشیده نمیشود. حرف к روسی بین دو خط اصلی باقی میماند.📎صدای فیلم و متنی که بخشی از آن را نوشتم، مربوط به نامهٔ یوگنی آنگین به تاتیانا اثر آلکساندر پوشکین است. 💻 کانال بیریوزا | حسین اصغری | @Birioza
📌مولانا، مایاکوفسکی و براهنی🟧در سال ۱۴۰۰، من به همراه خانم دکتر زهرا محمدی مقالهای با عنوان «نوواژگان در آثار ولادیمیر مایاکوفسکی و رضا براهنی» منتشر کردیم. (پیوست)در این مقاله، پس از بررسی و دستهبندی نوواژگانی که هر دو شاعر ساخته و در آثار خود استفاده کردند، به این نتیجه رسیدیم که دلیل گرایش نیرومند این دو شاعر به ساخت واژههای جدید را که در بسیاری از نمونه ها با ساختارهای مشابه زبانی در روسی و فارسی انجام گرفته است، در دو سطح خودآگاه و ناخودآگاه میتوان جست.🔸در سطح خودآگاه این گرایش برآمده از شیوه نگرش آن دو به مقوله شعر، شاعری و زبان است که آن را نیازمند انقلاب و نو شدن میدانستهاند.جالب آن که، هر دو شاعر انقلابی بودهاند و در زمان انقلاب در کشورشان، مخالف سرسخت نظام حاکم به شمار میرفتند.این انقلابیگری فقط به ساختارهای سیاسی مختوم نشده و انقلاب در سطح ادبی نیز تسری یافته است.مایاکوفسکی جزء دار و دستۀ فوتوریستها و از پرچمدارانشان است. او از امضاءکنندگان بیانیۀ «سیلی به سلیقۀ عوام» است و انقلاب را تا سطح واژه دنبال میکند.براهنی نیز با دفتر آخر خود «خطاب به پروانهها» و مقالۀ «چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟» به صراحت بدعت نیما و شاملو را کوچک میداند و با ناکافی دانستن آنها خواهان یک مرحله پیشروی بیشتر است. او در جایی مینویسد: «هر مدرنی برای مدرن بودن، ابتدا باید پستمدرن باشد!» 🔸و در سطح ناخودآگاه پدیده دوزبانگی و تأثیر زبان مادری - غیر از زبانی که به آن شعر میسرودهاند - چه بسا بر الگوهای واژگانی آنان تأثیر گذاشته باشد.براهنی ترکزبان بود، بعدها در رشتۀ زبان انگلیسی تحصیل کرد و مترجم زبان انگلیسی به شمار میرفت. فلذا او ذهنی چند زبانه داشته است.مایاکوفسکی نیز زادۀ گرجستان است و زبان مادری او گرجی است. با این حال روسی را به حد اعلای آن میداند.💡من در پایان نامۀ خودم (به راهنمایی خانم دکتر زهرا محمدی) در مقطع ارشد، موارد دیگری هم به این موضوع «ذهن چندزبانه» اضافه کردم و از مولانا مثال های فراوانی آوردهام.این که اشعار مایاکوفسکی با بخشی از سبک شعری مولانا مرتبط است، موضوع بسیار هیجان انگیزی برای من بود. در این خصوص می توان به این موارد اشاره کرد:1️⃣مولانا نیز در اشعار خود، از نوواژگان بسیاری استفاده کرده است.2️⃣محیط زندگی مولانا (قونیه) چهارراهی از زبان های مختلف چون فارسی، ترکی، عربی و یونانی بوده است. این فضای چند زبانه، به وضوح در کلماتی که مولانا از آنها استفاده کرده است، مشخص است.✳️مولانا غزلهایی دارد که قافیه و ردیفهای آن به یونانی است. (اینجا و اینجا) 💻 کانال بیریوزا | حسین اصغری | @Birioza
И чувствую —«я»для меня мало́.Кто-то из меня вырывается упрямо.✏️Владимир Маяковский, Облако в штанах حس میکنمکه "من" در این تنمنمیگنجد.انگار کسی از درونم لجام گسیختهبه بیرون میجهد.✏️ولادیمیر مایاکوفسکی، منظومۀ «ابر شلوار پوش»ترجمه: حسین اصغری، ۲۸ فروردین ۹۷💻 کانال بیریوزا | @Birioza
🔖فیلم مربوط به وبینار «آشنایی با روسیه: تاریخ، جغرافیا و فرهنگ» برای دوستانی که فرصت حضور در این وبینار را نداشتند.روز پنجشنبه، ۸ مرداد، ۱۴۰۵💻 کانال بیریوزا | حسین اصغری | @Birioza
💡Знакомство с Россией: история, географии и культура ➡️ Научное студенческое общество и Русский центр Мешхедского университета имени Фирдоуси представляют:: Знакомство с Россией: История, география и культура 🪆 🎙Лектор: Асгари Хосейн •Аспирант россиеведения…☀️ضمن سپاس از حضور گرم و صمیمانۀ شرکتکنندگان در وبینار «آشنایی با روسیه: تاریخ، جغرافیا و فرهنگ»، کتابهایی که در این نشست جهت مطالعه معرفی و پیشنهاد گردید، در فهرست زیر اعلام میگردد:1️⃣جبر جغرافیا. تیم مارشال، انتشارات همان2️⃣بازیگران ناشناختۀ انقلاب روسیه. نیکلای بردیایف. نشر نگاه معاصر3️⃣ریشههای کمونیسم روسی و مفهوم آن. نیکلای بردیایف. انتشارات خورشید آفرین4️⃣روسیه: جامعه، سیاست و حکومت. دکتر مهدی سنایی. انتشارات سمت5️⃣نومحافظه کاری عصر پوتین: ریشهها و اندیشهها. دکتر مهدی سنایی. نگاه معاصر6️⃣کتاب سبز فدراسیون روسیه. مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه7️⃣روسیه و غرب انگاری. دکتر ژند شکیبی. انتشارات نگارستان اندیشه8️⃣فرهنگ سیاسی روسیه. دکتر جهانگیر کرمی و دکتر رقیه کرامتینیا. نگارستان اندیشه9️⃣روابط دیپلماتیک ایران با بریتانیا و ترکیه و روسیه ۱۸۳۰ - ۱۸۱۵. فریدون آدمیت، انتشارات گستره0️⃣1️⃣اندیشمندان معاصر روس. دکتر مهدی سنایی و آندری بیستریتسکی. نگاه معاصرهمچنین فیلمی از کارگردان معاصر روسیه، آندری زویاگینتسف به نام «لویاتان/Левиафан» معرفی گردید و خاطر نشان شد که لوکیشن این فیلم در مورمانسک است. ⏩خبر خوب: همۀ فیلمهای زویاگینتسف ارزش دیدن را دارد!⏪💻 کانال بیریوزا | حسین اصغری | @Birioza
💡Знакомство с Россией: история, географии и культура ➡️ Научное студенческое общество и Русский центр Мешхедского университета имени Фирдоуси представляют::Знакомство с Россией: История, география и культура 🪆🎙Лектор: Асгари Хосейн •Аспирант россиеведения и переводчик русского языка•🎙 Модератор: к.ф.н. Моаззензаде Зейнаб • Преподаватель кафедры русского языка Мешхедского университета имени Фирдоуси •🗓: Четверг, 30 июля ⏰: В 19:00 часов 📎Адрес: vroom.um.ac.ir/russkiymir💡 انجمن علمی دانشجویی و مرکز روسکی میر دانشگاه فردوسی مشهد برگزار میکنند:آشنایی با روسیه: تاریخ، جغرافیا و فرهنگ🪆🎙سخنران: حسین اصغری • دانشجوی دکتری مطالعات روسیه و مترجم زبان روسی•🎙دبیر نشست: دکتر زینب موذن زاده• عضو هیئت علمی گروه زبان روسی دانشگاه فردوسی مشهد •🗓: پنجشنبه، ۸ مردادماه ⏰ : ساعت ۱۹:۰۰ 📎محل برگزاری: برخط، در بستر وبینارvroom.um.ac.ir/russkiymir➖➖➖➖➖➖➖➖💻 کانال بیریوزا | حسین اصغری @Birioza | @fumrussiandep
پذیرش مسیحیت در سرزمین روس☦️۲۸ ژوئیه، همزمان با روز یادبود کنیاز ولادیمیر، در روسیه به عنوان «روز پذیرش مسیحیت توسط سرزمین روس» گرامی داشته میشود. این مناسبت از سال ۲۰۱۰ بهطور رسمی در روسیه برگزار میشود. پیشنهاد اعطای جایگاه رسمی و دولتی به «روز مسیحیشدن روس» را کلیسای ارتدوکس روسیه مطرح کرده بود.پذیرش مسیحیت و غسل تعمید ولادیمیر، در سال ۹۸۸ میلادی روی داد و با نام شاهزاده ولادیمیر پیوند خورده است؛ شخصیتی که مورخان او را «کبیر» [Великий] نامیدند، کلیسا به او لقب «قدیسِ برابر با حواریون» [Равноапостольный] داد و مردم او را ولادیمیر خورشید سرخ [Владимир Красное Солнышко] میخواندند.💻 کانال بیریوزا | حسین اصغری | @Birioza
🎭تئاتر دایی وانیا بر اساس آنچه که قبلاً از حسن معجونی دیدهام، معتقدم که ادبیات روسیه را خیلی خوب میفهمد. بازی بینظیرش در «ایوانوف» و «بهخاطر یک مشت روبل» این را برایم محرز کرده است. [بر هر شیفتۀ ادبیات روسیه واجب است که این دو تئاتر بالا را ببینید، وگرنه…🟨نمایش، به شکلی کمیک توانسته بود دیوار چهارم بین تماشاچی و بازیگران را بشکند، اما از پس «تفنگ چخوف» خوب برنیامد.🔸دایی وانیا، به کارگردانی یوسف باپیری، قصد داشت که داستان یک کارگردان (حسن معجونی) و بازیگر (هوتن شکیبا) ایرانی را در دنیای واقعی امروز به نمایش بگذارد که عاشق سفر به رشت هستند، گاه توییت میزنند و از جنبشهای منحط فمینیستی نقد میکنند و گاهی در لفافه به وقایع روز میپردازند؛ اما باپیری چندان از پس «روایت دایی وانیا در زمان حال و در پس زمینۀ وقایع امروز» برنیامده بود. زوائدی در کار مشهود بود (نقض قاعدۀ تفنگ چخوف و عدم پیوستگی و تناسب برخی دیالوگها و میزانسن) که اثر را از حالتی که [احتمالاً] کارگردان مدنظر داشت، دور میکرد.🔸این نمایش تنها یک پرده و یک صحنه داشت که در جای خود، جالب بود. تمام بار نمایش روی دوش دو بازیگر توانمندش بود که به ظرافت، توانستند تمام شخصیتهای نمایش را اجرا کنند: بدون تعویض صحنه و پرده، بدون تعویض لباس یا گریم. همین بدعت به همراه استفاده از تکنیک «شکستن دیوار چهارم» و حرف زدن با مخاطب و درگیر کردن آن با نمایش، از نقاط قوت دیگر اجرا بود.🟩وقتی در راهپلههای خروج بودم، پچپچ دو تماشاچی را شنیدم که یکی به دیگری میگفت: «چقدر حوصلهسربر بود.» و دیگری هم تاییدش کرد. وقتی رسیدم بیرون تماشاخانه، رفتم و حدوداً از ده نفر در مورد نمایش پرسیدم و متوجه شدم که این نمایش به مذاق سه-چهار نفر از جامعۀ آماری من خوش نیامده بود.🔵اگر با لنز آن دو نفری که در پلههای خروج باهم صحبت میکردند، به این نمایش نگاه کنم، بله! نمایش حوصلهسربری بود که این البته به کارگردان برنمیگردد. ولی از لنز کسی که از میان تمام نویسندگان روسیه، چخوف را عمیقاً دوست دارد و سادگی بینظیرش را ستایش میکند، قائل به ملالانگیز بودن نمایشی که تماشا کردم، نیستم. ملال و سادگی چخوفی، نگاه بیغل و غش او به زندگی، عیناً همان است که کارگردان به اجرا گذاشت.🔵از نظر من، نگاه چخوف به زندگی همین است: ملال، سکوت، خندههای کم، فلسفهبافی های زیاد شخصیتها پشت میز چای و هنگام غروب در بالکن یک امارتِ دور از شهر، نفهمیدن متقابل آدمها، جملات عادی، لمس گذر زمان. کارگردان به درستی این ملال چخوفی را فهمیده و منتقل کرده بود و باعث شده بود تا آن دو تماشاچی در پلههای خروج، معتقد بودند که تئاتر، تئاتر حوصلهسربری بود.حتی جایی در نمایش، شخصیتها مکثهای طولانی کردند، که به جا و درست، گذر زمان و ملال را میرساند. نمایش، همیشه نیاز به گفتن ندارد. گاهی سکوت و بیعملی، عین عمل است.⏹️نمایش، حرف برای گفتن داشت و پر بود از تکنیکهای اجرا و کارگردانی. اجرای فوقالعادۀ بازیگران آن و بدعتی که کارگردان به کار برده و تمام بار صحنه و نمایش و اجرا و شخصیتها را به همان دو نفر سپرده بود، بدعتی بود که جذابیت آن را افزود. اما کماکان خالی از نقد هم نبود.🔹اما سوال اساسی اینجاست که چقدر لازم است که کارگردان از تکنیکهای تئاتری متعدد، آنهم فقط در یک اجرای یک و نیم ساعته استفاده کند؟ چه لزومی دارد که وسط دایی وانیا، یکهو در مورد ماجرای فلسطین واسرائیل نطقی ایراد شود؟ چه لزومی دارد که کارگردان، یک نمایشنامه کوتاه چخوف [به اسم "در مضار توتون"] را در وسط یک نمايشنامه بلند اجرا کند؟💡 در کل، دایی وانیای چخوف از نظر محتوا و فارغ از نمایشی که دیدم، در دو جمله خلاصه میشود:کسی را دوست داری که تو را دوست ندارد. و به کسی که دوستت دارد، علاقه نداری!و این یک تراژدی است!💻 کانال بیریوزا | حسین اصغری | @Birioza