وقتی مراقبت به «ایمنیگرایی» تبدیل میشودنقد جاناتان هایت به محافظت افراطی از کودکانتأمین امنیت کود…
انتشار: 2026/08/01 19:03 UTCدریافت: 2026/08/12 04:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 04:10 UTC
وقتی مراقبت به «ایمنیگرایی» تبدیل میشودنقد جاناتان هایت به محافظت افراطی از کودکانتأمین امنیت کودک از مهمترین مسئولیتهای خانواده، مدرسه و جامعه است؛ اما جاناتان هایت و گرگ لوکیانوف میان «ایمنی» و «ایمنیگرایی» تفاوت میگذارند.ایمنی یعنی محافظت کودک در برابر خشونت، سوءاستفاده، تحقیر، تبعیض و خطرهای واقعی. ایمنیگرایی زمانی پدید میآید که امنیت به ارزشی مطلق تبدیل شود و هر ناراحتی، اختلاف، شکست یا تجربه ناخوشایند نیز نوعی آسیب تلقی شود.در این وضعیت، کودک ممکن است چنین پیامی دریافت کند:«جهان خطرناک است، تو شکنندهای و برای روبهروشدن با دشواریها همیشه به مداخله بزرگسالان نیاز داری.»هایت و لوکیانوف این فرهنگ را با سه باور نادرست توضیح میدهند:۱. آنچه تو را نمیکشد، ضعیفترت میکنداین باور کودک را موجودی بسیار شکننده میبیند؛ گویی هر شکست، انتقاد یا ناکامی اثری دائمی بر او میگذارد. در نتیجه، بزرگسالان پیش از هر دشواری مداخله میکنند: اختلاف کودک با دوستش را حل میکنند، مانع شکست او میشوند یا قواعد فعالیت را طوری تغییر میدهند که هیچکس ناراحت نشود.اما کودک برای رشد به تجربههای متناسبی از ناکامی، مسئولیت و حل مسئله نیاز دارد. حذف دائمی دشواری ممکن است در کوتاهمدت آرامش ایجاد کند، اما فرصت رشد خودکارآمدی و تابآوری را کاهش میدهد.۲. همیشه به احساساتت اعتماد کناحساسات واقعی و مهماند، اما همیشه تفسیر دقیقی از واقعیت ارائه نمیکنند. کودک ممکن است پس از شکست بگوید: «من در هیچ کاری خوب نیستم» یا از انتقاد مربی نتیجه بگیرد: «او از من متنفر است.»وظیفه بزرگسال انکار احساس کودک نیست؛ بلکه باید میان احساس، تفسیر و واقعیت تفاوت بگذارد:«میفهمم ناراحت شدی؛ اما آیا این شکست ثابت میکند همیشه شکست خواهی خورد؟»اگر هر احساس ناخوشایند نشانه وجود خطر تلقی شود، کودک فرصت بازنگری در برداشت خود را از دست میدهد.۳. جهان نبرد انسانهای خوب و بد استدر این نگاه، موافقان ما خوب و مخالفان ما بد یا خطرناکاند. کودک ممکن است همکلاسی، داور، مربی یا تیم رقیب را نه انسانی خطاپذیر، بلکه عضوی از اردوگاه «بدها» ببیند.تربیت اخلاقی سالم باید به او بیاموزد که انسان خوب نیز ممکن است اشتباه کند، مخالف الزاماً دشمن نیست و اختلاف را میتوان بدون تحقیر و حذف دیگری مدیریت کرد.ناراحتی الزاماً آسیب نیستقلدری، خشونت، تبعیض، تحقیر و سوءاستفاده آسیباند و به مداخله جدی نیاز دارند. اما باختن در مسابقه، دریافت بازخورد، شنیدن نظر مخالف، پذیرفتهنشدن یک پیشنهاد یا حل اختلاف با همسال، لزوماً آسیب نیستند. این تجربهها ممکن است ناخوشایند باشند، اما میتوانند زمینه یادگیری و رشد را فراهم کنند.ایمنیگرایی در ورزش دانشآموزیدر ورزش، ایمنی ضروری است: تجهیزات مناسب، نظارت تخصصی، پیشگیری از خشونت و حفظ کرامت کودک قابل چشمپوشی نیست.اما ایمنیگرایی زمانی شکل میگیرد که مربی برای جلوگیری از ناراحتی هیچ بازخورد اصلاحی ندهد، والدین پس از هر نیمکتنشینی دخالت کنند، شکست از برنامه حذف شود یا اختلاف بازیکنان همیشه به دست بزرگسالان حل شود.ورزش تربیتی باید میان دو افراط فاصله بگیرد: نه کودک را در برابر خشونت و تحقیر رها کند و نه او را از هر شکست، مسئولیت و ناراحتی محافظت کند.مربی میتواند پس از شکست بپرسد:«چه احساسی داری؟ چه چیزی آموختی؟ دفعه بعد چه کاری را متفاوت انجام میدهی؟»در این گفتوگو، احساس کودک شنیده میشود، اما شکست به فاجعه تبدیل نمیشود.البته نقد ایمنیگرایی نباید مشکلات واقعی کودکان را کوچک جلوه دهد. فقر، خشونت خانوادگی، بیماری، تبعیض و ناامنی، «تمرین رشد» نیستند؛ خطرهای واقعیاند و به حمایت نیاز دارند.هدف تربیت، ساختن جهانی بدون ناراحتی نیست؛ پرورش کودکی است که در محیطی امن، توان مواجهه عاقلانه با اختلاف، ناکامی و شکست را به دست آورد.
