✍در مذمت فرافکنی مسئولیت در میانهٔ جنگدر روزهای گذشته، ورقهای تاریخ شرمگین از ثبت و ضبط اضمحلال وض…
انتشار: 2026/07/20 11:45 UTCدریافت: 2026/08/15 00:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:54 UTC
✍در مذمت فرافکنی مسئولیت در میانهٔ جنگدر روزهای گذشته، ورقهای تاریخ شرمگین از ثبت و ضبط اضمحلال وضعیت و حقیقتی مسلخگونه که در کشاکشها و منجلابهای آکنده از پستی و آمیخته به خون مظلوم مردمانی از خطهٔ مقاومت جنوب، در میانهٔ نمایشی کودکانه از فرافکنی مسئولیت و مقصر انگاشتن دیگری، برای مبرّا ساختن خود از درغلتیدن در چنین لجنزاری مبتذل، در حال ذبح شدن است.فهم و تفسیر این وضعیت پیچیده که آمیختگی آن با انبوهی از مسائل فرهنگی-هویتی، ژئوپلیتیکی و نظامی انکارناشدنی است، در فضای الگوریتمی رسانه، گاه با امواجی از کژفهمیها و ابتذال اندیشه مواجه گشته؛ چنانکه مواجههٔ حقیقی و اصیل با این امر را مجدداً در مکانیسمی از تکرار و فرافکنی عمیق و ریشهدار گرفتار میکند که تنها کارکردش، ناتوانی از رویارویی راستین با مسئله و سلب امکان عبور و رسیدن به راهحلهاست.یادآوری گذشته و حتی مواجهه با امر اکنونی، اگر پیوسته با هدف و غایتی همراه نباشد و از ضربههای مهلک این مکانیسم تکرارشونده چیزی نیاموزد، کارکردی جز خاکبازی و شاید حتی شبحوارگی در پی نخواهد داشت.امروزه گوشهایمان کر شده از فریادها و ادعاهای گوشخراش و ننگین چه باید کردها و محکوم و مصلوب کردنهایی که خود بخشی از مسئله و چهبسا بازتولیدکنندهٔ مسائل ما هستند؛ همانان که نه در پی برونرفت از این مکانیسم، بلکه خود علمداران تشدید و تداوم آناند.مواجههٔ درست، تلاش برای شناخت و عبور از این مکانیسم، لحظهای بنیادین و اساسی است که حتی چگونگی مواجهه و نسبت ما را با مفاهیمی چون پیروزی نیز یکسره دگرگون میکند.شالودهٔ به حرکت درآمدن چرخدندههای این مکانیسم، که همواره خونهای ریخته بر زمین را چنان کمرنگ میسازد که گویی بیرنگی آب را گرفتهاند و عطش تشنگان این پیکره را آشفتهتر میسازد، در نفی و سلب مسئولیت از خویش و فرافکنی آن بر دامان دیگری و عدم رویارویی حقیقی با صورت مسئلههای واقعی است.هنگامی که فرد یا گروهی، در گسست از مسئلهمندی اصیل، هویت خود را در جمعهای پرشمار و جوّ غالب گروهی تعریف میکند، و هنگامی که این کسان، متنعم از روشی فاشیستی و قبیلهای، ادعایی متوهمانه از فراچنگآوری حقیقت و چیرگی بر واقعیت پیچیده دارند، دور از انتظار نیست که نسبت و موضعشان با دیگراندیشان، خصمانه و لجوجانه رقم بخورد و در این میانه، حتی اخلاق نیز، که هر گروه همواره حتی بر پوستین زنگارزدهای از آن نیز دست میسایند به قربانگاه برده شود.این نسبت خصمانه، همواره بر غیریت حد میزند و توان فهم کامل و امکان کنش اخلاقی در مواجهه با دیگری را سد میکند؛ چنانکه در غیاب اخلاق، هر دیگری تنها در سایهٔ همصدایی و همنوایی با من (یا این مای جمعی) امکان وجود و حضور مییابد.در چنین کشاکشی، اساساً امکان مواجههٔ حقیقی با وضعیت، چه رسد به فهم رنج و مقاومت و ایستادگی مردم جنوب ایران، به جرّ و بحثی سیاسی فرو میلغزد؛ کشاکشی مبتذل که نه توان فهم رنج مردمان زیر آتش را دارد، و نه امکان مواجههای مسئولانه و خودانتقادی با وضعیت را. همواره حیران و سرگردان در این مکانیسم، که نه میتواند نقش و مسئولیت خویش را در نسبت با این وضعیت دریابد، و نه امکانی برای مواجههای حقیقی و کنشی اخلاقی و پویا برمیسازد؛ غوطهور و سرگشته میان کینه و کدورت، و بدلشده به کنشگریهای زرد و توخالی...#یاداشتـــتحلیلی#جنوب┏━━━━━━●💠پایگاه شهید محمدعلی صیادی💠 بسیج دانشکده ادبیات و علوم انسانی🆔 @BASIJSBUFLLH┗━━━━━━━━━━━━━━●



