♦️اگر تاریخ ندانید سرتان کلاه خواهد رفت و اینگونه میشود که دغدغه شما این میشود که واژه خزر درست اس…
انتشار: 2026/08/13 22:05 UTCدریافت: 2026/08/16 20:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 20:25 UTC
♦️اگر تاریخ ندانید سرتان کلاه خواهد رفت و اینگونه میشود که دغدغه شما این میشود که واژه خزر درست است یا کاسپین یا مازندران نه سهم واقعی شما از خزر یا کاسپین یا مازندران…. ♦️بخش اول 🔸مطلب اول توضیح به آن دسته از عزیزانی که اصرار بر واژه کاسپین یا خزر دارند…♦️بخش دوم 🔸نمیتوان یک سال را بهعنوان نقطه تولد آن تعیین کرد، چون طرفداران نام کاسپین پیش از آن هم وجود داشتند. یکی از چهرههایی که در این زمینه زیاد به او استناد شده عنایتالله رضا، پژوهشگر تاریخ قفقاز و ایران، است. در نوشتهها و بحثهای مربوط به نام دریا، دیدگاهی به او نسبت داده شده که کاسپین را از نظر تاریخی مناسبتر میدانست و بر تفاوت کاسپیهای باستانی با خزرهای دوره متأخر تأکید داشت و این دیدگاه بعدها یکی از پایههای اصلی استدلال طرفداران تغییر نام شد سپس نیز موج رمزگشایی یهودی بودن خزری ها و ارتباط با اسرائیل پیش آمد که حتی دقت نشد که بخش پیچیده واژه خزر که هنوز در حال تحقیق میباشد دلایلی مستند از قوم آذر دارد ، خزر یا آذر ، خزری یا آذری…. 🔸در آذر ۱۳۸۱ تعداد استفاده از خزر، مازندران و کاسپین در دستگاههای مختلف به حدی رسیده بود که کمیته تخصصی نامنگاری و یکسانسازی نامهای جغرافیایی ایران، متشکل از نمایندگان چند وزارتخانه و سازمان، ناچار شد موضوع را یکسانسازی کند. نتیجه صریح این بود که در داخل ایران خزر و در متون خارجی و بینالمللی کاسپین استفاده شود و وزارت خارجه در استعلام مربوط اعلام کرده بود که نام بینالمللی کاسپین و نام مورد استفاده در فارسی خزر است. 🔸در اوایل دهه ۱۳۸۰ اختلاف نامگذاری در دستگاهها و محافل فکری ایران به اندازهای جدی شده بود که دولت مجبور به تعیین قاعده رسمی شد و مرحله بعدی را میتوان حدود اواخر دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۱۳۹۰ دانست. یک نمونه مستند جالب این است که از اواسط سال ۱۳۸۹ شرکت ملی نفت ایران در برخی اخبار فارسی خود از کاسپین استفاده میکرد موضوعی که در سال ۱۳۹۱ مورد اعتراض قرار گرفت، زیرا با مصوبه ۱۳۸۱ مغایرت داشت. این مورد ثابت نمیکند شرکت نفت سازماندهنده یک پروژه سیاسی بوده، اما نشان میدهد کلمه کاسپین در آن مقطع از محافل پژوهشی فراتر رفته و حتی وارد ادبیات برخی نهادهای رسمی شده بود و در سال ۱۳۹۱ نیز بحث بهوضوح وارد رسانههای عمومی شده بود. 🔸چند خبرگزاری با گزارشی با عنوان دریای شمال را چه بنامیم؟ خزر، مازندران یا کاسپین؟ منتشر کرده و صراحتاً نوشتند گروهی از کاربران معتقد بودند کاسپین نام واقعی دریاست و خزر یا مازندران را نمیپذیرفتند. حجم واکنشها در همان گزارش نشان میدهد موضوع تا آن زمان به یک مناقشه عمومی هویتی تبدیل شده بود. اما چرا ؟ و چه جریانهایی کاسپین را ترویج کردند؟🔸وقتی ایران تصمیم گرفت واژه بین المللی کاسپین شود در اینجا پروژه سازمانیافته غرب با یک جریان سیاسی واحد پشت آن قرار گرفت به این علت که بینالمللیشدن ادبیات خزر بعد از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱ نیز بهطور غیرمستقیم مؤثر بود زیرا مذاکرات نفت و گاز، رژیم حقوقی، خطوط لوله و نشستهای پنج کشور عمدتاً در ادبیات انگلیسی تحت عنوان دریای کاسپین یا قلمرو کاسپین مطرح شدند. بنابراین کاسپین مرتب در متون تخصصی، نفتی و بینالمللی دیده میشد و طبیعی بود بخشی از آن به فارسی منتقل شود. 🔸در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، قدرتهای بزرگ دریایی بهخصوص بریتانیا و آمریکا عمدتاً قاعده ۳ مایل دریایی را برای آبهای سرزمینی به رسمیت میشناختند. سه مایل دریایی تقریباً ۵٫۵ کیلومتر است. دولت بریتانیا رسماً تأیید کرده که از قرن هجدهم تا میانه قرن بیستم، آبهای سرزمینی بریتانیا سه مایل دریایی بوده است و این فاصله در حالت عادی از خط جزر یا پایینترین خط آب در امتداد ساحل اندازهگیری میشد یعنی تقریباً از جایی که خشکی در پایینترین وضعیت معمول آب به دریا میرسید و پس از آن، در قاعده کلاسیک، دریای آزاد شروع میشد.🔸ریشه تاریخی این ۳ مایل برد توپ ساحلی بود یعنی دولت تا جایی بر دریا حاکمیت عملی دارد که بتواند از ساحل با قدرت نظامی آن را کنترل کند و در قرن نوزدهم خصوصاً میان قدرتهای دریایی انگلیسی زبان تثبیت شد و آمریکا نیز اساساً ۳ مایل را قبول داشت و فرانسه نیز در آن دوره از همین سنت پیروی میکرد اما مسئله این بود که ۳ مایل یک قانون جهانیِ مکتوب و بدون استثنا نبود زیرا کشورهای اسکاندیناوی روی عددهای دیگری تأکید داشتند؛ در مذاکرات سال ۱۹۳۰، فنلاند و ایسلند چهار مایل و نروژ و سوئد نیز چهار مایل را ترجیح میدادند و بعضی دولتها ادعاهای ششمایلی داشتند. #ادامه_دارد🇮🇷@BalestikNews

