شبی که ؛آخرین صفحات رمان بزرگ زندگی ام « نهنگ آب های عمیق » را داشتم می نوشتم ، چنان غرق…
انتشار: 2026/08/02 09:31 UTCدریافت: 2026/08/15 01:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:13 UTC
شبی که ؛آخرین صفحات رمان بزرگ زندگی ام « نهنگ آب های عمیق » را داشتم می نوشتم ، چنان غرق در کارم بود که از آنچه در اطرافم می گذشت ، بی خبر بودم . من برای نوشتن این رمان حدود ۳۵۰۰ صفحه ای سال ها جان کندم . دوبار ( یک بار جلد ، جلد / و یک بار متن کامل را با هم ) برای گرفتن مجوز نشر به ارشاد رفت و هر دوبار خیلی ساده غیر قابل چاپ اعلام شد ! چرا ؟ چون با سلیقه و با روایت آن ها سازگار نبود … مگر می شود به همین سادگی روح و روان یک نویسنده را کشت ؟! من پاسخ گوی سطر سطر آنچه نوشته ام در یک دادگاه صالح و منصف با قاضی عادل و وکلای مستقل ، هستم و رای آن ها را می پذیرم . اما به همین سادگی سلیقه و ممیزی کارمندان اداره کتاب را که این جوری حاصل چندین سال کار مرا نابود می کنند ، نمی پذیرم . من در این رمان نه به کسی و قومیتی ، نه به دین و شریعتی و نه به ملک و ملتی کوچکترین بی ادبی نکرده ام . بیش از نیم قرن زندگی فرهنگی این نویسنده ، پایبندی او را به این اصول نشان می دهد . در « نهنگ آب های عمیق » من همچون آیینه ، تصویرگر واقعی شادکامی و تلخکامی های زندگی چند نسل از مردم ایران بوده ام .#محمد_عزیزی




