آتش گرفت و خانه ی ما را خراب کرد درهم فشرد و ، هر نفسم را مذاب کردگفتم چراغ قلب من افروختی ، مرو در…
انتشار: 2026/07/25 10:26 UTCدریافت: 2026/08/15 01:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:13 UTC
آتش گرفت و خانه ی ما را خراب کرد درهم فشرد و ، هر نفسم را مذاب کردگفتم چراغ قلب من افروختی ، مرو در حسرت وصال ، دلم را کباب کردچیزی نداشتم بجز اشک دمادمم از رخ سترد اشکم و کاری ثواب کرددل تنگ بودم و نیامده بود و چو دیدمش می خواستم که بیش بماند ، شتاب کرد تا هیچ کس به غیر خودش در دلم مباد هر چیز دیده دید ، تمامی جواب کرد گفتم مرو که تیره شب است و حرامیان بر ره نشسته اند ، برفت و ، عتاب کرد می خواستم بماند و ، جان نو کنم ، نماند هر آرزو که داشتم آن را سراب کردچیزی نمانده بود زمن تا کنار گور دنیا دلم لبالب عشق و شراب کرد…محمد عزیزی ۹ بهمن ۱۴۰۳




