"اتل متل توتوله" و "شنگول و منگول" (در شعرِ سبکِ هندی)ادبیات عرصهی شگفتیآفرینی و اعجاببرانگیزی ا…
انتشار: 2026/07/20 05:46 UTCدریافت: 2026/08/01 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:10 UTC
"اتل متل توتوله" و "شنگول و منگول" (در شعرِ سبکِ هندی)ادبیات عرصهی شگفتیآفرینی و اعجاببرانگیزی است. و بدعتهای ادبی بر انواعِ خلافِ عادتها و هنجارگریزیها استوار است. یکی از عواملِ اعجاببرانگیزِ آثارِ ادبی، یافتنِ واژهها یا مضامینی است که در بافتِ تاریخی و حتی جغرافیاییِ خاص غریبه بهنظرآید. مثلاً اگر در شاهنامه سخن از ساعت بهمیانآید یا در شعرِ سعدی تصویری از عینک یافتهشود، خود موجبِ شگفتی خواهدبود. واژه، تصویر یا مضمونی عامیانه که گمانمیرفته در سدهی اخیر ابداعشده اما پیشینهاش را در سدههای گذشته بیابیم نیز همین احساس را در ما برمیانگیزاند. مثلاً "کلکل"کردن در دیوان اطعمه آمده. "بازیبازی" در آثارِ قرونِ هشتم و نهم کاربرد داشته. "با همه پلاس با ما هم پلاس"، با اندکتغییری در کلیات شمس نیز نمونه دارد.در تذکرهی نصرآبادی که سدهی یازدهم تالیفشده و مملو از واژگانِ محاوره و زبانِ روزمره و نیز لهجههای ولایات و زبانِ تهرانی است، ذیلِ مدخلِ "برخوردار بیک" آمده:"منصورتخلّص، نائینی. دو برادر بودند. هر دو در خدمتِ مرتضیقلیخان متولّی اردبیل میبودند. یکی برخورداربیک و یکی محمدبیک و بهاعتبارِ شوخی به ایشان شنگل و منگل میگفتند. [...] الحال در نائین ساکن است. حُسن صورتی دارد و شعر هم میگوید. شعرش این است:_ غیرِ چشم تو که خون دل احباب خورَدکس ندیدهاست که بیمار میِ ناب خورَد_ نظر به همت والا بوَد بزرگان راازآن به ابر، سرِ کوهسار نزدیک است(محمدطاهر نصرآبادی، تصحیح محسن ناجی نصرآبادی، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۵۸۰).پیشتر گمانمیکردم افسانهی شنگول و منگول در سدهی اخیر ساختهوپرداخته شده و به متونِ معاصر راهیافته. گمانمیکنم همگان کمابیش ماجرای آن بزِ دوراندیش و جسور و بزغالههایش (شنگول، منگول و حبهی انگور) و نیز رفتارشان را با گرگِ قصه شنیدهایم (ازجمله، مراجعه شود به "نوشتههای پراکنده" صادق هدایت، نشرِ جامهدران، ۱۳۸۳، صص ۹_۱۶۷). اما چنانکه آمد در کمال شگفتی، این دو نام که احتمالاً اشاره به روایت و ماجرایی نیز دارد، در متنی متعلق به سهچهارسدهی پیش نیز آمده. آیا این واژهها آنجا نیز به همین افسانه دلالتداشته؟ و درآنصورت آیا پیشاز آن تاریخ نیز در منبعی دیگر بهکاررفتهبوده؟ بسیار بعید بهنظرمیرسد. و دیگر آنکه، آیا این نام صرفاً بهسببِ پیوستگی و همراهیِ همیشگیِ این دو برادر (نظیرِ لورل و هاردی یا پت و مت) بر آنها نهاده شدهبوده؟ نمیدانیم.نمونهای دیگر از این افسانهها و روایتهای عامیانه، بازیِ آهنگینِ کودکانهای است به نامِ "اتل متل توتوله". هدایت در اثرِ پیشین، به این بازی و کیفیتِ اجرای آن نیز اشارهکرده. البته ضبطِ هدایت که حدوداً قریببه یک قرن از گرداوریِ آن میگذرد، اندکی متفاوت است با صورتهای رایجِ امروزینِ آن (همان، صص ۸_۳۴۷). و شگفت آنکه در "بهار عجم" اثرِ لالهتیکچند بهار (سدهی دوازدهم، در هندوستان) که فرهنگی است سرشار از واژهها و تعابیرِ روزگارِ صفوی، به این تعبیر نیز اشارهشده. بهار ذیل مدخلِ "اَتَل تَوتَلتَل" آورده: "به هرپنجِ فوقانی و هرسه لام، عبارت از کلامِ مهمل، اگرچه موزون باشد:شعرِ باقر بهمَثَل هست چو آیاتِ کلامشعرِ یارانِ دگر چون اتتل تو تلتل" (باقر کاشی)(تصحیحِ دکتر کاظمِ دزفولیان، انتشارات طلایه، ۱۳۸۰، ج ۱، ص ۱۰۴).@azgozashtevaaknoon