تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-10 23:11 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
به غیر از عشق آواز دهل بود.... هر آوازی که در عالمشنیدم مولانا@avaedelhaارتباط با مدیر :@hn826
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 18 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
چه دانستم که این سودامرا زینسان کند مجنوندلم را دوزخی سازددو چشمم را کند جیحونچه دانستم که سیلابیمرا ناگاه بربایدچو کشتیام دراَندازدمیان قلزم پرخونزند موجی بر آن کشتیکه تخته تخته بشکافدکه هر تخته فرو ریزدز گردشهای گوناگوننهنگی هم برآرَد سر،خورَد آن آب دریا راچنان دریای بیپایانشود بیآب چون هامونشکافد نیز آن هاموننهنگِ بَحرفَرسا راکشد در قعر ناگاهانبه دست قهر چون قارونچو این تبدیلها آمد نه هامون ماند و نه دریاچه دانم من دگر چون شدکه چون غرقست در بیچونچه دانمهای بسیار استلیکن من نمیدانمکه خوردم از دهان بندیدر آن دریا کفی افیون▪️مولانا
#شعر_شباکنون که ارغوان به تو نفروخت گل فروشپیراهنی به رنگ گل ارغوان بپوشاز یاد بردن غم عالم میسر استاکنون که با شراب نشد شوکران بنوشکوشش چه می کنی که از این سنگ بگذریکوهی است پشت سنگ، از این بیشتر مکوشچون نی نفس کشیدن ما ناله کردن استدر شور نیز ناله ی ما می رسد به گوشآتش بزن به سینه ی آتش گرفته امآتش گرفته را مگر آتش کند خموش#فاضل_نظری
اینک دوباره شببا آن همه سخاوتِ بیپایانمانند یک رفیقِ فروتنبا من به سازش است#هوشنگ_چالنگی
ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جداییچه کنم؟ که هست اینها گل خیر آشناییهمه شب نهادهام سر، چو سگان، بر آستانتکه رقیب در نیاید به بهانهٔ گداییمژهها و چشم یارم به نظر چنان نمایدکه میان سنبلستان چرد آهوی ختاییدر گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است؟به امید آنکه شاید تو به چشم من درآییسر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟که شنیدهام ز گلها همه بوی بیوفاییبه کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادندکه برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدمچو به صومعه رسیدم همه زاهد ریاییدر دیر میزدم من، که یکی ز در در آمدکه درآ، درآ، عراقی، که تو خاص از آن مایی#عراقی
ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیمپوشیده چه گوییم؟ همینیم که هستیمزآن باده که در روز ازل قسمت ما شدپیداست که تا شام ابد سرخوش و مستیمدوشینه شکستیم به یک توبه دوصد جامامروز به یک جام دوصد توبه شکستیمیکباره ز هر سلسله پیوند بریدیمدل تا که به زنجیر سر زلف تو بستیمنگذشته ز سر، پا به ره عشق نهادیمبرخاسته از جان، به غم یار نشستیمدر نقطهٔ وحدت سر تسلیم نهادیموز دایرهٔ کثرت موهوم برستیم#فرصت_شیرازی