«گلبرگ نیایش» عشق را کردم بهانه تا تورا پیدا کنم پل زدم از چشم تو تا خویش را رسوا کنم این کمان قد م…
انتشار: 2026/06/26 14:44 UTCدریافت: 2026/08/15 03:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:07 UTC
«گلبرگ نیایش» عشق را کردم بهانه تا تورا پیدا کنم پل زدم از چشم تو تا خویش را رسوا کنم این کمان قد مرا چون ناله ها ی زار شد آمدم تا در حضورت امشبی فردا کنم وه چه سنگین است درد دوری چشمان تو زیر لب نام تورا تا دیدنت نجوا کنم ای پریشان خاطرت جمع است ومن بی پا وسر عشق را بر غافلان تشنه چون معنا کنم؟ روی گلبرگ نیایش باز زانویم شکست خرگه عشق تورا من در کجا بر پا کنم؟ یک اشارت کن مرا خورشید وصلت کی رسد مردم گم کرده مهرت را چه سا ن شیدا کنم امشبی برمن کرم کن تا تورا بینم به خواب تا سحر من شکوه ها از هر کس و هر جا کنم بس کنم دیگر شکایت نه نمی گویم بیا تا طلوع وصل تو من دیده را دریا کنم این دل طوفانی ام تاب هجران نیست نیست قدرتی ده تا تورا لیلای این دنیا کنم! «لیلا رضاوند»#Tamanna_poem#لیلا_رضاوند_تمنا@ashkeghalbTamannah.website