پستهای تلگرام @anjoman_torkamir
انتشار: 2026/07/29 13:54 UTCدریافت: 2026/08/03 03:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 03:47 UTC
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — کانال انجمن ادبی ترکهمیر
حسین خواجهامیری معروف به ایرج، در ۹۴ سالگی درگذشت؛ هنرمندی که صدای ششدانگش، از برنامه «گلها» تا پرده سینما، خاطره چند نسل را ساخت.یادش همواره گرامی
📢 با توجه به تعطیلی فردای انجمن ادبی، امروز فرصتی است مناسب برای گردهمایی اعضا، تبادل نظر و شاهنامه خوانی این هفتهساعت ۱۶ تا ۱۸💐
به فرهنگ باشد روان تندرست✅سلسله نشست های شاهنامهخوانی از نو آغاز می شود:به اطلاع تمامی فرهیختگان ارجمند میرساند، نظر به جایگاه بنیادین شاهنامه فردوسی در فرهنگ و زبان فارسی، انجمن ادبی ترکه میر ،نشست های شاهنامهخوانی را از نو آغاز می کند.این نشست ها میدانی برای گفت و گوی نسل ها و جایی برای بازخوانی خِرد و اندیشه ای است که قرن ها در برابر ناملایمات روزگار، دوام آورده است.باشد که از دل آن،دریایی از پهلوانی وآگاهی بجوشد. 📍خوانش بر پایه شاهنامه ویراسته زنده یاد استاد خالقی مطلق است.هر هفته روزهای سه شنبه زمان :ساعت ۱۶ تا ۱۸ مکان: فرهنگسرای اداره ارشاد☘در همرسانی این خبر به دوستداران شاهنامه، کوشا باشید. ☘
قطعه قایق رانان ولگا از آلبوم خوشه های گندم(روسی) تنظیم کننده:پل موریا
یک کوچه خون چکید و وطن تکهتکه شدزیرِ هجومِ چکمه، بدن تکهتکه شدبارانِ مشت، رویِ لبانش که مینشستدندانِ او میانِ دهن، تکهتکه شدآوارِ دشنه رویِ تنش تا که خیمه زدپیراهنِ تنیده به تن، تکهتکه شددر ازدحامِ هلهله و فحشِ بیاماندر حنجره، طنین سخن تکهتکه شدانگشترش به غارتِ اوباش رفت و بعد در خاک و خون، عقیقِ یَمَن تکهتکه شدلرزید قلبِ مادر و در قابِ گوشیاشهمراهِ پارههایِ بدن، تکهتکه شد!فریاد زد میانِ تماشایِ قتلگاه:«این قاسم است؟ جایِ حَسَن تکهتکه شد!»در کوچههایِ غربتِ این شهر، رویِ خاکآری «حمیدِ» قصهیِ من تکهتکه شد...#مهتاب_خاکیانی_حسین آبادیt.me/anjoman_torkamir
وطن رااز مرزهایش نمیدزدند؛نخستاز حافظهی مردمانش میربایند.آنگاهدستهایی از دور میآیند،و دستهایی از نزدیک،و هیچکدامبه اندازهی فراموشیویرانگر نیستند.من امابه قامت درختی ایمان دارمکه هزار تبر را دیده استو هنوزسایهاش رااز رهگذری دریغ نمیکند.وطن،نامی نیستکه بر گذرنامهها نوشته باشند؛نبضی استکه زیر پوست نسلهاادامه مییابد.هر بارکه خیانتیستونی از خانهات را میشکند،کسیدر جایی دورسنگی دیگربر پیِ تو میگذارد.پایمردیفریاد کشیدن نیست؛آن استکه در میانهی ویرانیهنوزبذر در دست داشته باشی.آن استکه امید راچون آخرین آتشِ شببا کفِ دستهایتاز باد پنهان کنی.بگذاردشمناز هر سودندان بر این خاک بساید؛بگذارغارتگراناز درون و برونبر سفرهی وطن چشم بدوزند.مااگر ریشه باشیم،هیچ طوفانیدرخت راتا پایانِ تاریخاز یادِ بهارمحروم نخواهد کرد.وطنبارها افتاده است؛اما هر باراز شانههای آنان برخاستهکه باور داشتندنجاتِ یک سرزمیناز ایستادنِ یک انسان آغاز میشود.#ویریا_عینیhttps://t.me/anjoman_torkamir

