تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 03:08 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
پژوهشکده اندیشه دینی معاصر(آدم) به منظور ارتقای اندیشهورزی در دین و بازسازی اندیشه دینی با نیازهای نو شونده، در میانه تحجر و دینگریزی، رویکرد نواندیشی دینی را برگزیده است.ارتباط با ما:@[email protected]://t.me/andishedini
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 11 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
✳️ نارساییهای روشنفکری دینی✍️ #داود_فیرحیروشنفکری دینی با چهار مشکل مواجه است: 🔹اول این که روشنفکری دینی از ابتدا، تحت تأثیر جریانهای چپ، دین را به یک ایدئولوژی تبدیل کرد. منطق دین بیشتر شبیه علم است تا ایدئولوژی؛ حال آنکه با مساوی شدن دین با ایدئولوژی، به دلیل تضاد ایدئولوژی و علم، این ایده شکل گرفت که دین با علم در تضاد است.🔹دوم اینکه روشنفکری دینی حتی الهیات نظری و عملی را از هم جدا میکند. روشنفکران دینی ما بشدت روی کلام و فلسفه فشار آورده و از ارزش فقه غافلند. حال آنکه زندگی عملی را فقه اداره میکند. این خطرناکترین رویکردی است که به آن دچار هستند؛ گویی یک چرخ دوچرخه را نوسازی کرده و چرخ دیگر را کهنه باقی بگذارید. این رویکرد، نوعی عدم توازن در دینداری ایجاد میکند.🔹مشکل سوم روشنفکری دینی، دوگانهسازی فقه و اخلاق و دوگانهسازی حق و تکلیف است. تضادی که روشنفکری دینی بین فقه و اخلاق ایجاد کرده، هر دو را از کار میاندازد؛ وقتی فقه را با شمشیر اخلاق میزنید، قسمت مولد فقه را که پایههایی برای قواعد مدنی است شل میکنید. با اخلاق نمیتوان هیچ جامعهای را اداره کرد چون اخلاق ضمانت اجرایی ندارد.🔹مشکل چهارم دستگاه روشنفکری دینی ایرانی خلط بین فقه و سنت فقاهتی است، «مثل اینکه افرادی مثل پوپر، در نقد سنتهای بسته تفلسف، اصل فلسفه را رد کنند.» فقه به عنوان یک دانش، امکانات بسیاری دارد که سنت آن سالها اقتدارگرا شکل گرفته است؛ حال اگر برای اصلاح مشکلات این سنت فقاهتی، به اصل فقه هجوم بیاوریم، دچار خطا شدهایم. در حالیکه «تفقه» چه سنتی چه بازاندیشانه، کارویژهای دارد به نام پیوند نص و زندگی. مسلمان نمیتواند از فقه جدا شود.🔰 برشی از یک متن (داود فیرحی در گفتگوی مجازی انجمن اندیشه و قلم)⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
✳️ استعدادهای متضاد؛ راز اختیار انسان✍️ #مهدی_پورحسیندر مهندسی خلقت، انسانیتِ انسان به این است که دارای استعدادهای مختلف و گاه متضاد باشد تا دو گونه کشش درونی در وی ایجاد شده و انتخابگری وی توجیه گردد. اگر کششهای متضاد درونی در انسان نبود، معنا نداشت که انسان میان انتخاب خیر و شر و یا بد و خوب مختار باشد. قرآن کریم در این زمینه تصریح دارد: «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ» (انسان، ٢) میفرماید ما انسان را از نطفهاى آفريديم كه در آن مخلوطهاى زيادى وجود دارد. مقصود اين است که استعدادهاى زياد و متنوعی در ژنهاى بشر تعبیه شده و به همین خاطر است که مورد آزمایش و امتحان قرار میگیرد. این اوصاف، نه تنها مخالفتی با عظمت و کرامت انسان ندارد، بلکه هریک از آنها در جای خود خیر محض برای انسانیت انسان و شکل دهنده به ذات اوست. بنابراین، اگر انسان دارای استعداد و قوه «حرص و آز» و یا «بخل» است و یا «شتابگر و عجول» آفریده شده است، برای وی خیر و برای کمالیابی او لازم است. اما زمانی صفت ذم و نکوهش به خود میگیرد که از مسیر واقعی خود منحرف شده و در خدمت اوصاف شیطانی قرار گیرد. از اینجا است که انسان با داشتن این استعدادها، میتواند با حسن اختیار خود، راه خیر را در پیش گیرد و به اعلی علیین برسد و یا با سوء اختیار، راه شر را بپیماید و در اسفلالسافلین مأوی گزیند.🔰 برشی از «دین و کرامت انسان»⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
#معرفی_کتاب📚 احادیث ساختگی؛ تحلیل تاریخی، نمونههاکتاب «احادیث ساختگی؛ تحلیل تاریخی، نمونهها»، اثر حجتالاسلام والمسلمین استاد مهدی مهریزی، به بررسی مسئله جعل و ساختگی بودن احادیث و چگونگی مواجهه عالمان مسلمان با این پدیده میپردازد.نویسنده در بخش نخست کتاب، تحت عنوان مطالعات نظری و تاریخی، به بررسی سیر تاریخی دیدگاه عالمان شیعه درباره احادیث جعلی، نگارشهای مربوط به موضوعات در میان شیعیان و اهل سنت و نیز مسئله حقوق معنوی و متون مقدس میپردازد.بخش دوم به مطالعات تطبیقی و بررسی نمونههایی مشخص از احادیث ساختگی اختصاص دارد؛ از جمله حدیث «إنّ الأرض علی الحوت»، حدیث زینب عطاره، روایات مربوط به زن در آثار منسوب به حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، و احادیث ساختگی از نگاه شهید مطهری. همچنین نویسنده موضوعاتی چون احادیثی که در منابع حدیثی معتبر نیامدهاند، ارجاع به کتابهای خیالی و ساختگی و بررسی یک حدیث جعلی از سوی آیتالله شبیری زنجانی را مورد مطالعه قرار داده است.🔰 برگرفته از «معرفی کتاب «احادیث ساختگی؛ تحلیل تاریخی، نمونهها»⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
✳️ کرامت ذاتی؛ استعدادی برای به فعلیت رسیدن✍️ #محمدصادق_کاملانبالفعل بودن کرامت با حریت و آزادی سازگاری ندارد؛ چراکه یکی از اصلیترین مسائل در خلقت انسان، اصل آزادی است.آزادی در دین، انتخاب دین و عملکرد انسان، اصلی اساسی است که هیچ چیزی با آن قابل قیاس نیست.بنابراین، استعداد اساس است و خداوند زمینههای فعلیت آن را فراهم کرده و پیامبران را فرستاده است. همه پیامبران میخواستند این استعداد را به فعلیت برسانند؛ چنانکه حضرت امیر(ع) میفرماید: «لِیُثیروا دَفائِنَ العُقول».اما عدهای نخواستند و عدهای نیز بدون تفکر و تعقل، تابع شدند؛ با اینکه تفکر و تعقل جزء ذاتی انسان است.با این حال، همه انسانها صرفنظر از اعتقادات و اعمالشان، کریمند و موجودی برتر از همه موجودات دیگرند.خود این استعداد، تمام کلام است؛ یعنی تفکر، تعقل و تشخیص حق و باطل. انسان با تفکر و تعقل میتواند بفهمد چهکار بکند و چهکار نکند.اما این استعداد برای به فعلیت رسیدن، نیاز به تلنگر و زمینه مناسب دارد. ازاینرو، سلسله انبیا برای برانگیختن این استعدادها آمدند و آموزههای دینی نیز بر خانواده و تربیت تأکید کردهاند.این همه دستور برای آن است که آن استعداد ــ فطرت الهی و اخلاق انسانی ــ در فرزندان شکوفا گردد.🔰 برگرفته از «کرامت انسان؛ استعداد یا فعلیت؟»⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
✳️ زنان عاشورایی و تربیت الگویی✍️ #هانیه_علیاصغرییکی از مهمترین پیامهای رفتار زنان عاشورایی، اهمیت تربیت مبتنی بر الگو است. زنانی که در کربلا فرزندان یا همسران خود را به دفاع از امام تشویق کردند، احتمالاً این ارزشها را تنها در لحظه نبرد به آنان نیاموخته بودند. روحیه وفاداری، شجاعت، مسئولیتپذیری و ایثار، محصول یک فرایند تربیتی طولانی بود.در روانشناسی تربیتی و نظریه یادگیری اجتماعی، مشاهده رفتار الگوها یکی از مهمترین راههای یادگیری شناخته میشود. فرزندان بیش از آنکه از دستورها و توصیههای مستقیم تأثیر بپذیرند، رفتار واقعی والدین و مربیان را مشاهده و تکرار میکنند. هنگامی که والدین در عمل به صداقت، مسئولیتپذیری، عدالت و وفای به عهد پایبند باشند، احتمال درونی شدن این ویژگیها در فرزندان افزایش مییابد.زنان عاشورایی با رفتار خود نشان دادند که تربیت دینی نباید تنها به بیان مفاهیم و انجام ظواهر محدود شود. ارزشهای دینی زمانی در شخصیت فرزند ریشه میدواند که در عملکرد روزانه والدین مشاهده شود. مادری که خود در برابر ظلم بیتفاوت نیست، پدری که بر عهد خود میایستد و خانوادهای که در بحران اعضای خود را تنها نمیگذارد، عملاً مسئولیتپذیری و آزادگی را به فرزندان آموزش میدهد.🔰 برشی از «نقش زنان در نهضت عاشورا و تأثیر الگوی آنان بر خانواده، تربیت و جامعه»⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
#معرفی_کتاب📚 نواندیشی دینی و مسأله زنکتاب «نواندیشی دینی و مسأله زن»، اثر حجتالاسلام والمسلمین استاد مهدی مهریزی، عضو هیأت مؤسس پژوهشکده اندیشه دینی معاصر، از آثار شاخص در حوزه مسأله زن به شمار میرود.این کتاب که چاپ سوم آن در سال ۱۳۹۴ از سوی مؤسسه فرهنگی دینپژوهی بشرا در تهران منتشر شده، در ۴۳۸ صفحه و با قطع رقعی و جلد گالینگور، مجموعهای از مهمترین مباحث نظری و کاربردی درباره مسائل زنان را در بر گرفته است.نویسنده در بخش نخست، جریانهای مختلف نواندیشی دینی در حوزه زنان، مبانی و روششناسی مطالعات زنان، آسیبهای پژوهشهای فقهی و راهکارهای فهم صحیح متون دینی را بررسی میکند.در بخش دوم نیز با رویکردی اجتهادی، به تحلیل مهمترین مباحث قرآنی، حدیثی و فقهی درباره زنان میپردازد؛ از جمله بررسی آیه ۳۴ سوره نساء، حدیث مشهور «نقصان عقل زنان»، برخی روایات مرتبط با جایگاه زن و نیز مباحث فقهی مربوط به منزلت زن در اسلام.🔰 برگرفته از «معرفی کتاب نواندیشی دینی و مسأله زن»⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
✳️ عقل زمینه و عقل منبع؛ دو چهره عقل در فقه✍️ #کاظم_قاضیزادهما دو نوع عقل داریم؛ یکی عقل زمینه و دیگری عقل منبع. عقل زمینه یا عقل مصباح، عقلی است که زمینه همه نوع تحلیلهای ماست و حتی برداشت از روایت نیز براساس عقل است. فهم تعارض روایت نیز با عقل است. کشف استظهار از ادلة لفظی نیز با عقل است. بخش دیگر، عقل منبع است که در مقابل کتاب، سنت و اجماع، چیزی بهعنوان عقل داریم و حکم صادر میکنیم. در عرف اصولیها و فقیهان، وقتی بازخوردهای عقل منبع را در نظر میگیرند، معمولاً قضایای محدودی مثل قبح ظلم و حسن عقل مطرح میشود و گاهی شعبی از آن اتخاذ میشود. وگرنه عقل منبع ما بسیار کم است و در استنباطهای فقهی ما اینطور است.من تأکیدی بر این ندارم که ما بهدنبال توسعه عقل منبع باشیم. علت اینکه عقل منبع، محدود گرفته میشود، این است که عقل منبع، باید محدود باشد؛ [زیرا] بهسادگی در آنجا قطعیتی احراز نمیشود. نکاتی [در مورد عقل منبع] وجود دارد؛ بسیاری از اینها عقل ظنّی است تا عقل قطعی.اما آنچه که مناسب است و جای تأمل دارد، مسئله عقل زمینه است. در استنباطهای احکام شرعی گاهی استلزامی وجود دارد؛ مثلاً اینکه دینْ سازوارهای بههمپیوسته و سازگار با هم است، برداشتی کلامی از دین است، و وقتی عقل به دو گزاره فقهی نگاه میکند و میگوید با هم سازگار نیستند، موجب تأمل میشود. عقل هشدار میدهد و میگوید یکبار دیگر، ادله را بررسی کن و استظهارات را ببین که آیا اطلاق دارد یا نه و ببین قضیه خارجیه بوده یا خیر و آیا مسئله به زمان محدود بوده یا نبوده است. به نظر میرسد، اختلاف در این بخش همین است که آیا ما باید توسعه عقلانیت را در زمینه استنباط حکم فقهی، بهطورجدی در نظر بگیریم یا نه؟ آنهایی که بهطورجدی در نظر نمیگیرند، میگویند: چرا ما؟ فرض کنید، ما فتوایی میدهیم که بهطور عملی امکان ندارد. به آقایی گفته بودند که در قطب، چند ماه شب است و چند ماه روز، گفته بود: نظر من بر این است که آنجا هر کسی مسلمان است، به کشور خودش برگردد و روز و شب داشته باشد. البته در اول گفته بود که چنین چیزی ممکن نیست و این خلاف قرآن است و پاسخ داده بودند، نه، ما رفتهایم و دیدهایم، درنهایت ایشان گفته بود، برگردد و به کشور خود بیاید. اسلام دینی نیست که بخواهد ساختارهای زندگی بشر را تغییر دهد، یعنی هر کسی در قطب است، مسلمان نباشد و قطب را به غیر بدهیم! قاعدتاً اینها زمینهای میشود که ما از عقل استفاده میکنیم، ولی عقل بهعنوان یک امر مستقل حکم نمیکند، بلکه ما را به بازاندیشی در این مسائل وامیدارد. [لذا] فتواهای عقلانیتری در این زمینه را مشاهده کردهاید و به این صورت نیست که از قطب به این طرف برگردند. صورتهای دیگری از نمازهای پنجگانه را تصویر کردهاند و نظیر این موارد در جبهههای مختلفی دیده میشود.🔰 برشی از «نواندیشی در عرصه فقه و فقه سیاسی»⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
✳️ سیره سیاسی پیامبر؛ پیمانسازی به جای شمشیرکشی✍️ #داود_فیرحیتغییر رویکرد نظام سیاسی در سیره سیاسی پیامبر اسلام(ص) مسئلهای بسیار مهم است. پیامبر بهتدریج وضعیت جنگی را به قرارداد تبدیل میکند و کاری میکند که به جای لشکرها، هیئتهای مذاکره در عام الوفود به مدینه میآیند. این در حالی است که پیش از پیامبر، نیروهای نظامی تعیینکننده بودند و لشکرها در مقابل هم صف میبستند. [اما] در دوره پیامبر مدل حکمرانی در حال تغییر است و پیامبر درصدد است با طراحی نظام سیاسی جدید مبتنی بر قرارداد به نتایجی برسد که با جنگ و لشکرکشی دستیابی به آنها ممکن نبود.پیامبر با قرارداد وارد مدینه میشود و با قرارداد شهر را میسازد؛ سپس با قرارداد، قوای خود را در بیرون از مدینه توسعه میدهد. این بدان معنا نیست که جنگی وجود نداشت، بلکه جنگ نیز مبتنی بر قرارداد بود. مثلاً در ماجرای فتح مکه پیامبر میگفت که چون در مکه قرارداد را نقض کردهاند و شکستهاند، من با آنها جنگ میکنم. در واقع به دو صورت میتوان این مسئله را ترسیم کرد. یک زمان اصالت با جنگ است و قرارداد بسته میشود که آتش جنگ موقتاً خاموش شود و یک زمان اصالت با قرارداد است و اگر جنگی نیز روی میدهد برای حفظ قرارداد است. هنر پیامبر در این است که وضعیت جنگی را به وضعیت قرارداد تبدیل میکند و قراردادهایی را که ریشه در عربستان دارند بازسازی میکند تا یک مدل سیاسی از آنها استخراج کند. [نکته مهم اینکه ایشان] این کار را در جایگاه پیامبر انجام میدهد؛ بنابراین همانطور که خروج از قرارداد مذهبی ارتداد است، خروج از قرارداد سیاسی هم ارتداد است؛ پیامبر کسی است که قراردادهایی را پیش میبرد که دین نیز در داخل آن قراردادها است.🔰 برشهایی از کتاب «پیامبری و قرارداد»، درسگفتارهای داود فیرحی، تنظیم و تحقیق اکبر محمدی، نشر نی، با همکاری پژوهشکده اندیشه دینی معاصر، 1403، ص42-43 و 64-65.⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
✳️ نامرئیسازی؛ سازوکار قدرت در ایران✍️ #حسن_اجراییمیشل فوکو، نظریهپرداز قدرت، در کتاب مراقبت و تنبیه بر آن است که ایجاد و نمایش اقتدار در قدرتهای سنتی پادشاهی، مبتنی بر پنهانکاری، خشونت ناگهانی و نمایشهای خیرهکننده و مقطعی اعدام و شکنجه انجام میشود. بدین ترتیب، اقتدار سنتی نه از طریق کنترل و نظارت دائمی، بلکه از طریق ایجاد ترس مقطعی اجرا میشود، و در مقابل، در دنیای مدرن، اقتدار از طریق «مرئیسازی» به ظهور میرسد. فوکو با استناد به معماری زندان در دنیای مدرن، روشن میسازد که این ساختار به زندانبان و مافوقهای او این اجازه را میدهد تا نظارت دائمی، فراگیر و سراسربین داشته باشند و همین دیدهبانی مداوم و نظارت دقیق بر فضاها، بهتنهایی عامل اقتدار و انضباط است.برخلاف آنچه فوکو شرح داده است، در ایران نهتنها با نظارت از راه «مرئیسازی»، بلکه با فرایند «نامرئیسازی» در دو ساحت مواجه بودهایم؛ یکی نامرئیسازی صدا و تصویر متکثر در طول زمان، برای جلوگیری از اتصال و انسجام گروههای پراکنده، و دیگری، نامرئیسازی صدا و تصویر متکثر در وضعیتهای استثنایی برای جلوگیری از فوران قدرت اجتماعی و نیز فرونشاندن خشم و خشونت معترضان خیابانی. در ساحت اول تلاش شده است تکثر موجود در جامعه تا حد امکان به رسمیت شناخته نشود، فضاهای عمومی تا حد امکان در اختیار گروههای غیرخودی قرار نگیرد و مهمتر از آن اینکه تصمیمسازیها، تقسیم رانت و برخورداری از منافع، همواره بدون توجه به این گروهها صورت پذیرفته و نارضایتی عمیق ایجاد کرده است. شاهد بارز این ساحت نامرئیسازی، غیاب کامل گروههای غیرخودیانگاشتهشده در صداوسیمای رسمی است؛ رسانهای که اگر نه تمام گروههای اقلیت و اکثریت، دستکم میبایست خواستهها، نیازها و علایق اکثریت جامعه را بازتاب دهد. ساحت دوم نامرئیسازی در حقیقت سیاستی موقت برای حذف «صدای بلند» است؛ صدایی که در وضعیت استثنایی ایجاد میشود و تصمیمگیران سیاسی با وضع محدودیتهای شدید ارتباطی، مانع از رسیدن آن صدا به گوش جامعه میشوند.مطالعه پیامدهای این دو رویکرد نشان میدهد که سیاست نامرئیسازی که از سوی نهادهای رسمی برای به حاشیه راندن معترضان و گروههای منتقد و مخالف به اجرا درآمده، تا صداهای مزاحم -از دید تصمیمگیران- را از صحن جامعه حذف کند، خود به عاملی برای تشدید انگیزه مرئیسازی معترضان و پاسداری از هویت و موجودیت آنان تبدیل شده است.🔰 برشی از «سیاست نامرئیسازی؛ زمینهسازی برای خشم و خشونت»⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
✳️ خطر نهادینه شدن کنشهای بحرانی در ایران✍️ #علیرضا_صالحیدر فضای اجتماعی ایران معاصر، بهویژه در سالهای پرالتهاب اخیر، شرایط غیرعادی مانند جنگ، آشوبهای داخلی (نظیر حوادث دیماه) و پیامدهای فاجعهبار اقتصادی، نظم عادی زیست را دگرگون کرده و عقلانیت معطوف به هدف را در کنشهای اجتماعی به شدت کاهش داده است.بررسی سیر تاریخی — از الگوهای رفتاری در صدر اسلام (نظیر حوادث اوایل خلافت امام علی(ع)) تا بحرانهای جامعه ایرانی در مشروطه، ملیشدن نفت، انقلاب ۵۷ و سال ۱۴۰۴ — نشاندهنده یک روند تکرارشونده است: در وضعیت استثنائی، کنشهای عاطفی، ایدئولوژیک و واگرایانه جایگزین کنشهای ارتباطی و تفاهممحور میشوند.در این فضای پرتنش در جامعه ایرانی، شاهد پدیدههایی چون نافرمانی مدنی، افزایش خشونت بیحدوحصر در رفتار و کلام، تکفیر مخالفان، رواج غلو درباره اشخاص، فروپاشی سلسلهمراتب سنتی و شکلگیری دوقطبیهای سازشناپذیر هستیم؛ روندی که با ظهور رسانههای نوین و دگردیسی هویتها، شتاب بیشتری میگیرد و کمرنگ شدن منافع ملی را در پی دارد.تداوم این وضعیت استثنایی در ایران، باعث میشود کنشهای بحرانی در لایههای فرهنگی و روانی جامعه نهادینه شوند. این امر به قاعدهای پایدار در زیست سیاسی ایرانیان تبدیل شده و بزرگترین مانع بر سر راه توسعهیافتگی است؛ بهگونهای که حتی با پایان بحرانها، جامعه به مسیر تعادل بازنخواهد گشت.راهکار برونرفت از این چرخه معیوب: احیای عقلانیت ارتباطی، بازگشت به گفتوگو و پذیرش دیگری، بازسازی سرمایه اجتماعی فرسایشیافته و حرکت آگاهانه به سوی بازتعریف منافع ملی بر مبنای مدارا و زیست مسالمتآمیز.🔰 برگرفته از «کنش اجتماعی در وضعیت استثنائی (بررسی کنشهای جامعه ایرانی در دوره اخیر)»⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
#نشست_علمی✳️ گزارش از نشست علمی «کنش اجتماعی در وضعیت استثنائی»ششمین نشست از سلسله نشستهای «جنگ و جامعه» در چارچوب برنامه «چهارشنبههای نواندیشی» پژوهشکده اندیشه دینی معاصر، روز چهارشنبه ٢۴ تیر ۱۴۰۵ با سخنرانی دکتر علیرضا صالحی، عضو هیئت علمی این پژوهشکده، با موضوع «کنش اجتماعی در وضعیت استثنائی(بررسی موردی کنشهای جامعه ایران در یکسال اخیر)» برگزار گردید.ایشان در ابتدای این نشست، اشاره کردند که «جامعه ایران در دو دهه اخیر، و بهویژه در یک سال پرالتهاب گذشته، با رویدادهای سنگین و غیرعادی دستوپنجه نرم کرده است؛ جنگ، آشوبهای داخلی و تنشهای بیسابقه، صحنه زیست روزمره ما را دگرگون ساختهاند. این روزها، نظم عادی زندگی جای خود را به وضعیتی داده است که بیتردید میتوان آن را وضعیت استثنائی نامید. طبیعی است که چنین شرایطی، کنشها و رفتارهای اجتماعی را نیز دستخوش تحولی عمیق کند؛ کنشهایی که با آنچه در سالهای پیشین از جامعه ایرانی سراغ داشتیم، تفاوتی ماهوی پیدا کردهاند.» سپس ادامه داد: «برای درک بهتر کنشهای امروز جامعه، پیش از هر چیز باید از خود بپرسیم: کنش اجتماعی چیست؟ انواع آن چیست؟ چه عواملی بر آن اثر میگذارند؟ و مهمتر از همه، کنشهای اجتماعی در بستر تاریخ پرآشوب ایران و به عبارت بهتر در شرایط استثنایی چه سرنوشتی یافتهاند؟دکتر صالحی همچنین اشاره کردند که «تأکید میکنم در این بحث، نگاه ما به جامعه معطوف است، نه به حکومت؛ و به دنبال واکاوی رفتار گروههای اجتماعی هستیم، نه عملکرد نهادهای قدرت.»🔰 ادامه این گزارش در سایت پژوهشکده اندیشه دینی معاصر⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)