✳️ عقل زمینه و عقل منبع؛ دو چهره عقل در فقه✍️ #کاظم_قاضیزادهما دو نوع عقل داریم؛ یکی عقل زمینه و د…
انتشار: 2026/07/28 06:24 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
✳️ عقل زمینه و عقل منبع؛ دو چهره عقل در فقه✍️ #کاظم_قاضیزادهما دو نوع عقل داریم؛ یکی عقل زمینه و دیگری عقل منبع. عقل زمینه یا عقل مصباح، عقلی است که زمینه همه نوع تحلیلهای ماست و حتی برداشت از روایت نیز براساس عقل است. فهم تعارض روایت نیز با عقل است. کشف استظهار از ادلة لفظی نیز با عقل است. بخش دیگر، عقل منبع است که در مقابل کتاب، سنت و اجماع، چیزی بهعنوان عقل داریم و حکم صادر میکنیم. در عرف اصولیها و فقیهان، وقتی بازخوردهای عقل منبع را در نظر میگیرند، معمولاً قضایای محدودی مثل قبح ظلم و حسن عقل مطرح میشود و گاهی شعبی از آن اتخاذ میشود. وگرنه عقل منبع ما بسیار کم است و در استنباطهای فقهی ما اینطور است.من تأکیدی بر این ندارم که ما بهدنبال توسعه عقل منبع باشیم. علت اینکه عقل منبع، محدود گرفته میشود، این است که عقل منبع، باید محدود باشد؛ [زیرا] بهسادگی در آنجا قطعیتی احراز نمیشود. نکاتی [در مورد عقل منبع] وجود دارد؛ بسیاری از اینها عقل ظنّی است تا عقل قطعی.اما آنچه که مناسب است و جای تأمل دارد، مسئله عقل زمینه است. در استنباطهای احکام شرعی گاهی استلزامی وجود دارد؛ مثلاً اینکه دینْ سازوارهای بههمپیوسته و سازگار با هم است، برداشتی کلامی از دین است، و وقتی عقل به دو گزاره فقهی نگاه میکند و میگوید با هم سازگار نیستند، موجب تأمل میشود. عقل هشدار میدهد و میگوید یکبار دیگر، ادله را بررسی کن و استظهارات را ببین که آیا اطلاق دارد یا نه و ببین قضیه خارجیه بوده یا خیر و آیا مسئله به زمان محدود بوده یا نبوده است. به نظر میرسد، اختلاف در این بخش همین است که آیا ما باید توسعه عقلانیت را در زمینه استنباط حکم فقهی، بهطورجدی در نظر بگیریم یا نه؟ آنهایی که بهطورجدی در نظر نمیگیرند، میگویند: چرا ما؟ فرض کنید، ما فتوایی میدهیم که بهطور عملی امکان ندارد. به آقایی گفته بودند که در قطب، چند ماه شب است و چند ماه روز، گفته بود: نظر من بر این است که آنجا هر کسی مسلمان است، به کشور خودش برگردد و روز و شب داشته باشد. البته در اول گفته بود که چنین چیزی ممکن نیست و این خلاف قرآن است و پاسخ داده بودند، نه، ما رفتهایم و دیدهایم، درنهایت ایشان گفته بود، برگردد و به کشور خود بیاید. اسلام دینی نیست که بخواهد ساختارهای زندگی بشر را تغییر دهد، یعنی هر کسی در قطب است، مسلمان نباشد و قطب را به غیر بدهیم! قاعدتاً اینها زمینهای میشود که ما از عقل استفاده میکنیم، ولی عقل بهعنوان یک امر مستقل حکم نمیکند، بلکه ما را به بازاندیشی در این مسائل وامیدارد. [لذا] فتواهای عقلانیتری در این زمینه را مشاهده کردهاید و به این صورت نیست که از قطب به این طرف برگردند. صورتهای دیگری از نمازهای پنجگانه را تصویر کردهاند و نظیر این موارد در جبهههای مختلفی دیده میشود.🔰 برشی از «نواندیشی در عرصه فقه و فقه سیاسی»⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)

