نه این کلیپ خاص، که ویدئوهای کانال عباس موزون پیشنهاد میشود آقای عباس موزون در طی این سالیان و تح…
انتشار: 2026/08/01 13:05 UTCویرایش: 2026/08/08 23:56 UTCدریافت: 2026/08/08 23:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 23:56 UTC
نه این کلیپ خاص، که ویدئوهای کانال عباس موزون پیشنهاد میشود آقای عباس موزون در طی این سالیان و تحقیقاتی که انجام دادهاند همه تحقیقاتشان بی نقص نبوده مثلا بعضی از اصطلاحات خودشان رو باید اصلاح کنند: تعبیر مرگ (این تجربه مرگ نیست در ویس کامنت توضیحاتی داده…سرور ازجمندی از اساتید فاضل به این تجربهها و اصالتشان ایراداتی داشتند که خوب است مخاطب به مکتوبات این بزگوار توجه داشته باشد.زندگی پس از زندگی نقاط قابل مناقشهای دارد و تبعات و آفت و مفسدهای که سبب کچ فهمی شود محتمل هست ولی آنچه از مخاطبان این تجربهها از سرتاسر دنیا گزارش شده تاثیر گذار ارزیابی شدهنهایت عرضم همین است و از سرور ارجمندم تقاضا دارم اگر مخالفتی با این عریضه دارند بفرمایند (صوت یا نویسه) تا در کانال به اشتراک گذاشته شود. چون قصد تنبه وتدکار است نه اینکه بخواهیم بک برنامه یا مجری محقق را تطهیر چشم بسته کنیم و یا هر تجربهای را چشم بسته بپذیریمهمه این تجربهها، از تجربه نزدیک مرگ تا مکاشفه، رؤیای صادقه، انخلاع از بدن حتی سیمیا، از منشاء دریافت تا میزان و شدت ادراک و یا دخالت قوه تخیل یا دخالت ناخودآگاه، از جنس واحدی با شدت کم و زیاد نیست. بنظر میرسد فقط به اینکه تجربه غیرعادی بوده مشترک هستند. عالم هستی فقط همین دنیای مادی نیست. آنچه ما با چشم میبینیم «ناسوت» یا عالم ماده است؛ جایی که بدن، زمان و مکان معنا دارند. اما مرتبهای فراتر از آن، «ملکوت» یا عالم مثال قرار دارد؛ جهانی غیرمادی که در آن صورتها و تصاویر وجود دارند، اما نه از جنس ماده.با این تفکیک، نمیتوان همه تجربههای غیرعادی را در یک دسته قرار داد.رؤیای صادقه در خواب رخ میدهد و اگر منشأ الهی داشته باشد، معمولاً ارتباطی با عالم ملکوت پیدا میکند، هرچند از قوه خیال انسان عبور میکند و به همین دلیل ممکن است نمادین باشد و نیاز به تعبیر داشته باشد.مکاشفه و شهود معمولاً در بیداری اتفاق میافتند. اگر اصیل باشند، بسیاری از آنها نیز به ادراکات ملکوتی مربوط میشوند. (به فرض آنچه شهود شده و در تطبیقش منافاتی با شرع مقدس نداشته باشد برای خود فرد فقط ممکن است حجیت داشته باشد)درباره تجربههای نزدیک مرگ نیز اگر کسی اصل ارتباط آنها با عالمی فراتر از مغز را بپذیرد، نزدیکترین تحلیل این است که بعضی از این تجربهها به عالم مثال یا برزخ مربوط باشند، یا ملکوتی ناشناخته که برای فرد ممثل شده است . مکانیزمش کاملا فرق میکند. نوع اختیار، درد، رنج مواخذه نه آنچنان است که برای انبیاء گفته میشود :«نري إبراهيم ملكوت السماوات والأرض» شاید چیزی شبیه آنچه معلی بن خنیس در بیداری ملوکتی به آن نشان داده شدهدر غیر معصوم علیه السلام نزدیک ترین روایتی را حدس میزنم به این ملکوت خالص از هر گونه دخالت قوه تخیل است روایتی که در باب نوادر بحار هم آمده:ثُمَّ سَارَ بِي غَيْرَ بَعِيدٍ، فَأَتَى بِي الشِّعْبَ، شِعْبَ أَبِي جُبَيْرٍ، فَقَالَ: يَا أَحْمَدُ، تُرِيدُ أُرِيكَ مِنْ دَلَالاتِ الْإِمَامِ؟ قُلْتُ: نَعَمْ.قَالَ: يَا لَيْلُ، أَدْبِرْ. فَأَدْبَرَ اللَّيْلُ عَنَّا، ثُمَّ قَالَ: يَا نَهَارُ، أَقْبِلْ. فَأَقْبَلَ النَّهَارُ إِلَيْنَا بِالنُّورِ الْعَظِيمِ، وَ بِالشَّمْسِ حَتَّى رَجَعَتْ بَيْضَاءَ نَقِيَّةً، فَصَلَّيْنَا الزَّوَالَ، ثُمَّ قَالَ: يَا نَهَارُ أَدْبِرْ، يَا لَيْلُ أَقْبِلْ. فَأَقْبَلَ عَلَيْنَا اللَّيْلُ حَتَّى صَلَّيْنَا الْمَغْرِبَ، قَالَ: يَا أَحْمَدُ، أَ رَأَيْتَ؟ قُلْتُ:حَسْبِيَ هَذَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ.فَسَارَ حَتَّى أَتَى بِي جَبَلًا مُحِيطاً بِالدُّنْيَا، مَا الدُّنْيَا عِنْدَهُ إِلَّا مِثْلُ سكُرُّجَةٍ فقَالَ: أَ تَدْرِي أَيْنَ أَنْتَ؟قُلْتُ اللَّهُ، وَ رَسُولُهُ، وَ ابْنُ رَسُولِهِ، أَعْلَمُ.قَالَ: هَذَا جَبَلٌ مُحِيطٌ بِالدُّنْيَا.دلائل الإمامة (ط - الحديثة)، ص: 345اینها همه در ماهیت در سبد نوم نیست. و در مکانیرم و چیستی آن نمیشود با قطعیت سخن گفت.تجربههای بعضی از این افراد نه اینکه الزاماً به بالاترین مراتب هستی راه یافته باشند ولی ملکوتی است که چه بسا از شدت درد و رنج و مواخذه تطهیر شده باشند یا حداقل فرصت تطهیر به آنها داده شده. جنسش با چیزی که فرد بعد از دیدن یک رویای صادقه سعی در تدارک خطاهایش دارد فرق دارد. این مطلب وجدانی است.بهترین راه این است با ملاک قرآن و سنت به این تجربهها دقت کنیم آن وقت گاهی انتقال این تجربهای که تجربهگر با ادراک بسیار بالا درک کرده بسیار تاثیرگذارتر از منبر و وعظ باشدحتی خواب پیامبران نیز در منطق قرآن، خواب عادی یا حتی صرفاً رؤیای صادقه نیست، بلکه وحی الهی محسوب میشود و برای پیروان نبی حچیت دارد.نتیجه اینکه شباهت ظاهری این تجربهها نباید باعث شود ماهیت آنها را یکی بدانیم. همه آنها از سنخ «تجربههای غیرعادی» هستند، اما از نظر منشأ، مرتبه وجودی، میزان دخالت قوه خیال، امکان خطا و اعتبار معرفتی، تفاوتهای اساسی با یکدیگر دارند. به همین دلیل، یکی دانستن همه این پدیدهها را نمیتوان پذیرفت. با این وچود میانشان تجربههایی وجود دارد که ممکن است رویه زندگی یک فرد به کلی عوض شود.

