🔷فرسته شماره: ١۴۰۹۳@amirsorayan✅ خاطرهی تفـأل #علامهطبـاطبـایی به #دیـوانحـافـظ 📚📙📚در سال…
انتشار: 2026/07/30 10:14 UTCدریافت: 2026/08/07 18:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 18:15 UTC
🔷فرسته شماره: ١۴۰۹۳@amirsorayan✅ خاطرهی تفـأل #علامهطبـاطبـایی به #دیـوانحـافـظ 📚📙📚در سال ۱۳۳۵ یا ۱۳۳۶شمسی با حساسیتهایی که نسبت به #علوممعقول پدید بود، #دروس علامه طباطبایی (ره) تعطیل شد. پساز چندی در شبی بارانی بهاتفاق بعضیاز اعاظم درس #فلسفه به منزل علامه رفتیم. ایشان در کوچه ارک نزدیک منزل آیتالله سیداحمد زنجانی «شبیری» مستأجر بودند. از ایشان تقاضا کردیم که درس #اسفـار را مجددا شروع کنند. علامه (ره) فرمود:« اولا ادامه درس اسفار مناسب و لازم است و ثانیا من به #حــافظ تفـأل زدم و این #غـزل آمد:من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنممحتسب داند که من این کارها کمتر کنممن که عیب توبهکاران کرده باشم بارهاتوبه از می، وقت گل، دیوانه باشم گر کنمعشق دردانهست و من غواص و دریا میکدهسر فروبردم در آنجا تا کجا سر برکنملاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسقداوری دارم بسی یارب که را داور کنمبازکش یک دم عنان ای ترک شهرآشوب منتا ز اشک و چهره راهت پرزر و گوهر کنممن که از یاقوت و لعل اشک دارم گنجهاکی نظر در فیض خورشید بلنداختر کنمچون صبا مجموعه گل را به آب لطف شستکجدلم خوان گر نظر بر صفحه دفتر کنمعهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبارعهد با پیمانه بندم شرط با ساغر کنممن که دارم در گدایی گنج سلطانی به دستکی طمع در گردش گردون دون پرور کنمگر چه گردآلود فقرم شرم باد از همتمگر به آب چشمه خورشید دامن، تر کنمعاشقان را گر در آتش میپسندد لطف دوستتنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنمدوش لعلش عشوهای میداد #حافظ را ولیمن نه آنم کز وی این افسانهها باور کنم📚شمسالوحی تبریزی.صص۲۲۳-۲۲۴ ✍ آیتالله جوادی آملی@amirsorayan