
سازمانی مردم نهاد در زمینه کوه نوردی، حفظ محیط کوهستان و پشتیبانی از کوه نوردانارتباط با ما:آدرس:تهران_خیابان انقلاب_جنب لاله زار_شماره۵۹۰_طبقه ۴_واحد۱۲ www.alpineclub.irInstagram.com/alpineclubofiran@[email protected]
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 26 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/12
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 26 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
درنگی بر کاسیپن و صیادی...۱۲ آگوست برابر با ۲۱ مرداد ماه به عنوان "روز دریای خزر" نامیده می شود. به همین مناسبت هر ساله مراسم بزرگداشت این روز در ۵ کشور ساحلی پیرامون خزر، برگزار می گردد.اگر چه این دریا در زوایای مختلف زندگی ساحل نشینان و پیرامونیان نقش های متفاوتی داشته و دارد، که قابل توجه و بررسی است اما از بعد صید و صیادی در دریای خزر و پیوند آن با زندگی مردم ساحلنشین ، میتوان مختصر و چنین بیان داشت که:صیادی در دریای خزر فقط راهی برای بهدستآوردن ماهی و تأمین معاش نبوده است؛ بخشی از شیوه زندگی، فرهنگ و هویت مردم ساحلنشین بوده و هست. در بسیاری از روستاها و شهرهای ساحلی، دریا با زندگی خانوادهها، فصلهای سال، کار، درآمد و حتی آیینها و خاطرات مردم پیوند خورده است.صیاد پیش از آنکه تور خود را به آب بیندازد، به دریا، باد، موج و تغییر فصلها نگاه میکند.او از طبیعت میآموزد و زندگیاش را با آن هماهنگ میکند. بازگشت قایقها، بوی ماهی تازه، تعمیر تورها و انتظار خانوادهها برای آمدن صیاد، همه بخشی از زندگی اجتماعی ساحل و ساحل نشینان بوده است.اما نباید از نظر دور داشت که این رابطه دوطرفه است:دریا زندگی میبخشد، و انسان نیز باید حافظ دریا باشد. کاهش ذخایر ماهی، آلودگی، تخریب زیستگاهها و صید بیرویه، تنها یک مشکل زیستمحیطی نیست؛ تهدیدی برای معیشت، فرهنگ و آینده جوامعی است که نسلها با خزر زندگی کردهاند...بنابراین صیادی در خزر را میتوان تصویری از یک رابطه قدیمی و پیوند دانست:که انسان از دریا روزی میگیرد، اما برای ادامه زندگی باید دریا را زنده نگه دارد...مرداد ماه گرد آوری : ح صالحیt.me/alpineclub_iran
همایش بیست و یکم صعود قلم...t.me/alpineclub_iran
باند بزرگ کشتار حیوانات حیات وحش در چهارمحال و بختیاری دستگیر شدند!/ آنها حتی مین ضد نفر هم داشته اند!!سردار رستگار، فرمانده یگان حفاظت سازمان محیطزیست از انهدام باند بزرگ شکارچیان غیرمجاز در چهارمحال و بختیاری خبر داد.وی گفت: در این عملیات ضربتی که با همکاری نیروی انتظامی انجام شد، ۴ قبضه سلاح شکاری و مقادیر زیادی فشنگ جنگی و شکاری، ۱ دستگاه فشنگساز دستی و ۲ کیلوگرم باروت، یک قبضه مین ضد نفر، چندین مورد تاکسیدرمی و پوست پازن، قوچ وحشی، گرگ و پرنده از مخفیگاه شکارچیان کشف و ضبط شد.فرمانده یگان حفاظت سازمان محیطزیست افزود: متهمان با دستور قضایی دستگیر و تحویل مراجع قانونی شدند.چند هفته قبل هم، باندی ۵ نفره در چهارمحال و بختیاری دستگیر شدند که بطور گسترده حیوانات زیادی را شکار کرده بودند و گوشت آنها را قاچاق می کردند!باید جدیتی که در دستگیری شکارچیان در این استان شکل گرفته را قدر نهاد و تا دستگیری تکتک شکارچیان حیاتوحش از یگان حفاظت محیط زیست و سایر دستگاههای دخیل، حمایت کرد...t.me/alpineclub_iran
انجمن کوه نوردان ایران:رویداد ۲۹ سیمرغآبیاری نهالهای باغچه گیاهشناسی البرز - چین کلاغامروز سعی کردیم فقط مصرف کننده طبیعت نباشیم . ۱۶ مرداد ۴۰۵ با مشارکت پاکبانان سیمرغ، به کوهپایه زیبای قله چین کلاغ رفتیم و نهالها رو آبیاری کردیم. سپاسگزار همراهی دوستانیم. جای دوستانی که نبودند خالی بود. چشم انتظار دیدار شما در رویدادهای بعدی سیمرغ هستیمنبض طبیعت در دستان توستt.me/alpineclub_iran
جلسه حفاظت از کوهستان و برنامهریزی برای گرامیداشت روز ملی دماوند برگزار شد:جلسه حفاظت از کوهستان و برنامهریزی برای گرامیداشت روز ملی دماوند، ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ در دفتر مشارکتهای مردمی و مسئولیتهای اجتماعی سازمان حفاظت محیطزیست کشور برگزار شد.در این جلسه، راهکارهای فرهنگی برای حفاظت از کوهستان و برنامهریزی جهت گرامی داشت روز ملی دماوند مورد بررسی قرار گرفت. در ابتدای جلسه دکتر بازگیر، مدیر کل دفتر مشارکت های مردمی و مسئولیت های اجتماعی سازمان حفاظت محیطزیست کشور، ضمن خوشامد گویی به حاضران، به تشریح اهداف جلسه و رویکرد "کمیته ارتقای فرهنگ حفاظت از محیط زیست کوهستان " با محوریت مشارکت مردمی پرداخت. سپس نمایندگان دستگاه های حاضر، چالش های محیط زیستی کوهستان های ایران، به ویژه کوه دماوند را مطرح کردند. یکی از مهمترین دغدغه های مشترک حاضران، نبود قوانین اجرایی بازدارنده برای گردشگران در مناطق کوهستانی بود و هر یک از شرکت کنندگان براساس شرح وظایف سازمان متبوع خود، معضلات زیست محیطی حوزه گردشگری کوهستان را بیان کردند.در ادامه، دکتر عطری، نماینده معاونت محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیطزیست، گزارشی از روند تدوین آیین نامه حفاظت و بهرهبرداری پایدار از کوهستان ارائه کرد. با توجه به قرار داشتن این آیین نامه در مراحل نهایی تصویب و نبود نقش فدراسیون و جامعه کوهنوردی در تدوین آن، این موضوع از سوی اعضای جلسه مطرح و به نماینده معاونت محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیطزیست تذکر داده شد.پس از تبادل نظر در باره چگونگی جذب نیرو های مردمی و ارتقای فرهنگ عمومی در زمینه حفظ محیط زیست کوهستان، مقرر شد ادامه مباحث به جلسه دوم موکول شود.در این نشست ؛-مدیر کل آبخیزداری سازمان منابع طبیعی،-رئیس اداره ثبت و حفاظت میراث طبیعی وزارت میراث،-رئیس فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ،- رئیس دانشکده جغرافیای دانشگاه خوارزمی،-مدیر عامل انجمن کوه نوردان ایران،-رئیس کمیسیون ورزش و محیطزیست،-مدیر عامل انجمن دوستداران دماوندو همچنین مسئولان کمیته امور پناهگاههاوحفظ محیط کوهستان فدراسیون کوهنوردی حضور داشتند. این گزارش از سوی وثوقی، رئیس کمیته حفظ محیطزیست کوهستان فدراسیون کوهنوردی، ارائه شده است. t.me/alpineclub_iranhttps://t.me/Climbing…
وقتی نمی دونی سقفی هست!سال ۱۹۳۹، برکلی. یک دانشجوی دکترا به اسم جورج دنتزیگ، یک روز صبح دیرش شده بود و با عجله به سر کلاس رسید. وقتی رسید، استادش، یک لهستانی به اسم یرژی نیمن، از قبل درس راشروع کرده بود . رو تخته دو تا مسئله نوشته بود. جورج، خجالتزده از دیر آمدنش، سریع نشست و شروع کرد یادداشت کردن آن دو تا مسئله. فکر کرد حتماً تکلیف خونگیه دیگه.اگر سر وقت رسیده بود، میشنید که استادش داره میگه اینها دو تا مسئلهی حلنشدهی معروف آمارن؛ همونهایی که سالها بود هیچکس نتونسته بود حلشون کنه. ولی خب جورج این تیکه رو نشنید.رفت خونه. نشست پای اون دو تا. یهکم که روش کار کرد گفت با خودش «هوم، این یکی یهکم سختتر از معمولیاست»، ولی خب فکر کرد طبیعیه، بالاخره درس بالاتره. چند روز روش وقت گذاشت. یه جا گیر میکرد، از یه زاویهی دیگه دوباره امتحان میکرد.و بالاخره حلشون کرد. هر دوتاشون رو.با یهکم خجالت رفت پیش استادش چون تکلیفش دیر شده. استادش فقط یه نگاه کرد و گفت آره، این دوتا یهکم سختتر از حد معمول بودنها، نه؟چند هفته گذشت. یه یکشنبه صبح، ساعت هشت، یهو در خونهی جورج به صدا در اومد. استادش بود. با یه مشت کاغذ تو دستش، هیجانزده. گفت «من همین الان یه مقدمه برای یکی از مقالههات نوشتم. بخونش که بفرستم چاپ بشه.»جورج موند چی بگه. اصلاً نمیفهمید موضوع چیه.اون دو تا «تکلیف خونگی»، در واقع دو تا از مسئلههای حلنشدهی مشهور دنیای آمار بودن!جورج دنتزیگ بعدها استاد استنفورد شد و یکی از پایهگذارهای رشتهی تحقیق در عملیات لقب گرفت؛ همان چیزی که امروز در برنامهریزی، اقتصاد، حتی مسیریابی ماهوارهای ازش استفاده میشه.تو خیلی از داستانهایی که قبلاً شنیدیم، قهرمان ،با وجود ترس و تردید، بازم جلو میرفت. ولی جورج اصلاً نمیدونست باید بترسه. هیچکس بهش نگفته بود این کار غیرممکنه. برای همین اون سد نامرئیای که همیشه قبل از شروع تو ذهنمون شکل میگیره، همون صدایی که میگه «این خیلی سخته، من از پسش برنمیام»، اصلاً فرصت نکرد شکل بگیره.مسئله فرقی نکرده بود. هوش جورج هم یهو زیاد نشده بود. تنها چیزی که فرق داشت این بود که اون نمیدونست باید فکر کنه غیرممکنه.و این یک سؤال جالب پیش میاره. چند تا کار هست که ما هیچوقت شروعش نمیکنیم؟، نه چون واقعاً از پسش برنمیایم، بلکه چون یک نفر، یا حتی خودمون، یه جایی بهمون گفته «این سطح ما نیست»؟ چند تا برچسب مثل «من آدم ریاضی نیستم» یا «این کار تخصصیه، برای من نیست» جلومون رو گرفته، بدون اینکه حتی یک بار امتحانش کرده باشیم؟خیلی از سقفها فقط به این دلیل سرجاشون موندن که هیچکس امتحانشون نکرده.جورج اون سقف رو نشکست چون از بقیه قویتر بود، اون رو شکست چون اصلاً خبر نداشت اونجا سقفی هست!t.me/alpineclub_iran
با تعدادی از دوستان و پیشکسوتان، کمان شمالی کوه دماوند را پیمایش کردیم. از دشت داغ تا نمارستاق.یک کلام، ختم کلام؛ همه سراسر زیبایی!! پس ، به ستایش و نیایش ایستادیم؛ بنام دماوند گویم سخنکه از نام او لرزه افتد به تنبود نام آن کوه چنین با شکوهدگر خود چه باشد دماوند کوهدماوند یاد آور وحدت استز سوی خداوند یک آیت استسرافراز، این کوه سیمین کلاهبه سوی خداوند دارد نگاهدرست است او ظاهرا خاکی استولیکن تبار وی افلاکی استبه البرز، پایندگی می دهدبه اطراف خود زندگی می دهدبه هنگام آغاز فصل بهارشقایق چو می روید از دشت لارروان زیر پای تو رود هرازاگر می خروشد ولی دل نوازعقاب قوی پنجه و تیز دستخلاصه در آن ناحیه هرچه هستچو نوزاد خردی که در هر زمانبرد سوی پستان مادر دهانهمه از وجود تو سر زنده استاز آب حیات تو آکنده استدم روح بخشت مسیحایی استعجب این سخاوت تماشایی استهر آن کس که نام تو گفت و شنودستوده تو را با تمام وجودبزرگی صفت نیست، نام تو استطبیعت از این حیث رام تو است. سراینده و گوینده : یوسف موسویویدئو : شیما خطاطt.me/alpineclub_iran
مینگما دیوید شرپا برای حمایت از عملیات جستوجوی نیرمال پورجا وارد پاکستان شدمینگما دیوید شرپا، کوهنورد برجسته نپالی، برای پیوستن به عملیات جستوجو و نجات تیم نیرمال پورجا وارد پاکستان شد.این عملیات پس از وقوع بهمن بزرگ در برودپیک آغاز شده است؛ حادثهای که از زمان وقوع آن، نیرمال پورجا و شماری دیگر از اعضای تیم همچنان مفقود هستند.مینگما دیوید از نپال به پاکستان سفر کرده تا در کنار تیمهای امداد، در ادامه تلاشها برای یافتن نیرمال پورجا و دیگر کوهنوردان مفقودشده مشارکت کند.از صفحه کوهپیمایی در نپالپینوشت۱۳ سال قبل سه جوان ایرانی؛ آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی، در مسیر بازگشت از همین کوه برودپیک دچار حادثه شدند. در آنزمان نه در پاکستان و تیم پشتیبانی و نه از سوی باشگاه اعزام کننده ایشان اقدامی برای امداد آنها انجام نشد! آنها تا حدود ۳ روز بعد هم زنده بودند ولی کسی برای پیگیری نجاتشان حتی به پاکستان نرفت!یادشان گرامی🖤بر گرفته از: کوه قاف T.me/kouheghaf t.me/alpineclub_iran
انجمن کوه نوردان ایران، از دوستداران طبیعت و فعالان محیط زیست برای شرکت در این کنش گروهی دعوت می کند:برای آبرسانی به درختان، به حضور ۵۰ نفر نیاز داریم!این بار، در رویداد ۲۹دوستان گروه "کودکان فرشتهاند" نیز همراه با سیمرغ هستند تا درختان باغچه گیاهشناسی البرز سیراب بشوند.حتما بجای همراه آوردن آب شرب ، آب های حاصل از شستشوی میوه و سبزیجات (یا از هر راه ابتکاری توسط خودتان ) که در طول هفته جمع آوری کرده اید را با خود برای آبیاری بیاورید. لطفا اگر جمعه تهران هستید، در این حرکت گروهی کنار ما باشید.🌱 برنامه بیست و نه گروه پاکبانان *سیمرغ* 📅 زمان: جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ | ساعت ۵ تا ۹ صبح📍 محل قرار: ایستگاه اتوبوس بام تهران🎒 همراه داشته باشید: حمل ۶ لیتر آب📞 ثبتنام و هماهنگی:09366181472لطفاً این پیام را برای دوستانتان بفرستید و در گروهها منتشر کنید. 🌿💧t.me/alpineclub_iran
حالا بشر یاد گرفته چگونه در هوا مثل پرنده پرواز کند و چگونه در دریا مثل ماهی شنا کند. تنها یک چیز مانده که هنوز بلد نیستیم؛ اینکه چگونه روی زمین مثل آدم زندگی کنیم.t.me/alpineclub_iran
همسرم همیشه فکر میکند که من صبحهای پنجشنبهام را هدر میدهم.هر پنجشنبه، رأس ساعت ۹ صبح، ماشینم را در پارکینگ سنگریزهای مرکز نگهداری سالمندان «سیدر ریج» پارک میکنم. آنجا هیچ خویشاوندی ندارم، قرار ملاقاتی هم ندارم. فقط وارد سالن عمومی میشوم، روی یک صندلی راحتی مینشینم و شروع میکنم به قلاببافی.من ۶۵ سال دارم، کتابدار بازنشستهام و حالا آنقدر وقت آزاد دارم که گاهی نمیدانم با آن چه کنم.اوایل، کارکنان مرکز با نگرانی از من میپرسیدند: خانم، منتظر یکی از ساکنان هستید؟لبخند میزدم و میگفتم:«نه، فقط دارم با کاموایم کار میکنم.کمکم دیگر سؤال نکردند. احتمالاً با خودشان فکر کردند پیرزن عجیبوغریب اما بیآزاری هستم.اما حقیقت این بود که من فقط قلاببافی نمیکردم؛ داشتم آدمها را تماشا میکردم.سالمندانی را میدیدم که آرام و خاموش، مثل سایههایی در راهروها حرکت میکردند؛ تنها، بیصدا و با نگاههایی که بیشتر به زمین دوخته شده بود تا به زندگی.بعد کمکم آنها هم متوجه حضور من شدند.با واکرهایشان میایستادند و حرکت قلاب میان کاموا را نگاه میکردند.اولین کسی که سکوت را شکست، زنی بود به نام النور.یک روز گفت:این بافتت خیلی نامرتبه.خندیدم و گفتم: کاملاً درست میگی. من واقعاً افتضاح میبافم. دوست داری یادم بدی؟چنان نگاهم کرد که انگار بلیت برنده بختآزمایی را به دستش داده باشم.گفت: دیگه دستهام خشک شده… دهههاست نبافتم.یک قلاب دیگر به سمتش سر دادم و گفتم: عالیه. پس با هم بد میبافیم.کنارم نشست.و کمتر از ده دقیقه بعد، انگشتانش دوباره با همان ریتم قدیمی حرکت میکردند؛ ریتمی که حافظهاش تصور میکرد سالها پیش فراموش شده است.هفته بعد، النور دو نفر دیگر را هم با خودش آورد.بعد شدند پنج نفر.بعد ده نفر،و خیلی زود کتابخانه مرکز گوشهای را به ما اختصاص داد.اسممان را گذاشتند «باشگاه قلاب و کاموا»، اما راستش قلاببافی فقط بهانه بود.ما درباره فیلمهای قدیمی حرف میزدیم، از خیابانهای شهر در دهه شصت خاطره تعریف میکردیم و با هم غر میزدیم که چرا غذای اسرارآمیز پنجشنبهها همیشه اینقدر بد است.تغییر را میشد با چشم دید.زنهایی که قبلاً تمام روز را با لباس خواب میگذراندند، حالا برای پنجشنبهها گردنبند میانداختند، موهایشان را مرتب میکردند و رژ لب میزدند.یکی از ساکنان به نام مارتا که پرستارها او را «کمحرف و تقریباً بیکلام» توصیف میکردند، ناگهان با جزئیات کامل شروع کرد به توضیح دادن الگوی پلیوری که در سال ۱۹۵۴ برای اولین تولد پسرش بافته بود.کمکم تپهای از کلاههای کجوکوله و رنگارنگ درست شد.مارتا با خنده گفت:آخر قرار است با اینها چه کار کنیم؟کلاهها را برای یک مرکز حمایتی کودکان بیسرپرست فرستادیم.هر ماه یک جعبه پر از کلاه راهی آنجا میشد؛ کلاههایی که زنانی بافته بودند که دنیا تقریباً آنها را فراموش کرده بود، برای کودکانی که دنیا هنوز آنها را کاملاً در آغوش نگرفته بود.پاییز گذشته، مددکار جوانی از همان مرکز به دیدنمان آمد.عکسی همراهش بود.در عکس، گروهی از نوجوانان در اردوی هوای سرد ایستاده بودند و تقریباً همهشان کلاههای شلوغ و رنگارنگ ما را بر سر داشتند.به پسری در انتهای عکس اشاره کرد و گفت:«این پسر به من گفت تا امروز هیچوقت چیزی کاملاً نو برای خودش نداشته. داخل کلاهش برچسبی پیدا کرده بود که رویش نوشته شده بود: دستبافت مارتا، ۸۷ ساله.تو آدم ارزشمندی هستی.سه هفته است که کلاه را از سرش برنداشته. میگوید احساس میکند یک مادربزرگ حواسش به او هست.چشمان مارتا پر از اشک شد.همه ما برای چند دقیقه در سکوت فرو رفتیم.همسرم هنوز هم وقتی کیف کامواهایم را برمیدارم، چشمهایش را از سر تعجب میچرخاند.فکر میکند این همه راه رانندگی کردن فقط برای نشستن کنار چند غریبه و ساختن چیزهایی که هیچکس سفارش نداده، اتلاف وقت است.اما النور سهشنبه گذشته، آرام و بیدرد از دنیا رفت.در مراسمش، پسرش دستم را گرفت و آرام گفت: مادرم برای پنجشنبهها زندگی میکرد. همیشه میگفت آن چند ساعت، دیگر یک بیمار نبود… دوباره یک هنرمند بود. شما عزت نفسش را به او برگرداندید.حالا هم گروه ما برقرار است.ده زن، بین ۷۱ تا ۹۵ سال، که هنوز با عشق کلاههای نامرتب و رنگارنگ برای بچههایی میبافند که بیش از هر چیز نیاز دارند بدانند نامرئی نیستند.من مسیر تاریخ را عوض نمیکنم.فقط در اتاقی آفتابگیر، کنار آدمهایی که سالها با تنهایی زندگی کردهاند، قلاببافی میکنم.اما در این سالها یک چیز را فهمیدهام: گاهی نجات دادن یک زندگی، با کارهای بزرگ و پر سر و صدا اتفاق نمیافتد.گاهی فقط کافی است کنار کسی بنشینی، با او حرف بزنی، به او احساس دیده شدن بدهی و یادش بیاوری که هنوز ارزشمند است و شاید همین ساده ترین شکل عشق بزرگترین معجزه دنیا باشد.t.me/alpineclub_iran
احداث پل برروی سردآبرود توسط کمیته پناهگاههای فدراسیون با همکاری اهالی بومی منطقه رودبارک وکوهنوردان داوطلب+ عکسپل موقت چوبی منطقه تنگگلو در مسیر جنوبی علمکوه، با هدف افزایش ایمنی تردد کوهنوردان، در ارتفاع ۳۲۰۰ متری بر روی رودخانه سردآبرود نصب و مورد بهرهبرداری قرار گرفت.با آغاز فصل صعود و افزایش تردد کوهنوردان در مسیر دسترسی به علمکوه، محدوده تنگگلو به دلیل ذوب تدریجی برفهای زمستانی، ناپایداری پلهای طبیعی برفی و حجم بالای آب رودخانه، به یکی از نقاط پرخطر این مسیر تبدیل شده است.در همین راستا، قرارگاه مرکزی علمکوه به تهیه اقلام، طراحی و اجرای پل موقت چوبی در تنگگلو (محل عبور کوهنوردان) اقدام کرد.این عملیات طی حدود ۱۰ ساعت کار مستمر با تلاش مهدی علیخواه، مهدی بیگلری و سعید جاوید از اعضای قرارگاه مرکزی علمکوه، همراهی اهالی بومی منطقه و مشارکت تعدادی از کوهنوردان داوطلب به انجام رسید.اجرای این پل، ضمن افزایش ایمنی تردد کوهنوردان، خطر عبور از یکی از نقاط حادثهخیز مسیر دسترسی به علمکوه را تا زمان ذوب کامل برفهای زمستانی بهطور قابل توجهی کاهش خواهد داد.حسین امانی، مسئول کمیته پناهگاهها و مجتمعهای کوهستانی فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی، با قدردانی از تلاش اعضای قرارگاه مرکزی علمکوه، مشارکت اهالی بومی منطقه و همکاری کوهنوردان داوطلب، این اقدام را نمونهای از همکاری مؤثر برای ارتقای ایمنی در مسیرهای کوهستانی دانست.وی افزود: «کمیته پناهگاهها و مجتمعهای کوهستانی فدراسیون، با همکاری هیئتهای کوهنوردی، قرارگاههای کوهستانی و جوامع محلی، ارتقای ایمنی مسیرهای دسترسی، شناسایی نقاط حادثهخیز و بهبود زیرساختهای مورد نیاز کوهنوردان را بهصورت مستمر دنبال میکند و از اجرای اقدامات پیشگیرانه در مناطق پرتردد حمایت خواهد .t.me/alpineclub_iran
اراضی تازه از آب بیرون آمده خزر قابل تصرف نیست/ تأکید شورای عالی محیطزیست بر اجرای قانون🔸معاون محیطزیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست با اشاره به تشدید پسروی آب دریای خزر و افزایش نگرانیها درباره تصرف اراضی تازه پدید آمده ساحلی، تصریح کرد: مصوبه شورای عالی محیطزیست در این زمینه تأکیدی بر اجرای قانون است و نیازی به تصویب هیأت دولت ندارد و مصوبات این شورا پس از تصویب، لازمالاجرا هستند و هرگونه واگذاری یا تصرف این اراضی خارج از چارچوب قانونی ممنوع است.🔹 به نقل از خبرگزاری ایرنا، احمدرضا لاهیجان زاده معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست افزود: بر اساس مصوبه شورای عالی محیط زیست، موضوع اراضی تازه پدید آمده ناشی از پسروی آب دریای خزر مورد تأکید قرار گرفته و هدف از این مصوبه، جلوگیری از هرگونه تصرف و دستاندازی به این اراضی است که با توجه به حساسیت موضوع، این مصوبه با تاکید بر لازملاجرا بودن به استانداران استانهای شمالی ابلاغ شده است.لینک خبر🆔 @doenewshttps://t.me/alpineclub_iran
انجمن کوه نوردان ایران:گزارش برنامه گروه پاکبانان سیمرغجمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، برنامه آبیاری درختان کاشتهشده در باغچه گیاهشناسی چینکلاغ با حضور ۴۰ نفر از همراهان و اعضای گروه پاکبانان سیمرغ برگزار شد.در این برنامه، علاوه بر آبیاری درختان، تشتکهای اطراف درختان اصلاح شد تا آب بهتر در پای نهالها حفظ شود. همچنین در گودال درختان خاکاره و پوشال چوبی ریخته شد تا رطوبت خاک بیشتر حفظ شده و از تبخیر سریع آب جلوگیری شود.از همراهی همه دوستانی که در این برنامه حضور داشتند و برای حفظ و پایداری طبیعت گام برداشتند، صمیمانه سپاسگزاریم.همچنین از همه دوستان عزیز دعوت میکنیم کانال جدید تلگرام و کانال بله سیمرغ را دنبال کنند.با توجه به احتمال اختلال یا بسته شدن اینترنت، ممکن است اطلاعرسانیها و فعالیتهای گروه از طریق بله ادامه پیدا کند.تلگرام: t.me/simorgh_natureبله: ble.ir/join/9YVVRXBXutگروه پاکبانان سیمرغt.me/alpineclub_ira%E2%80%8Cn
👈پناهگاه سرچال منطقه تخت سلیمان !!!!کانال کوه و واژه؛ کانون فرهیختگان کوهستان🆔 @Kooh_O_Vaje بعضی کوه نورد ها قرار است چه زمانی از رفتار زشت خود شرمنده شوند و آن را ترک کنند؟تفاوت زیادی است بین ذات و شخصیت آنها که زباله میریزند و آنها که زباله دیگران را هم جمع می کنند. t.me/alpineclub_ira%E2%80%8Cn
انجمن کوه نوردان ایران از دوستداران طبیعت و فعالان محیط زیست دعوت می کند در این حرکت گروهی به ما بپیوندند. حتما بجای همراه آوردن آب شرب ، آب های حاصل از شستشوی میوه و سبزیجات (یا از هر راه ابتکاری توسط خودتان ) که در طول هفته جمع آوری کرده اید را با خود برای آبیاری بیاورید. دوستان عزیز، فعلاً ۲۳ نفر هستیم و برای اینکه بتوانیم در زمان طلاییِ صبح، کارِ آبیاری درختان «چینکلاغ» را به بهترین شکل انجام دهیم، به حضورِ گرمِ شما نیاز داریم. هدفمان این است که با ۵۰ نفر، این حرکت را پرشورتر پیش ببریم!با توجه به گرمای هوا، قرارمان را صبح زود گذاشتیم تا هم درختان خنک شوند و هم خودمان در هوای مطبوعتری فعالیت کنیم. ☀️💧📅 زمان: جمعه، ۲ مردادماه ۱۴۰۵⏰ ساعت: ۵ تا ۹ صبحهر کسی که دغدغهی طبیعت دارد را دعوت کنید؛ حضور هر یک از شما، باری از دوشِ طبیعت برمیدارد.برای ثبت نام و هماهنگی به ما پیام دهید:📞 ۰۹۳۶۶۱۸۱۴۷۲🆔 @Simorgh.naturet.me/alpineclub_ira%E2%80%8Cn
کوهنوردی در دوران پریود(عادت ماهانه):پریود یا عادت ماهانه می تواند باعث شود که بسیاری از بانوان در روزهایی در ماه قید کوهنوردی و طبیعت گردی ورزشی را بزنند، حتی زنان ماجراجو نیز گاهی از این تجربه فرار می کنند. در نوشتار پیش رو چند توصیه و نکته در این مورد می آید. امیدواریم با از بین رفتن تابوی این واژه و بالا رفتن فرهنگ عمومی در جامعه کوهنوردی و در کل جامعه زنان کوهنورد و طبیعت گرد ورزشکار نیز بتوانند در آینده تجارب خود را در اختیار علاقمندان بگذارند.کوهنوردی و طبیعت گردی حین پریود بودن بسیار متفاوت از کار روزانه حین پریود بودن است و از این جهت باید نکاتی در این مورد همواره رعایت شود. قبل از همه باید بدانید بسیاری مقالات پزشکی وجود دارد که تائید می کند پیاده روی در طبیعت و تمرین ورزشی در حین پریود بودن به کاهش درد و گرفتگی عضلات کمک می کند:۱- یک افسانه وجود دارد و آن اینکه بوی خون انسان می تواند حیوانات وحشی را به خود جذب کند، چنین چیزی صحت ندارد. به طور کل حیوانات وحشی از جمعیت انسانی گریزان هستند و این مورد حتی در هنگام پریود بودن نیز صدق می کند پس جای نگرانی نیست.۲- بسیاری مقالات وجود دارد که در حین کوهنوردی استفاده از تامپون بر نوار بهداشتی ارجحیت دارد، تامپون ها بر خلاف شهر، در حین کوهنوردی و طبیعت گردی ورزشی راحت تر از نوار بهداشتی هستند و از طرفی نوار بهداشتی در طولانی مدت با سایشی که ایجاد می کند می تواند حس بدی را به شما منتقل کند و باعث التهاب پوستی شود. برخی دیگر از ورزشکاران نیز استفاده از کاپ های قاعدگی چندبار مصرف را در این مدت توصیه می کنند.۳- همواره دستمال مرطوب را در وسایل خود همراه داشته باشید تا با آن خود را پاک کنید. دستمال مرطوب گزینه چندان دوستدار محیط زیست نیست اما در این مورد بهترین گزینه برای استفاده است، پس آن را هیچ وقت از کوله پشتی خود جدا نکنید.۴- واکنش هر بدن به قرص های مسکن درد متفاوت است، ممکن است هر فردی با یک مسکن درد راحت تر باشد بنابراین(اگر نیاز آنرا احساس می کنید) داروی مسکنی را که همیشه مصرف می کنید را همواره درون کیف کمک های اولیه خودتان داشته باشید تا در هنگام درد آن را مصرف کنید.۵- فراموش نکنید که در طبیعت هیچ ردی از خود بر جای نگذارید، نوار بهداشتی و تامپون را هرگز در طبیعت رها نکنید. برای حمل آن بهترین گزینه گذاشتن آنها در پلاستیک است، سپس پلاستیک را در یک زیپ کیپ پلاستیکی قرار دهید. از قبل اطراف زیپ کیپ را با چسب پهن آلومینیومی یا چسب پهن رنگی بپوشانید یا می توانید یک فویل آلمینیومی نازک را در ابعاد زیپ کیپ آماده کرده و درون آن قرار دهید تا هم محتوای زیپ کیپ را از دیگران دور نگه دارید و هم برای خودتان آزار دهنده نباشد. می توانید درون زیپ کیپ یک عدد چای کیسه ای یا چند عدد قهوه بگذارید تا بوی نامطبوع هم ایجاد نکند.۶- همیشه این نکته را پیش بینی کنید که ممکن است در حین کوهنوردی و طبیعت گردی ورزشی پریود شوید بنابراین همواره تمهیدات لازم را در نظر بگیرید، فعالیت ورزشی سنگین همواره می تواند این سیکل را دچار تغییر کند. در روزهایی که خونریزی زیاد دارید قید استفاده از شلوارهای زیبا با رنگ روشن خودتان را بزنید تا احیانا حس اعتماد به نفستان را از دست ندهید و از شلوار مشکی رنگتان استفاده کنید.۷- تاکنون اثبات نشده است که پریود شدن بر هم هوایی در ارتفاعات تاثیر بگذارد بنابراین نگران این موضوع نیز نباشید اما دقت کنید(در افرادی که دچار کمخونی می باشند و نه همه بانوان) که کمبود آهن می تواند سیکل هم هوایی را مختل کند، بنابراین قبل از حضور در ارتفاعات برای هم هوایی بهتر، از مکمل های آهن استفاده کنید.خطاب به مردان کوهنورد و طبیعت گرد نیز باید گفت لطفا به دیگران احترام بگذارید، همه ما جدا از جنسیت، باور، تحصیلات و… انسان هستیم. اختلالات هورمونی ناشی از پریود شدن نیز فقط مختص به زنان نیست و در مردان نیز اتفاق می افتد(سندرم IMS). بنابراین دید نادرست به این اتفاق فقط سطح پایین فرهنگ را نشان می دهد. این طبیعت وجود انسان است.نوشتار از جناب "مسعود فرح بخش"(تغییر و تصحیح از دکتر حمید مساعدیان)انجمن پزشکی کوهستان ایران @irmmaپ.ن: این نوشتار قبلا در این کانال منتشر شده است. با هدف از بین رفتن تابوی این واژه و بالا رفتن فرهنگ عمومی در جامعه کوهنوردی و در کل جامعه زنان کوهنورد و طبیعت گرد ورزشکار، باز نشر می شود.t.me/alpineclub_ira%E2%80%8Cn
انجمن کوه نوردان ایران ، از دوستداران طبیعت و فعالان محیط زیست دعوت می کند در این حرکت گروهی به ما بپیوندند.حتما بجای همراه آوردن آب شرب ، آب های حاصل از شستشوی میوه و سبزیجات (یا از هر راه ابتکاری توسط خودتان ) که در طول هفته جمع آوری کرده اید را با خود برای آبیاری بیاورید. نجات درختان چینکلاغدوستان، نهالهای چینکلاغ در این گرمای شدید تشنهاند!برای آبرسانی به این درختان، به حضور ۵۰ نفر همراه نیاز داریم. لطفا اگر جمعه تهران هستید، در این حرکت گروهی کنار ما باشید.🌱 برنامه بیست و هشتم گروه پاکبانان *سیمرغ* 📅 زمان: جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵ | ساعت ۵ تا ۹ صبح📍 محل قرار: ایستگاه اتوبوس بام تهران🎒 همراه داشته باشید: حمل ۶ لیتر آب📞 ثبتنام و هماهنگی:09366181472لطفاً این پیام را برای دوستانتان بفرستید و در گروهها منتشر کنید. 🌿💧t.me/alpineclub_ira%E2%80%8Cn
.گاهی هم امید چیز خطرناکیست!!! اکتبر سال ۱۹۷۲ بود. هواپیمایِ حاملِ تیمِ راگبیِ اروگوئه در ارتفاعِ ۱۵ هزار فوتیِ کوههایِ یخزدهیِ آند سقوط کرد. از ۴۵ مسافر، ۲۷ نفر زنده ماندند. آنها در یکی از خشنترین محیطهایِ کرهیِ زمین، با دمایِ منفیِ ۳۰ درجه، بدونِ لباسِ گرم و بدونِ غذا، در لاشهیِ نیمهویرانِ هواپیما گیر افتاده بودند.در روزهایِ اول، یک چیز آنها را زنده نگه داشته بود: «امیدِ واهی به نجات».آنها هر روز صبح از لاشهیِ هواپیما بیرون میآمدند، به آسمانِ سفیدِ کوهستان خیره میشدند و منتظرِ صدایِ هلیکوپترهایِ امداد بودند. این امید، باعث شده بود آنها «منفعل» بمانند.آنها تکههایِ کوچکِ شکلات را جیرهبندی میکردند، گوشهای کز میکردند، انرژیشان را هدر نمیدادند و «منتظر» بودند تا کسی از بیرون بیاید و آنها را از این جهنم نجات دهد....اما روزِ یازدهم، همهچیز تغییر کرد...یکی از بازماندگان توانست یک رادیویِ ترانزیستوریِ کوچکِ جیبی را که از چمدانها پیدا کرده بود، روشن کند. آنها با هیجان دورِ رادیو جمع شدند تا اخبارِ جستجو را بشنوند.صدایِ پُر از خشخشِ گویندهیِ رادیو، پیامِ هولناکی را مخابره کرد: «عملیاتِ جستجو برایِ یافتنِ هواپیمایِ اروگوئهای رسماً متوقف شد. هیچ امیدی به زنده ماندنِ مسافران نیست و جستجو برایِ یافتنِ اجساد به بهارِ سالِ آینده موکول میشود.»رادیو خاموش شد. سکوتِ مرگباری لاشهیِ هواپیما را فرا گرفت. خیلیها شروع به گریه و فریاد کردند. امیدی که ۱۱ روز آنها را سرِ پا نگه داشته بود، نابود شده بود. روانِ گروه در آستانهیِ فروپاشیِ کامل بود.اما ناگهان، یکی از پسرها به نام «گوستاوو نیکولیچ»، از جایش بلند شد. او با چشمانی که حالا برقِ عجیبی داشت رو به بقیه کرد و جملهای گفت که تاریخِ بقا را تکان داد:«هی بچهها! من یک خبرِ عالی دارم! آنها جستجو را متوقف کردند!»بقیه با خشم و بُهت به او نگاه کردند. یکی فریاد زد: «دیوانه شدهای؟ کجایِ این خبر عالی است؟ ما همه اینجا میمیریم!»گوستاوو با صدایی محکم جواب داد:«این خبرِ خوبی است، چون حالا میدانیم هیچکس قرار نیست برایِ نجاتِ ما بیاید.ما دیگر منتظر نمیمانیم. از این ثانیه به بعد، زنده ماندنِ ما فقط و فقط به خودمان بستگی دارد. ما باید خودمان، خودمان را نجات دهیم.»آن لحظه، نقطهیِ عطفِ زنده ماندنِ آنها بود. با مرگِ «امیدِ واهی به هلیکوپترهایِ امداد»، انفعالِ آنها هم مُرد. آنها فهمیدند که اگر بنشینند و منتظرِ معجزه بمانند، قطعاً یخ میزنند. پذیرشِ این واقعیتِ بیرحم، به آنها جرئت داد تا دست به کارهایی بزنند که تا دیروز برایشان غیرقابلِتصور بود.آنها برایِ زنده ماندن تصمیماتِ دردناک و هولناکی گرفتند، و در نهایت دو نفر از آنها (ناندو پارادو و روبرتو کانسسا) بدونِ هیچ تجهیزاتی، ۱۰ روز در میانِ یخچالهایِ طبیعی پیادهروی کردند تا به کشورِ شیلی رسیدند و گروه را نجات دادند...این امیدِ واهی، بزرگترین دشمنِ ماست؛ چون باعث میشود دست رویِ دست بگذاریم، تصمیماتِ سخت را به تعویق بیندازیم و به امیدِ یک معجزهیِ بیرونی، ذرهذره یخ بزنیم....یک انسان ، نیاز دارد یک بار برایِ همیشه به اخبارِ رادیویِ درونش گوش دهد که میگوید: «هیچ منجی در راه نیست!»پذیرفتنِ این حقیقت، در ابتدا سخت است؛ اما دقیقاً از همان لحظه است که تو از یک «قربانیِ منفعل»، به یک «مبارز» تبدیل میشوی.وقتی به این باور برسی که کسی قرار نیست تو را از این وضعیت نجات دهد، بلند میشوی و برایِ زنده ماندن، از کوهستانِ روبهرویت بالا میروی... و برای نجات خودت و زندگیات تلاش میکنی!"باید اجازه بدهی امیدهایِ واهیات بمیرند، تا قدرتِ واقعیات متولد شود."t.me/alpineclub_ira%E2%80%8Cn