📖#حکایتشیخی به چُرت بود که زنش وارد شد به تعجیل بگفتا:شیخا چه نشستی که آش شله قلمکار دهند اندر هیئت…
انتشار: 2026/08/23 18:27 UTCدریافت: 2026/08/24 05:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 05:55 UTC
📖#حکایتشیخی به چُرت بود که زنش وارد شد به تعجیل بگفتا:شیخا چه نشستی که آش شله قلمکار دهند اندر هیئت ابوالفضلی!پس شیخ به عبا شد و دیگ سمت دروازه پیش گرفت.چون رسید کوی هیئت را خیل خلق بدید در آشوب و هیاهو! در اندیشه شد که نوبتش نیاید و شکم در حسرت بماند!ره زِ میان صف گشوده بالای دیگ برسید. دیگ آش نیمه یافت. پس آشپز را بگفت:دست نگاهدار، که نذری را اشکالی ست شرعی!آشپز بگفت: از چه روی ای شیخ؟خلق نیز به گوش شدند.شیخ بگفت:قصاب بدیدم به بازار که گوسفند تازه ذبح بکرده سر به کناری نهاده بود. چون زِ سر بگذشتم، حیوان به ناله و اشک شد که قصاب آب نداده هلاکم نمود... هم از این روی حرام باشد آن گوشت و این شله!مردم را ولوله افتاد و آشپز را پرسش که حال که کار زِ کار بگذشته، چه باید کرد شیخا؟شیخ بخاراند ریش را و بگفتا:خُمس آش به امام دهید، حلال شود!پس خلق بگفتند آشپز را که خُمس دهی حلال شود، به زِ آنست که کُلِ آن حرام شود!پس آشپز دیگ زِ شیخ بستاند و آش اَندر بِکرد!خلق شادمان شده شیخ را درود گفته صلوات بفرستادند.خشتمال که ترش روی حکایت بدید و بشنید، شیخ را جلو گرفته بگفتا؛این چه داستان بود که کردی؟ چه کَس دیده که گوسفند سر بریده سخن گوید، ای فریبکار؟شیخ بگفت :مهم شُله است، که به دیگ شد! اَلباقی، نه گناه من است، که خلق را اگر میل به خریت باشد همه کس را حلال باشد به سواری...
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- کتابخانه سیمرغ · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲ شهریور ۱۴۰۵، ۴:۱۰
- ادبیات و... · تطابق دقیق — ۲ شهریور ۱۴۰۵، ۵:۵۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
