آن گاه که درباره تو مینويسمبا پريشانی ، دلنگران دواتم هستمو باران گرمی که درونش فرو میباردو میب…
انتشار: 2026/08/15 19:18 UTCدریافت: 2026/08/17 17:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 17:50 UTC
آن گاه که درباره تو مینويسمبا پريشانی ، دلنگران دواتم هستمو باران گرمی که درونش فرو میباردو میبينم که مرکب به دريا بدل ميشودو انگشتانم ، به رنگين کمانو غمهايم ، به گنجشکانو قلم ، به شاخه زيتونو کاغذم ، به فضاو جسم ، به ابرخويشتن را در غيابت از حضورت آزاد میکنمو بیهوده با تبرم بر سايههای تو بر ديوار عمرم حمله میکنمزيرا غياب تو ، خود حضور استچه بسا که برای اعتياد من به تودرمانی نباشد به جز جرعههای بزرگی از ديدار تودر شريان من✍#غادة_السمان

