ای نفس خرم باد صبا!از بر یار آمدهای مرحبا!قافله شب! چه شنیدی ز صبح؟مرغ سلیمان! چه خبر از سبا؟بر سر…
انتشار: 2026/08/15 06:05 UTCدریافت: 2026/08/17 17:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 17:50 UTC
ای نفس خرم باد صبا!از بر یار آمدهای مرحبا!قافله شب! چه شنیدی ز صبح؟مرغ سلیمان! چه خبر از سبا؟بر سر خشمست هنوز آن حریفیا سخنی میرود اندر رضا؟از در صلح آمدهای یا خلافبا قدم خوف روم یا رجا؟بار دگر گر به سر کوی دوستبگذری، ای پیک نسیم صبا!گو رمقی بیش نماند از ضعیفچند کند صورت بیجان بقا؟آن همه دلداری و پیمان و عهدنیک نکردی که نکردی وفالیکن اگر دور وصالی بودصلح فراموش کند ماجراتا به گریبان نرسد دست مرگدست ز دامن نکنیمت رهادوست نباشد به حقیقت که اودوست فراموش کند در بلاخستگی اندر طلبت راحتستدرد کشیدن به امید دواسر نتوانم که برآرم چو چنگور چو دفم پوست بدرد قفاهر سحر از عشق دمی میزنمروز دگر میشنوم برملاقصه دردم همه عالم گرفتدر که نگیرد نفس آشنا؟گر برسد ناله سعدی به کوهکوه بنالد به زبان صداسعدی

