📖حکایت و داستان پندآموزاندرزهای نهفتهنقل میکنند که روزی سلطان سفرهای گسترانیده و کله پاچهای بیاور…
انتشار: 2026/08/02 17:59 UTCدریافت: 2026/08/05 12:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 12:02 UTC
📖حکایت و داستان پندآموزاندرزهای نهفتهنقل میکنند که روزی سلطان سفرهای گسترانیده و کله پاچهای بیاوردند.سلطان فرمود: در این کله پاچه اندرزها نهفته است!سپس لقمه نانی برداشت و یک راست، مغز کله را تناول نمود، سپس گفت:اگر میخواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از مغز تهی کنید.سپس زبان کله پاچه را نوش جان و فرمود:اگر میخواهید بر مردم حکمرانی کنید، زبان جامعه را کوتاه و ساکت کنید.سپس چشمها و بناگوش کله پاچه را همچون قبل برکشید و فرمود:برای این که ملتی را کنترل کنید، بر چشمها و گوشها مسلط شوید و اجازه ندهید مردم زیاد ببینند و زیاد بشنوند.وزير اعظم عرض کرد:پادشاها! قربانت بروم حکمتها بسیار حکیمانه بودند، اما جواب شکم ما را چه میدهید؟ذات ملوكانه، در حالی که دست خود را بر سبيل های چرب خویش می کشیدند، با ابروان خود اشارهای به پاچه انداختند و فرمودند:شما پاچه را بخورید و پاچهخواری را در جامعه رواج دهید تا حکومتمان مستدام بماند...

