قلمرو آغامحمد خان قاجار در زمان مرگش طبق منابع تاریخی بر خلاف آنچه در برخی نقشهها یا روایتهای متاخر دیده میشود قلمرو واقعی آغامحمدخان قاجار بسیار محدودتر از آن چیزی بود که گاه به تصویر کشیده می شود. او با وجود بازیابی نسبی اقتدار مرکزی پس از دوره ای از….خوشبختانه این روزها میبینیم که برخی صفحات تاریخی به مسیر روشنگری پیوستهاند؛ هرچند سایه این تلاشها در قیاس با موج صفحات زرد اینستاگرام هنوز کمرنگ است. باید به این نکته کلیدی توجه کنیم: برای دستاندرکاران «پروژه تطهیر»، آغامحمدخان یک شخص نیست، بلکه نماد یک مدل حکمرانی است. آنها تلاش میکنند سیاهیهای این کارنامه را پشت نقاب دروغینِ «ایرانگرایی» پنهان کنند. او صرفاً ظرفی برای این تفکر ساختاری است؛ هدف ما نیز دقیقا افشای محتویات این ظرف است و هدفِ آنها پنهان کردنِ آن.بنابراین تمامی دلسوزان تاریخ ایران باید دست به کار شوند. پادزهر این جریان، کنار زدن آن پوشش دروغین با ارائه «مثالهای نقض مستند» است تا حقیقت نمایان شود و مفهوم واقعی ملیگرایی عمق پیدا کند. پیشنهاد میکنم ادمینهای محترم صفحات تاریخی، علاوه بر نقشه فوق، بر روی این ۷ محور اساسی تمرکز کنند:۱- افشای دروغ فتح گرجستان توسط آغامحمدخان.۲- ماجرای تسخیر قفقاز جنوبی در این دوره توسط سپاه اعزامی کاترین.۳- تحلیل صعود آسانتر او به قدرت در مقایسه با سایر سلسلههای تاریخ ایران.۴- ماجرای اجاره بندرعباس، قشم و هرمز در این دوره و بیتوجهی مطلق حکومت به تجارت و صادرات جنوب؛ زمینهساز نفوذ بریتانیا در خلیج فارس۵- نقش وحشیگری قشون قاجار به عنوان محرکِ جنگهای ایران و روس و تأثیر آن در رویگردانی جمعیت مسیحی قفقاز جنوبی از ایران (در این بخش تأکید بر منابع ایرانی و اروپایی باشد و از منابع روس استفاده نشود).۶- پیامدهای فاجعه کرمان در مختل شدن زیست اقتصادی منطقه و عقبماندگی تاریخی این شهر نسبت به سایر نقاط ایران در دوران قاجار ۷-وصیت او به باباخان مبنی بر فقیر نگه داشتن مردم و پیامدهای آن در دوران قاجار باید فضا را به سمتی برد که دستاندرکاران این تطهیر ناشیانه، از ترس آبروی خود روزی ده بار از کار خود پشیمان شوند. همچنین به دانشجویان رشته تاریخ اکیداً پیشنهاد میکنم روی این موضوعات متمرکز شوند و مقاله بنویسند؛ چرا که متاسفانه، فضای فکری دانشگاهی رشته تاریخ نیز بعضاً تحت تاثیر اینهاست..@zand_history