
ZaminonlineWww.zaminonline.irارتباط با مدیر کانال 09122385946
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 20 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 20 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
🎥*گرامیداشت روز ملی دریای کاسپین در ساحل نور*همزمان با ۲۱ مرداد، روز ملی دریای کاسپین، جمعی از فعالان و دوستداران محیطزیست با حضور در ساحل شهر نور، بر ضرورت حفاظت از کاسپین، جلوگیری از ورود فاضلاب و کاهش آلودگیهای زیستمحیطی تأکید کردند.در این مراسم، اهمیت مشارکت عمومی و مدیریت صحیح فاضلاب برای حفظ سلامت کاسپین و حفاظت از آن برای نسلهای آینده مورد تأکید قرار گرفت.🌊 با شعار کاسپین، میراث ما ، مسئولیت ما ، امانت نسلهای آینده است#پیام_مخاطب
🔰 دوگانه ایرانی«کاسپین» یا انیرانی«خزر»/ سهم ایران از سومین پهنه انرژی کره زمین چه می شود؟!▪️آیا ایران باید هزینه های فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را بپردازد؟!🔹به مناسبت ۲۱ امرداد ماه، روز ملی گرامی داشت دریاچه کاسپین✍حنیف رضا گلزار٫ روزنامه پیام ما، یکشنبه ۲۱ مرداد ماه ۱۴۰۱🔻کاسپیان/کاسپین، ایرانی ترین نام پهنه آبی شمال ایران است و این نام تنها نام شناخته شده و زیور همه نقشه ها و اسناد سازمانی و رسمی جهان است، ولی در ایران تلاش می شود تا این دریاچه با نامی انیرانی که یادگاری از نامگذاری تازیان بر این دریاچه است شناسانده شود.🔻«کاسپین» برگرفته از نام دودمانی ایرانی در کرانه های جنوب و جنوب غربی این دریاچه و «خزر» نیز برگرفته از نام قبیله ای ستیزه جوی، بیابان گرد و تمدن گریز در کرانه های شمالی این دریاچه بوده که از زمان ساسانیان همیشه به مرزهای کشور ما تاخت و ناز می کردند. برای نمونه درسال ۱۱۲ ه ق ترک نژادان «خزر» در تبریز و اردبیل مردم ایران را کشتار و به خاک و خون کشیدند.🔻 هرودوت تاریخ نگار شناخته شده یونانی نیز در ۴۲۵ پیش از میلاد در نوشته های خود نام دریای شمالی ایران را کاسپین می نگارد.🔻کاربرد نام بی ریشه «خزر» برای این پهنه آبی مانند کاربرد نام ساختگی و دروغین خلیج ع.ر.ب.ی برای پهنه آبی جنوبی کشورمان است. چرا به یکی آنگونه کنش پذیر و نسبت به دیگری اینگونه سهل انگار و واداده هستیم؟!🔻بی گمان پاسداری از شناسه فرهنگی و تاریخی پهنه آبی شمال ایران، پیش نیاز پاسداست حقوق اقتصادی و سهم کشورمان از بستر و منابع انرژی کاسپین است. 🔹فراموش نکنیم که بستر دریای کاسپین، پس از پهنه های سیبری و خلیج فارس، دربرگیرنده سومین مخازن بزرگ نفتی کره زمین است و کاهش «سهم بالسویه» ایران بر اساس قرار دادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و شوروی به ۱۳ یا ۱۱ درصد، به روشنی بیانگر کاهش سهم کشورمان از این ثروت های بی قیمت و استراتژیک و به بیانی دیگر فربه سازی کشورهای همسایه از دارایی ملی این سرزمین است.🔻 آیا ایران باید هزینه های فروپاشی شوروی را با چشم پوشی از خاک و آب خود بپردازد؟! برای نمونه اگر دو فردای دیگر روسیه یا ترکمنستان بار دیگر به کشورهای کوچکتری تقسیم شوند، باید رژیم حقوقی و سهم کشور های کرانه این دریا باز هم بازنگری و کوچکتر شود؟!
🔥 فشار لابی شکار و حامیان پتروشیمی برای بیارزش نشان دادن تلاش محیطبانان میانکاله روز ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، با تغییر ناگهانی جهت باد، جان دو محیطبان میانکاله در محاصره آتش به خطر افتاد. من آنجا بودم. در آتشسوزیهای ۱۲ و ۱۳ مرداد از نزدیک شاهد جانفشانی محیطبانانی بودم که برای مهار آتش و نجات میانکاله، جان خود را به خطر انداختند. دیدم آتش چگونه برگشت، جان محیطبانان چگونه به خطر افتاد و چگونه یک دستگاه لودر و یک دستگاه تراکتور در میان شعلهها از بین رفتند. اینها واقعیت میدان است؛ نه روایتهایی که از پشت میز ساخته میشوند. تا ۱۳ مرداد، ۱۳ آتشسوزی و بیش از ۹۳۲ هکتار از میانکاله سوخته یا آسیب دیده است. در چنین شرایطی، سؤال این است: چرا بهجای مطالبه شناسایی عاملان آتشسوزی، تجهیزات بیشتر و حمایت از محیطبانان، تمام تمرکز عدهای بر برکناری مدیران و تخریب نیروهای محیط زیست است؟ من این جریان را «لابی شکار» مینامم؛ جریانی که به باور من، بخشی از آن سابقه مطالبه امتیاز در حوزه شکار و بهرهبرداری از میانکاله داشته و در موضوع پتروشیمی نیز مواضعی همسو با حامیان آن پروژه داشته است. آیا واقعاً مشکل شما آتشسوزی میانکاله است، یا مدیریتی که اجازه بازگشت امتیازهای گذشته را نمیدهد؟ من آنجا بودم. روزی که آتش برگشت... روزی که جان محیطبانان به خطر افتاد... روزی که لودر و تراکتور در شعلهها سوختند... من جانفشانی آنها را دیدم. میانکاله ملک شخصی هیچکس نیست. میانکاله متعلق به مردم ایران و نسلهای آینده است. حر منصوری دیدهبان میانکاله🌿 #میانکاله #آتش_سوزی_میانکاله #لابی_شکار #شکار #نه_به_پتروشیمی_میانکالهدیدبان منابع طبیعی و محیط زیست ایران
✳️ *انصاری: رسانهها، شریک اجتماعی حفاظت از محیطزیست هستند*🔸 معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، در پیامی به مناسبت فرارسیدن ۱۷ مرداد، روز خبرنگار، با تبریک این روز به فعالان عرصه رسانه، رسانهها را شریک اجتماعی حفاظت از محیطزیست دانست.🔹به گزارش روابط عمومی سازمان حفاظت محیطزیست، شینا انصاری، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، در پیامی به مناسبت فرارسیدن ۱۷ مرداد، روز خبرنگار، ضمن تبریک این روز به فعالان عرصه رسانه، بر نقش بیبدیل خبرنگاران در ارتقای آگاهی عمومی و حفاظت از محیطزیست تأکید کرد.🔹متن این پیام به شرح زیر است:بسمالله الرحمن الرحیم«ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ»روز خبرنگار، فرصتی مغتنم برای ارج نهادن به انسانهای آگاهیبخشی است که با تعهد، شجاعت و مسئولیتپذیری، چراغ حقیقت را روشن نگه میدارند و با روایت صادقانه رویدادها، سرمایه اعتماد و امید را در جامعه تقویت میکنند.🔹امروز که جهان بیش از هر زمان دیگری با چالشهای پیچیده محیطزیستی از جمله تغییر اقلیم، کاهش تنوع زیستی، آلودگی و بحران منابع طبیعی روبهروست، نقش رسانهها و خبرنگاران در ارتقای آگاهی عمومی، ترویج فرهنگ حفاظت از محیطزیست و جلب مشارکت اجتماعی، نقشی راهبردی و آیندهساز است. خبرنگاران دغدغهمند محیطزیست، با انعکاس واقعیتها، بیان دغدغههای مردم و معرفی تلاشهای ارزشمند حافظان طبیعت، یار و همراهی مؤثر برای صیانت از سرمایههای طبیعی کشور به شمار میآیند.🔹سازمان حفاظت محیطزیست، رسانهها را شریک اجتماعی خود در تحقق توسعه پایدار و گسترش فرهنگ احترام به طبیعت میداند و بر این باور است که همافزایی میان نهادهای تخصصی و جامعه رسانهای، زمینهساز تصمیمگیری آگاهانه، مشارکت عمومی و حفاظت مؤثرتر از محیطزیست خواهد بود.🔹اینجانب ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهید محمود صارمی و تمامی شهدای عرصه رسانه، فرارسیدن هفدهم مرداد، روز خبرنگار را به همه فعالان رسانهای بهویژه خبرنگاران پرتلاش حوزه محیطزیست صمیمانه تبریک عرض میکنم و از تلاشهای ارزشمند، مسئولانه و خستگیناپذیر آنان در مسیر آگاهیبخشی، مطالبهگری مسئولانه و پاسداری از محیطزیست کشور قدردانی مینمایم.🔹امیدوارم با استمرار این همراهی ارزشمند، شاهد ایرانی سبزتر، آگاهتر و برخوردار از محیطزیستی سالم برای نسل امروز و فردا باشیم.🔹از خداوند متعال، سلامتی، توفیق و عزت روزافزون همه اصحاب شریف رسانه را مسئلت دارم.*شینا انصاریمعاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیطزیست*🆔 @doenews
🔷تأملی بر ممنوعیت آفرود در طبیعت ایران🔶قانون یا فرهنگ؟ یک دوگانه نادرست✍️مسعود امیرزاه🔷تصمیم اخیر سازمان منابع طبیعی برای ممنوعیت آفرود یا بیراههنوردی در عرصههای طبیعی ایران، از جنگلها و مراتع گرفته تا کویرها، کوهستانها و زیستبومهای حساس، بار دیگر بحث قدیمی «قانون یا فرهنگ» را زنده کرده است. 🔷بلافاصله پس از انتشار این تصمیم، عدهای گفتند: «با قانون نمیتوان مسئله را حل کرد؛ باید فرهنگسازی کرد.»ادامه یادداشت 👇payamema.ir/payam/159755
🔸رئیس سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری کشور: 🔻🔻خبرنگاران پاسداران واقعیت در میدان آگاهی هستندمعاون وزیر جهاد کشاورزی و رئیس سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری کشور در پیامی به مناسبت هفدهم مرداد، روز خبرنگار، با تأکید بر نقش اثرگذار رسانهها در آگاهیبخشی و صیانت از سرمایههای طبیعی کشور، خبرنگاران را «پاسداران واقعیت در میدان آگاهی» توصیف کرد.به گزارش مرکز روابط عمومی سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری کشور، دکتر رضا افلاطونی در این پیام، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای عرصه خبر، هفدهم مرداد، روز خبرنگار را به خبرنگاران، عکاسان خبری، فعالان رسانهای و بهویژه خبرنگاران حوزه منابع طبیعی تبریک گفت و از تلاشهای آنان در روایت صادقانه واقعیتها، آگاهیبخشی و کمک به حفاظت از سرمایههای طبیعی ایران قدردانی کرد. متن پیام بدین شرح است: بسمالله الرحمن الرحیمجنگلبان پاسدار طبیعت در میدان عمل است و خبرنگار پاسدار واقعیت در میدان آگاهی است. هر دو، با مسئولیتی مشترک، برای حفظ سرمایههای ملی و آینده ایران تلاش میکنند؛ یکی با حضور در عرصههای طبیعی و دیگری با روایت صادقانه واقعیتها.خبرنگاران با نگاه مسئولانه، قلم آگاه و روایت حرفهای خود، نقش مهمی در تبیین اهمیت منابع طبیعی، ارتقای فرهنگ حفاظت از جنگلها، مراتع، بیابانها و آبخیزهای کشور و آگاهیبخشی به افکار عمومی ایفا میکنند. رسانههای مسئول، افزون بر اطلاعرسانی، با مطالبهگری آگاهانه و انعکاس دغدغههای ملی، نقشی مؤثر در صیانت از سرمایههای طبیعی کشور بر عهده دارند.اینجانب ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای عرصه خبر، هفدهم مرداد، روز خبرنگار را به همه خبرنگاران، عکاسان خبری، فعالان رسانهای و بهویژه خبرنگاران حوزه منابع طبیعی و محیطزیست تبریک عرض میکنم و از تلاشهای ارزشمند آنان در روایت واقعیت، آگاهیبخشی و پاسداری از سرمایههای طبیعی ایران صمیمانه قدردانی میکنم.بیتردید، آینده منابع طبیعی ایران در پرتو آگاهی عمومی و روایت صادقانه، مسئولانه و حرفهای رسانهها، روشنتر و امیدبخشتر خواهد بود.از درگاه خداوند متعال، سلامتی، توفیق و سربلندی همه اصحاب رسانه را در انجام رسالت خطیر اطلاعرسانی و خدمت به ایران اسلامی مسئلت دارم.رضا افلاطونیمعاون وزیر جهاد کشاورزی و رئیس سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری کشور@Zaminonline
❌️ فاجعه در فضای سبز شهری؛ اینبار در مجموعه ورزشی تختی شاهرودچه شد که ما انسانها اینگونه با درختان دشمنی ورزیدیم؟در حالی که در فرهنگی بالیدهایم که درخت را نماد زندگی، بخشندگی و آرامش میداند؛ همانگونه که سهراب سپهری سرود:«من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن،من ندیدم بیدی، سایهاش را بفروشد به زمین،رایگان میبخشد، نارون شاخهٔ خود را به کلاغ»اما امروز، درختانی که سالها سایه، هوای پاک و زیبایی را به مردم این شهر هدیه داده بودند، بعضاً خشک شده و از میان میروند.بیایید از بازماندههای فضای سبز شهرمان پاسداری کنیم.🌱instagram.com/reel/Dbsj4UKItyc/?igsh=Mmsw…
🔻 پس از پیگیری ها و مطالبه گری های مکرر جامعه مدنی ایران، تشریفات مربوط به مزایده تعیین مجری طرح بهره برداری چوبی از جنگل های شمال در راستای اجرای تبصره ۱ ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم توسعه کل کشور -جمع آوری درختان زیستگاهی- به طور موقت متوقف شد.🔻ضمن تبریک این پیروزی به همه کنشگران حوزه محیط زیست و منابع طبیعی ایران اعلام می دارد، پیگیری ها تا توقف کامل موضوع و حذف تبصره های ۱ و ۲ ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم و همچنین تا اصلاح رویکرد سازمان متولی به موضوع بوم سازگان جنگل و جایگزین کردن نگاه جنگلبانی اکولوژیک با جنگلداری اکونومیک و بهره بردار محور موجود ادامه خواهد یافت.🔻در همین راستا، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با تأکید بر ممنوعیت قطعی بهرهبرداری چوبی از جنگلهای هیرکانی، از آغاز فاز نخست طرح ناشناخته موسوم به «جنگلداری نوین» در ۱۰۴ حوزه آبخیز شمال کشور خبر داد. این در حالیست که هنوز طرح موسوم به جنگلداری نوین از سوی این سازمان منتشر نشده و حتا در اختیار دانشگاه ها نیز قرار نگرفته است.دیدبان منابع طبیعی و محیط زیست ایران
🔰 آتش سوزی های عمدی در ذخیره گاه زیست کره میانکاله ادامه دارد🔻بیش از ۱۰۰۰ هکتار از عرصه های طبیعی و انارستان های ذخیره گاه زیست کره میانکاله در دوهفته گذشته از سوی فرد یا افرادی به آتش کشیده شد.🔻شدت آتش سوزی ها به اندازه ایست که که دو دستگاه لودر و تراکتور متعلق به پناهگاه حیات وحش میانکاله نیز هنگامیکه با تلاش های محیط بانان مشغول مهار آتش بود دچار آتشسوزی کامل شده و از رده خارج شد.🔻اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران، اداره کل مدیریت بحران استان مازندران، جمعیت هلال احمر استان مازندران، بندر امیرآباد بهشهر، آتش نشانی بهشهر و حتا یگان نیروی دریایی ارتش مستقر در ناحیه دریایی بهشهر طی دو هفته گذشته به شکل هماهنگ همه توان خود را برای مهار این آتش سوزی بکار گرفته اند ولی دستگاه های امنیتی تا امروز موفق به شناسایی و دستگیری اراذل و اوباشی که اینگونه ثروت های ملی و زیستی کشور را طعمه کینه و زیاده خواهی خود می کنند نشده اند! چرا؟!🔻آتش سوزی عمدی عرصه های جنگلی و طبیعی کشور از سوی سودجویان و زیاده خواهان آن هم در شرایط جنگی مصداق چیست؟!دیدبان منابع طبیعی و محیط زیست ایران
🔥 آتش سوزی گسترده و عمدی در پناهگاه حیات وحش میانکاله🔥🔻 صدها هکتار از عرصه های طبیعی پناهگاه حیات وحش میانکاله روز دوشنبه ۱۲ امرداد، برای چندمین بار در هفته های گذشته از سوی متجاوزین به طبیعت به آتش کشیده شد.🔻طی دو هفته گذشته نیز نزدیک به ۵۰۰ هکتار از عرصه های طبیعی این پناهگاه به آتش کشیده و خاکستر شده بود.🔻شناسایی و برخورد قاطع با مسببین این جنایات زیستی که در تعارض آشکار با امنیت زیستی و امنیت ملی کشور قرار دارد آنقدر سخت و دشوار است؟! چرا نمی توان این متجاوزین که مصداق بارز «اوباش زیستی» هستند را شناسایی و اعمال قانون کرد؟!🔻اگرچه پیشگیری از اینگونه تجاوزات به ثروت های ملی و زیستی کشور و برخورد قاطع و بازدارنده با متجاوزین ضروریست ولی نمی توان نداشتن امکانات و تجهیزات مناسب مهار آتش و از جمله هواپیماها و بالگردهای تخصصی را نادیده گرفت.دیدبان منابع طبیعی و محیط زیست ایران
🔻باوجود دستور مستقیم وزیر جهاد کشاورزی در خصوص ممنوعیت اجرای طرح های آسیب رسان به جنگل و همچنین الزام سازمان منابع طبیعی به اقناع افکار عمومی پیش از اقدام به اجرای طرح من درآوردی «جنگلداری نوین»، رضا افلاطونی اجرای این طرح را به ادارات کل تابعه در استان های شمالی ابلاغ کرد.#درختان_زیستگاهی#جنگل_هیرکانیدیدبان منابع طبیعی و محیطزیست ایران
آقای استاندار! بیشتر مراقب مافیای آب و سدسازی باشید✍حنیف رضا گلزار🔹استاندار مازندران با بیان اینکه مازندران به عنوان بهشت کشور اکنون با کمبود آب شرب و کشاورزی مواجه است، خاطر نشان کرد:«اکنون در حال انتقال آب از غرب به منطقه مرکزی و شرق استان هستیم.»وی همچنین گفت: «امروز مسوولان دولت چهاردهم در مازندران در خصوص مطالبه مردم در تامین آب کشاورزی و شرب خجالت می کشند، به طور یقین اگر برنامه ریزی در گذشته بود امروز این چالشها وجود نداشت.»استاندار مازندران از آغاز طرح سد زارم رود و کسلیان در استان خبر داد🔻و اما یادآوری چند نکته خدمت آقای استاندار! اینکه مازندران آب شرب و کشاورزی ندارد، مایه و موجب خجالت نیست. الگوهای مدیریتی که چنین بلایی را بر سر مازندران آورد موجب خجالت و سرشکستگی است!جناب آقای دکتر یونسی! انتقال آب از غرب به شرق استان مشکلی از کم آبی حل نمی کند. اگر سد گلورد با آن حجم عظیم ویرانگری تحمیل کرده به جنگل های منطقه نتوانست مشکل آب را در شرق استان حل و فصل کند، یقین بدارید که انتقال آب از غرب به شرق هم نخواهد توانست! این کارها آبی برای مردم ندارد ولی بی گمان نان چربی برای مافیای آب دارد. آقای استاندار! اصلا ریشه های کم آبی مازندران را می دانید که چیست؟! مشاوران و دانشمندان دورتان به شما نگفتند؟!▪️درباره انتقال ۱۶۰ میلیون مترمکعب از منابع آبی حوضه هراز به تهران چیزی می دانید؟!◾درباره سد فینسک و انتقال آب آن به استان همجوار چیزی نشنیدید؟! اگر شنیدید چه کردید و اگر نشنیدید، چرا نشنیدید؟!◾اصلا میدانید هدف از طراحی و ساخت سد کسیلیان که اینگونه با هیجان از ساخت آن خبر می دهید انتقال آب حوضه هراز باز هم به همان استان همجوار در آن سوی البرز است؟!▪️از پیامدهای ساخت سد زارم رود چه می دانید؟! می دانید که تجن و سد سلیمان تنگه توانایی بارگذاری سدهای بیشتر در بالا دست خود را ندارد و ساخت این سدها افزون بر کاهش آورد تجن در پشت سد سلیمان تنگه جز بر باد دادن منابع مالی کشور ثمری ندارد؟!اصلا از گسل های فعال ساختگاه سد زارم رود چیزی به شما گفته اند؟! از ساختار های گچی زمین شناسی آن چطور؟! از برنامه ریزی برای راه انداختن بورس زمین پیرامون دریاچه این سد چطور؟!جناب آقای استاندار! هیچ کدام از این طرح ها مشکل آب را در مازندران رفع نمی کند ولی یقین بدانید که طرح های شما در خصوص بلندمرتبه سازی و هجوم سرریز جمعیت استان های همجوار و فلات مرکزی به مازندران بی تردید مشکل آب مازندران را تشدید خواهد کرد. کاری نکنید که به قول خودتان دوفردای دیگر عده ای بگویند؛ «به طور یقین اگر برنامه ریزی در گذشته بود، امروز این چالش ها وجود نداشت»پایان سخن اینکه ما می دانیم اظهار نظر در این حوزه ها در تخصص شما نیست و همه این حرف ها تکرار نظرات یکسویه ذینفعان اجرای این طرح هاست ولی شرط مدیریت درست آن است که نظرات مخالف نیز در سطحی برابر با نظرات موافق شنیده شود.گروه خبری تحلیلی زمین انلاین
🔰 ارزیابی های آبکی اثرات محیط زیستی طرح های عمرانی/ از فینسک تا سجارود/ رفع تکلیف یا ملاکی برای تصمیم آینده امنیت زیستی کشور؟! 🔹مجوز محیطزیستی ساخت سد فینسک با آنکه به پایان رسیده بود ولی مدیرکل وقت حفاظت محیط زیست استان سمنان که مقصد انتقال آب این سد بوده، با نادیده انگاشتن قانون و بدون مطالعه مجدد بر اساس چارچوب های سازمان حفاظت محیط زیست، مجوز منقضی شده را تمدید کرد!🔻 مجوز محیطزیستی سد سجارود نیز در سال ۱۳۹۹ صادر شده و بی تردید تا امروز منقضی شده است ولی گویا تصمیمی برای مطالعه مجدد اثرات محیط زیستی این سد نیز وجود ندارد!🔹 با این ارزیابی های آبکی و مسأله دار که آینده زیستی کشور را در راستای منافع مالی برخی گروه ها به چالش کشیده چه باید کرد؟!متن کامل گزارش در روزنامه همشهری، دوشنبه ۵ امرداد ۱۴۰۵Https://www.hamshahrionline.ir/news/1056169/
🟢 آغاز رسمی کارزار #نه_به_سد_سجرو / چرا باید از این کارزار حمایت کرد؟🟢karzar.net/336274%E2%9C%85%EF%B8%8F فراموش نکنید که رودخانه سجرو پس از پیوستن به بابلرود با پیمودن مسافتی بیش از ۵۰ کیلومتر به دریای کاسپین میریزد و در این مسیر تعداد زیادی از آببندانهای پایین دست، اراضی کشاورزی و سفره آبزیرزمینی را سیراب میکند و آب این رودخانه برخلاف نظر حامیان سدسازی به هدر نمیرود! بدون رودخانه سجرو، بابلرود هم خواهد مُرد.karzar.net/336274%E2%9C%85%EF%B8%8F شما مردم شریف بندپی، بابلکنار، گنجافروز، گتاب، لالهآباد، شهر بابل، امیرکلا، بابلسر و دیگر مناطق مازندران و ایران با حمایت گسترده از این کارزار به فرماندار بابل، نمایندگان مجلس و حامیان تندروی سدسازی ثابت کنید که جنگل هیرکانی، بندپیشرقی و رودخانه سجرو مهمترین سد دربرابر خشکسالی و نابودی تالابهای غیرقابل ارزشگذاری بابل و بابلسر است.♦️ کارزار را امضا و برای سایر دوستان خود بفرستید:karzar.net/336274#%D9%86%D9%87_%D8%A8%D9%…
🔰 چند صدهکتار از عرصه های طبیعی و انارستان های پناهگاه حیات وحش بهشهر در استان مازندران طی این هفته دچار آتش سوزی شد.🔻آنچه که در این ویدیو دیده می شود، سرایت آتش به درختان غیر بومی اکالیپتوس در محدوده ای در اطراف دامداری یا صیدگاه پره است که موجب تشدید چندبرابری حجم آتش شده است.🔹این آتش سوزی پس از ساعت ها تلاش با همکاری محیط بانان، جمعیت هلال احمر، مجتمع بندر امیر آباد بهشهر، سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرستان بهشهر مهار شد.دیدبان منابع طبیعی و محیط زیست ایران
🔷مجوز ساخت «سد سجارود» را ابطال کنید🔶خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیطزیست✍️حنیف رضا گلزار🔹|پیام ما| طرح ساخت سد سجارود از اواخر دهه ۱۳۸۰ با هدف تأمین آب شرب شهرها و روستاهای مازندران و کنترل سیلاب مطرح شد. اما در سال ۱۳۹۹، فعالان محیطزیست خواستار حذف بودجه این پروژه شدند، زیرا گزارشهای ارزیابی از تخریب ۲۷ تا ۳۲ هکتار از جنگلهای هیرکانی خبر میداد؛ منطقهای با گونههای کمنظیر گیاهی و جانوری. 🔹این ارزیابیها همچنین هشدار میدادند که با تکمیل سد، اراضی کشاورزی برخی روستاها به زیر آب میرود و تملک اراضی، تنشهای اجتماعی را تشدید میکند.🔹 با وجود این هشدارها، سازمان حفاظت محیطزیست با اجرای پروژه موافقت کرده و بازسازی جنگل را ممکن دانسته است؛ در حالی که بسیاری از کارشناسان تأکید دارند جنگل دستکاشت هرگز جایگزین جنگل طبیعی هیرکانی نمیشود.ادامه مطلب👇payamema.ir/payam/157669@payamema
تغيير اقليمي،سوسياليسم و دموكراسيمعرفی کتابزمین در حال تخریب است و هر سال میلیونها انسان خانه و آیندۀ خود را از دست میدهند. بحران اقلیمی دیگر یک هشدار علمی یا مسئلۀ نظری نیست؛ واقعیتی است که اکنون نفس جهان را گرفته است. اما پرسش اصلی این است: چه کسانی این مشکل را رقم زدهاند؟ و چه کسانی بهای آن را میپردازند؟اکوسوسیالیسم: تغییرات اقلیمی، سوسیالیسم و دموکراسی پاسخی روشن و تکاندهنده میدهد: ریشۀ بحران در منطق انباشت سرمایه و نابرابری ساختاری نهفته در آن است. اکثریت مردم - بهویژه طبقات کارگر و جوامع حاشیهای - کمترین نقش را در تخریب سیاره دارند، اما سنگینترین پیامدها بر دوش آنهاست. در مقابل، ثروتمندان و قدرتمندان که بیشترین بهره را از سوختن زمین میبرند، همچنان وعدههای دروغین «رشد سبز» و «تکنولوژیهای نجاتبخش» را تکرار میکنند.این کتاب تنها فریادی انتقادی نیست؛ فراخوانی امیدبخش برای عمل جمعی است. پلی برای حرکت به سمت آیندهای ممکن: جهانی که در آن عدالت اقلیمی و عدالت اجتماعی دو روی یک سکهاند، تصمیمگیری درباره انرژی، تولید، و منابع، دموکراتیک است.
سد فینسک؛ از اکوتون طبیعی تا اکوتون اجتماعی🖌️ مسعود امیرزادهگاهی اهمیت یک پروژه سپ سازی نه در میزان آب ذخیرهشده، نه در حجم سازه و نه در دستاوردهای فنی آن، بلکه در توانایی آن برای آشکار کردن لایههای پنهان یک جامعه است. برخی پروژهها فراتر از یک سازه عمرانی، تبدیل به آینهای میشوند که در آن میتوان ضعفهای ساختاری، تعارضهای اجتماعی و چالشهای توسعه را مشاهده کرد.سد فینسک یکی از این موارد است.اهمیت سد فینسک را نباید فقط در توانایی یا عدم توانایی آن برای حل مسئله آب جستجو کرد؛ بلکه اهمیت واقعی آن در این است که چگونه یک پروژه عمرانی میتواند به یک مسئله پیچیده اجتماعی، زیستمحیطی و حکمرانی تبدیل شود.این سد در یکی از حساسترین مناطق طبیعی کشور قرار گرفته است؛ منطقهای که از منظر بومشناختی یک اکوتون طبیعی محسوب میشود. اکوتونها مناطق گذار میان دو زیستبوم متفاوت هستند؛ نه کاملاً متعلق به یکی از آنها و نه کاملاً متعلق به دیگری. این مناطق معمولاً دارای ارزش بالای زیستی، تنوع بالا و حساسیت زیاد نسبت به تغییرات هستند.سد فینسک نه صرفاً یک پروژه عمرانی، بلکه نمونهای فشرده از مجموعه تعارضهایی دانست که در مسیر توسعه در ایران شکل گرفته است. گویی در این پروژه بسیاری از «نبایدهای» احداث یک سازه بزرگ همزمان در کنار یکدیگر جمع شدهاند؛ از پرسشهای جدی درباره توجیهات فنی و اقتصادی گرفته تا پیامدهای زیستمحیطی، اجتماعی، فرهنگی و میراثی. تخریب یک منطقه حساس طبیعی، تأثیر بر یک اکوسیستم ارزشمند، هزینههای اقتصادی، نارضایتیهای اجتماعی و بیتوجهی به بخش مهمی از هشدارهای کارشناسی، همگی این پرسش را ایجاد میکنند که چگونه پروژهای با چنین حجم بالایی از مناقشه و مخالفت، همچنان توان بازگشت به چرخه تصمیمگیری را پیدا میکند.اما شاید اهمیت اصلی فینسک در همین نقطه باشد؛ جایی که این پروژه از یک مسئله فنی و عمرانی عبور کرده و به یک پدیده اجتماعی تبدیل شده است. فینسک فقط در یک اکوتون طبیعی قرار ندارد بلکه همزمان، خود این پروژه نیز به یک اکوتون اجتماعی تبدیل شده است؛ منطقهای گذار میان دو منطق متفاوت: از یک سو جامعهای زخمی که با وجود انباشت مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، همچنان نسبت به سرزمین، محیط زیست و آینده خود حساسیت نشان میدهد و از سوی دیگر ساختار تصمیمگیریای که گاه بدون پذیرش گفتوگوی واقعی و ارزیابی دوباره، تلاش میکند پروژه را با تغییر شرایط و بازگشتهای مکرر زنده نگه دارد.اکوتونهای طبیعی محل برخورد و تعامل دو نظام زیستی هستند و معمولاً از حساسترین نقاط یک اکوسیستم به شمار میروند؛ زیرا کوچکترین تغییرات در آنها میتواند پیامدهای گستردهای ایجاد کند. در حوزه اجتماعی نیز برخی نقاط به همین شکل عمل میکنند. سد فینسک به یکی از همین نقاط حساس تبدیل شده است؛ جایی که هر بار بازگشت پروژه، نه فقط یک تصمیم اجرایی، بلکه فعال شدن دوباره یک گسل اجتماعی است. جامعهای که باید انرژی خود را صرف ترمیم آسیبهای محیطزیستی، کاهش شکافهای اجتماعی و حل بحرانهای انباشته کند، بار دیگر ناچار میشود وارد نزاعی شود که پیشتر بارها تجربه کرده است.فینسک بیش از هر چیز نشاندهنده قدرت بازتولید یک ساختار ناکارآمد است؛ پروژهای که حتی پس از انباشت پرسشهای فنی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی، همچنان توان بازگشت به صحنه تصمیمگیری را دارد. این بازگشتهای مکرر نشان میدهد که مسئله فقط یک اشتباه محاسباتی یا یک اختلاف کارشناسی نیست، بلکه با سازوکاری مواجهیم که منافع و بقای خود پروژه را بر منطق عمومی و خیر جمعی مقدم میکند. در چنین وضعیتی، کافی است جامعه درگیر بحرانهای دیگری شود، توان پیگیری عمومی کاهش یابد یا فضای اجتماعی به سمت مسائل فوریتر برود؛ آنگاه پروژه دوباره با همان تاکتیکهای ساده، تبلیغاتی و کمعمق خود را بازنمایی میکند، گویی توقفهای قبلی هرگز اتفاق نیفتادهاند. فینسک به ما نشان میدهد که چگونه یک پروژه میتواند بدون برخورداری از توجیه کافی، بدون پذیرش هزینههای واقعی زیستمحیطی و اجتماعی و بدون پاسخگویی نسبت به پیامدهای خود، همچنان به حیات ادامه دهد. این همان نقطهای است که مفهوم فساد سیستمی معنا پیدا میکند؛ جایی که یک جزء از ساختار، نه برای حل مسئله، بلکه برای حفظ موقعیت و استمرار خود عمل میکند و حاضر است هزینههای آن را به طبیعت، جامعه و آینده سرزمین منتقل کند.اینجاست که فینسک میتواند برای جامعهشناسان، متخصصان توسعه و پژوهشگران حکمرانی به یک مطالعه موردی تبدیل شود؛ نمونهای که نشان میدهد چگونه ضعفهای ساختاری در نظام تصمیمگیری میتوانند در نقاط حساس خود را آشکار کنند و چگونه یک پروژه عمرانی میتواند همزمان سرمایه طبیعی و سرمایه اجتماعی یک جامعه را تحت فشار قرار دهد.