چرا مسعود دیروز مجبور به درآوردن کت شد؟✍️حامد پاک طینتمسعود پزشکیان رئیس جمهور محبوبمان دیروز در مصاحبه تاریخی خود بدلیل گرمای اتاق مجبور به درآوردن کت خود در مقابل چشمان میلیونها نفر شد تا نشان دهد صرفه جویی راهی به مراتب خلاقانه از روشن کردن کولر در چله تابستان و حتی در دفتر بالاترین مقام اجرایی کشور است!حرکتی تکان دهنده بود؛او حق دارد کتش را درآورد چون ۱۵% از برق تولیدی کشور در مسیر انتقال تلف می شود و چندین هزار مگاوات ظرفیت برق تولیدی اساسا به اتاق ساختمانهای مملکت از جمله اتاق او نمی رسد. برای کشوری که نیروگاههایش عمری بالاتر از ۳۰ سال یعنی ۳ برابر استاندارد جهانی دارد البته این عارضه طبیعی است و باید با آن کنار آمد!او حق دارد کتش را درآورد چون تقاضای برق در ایران حدود ۸۰ هزار مگاوات و توان تامین برق ۶۵ هزار مگاوات است یعنی بی کت یا با کت چیزی در حدود ۱۵ هزار مگاوات کسری برق داریم که توان تامین آنرا بدلایلی که می دانیم نداریم و تنها ۶۳% از برق تولیدی بدلیل فرسودگی شبکه توزیع بدستمان می رسداو حق دارد کتش را درآورد چون پس از تحریم، ورود سرمایه خارجی به پروژه های نیروگاهی و انرژی کشور متوقف شد و از اجرای پروژه های میلیارد دلاری ناگزیر به اجرای چند پروژه کوچک و ناقابل رضایت دادیم. عمده فناوری نیروگاهی و تجهیزات شبکه برق بدلیل مشغولیات ما در خودکفایی در حوزه هایی دیگر نیازمند واردات بوده و عملا زیرساخت کشور تعطیل است؛او حق دارد کتش را درآورد چون پس از تحریم های نفتی صادرات ۲.۵ میلیون بشکه ای نفت ما به کمتر از ۱ میلیون رسید و حتی زمانی که نرسید پولهای حاصل از فروش آ« به کشور نرسید تا اگر سرمایه گذار خصوصی هم در کشور پیدا نشد، دولت نیز از انجام این کار ناتوان باشد؛طی فقط ۴ سال گذشته ۸۶ میلیارد دلار معادل یک چهارم تولید ناخالص ملی کشور یارانه انرژی داده شد تا رکورد کره زمین شکسته شود و اینک راهی جز کندن کت نمانده است. هر کشور دیگری هم روی این کره خاکی نیمی از بودجه اش را با یارانه هایی که بیشترین مصرف کننده هایش خواص هستند آتش می زد به همین سرنوشت دچار می شد؛او حق دارد کتش را درآورد چون در مقابل ۱۵ میلیارد دلار قاچاق شیرین سوخت ارزان به خارج از مرزهای ایران چاره دیگری ندارد؛اگر شما مطلع باشید سالانه ۳ هزار مگاوات برق معادل مصرف یک استان بزرگ یا ۱۰% از کل مصرف کشور بابت استخراج رمز ارز توسط دوستان گرامی مصرف میشود و از این بابت کار زیادی از شما بر نمی آید شاید شما هم ترجیح می دادید تنها کت خود را درآورید!از سال ۱۳۹۰ تا امروز میانگین سرمایه گذاری سالانه در بخش نیروگاهی کمتر از ۲ میلیارد دلار بوده درحالیکه به حداقل ۷ میلیارد دلار سرمایه گذاری سالانه نیاز داشتیم؛ بیش از ۳۰ پروژه نیروگاهی و انتقال برق بدلیل وضعیت وخیم مالی روی زمین مانده، رمقی برای انرژی تجدید پذیر هم آنچنان نمانده و حالا رسیده ایم به دو روز خاموشی در شهرکهای صنعتی!با این وضعیت، تا پایان همین دولت به ۲۰ هزار مگاوات کسری برق و خاموشی های اجباری ۶ ساعته خواهیم رسید، برای جبران این وخامت، استفاده از مازوت و گازوئیل در نیروگاهها ناگزیر است و بحران هوای آلوده نیز گسترده. نیروگاهها، فرسوده تر و شبکه برق با بار اضافی عاقبتی جز فروپاشی ندارند و چاره ای نخواهیم داشت جز آنکه مانند برخی کشورهای آفریقایی سهمیه بندی دائمی برق را دستور کار قرار دهیم؛درآوردن کت و دیگر البسه اضافه را اگر به تمام ۹۰ میلیون نفر جمعیت کشور آموزش دهیم باید چیزی در حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ مگاوات از برق مصرفی ۱۰ هزار مگاواتی کولرها را صرفه جویی نماید که سر جمع معادل ۱% برق این مملکت است!واقع بین اما اگر باشیم راهی هم جز درآوردن کت باقی نمانده است!نکته : اقتصاد سیاسی جان اقتصاد ایران و جان ایران را گرفته است.@yaser_arab57
📚پرداختها برای نوشتافزار امروز به یک میلیارد و دویست و پنجاه میلیون تومان رسید تا این #کارخیر با هدف تامین مایحتاج تحصیلی ۳۰۰۰ دانشآموز چنین شرایطی را پشت سر بگذارد.این قصه تا شهریورماه ادامه دارد…جا نمانید…63934610254109586037697633640724 پرداخت مستقیم
📌قاصران و جاهلان و عاملانجبر محیطی برآمده از بیعملی و بدعملی زندانساز است، و کبوتر هم تحمل قفس را ندارد. از همین روی است که امروز بواسطه دوستان نزدیکم متوجه شدم بجز سورنا یکی دیگر از کودکان اوتیست نیز خودش را از بلندای منزل به پائین پرت کرده بوده و زندان بیعملان و بدعملان را به لقایشان بخشیده است.بیعملی و بدعملی ریشههای فردی و جمعی، اجتماعی و ساختاری دارند.بیعملی و بدعملی در مقام فردی در این بلبشوی آخرالزمانی اقتصادی عمدتا از سر ناتوانی و استیصال است، همچون والدین عزیز و دربند سورنا که هیولای استضعاف تحمیلی بال و پرشان را بسته بود و بقدری مشغولشان کرده بوده که دست آخر کبوتر پر نارستهشان را از آنها ستاند.سعیدروستایی در آخرین ساختهاش «زنوبچه» دادگاه اخلاقی اجتماعی باز کرد در کنکاش چرایی سقوط آزاد پسرکنوجوان که بیشباهت به ماجرا سورنا نیست، حداقل در بعد ساختاری.آری براستی چهکسانی جاهلان و قاصران و عاملان پرکشیدن سورنا نوجوان برخوردار از اوتیسم بودند؟بدعملی و بیعملی ساختاری چه دستگاهها و ارگانهایی عامل این درد بزرگ برای خانواده سورنا شد؟بدعملی چه کسانی در اولویت نشناسی و هزینه کرد ثروت عمومی ملت دربند در طرق غیرضرور عامل پر کشیدن سورنا شد؟نظاماجتماعی بعنوان یک عنصر پویا و ناآگاه به امرخیر تا کی قرار است دیگ شله بپزد و نذری بدهد و...اما نسبت به دردهای حقیقی دردمندان بی تفاوت باشد؟از آموزشوپرورش تا سازمانبهزیستی از سازمان اوقاف تا همه دیگر دستگاهها و کلان حاکمیت که از اربعین تا تجمعات خیابانی و غیره حضوری پررنگ و فعال و البته بیربط دارند، هرکدام بنا به قاعده فقهی حقوقی «تسبیب» چه نقشی در پرکشیدن سورناهای این سرزمین داشتند؟چرا اساسا امکان مردن در این خاک از حق حیات بسیار آسانتر و فراختر است؟چرا دروازههای مرگ اینگونه آسانباز شو هستند اما حتی پنجرههای رو به حیاط و حیات بجهت کمی زندگی بهتر قفل و زنجیر شدهاند؟خداوند به همه مادران و پدران داغدیده این سرزمین من جمله پدر و مادر سورنا صبر بدهد.و امید آنکه تلألو خورشید بار دیگر گرمای زندگی را به این سرزمین برگرداند.به یاسرعرب دوست عزیزم که از نزدیک دغدغه او بجهت حل مسئله اجتماعی اوتیسم را دیده و نظاره کردم نیز تسلیت میگویم.یاسرجان متاسفانه اینجا سرزمین خواستهها و تلاشهای نافرجام است، ولو خواستهها و تلاشهای غیرفردی بجهت فلاح اجتماعی.t.me/seyyedhashemfirouzi
خداحافظی!برای یه مدتی میرم!انشاالله نه برای همیشه... ولی فعلا برای مدتی از فضای مجازی فاصله میگیرم.این چند سال درباره خیلی چیزها نوشتم؛ درباره بچهها، توسعه ایران، رسانههای رسمی و غیر رسمی، بی پناهی بچههای اوتیسم، زیست جنسی ایرانیان، ناشنوایی اجتماعی، فقر زدایی، کار خیر، کودکی و توسعه، بلوچستان، دولت، جامعه و کلی چیز دیگه...همیشه فکر میکردم شاید اگر درباره چیزی درست و دقیق حرف بزنیم، اگر دیده بشه، اگر صدایی به جایی برسه، بالاخره یه اتفاقی بیفته....ولی این روزها، بعد از شنیدن صدای ضجههای مادری که بچهش رو از دست داده، به خودم نگاه کردم و دیدم که بیشتر از همیشه خستهام...شاید باید یه مدت ساکت باشم و فکر کنم. فکر کنم اصلاً این همه حرف زدن، این همه نوشتن و تحلیل کردن، کجا به درد میخوره و کجا فقط باعث میشه فکر کنیم داریم کاری میکنیم؟برای همین یه مدتی نه مینویسم، نه تحلیل میکنم، نه درباره چیزی نظر میدم...فکر میکنم باید مدتی برم، فکر کنم، ببینم بعدش واقعا میخوام دوباره حرف بزنم یا نه؟ویدئو برشی از مستند بلوچستان هست که سالها پیش تولید شد...@yaser_arab57
تجزیه ایران همینجاست؛ روی آسفالت خیابان! من در تهران، محله نوفلاح زندگی میکنم. محلهای معمولی؛ نه اعیاننشین است و نه حاشیهنشین. امکاناتش هم در حد یک محله متوسط و قابلقبول پایتخت است. یکی از همین امکانات معمولی، آسفالت خیابان بود. آسفالت خوبی داشت؛ نه…♨️اختلاف ۲۰ ساله امید به زندگی میان سیستان و بلوچستان و گیلان!براساس دادههای ثبت احوال، میانگین سن فوتشدگان در ایران در سال ۱۴۰۴، ۶۶.۸ سال بوده است. میانگین سن فوت مردان ۶۴.۰۸ سال و زنان ۷۰.۶۴ سال گزارش شده است.این شاخص در استانهای مختلف اختلاف قابلتوجهی دارد؛ بهطوری که میانگین سن فوت در سیستان و بلوچستان ۵۱.۶ سال، در خوزستان ۶۲.۹ سال، در گیلان ۷۱.۲ سال و در مازندران ۷۰.۷ سال بوده است.به این ترتیب، فاصله میان میانگین سن فوت در سیستان و بلوچستان و گیلان به حدود ۲۰ سال میرسد؛ شکافی قابلتوجه که نشاندهنده تفاوتهای عمیق منطقهای در وضعیت سلامت، شرایط اقتصادی و اجتماعی و کیفیت زندگی در کشور است.@yaser_arab57
سورنا هم پرکشید... اینجا راجع به او نوشته بودم. t.me/yaser_arab57/13621 و اینجا راجع به بیجایی بچههای اوتیسم. t.me/yaser_arab57/14151?single%D8%AC%D9%8… عرب سلام علیکم؛ مطلب اخیر شما درباره سورنا را خواندم و جگرم سوخت و آتش نگرانی بر جانم افتاد. زیرا منهم دارای فرزند اوتیست هستم و مجبورم برای اینکه از خانه تنها بیرون نرود در را قفل کنم. حتما با آنها برخورد داشته اید و دیده اید که چقدر مهربان هستند و وقتی آرام هستند، کوهی از احساس می شوند.جناب عرب! اگر کسی به معصومیت اعتقادی ندارد کافیست یک ساعت با این بچه ها بنشیند تا بفهمد گناه نکردن هم ممکن است و انسان می تواند به این درجه از معصومیت برسد. واقعا نمی دانم این بلا از کی بر ما نازل شد. تا قبل از اینکه خودم دارای فرزند اوتیست شوم، حتی اسم این عارضه را هم نشنیده بودم و هیچکس در دوست و آشنا و قوم و خویش را ندیده بودم که بگوید مثلا در فامیل ما کودک اوتیست هست.این موضوع را به تمام جامعه تعمیم دهید تا متوجه شوید که این بچه ها چقدر تنهایند و هیچکس بفکر آنها نیست. مشکل خود این بچه ها یکسو و پس زده شدن آنها در جامعه هم یکسوی دیگر.نظام درمان هم که کاری جز سرکیسه کردن خانواده های بینوای این کودکان ندارد و می توان گفت که هیچ طرح جامعی برای این دسته از افراد جامعه تدارک دیده نشده است.وضعیت خاص این کودکان باعث شده تا والدین و خانواده ها نیز از جامعه فاصله بگیرند و همین مسئله به افسردگی پدران و مادران این کودکان دامن زده است.جناب عرب! من لحظه لحظه مشتاقم تا هر چه سریعتر بمیرم و در پیشگاه خدا بایستم و از او بپرسم این کودکان چه گناهی داشتند که اینگونه آنها را آفریدی؟در نگاه مضطرب فرزندم آنگاه که اسباب بازی مورد علاقه اش را گم کرده و یا بو یا صدایی روی مخش رفته زجر و استیصال را حس می کنم و بندبند جگرم پاره میشود. ببخشید که این درد دل اینگونه طولانی شد. پرواز سورنای نازنین را به خانواده اش و شما تسلیت عرض می کنم. خوشا بحالش حالا شبها بی درد و اضطراب می خوابد.@yaser_arab57
درد، خیلی وقتها درد نیست، چون صرفا درد زندگی شخصی مدیران ما نیست!در ایران حدود ۱ تا ۱.۵ میلیون نفر دارای کمتوانی ذهنی هستند؛ اما تعداد افراد دارای اختلالات رشدی و شناختی ــ با احتساب اوتیسم، سندرم داون و سایر وضعیتهای مرتبط ــ بهمراتب بیشتر است و میتواند به چند میلیون نفر برسد....@yaser_arab57