گزارشی از جلسهی ششم «قاب اندیشه»Belén۱۸ مرداد ۱۴۰۵برگزارکننده: لیدا باباپوران، علی نجفیمکان: کاشا…
انتشار: 2026/08/13 09:30 UTCدریافت: 2026/08/15 02:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:59 UTC
گزارشی از جلسهی ششم «قاب اندیشه»Belén۱۸ مرداد ۱۴۰۵برگزارکننده: لیدا باباپوران، علی نجفیمکان: کاشان، مؤسسهی فرهنگی-هنری میدان🎯 جلسهی ششم قاب اندیشه به گفتوگو در مورد فیلم بِلِن اختصاص داشت؛ ماجرای واقعیِ زندانی شدن یک مادرِ آرژانتینی به جرمِ سقطِ عمدیِ جنین، که منجر به تغییرات قانونی و احقاق حقوقِ زنان در آرژانتین شده بود. طبق روال، قرار بود محتوای فیلم محرکی برای اندیشیدن و گفتوگو باشه. این جلسه رو لیدا، برگزارکننده، خودش تسهیلگری میکرد.🎬 ابتدای جلسه، به پرسشنامهای مرتبط با محتوای فیلم، در مورد سکوت، عدالت، حقوق زنان و غیره فکر کردیم و دونفری با بغلدستیمون در موردش صحبت کردیم. پرسشی که من و بنیامین رو درگیر کرده بود، این بود که مسئولیتِ ما بهعنوانِ افرادِ معمولیِ جامعه در رابطه با بیعدالتیها چیاه؟ با این خفقان و خشونت و سرکوبی که در جامعهی ما هست، تا کجا قدرتِ عمل داریم و چهقدر حاضر ایم هزینه کنیم؟🔀 تفاوتِ جامعهی ده سال پیشِ آرژانتین با ایرانِ کنونی مثل پتک توی سرمون میکوبید. بهرغمِ فسادِ سیستماتیک و کارشکنیهای نظامِ حقوقیِ اون کشور در موردِ پروندهی بلن، آزادیهای حداقلی مثل آزادیِ پوشش، آزادیِ بیان، آزادیِ رسانهها و حقِ واقعیِ اعتراض مواردی بود که ما شاید تا دهها سال بعدتر هم خوابش رو نبینیم.👥 در بخشِ بعدی، سؤالاتی اساسیتر رو رندوم از کیسه برداشتیم. اونایی که پرسشِ یکسانی داشتیم، همگروه شدیم تا در گروه به اون سؤال پاسخ بدیم و بحث کنیم.❓ گروهِ اشرف و عطیه و من:با توجه به فیلم، کدوم حق شخصیت زن رو مهمتر میدونید و اگه قرار بود فقط یک حق رو برای زنان تضمین کنید، کدوم رو انتخاب میکردید؟ چرا؟❓ گروهِ سامان و فهیمه و بنیامین:با توجه به فیلم بلن، اگه شما جای شخصیت اصلی بودید و میدیدید دیگران روایت شما رو باور نمیکنن، برای اثبات حقیقت خودتون تا کجا حاضر بودید پیش برید؟ آیا جایی وجود داشت که ترجیح میدادید تسلیم بشید؟❓ گروهِ لیدا و سارا و شیوا:با توجه به فیلم، اگه میدونستید صحبت کردن و دفاع از یک زن ممکنه برای خودتون پیامدهای جدی داشته باشه، آیا باز هم سکوت رو میشکستید؟ اگر نه، چه چیزی مانع شما میشد؟⚖️ بعد از بحث گروهی، نمایندهی هر گروه خلاصهی صحبتها رو با بقیهی گروهها به اشتراک میگذاشت.💪 در این مقطع، در مورد محتوای فیلم و نحوهی ساخت و پرداختش به داستان، بحثهایی شکل گرفت. به نظرِ عطیه، این فیلم مثل مخدر عمل میکرد، با همهی چالشها و سختیها در نهایت، همهچی خوب تموم میشد و انگار ناخودآگاه این پیام رو بهت میداد که «پس میشه». آیا فیلم شعارزده بود و فقط جنبههای مثبت و آرامبخشِ داستان رو روایت کرده بود؟ آیا زنان با همبستگی و راهپیمایی میتونن به همین راحتی حقوقشون رو طلب کنن؟⚔️ فهیمه مخالف بود و میگفت نحوهی پرداختِ فیلم به داستان خوب نبود. لیدا از هر دو طرف استدلال طلب کرد و دقایقی روی این بحث لنگر انداختیم؛ اما هیچکدوم نتونستن اونیکی رو قانع کنن. خودِ من، از طرفِ دیگه، بر این باور بودم که فهیمه مخالفت نکرده؛ بلکه از زاویهی دیگهای دیده. آیا پرداختِ ضعیف به داستان باعث میشد فیلم شعاری به نظر بیاد؟ آیا کلیشههای داستانی به انتقالِ بهترِ مفاهیم و گسترشِ دایرهی مخاطبان کمک نمیکنه؟🤝 همه قبول داشتیم که فیلم شعاری داشته: «زنان، اگه دست به دستِ هم بدن، میتونن به حقوقشون دست پیدا کنن.» اما نتونستیم شعارزدگی یا شعاری بودن فیلم رو تعریف کنیم و قرار شد بعدن بهش فکر کنیم و در گروه بنویسیم.💬 در بحثِ دیگری، انگار که بلن به اندازهی کافی تلاش نمیکرد که حرفش باور بشه؛ با اطرافیان، همسلولیهاش و هم در دادگاه اونطور که باید از خودش دفاع نکرد و انگار که سکوت رو انتخاب کرده بود. و این سؤال دیگهای رو پیش میآورد: آیا جنبههایی از شخصیت یا زندگیِ بلن مسکوت گذاشته شده بود؟ مثلن بنیامین میگفت اگه من در چنین موقعیتی بودم، برای ابرازِ بیگناهیم از اطرافیان و همسلولیهام شروع میکردم.✂️ سامان با مقایسهی این فیلم با ملکهی رینگ (Queen of the Ring) حضورِ زنان رو موجبِ اعتلای جامعه میدونست، همونطور که حضورِ کشتیگیرِ زن در کشتیکچ حیاتِ دوبارهای به اون رشته بخشیده و سببِ بقای اون شده بود. بیراه نیست که اگه ما نصفِ جامعه رو از فعالیت یا حقوقشون محروم کنیم، در واقع، نیمی از سرمایهی انسانیِ مملکت رو به هدر دادیم.🏁 در دقایقِ پایانیِ روشنایی، تولدِ شیوا، مدیر مؤسسهی میدان، رو گرفتیم، کیک خوردیم و عکس گرفتیم. دست آخر، بعضیامون احساس میکردیم زمانِ جلسه کم بوده و گفتوگوها میتونست یه ساعت دیگه هم ادامه داشته باشه؛ اما خاموشی و گرما اجازه نمیداد که ادامه بدیم. شاید در فرصتی دیگر. @tokiala#گزارش#فیلم#تفکر#فبک