یونگ یه مفهوم خیلی قشنگ داره به اسم «سایه».میگه هرکدوم از ما یه بخشهایی از خودمون رو که دوست نداریم، میفرستیم یه گوشهی ذهنمون؛ خشم، حسادت، خودخواهی، ترس، میل به کنترل، حتی جاهطلبی و آسیبپذیری.مثلاً میگی «من از آدمای خودخواه متنفرم»، ولی شاید خودت هیچوقت به خودت اجازه ندادی خودخواه باشی».یا میگی «از آدمای ضعیف بیزارم»، شاید چون سالها به خودت اجازه ندادی ضعیف باشی و همیشه مجبور بودی قوی بمونی.اما سایه فقط تاریکیهای ما نیست؛ گاهی جسارت، خلاقیت، جاهطلبی و حتی میل به عشق هم چیزایی هستن که یاد گرفتیم پنهانشون کنیم.یونگ میگه رشد واقعی وقتی شروع میشه که به جای فرار از این قسمتها، بشناسیمشون و باهاشون روبهرو بشیم.به این مسیر میگه فردیتیابی (Individuation)؛ یعنی کمکم تبدیل شدن به تمامِ خودت، نه فقط اون قسمتی از خودت که دنیا قبولش داره.شاید بالغ شدن یعنی همین؛جرئت کنی هم نور خودت رو ببینی، هم سایهت رو.و دیگه از هیچکدوم فرار نکنی.