میرزا حسین خان کاووسی (نجارزاده) از مشروه خواهان بنام بروجردی
انتشار: 2026/08/06 05:03 UTCدریافت: 2026/08/15 03:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:51 UTC
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — ویروگرد؛ یادگار ماندگار
«مشروطه در بروجرد به روایت خاطرات منتشر نشده میرزا حسین خان کاووسی» نوشته مجتبی مقدسی
جنبش مشروطهخواهی در بروجرد در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ شمسی، و از پی خیزش عمومی ایرانیان، مظفرالدینشاه قاجار فرمانی را صادر کرد که به موجب آن «دارالشورای ملی» یا همان «مجلس شورای ملی» تأسیس شد. از آن پس نظام سیاسی ایران از «سلطنت مطلقه» به «سلطنت مشروطه» تغییر یافت، کشور برای اولین بار صاحب «قانون اساسی» شد که در آن حقوق و تکالیف حکومت و ملت شرح داده شده بود و شاه پذیرفت که مردم از طریق نمایندگانی که به مجلس میفرستند، در سرنوشت سیاسی، اجتماعی خود دخالت کنند. انقلاب مشروطیت که در نوع خود، مهمترین حرکت اصلاح گرایانه در تاریخ ایران شمرده میشد –به هر دلیل- به نتایج دلخواه و هدفهای عالیاش نرسید و بزودی دستخوش حوادثی تلخ گردید. هرچند نظام سلطنت مشروطه رسماً تا سال ۱۳۵۷ نظام سیاسی حاکم بر ایران بود، از آن جز عنوانی بیمحتوا باقی نمانده بود.حوادث مشروطیت در بروجرد، موضوعی است که کمتر مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. تا آنجا که میدانیم و بر اساس معدود اسناد و اوراق پراکندهی باقی مانده و قابل دسترس، مقارن جنبش سراسری مشروطهخواهی در کشور، و کانون اصلی و مهم مشروطهخواهی در بروجرد فعالیت داشتهاند؛ یکی از این دو کانون، پیرامون دکتر نعمتالهخان دهناد شکل گرفته بود و دیگری را سیدفخرالدین نبویطباطبایی ملقب به صدرالعلماء و مشهور به افتخارالاسلام (1282-1350ه.ق) از بزرگان سلسله سادات طباطبایی، رهبری میکرد. به استناد مجموعه اسناد موجود در خانی تاریخی افتخارالاسلام در کوی صوفیان، همزمان با خیزش موج مشروطهخواهی در کشور، «انجمن بروجرد» مرکب از سران مشروطهخواه این شهر برپا شده بود و در جهت پیشبرد اهداف نهضت مشروطیت فعالیت میکرد. ظاهراً با تصویب قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی، همین انجمن یا مجلس ملیِ محلی با تغییراتی به عنوان نخستین «انجمن ولایتی بروجرد» به گونة رسمی آغاز به کار کرده است. روشن است که ریاست این دوره از انجمن ولایتی بروجرد را حاج افتخارالاسلام برعهده داشته است. طرفداری حاج افتخارالاسلام از نظام نوپای مشروطیت و فعالیتش در انجمن ولایتی سبب شد که پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی به دستور محمدعلی شاه، مدتی از شهر تبعید گردد. از کانون مشروطه خواهی که حول شخصیت دکتر نعمتالهخان دهناد شکل گرفت، به واسطه یادداشتها و خاطرات باقی مانده از میرزا حسین خان کاووسی (نجارزاده) آگاهی های بیشتری در دست است. این یادداتشها توسط دوست عزیز و فقیدم، مجبتی مقدسی (تاریخپژوه بروجردی) ویرایش و برای چاپ و نشر آماده شده بود. در ادامه نوشتاری از ایشان در معرفی یادداشتهای میرزا حسینخان کاووسی (نجارزاده) تقدیم میشود. یادآوری میشود که این نوشتار پیش از این در روزنامه «شرق» منتشر شده است. کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگارنشانی: @virugerd
آن تابستان داغ؛ یادی از جنبش پارتیزانی گروه دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی(۲) ✍️ محمد گودرزی (ا. فرهیخته) دکتر هوشنگ اعظمی که بود و چه پیشینهای داشت؟ اعضای گروه او چه کسانی بودند؟ انگیزه، اهداف و برنامههای آنها چه بود؟ گروه چه اقداماتی انجام داده بود که حکومت پهلوی چنین لشکرکشی عظیمی برای سرکوبی آن صورت داده بود؟ فرجام هوشنگ اعظمی به کجا کشید؟ با شمار گستردهی افراد دستگیرشده چه برخوردی شد؟ فعالیتهای گروه چه تأثیرات سیاسی، اجتماعی در بروجرد و لرستان بر جا گذاشت؟ و ... ؟ اینک که ۵۲ سال از آن تابستان داغ میگذرد و حجم قابل توجهی اسناد و خاطرات اشخاصِ درگیر این ماجرا در دسترس قرار دارد، زمان آن است که تاریخپژوهان جوان و دانشمند با واکاوی منابع موجود در صدد پاسخگویی به این پرسشها و پرسشهایی از این دست برآیند و پژوهشی علمی پیرامون حرکت پارتیزانی گروه دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی را به سامان رسانند. انجام چنین پژوهشی میتواند با غبارروبی از بخش مهمی از تاریخ سیاسی، اجتماعی بروجرد و لرستان، پندهایی بس سودمند به ویژه برای جوانان و نوجوانان داشته باشد. کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگارنشانی:@virugerd
آن تابستان داغ؛ یادی از جنبش پارتیزانی گروه دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی (۱) ✍️ محمد گودرزی (ا. فرهیخته) بسیاری از رویدادهای سرنوشتساز تاریخ معاصر ایران، پیوندی شگفت با روزهای گرم تابستان داشتهاند: پیروزی نهضت مشروطه؛ به توپ بستن مجلس شورای ملی به فرمان محمدعلیشاه؛ فتح تهران توسط مشروطهخواهان و سقوط حکومت استبدادی محمدعلیشاه؛ تجاوز گسترده نظامیان شوروی و انگلیس به ایران و اشغال کشور؛ استعفای رضاشاه از سلطنت و تبعید او به آفریقای جنوبی؛ به پادشاهی رسیدن محمدرضاشاه؛ قیام خونین مردم به پشتیبانی از حکومت دکتر مصدق؛ سقوط دولت مردمی دکتر مصدق با اجرای کودتای انگلیسی آمریکایی؛ آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران؛ پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت ملل متحد از سوی ایران و پایان جنگ هشت ساله شماری از رویدادهای مهمی هستند که همگی در گرماگرم فصل تموز رخ دادهاند. یکی از هیجانآمیزترین رویدادهای تاریخ معاصر شهر بروجرد نیز در تابستان داغِ ۱۳۵۳ رقم خورده است. در آن سال، که شهر با گستردگی و شلوغی امروز بسیار فاصله داشت و اهالی -کم و بیش- یکدیگر را میشناختند، خبر یک حادثه، هرچند کوچک و جزئی، به سرعتِ برق در شهر میپیچید و تا مدتها نُقل هر مجلس و محفل میشد. اما رویداد آن تابستان داغ، فراتر از هر حادثه دیگری بود و شهر را به لرزه درآورد. خبرِ اول، بسیار کوتاه بود: دکتر هوشنگ اعظمی و گروهش به کوه زدهاند و علیه حکومت پهلوی یاغی شدهاند! از پی انتشار این خبر، فضایی تیره و تار همراه با ترس و وحشت همه جا را فرا گرفت. خیابانها و میدانهای اصلی شهر به اشغال نیروهای تا دندان مسلح ارتش، شهربانی و ژاندارمری درآمد. روشن بود که نیروهای نظامی کمکی زیادی از دیگر نقاط کشور به بروجرد اعزام شدهاند. یگانهای «ایست و بازرسی» در مبادی جادههای روستاهای جنوبی مستقر شدند و هرگونه آمد و رفتی را به دقت زیر نظر گرفتند. حضور نظامیان در جاده در دست احداث بروجرد به آبسرده و چغلوندی چشمگیرتر بود؛ خبرهایی از پناه گرفتن هوشنگ اعظمی و همراهانش، در ارتفاعات پیرامون «چگنیکُش»، «بُزهل»، «خراشکفت»، «سواراندره»، «چَمصیدی» و «قلعه آبسرده» به گوش میرسید. دستههای کُردِ مزدور که برخی میگفتند به ایل «قلخانی» منطقه ایلام منسوبند و برخی دیگر آنها را از نیروهای تحت امر ملامصطفی بارزانی و کُرد عراقی میدانستند، با همان لباس محلی و اسلحههای شخصی، به خدمت گرفته شده بودند؛ تعقیب و گیرانداختن فراریان در مناطق صعبالعبور کوهستانی به این چریکهای کُرد واگذار شده بود. برای روزهای متوالی، هلیکوپترهای هوانیروز از پادگان مهندسی بروجرد برمیخاستند و بر آسمان مناطق کوهستانی جنوب شهر تا آبسرده و چغلوندی در پرواز بودند تا از فراریان ردی بیابند اما ناکام به پایگاه خود برمیگشتند: از دکتر اعظمی و یارانش، هیچ اثری نبود! همزمان، امواج هولناکی از بازداشتهای گسترده و اغلب شبانه در شهر و روستاهای جنوبی به راه افتاده بود و هر روز خبرهای تازهای از هجوم مأموران امنیتی یه یک یا چند خانه منتشر میشد. این بازداشتها چندان هدفمند و دقیق نبود. به فرموده (!) نام هر کسی که به نوعی با هوشنگ اعظمی کمترین ارتباطی داشت، اعم از زن و مرد، پیر و جوان و نوجوان، شهری و روستایی در فهرست مظنونین قرار میگرفت و بلافاصله دستگیر میشد. سخن از بازداشت دهها و حتی بیش از یکصد نفر میشد! دستگیریهای کور و گسترده، پای جوانک ساندویچفروش محله را هم به جرم این که هوشنگ اعظمی چند باری به ساندویچفروشی او رفت و آمد داشته است، به اتاق بازجویی گشوده بود. در میان بازداشتشدگان، افراد مشهوری از جمله مرتضیخان اعظمی لرستانی (پدر هوشنگ)، دکتر اسماعیل عالیخانی، داندانپزشک معروف و شماری از فرهنگیان شناختهشده مانند سیدعلیمحمد احمدی طباطبایی و محمود رسولیان قرار داشتند. بزودی آشکار شد که تیمی از مشهورترین، خشنترین و زبدهترین بازجویان و شکنجهگران ساواک از تهران به بروجرد آمدهاند و رسیدگی به پرونده و بازجویی از دستگیرشدگان را در دست گرفتهاند. شنیدن نام هر یک از اعضای این تیم -به تنهایی- هولبرانگیز و وحشتافزا بود چه رسد به حضور گروهیِ آنها در یک پرونده خاص در شهری چون بروجرد! تخصص و شگرد اشخاص بیرحمی مانند دکتر عَضُدی، آرش، رسولی و هدایت در گرفتن «اعتراف» از زندانیان سیاسی و امنیتی زبانزد همگان بود. خبرهایی هم که به عمد از وضعیت نابههنجار جسمی و روحی بازداشتشدگان به بیرون از اتاق بازجویی درز پیدا میکرد، بر نگرانی و ترس اهالی میافزود. بی آن که عنوان شود، «حکومت نظامی» وحشتناک و بیسابقهای در بروجرد برقرار شده بود ... !کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگارنشانی:@virugerd
الهی!درود به اعضای گرامی کانال و تمام خوانندگان گرامی، آدینهروزتون بخیر بادا.ابیاتی از «الهینامه» مشهور، سرودهی رضیالدین آرتیمانی را با تغییری اندک در بیت پایانی تقدیم میکنم. امید که "دارندهی عرش مجید" نگاهدار این سرزمین و مردمش باشد.الهی به مستان میخانهاتبه عقل آفرینان دیوانهاتبه دُردیکش لجهٔ کبریاکه آمد به شأنش فرود "اِنّما"به دُرّی که عرش است او را صدفبه ساقیِ کوثر، به شاهِ نجفبه نور دل صبحخیزانِ عشقز شادی به اَندُهگریزانِ عشقبه رندانِ سرمستِ آگاه دلکه هرگز نرفتند جز راه دلبه اَندُهپرستانِ بی پا و سربه شادی فروشان بی شور و شرکز این سرزمین، چشم بد دور بادغلط دور گفتم که خود کور باد!کانال تلگرامی ویروگرد یادگار ماندگار


