مارینا آبرامویچیکی از بهترین های زندگی ام ریلکه استای زمین آیا همین را نمیخواستی؟که در میان ما طلو…
انتشار: 2026/08/07 17:15 UTCدریافت: 2026/08/16 13:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 13:45 UTC
مارینا آبرامویچیکی از بهترین های زندگی ام ریلکه استای زمین آیا همین را نمیخواستی؟که در میان ما طلوع کنی کتابی به اسم نامه ها : تابستان 1926سه نامه نگار، ریلکه - مارینا تسوتایوا - پاسترناکپس از سال های نامه نگاری عاشقانه، مارینا تقاضا میکند تا پاسترناک را ببیند، اما پاسترناک میلی به دیدار او ندارد، تا اینکه مارینا پس از زندانی شدن همسرش توسط کمونیست ها در روسیه، به فرانسه فرار میکند، اما به دلیل فقر زیاد پس از چهار سال تصمیم میگیرد که به روسیه بازگردد و قبل از بازگشتش، در ایستگاه راه آهن گار دو لیون، پاسترناک را میبیندبا مو هایی آشفته، چمدانی که از هم باز شده است، شلخته، هراسان، او را طلب میکند :پاسترناکهیچ کلمه ای بینشان رد و بدل نمیشود، تنها روی نیمکتی مینشینند و بعد پاسترناک چمدانش را با طناب میبندد و به بهانه خرید سیگار، می رود و دیگر باز نمیگرددچندی بعد، قبل از دیدارش با ریلکه، میفهمد که مرده است و به دلیل تنهایی و فقر زیادخودش را با همان طناب، به دار میآویزد
