📄 شریعتی و سروش؛ جفنگیات در تنگی قافیه و بکسوات در سنت👤 اشکان زارعقصه «#روشنفکری_دینی» که از برکا…
انتشار: 2026/08/13 19:20 UTCدریافت: 2026/08/15 23:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 23:51 UTC
📄 شریعتی و سروش؛ جفنگیات در تنگی قافیه و بکسوات در سنت👤 اشکان زارعقصه «#روشنفکری_دینی» که از برکات انقلاب است در این دیار، حکایت کشدار و ملالآوری از تلاش بیهوده برای بخیه زدن آسمانِ سنت به ریسمانِ مدرنیته است.وقتی با ارجاع به عقل یک فاصلهگذاری به کارنامه چهرههایی چون #علی_شریعتی و #عبدالکریم_سروش نگاه میکنیم، توهمات یک دوران تاریخی با تمام تناقضهایش بیرون میزند.شریعتی، آن آخوند فرنگ رفته، با کراوات و سیگار ژیتان در حسینیه ارشاد معرکهای به پا کرد که دودش هنوز به چشم این ولایت میرود. او با نثر مطنطن و رمانتیک خود، یک ذهنیت جهادی خطرناک را در زرورق جامعهشناسی و ادبیات چپ مارکسیستی پیچید و به خورد نسلی داد که تشنه قهرمانبازی بود. مخاطب آرمانی او، در واقع همان بچه شیعه شیرین عقل بود که خیال میکرد میتواند با یک دست کتاب سارتر و فانون را ورق بزند و با دست دیگر شمشیر ابوذر را در هوا بچرخاند؛ غافل از اینکه این معجون هلاهل، در نهایت نه به آزادی و توسعه، که تولید تمامیت خواه لوده میانجامد که حتی به کاریکاتورهای تاریخی خودش هم رحم نمیکند و در خیابانها نعره میکشد.بعد از فروکش کردن آن تب و لرزهای چریکی و آرمانگرایانه، نوبت به عبدالکریم سروش رسید تا با قبض و بسطهای بیپایانش، همان ماشین فرسوده ایدئولوژی را در گلولای معرفتشناسی به بکسوات بیندازد. سروش و هممسلکانش، با تمام ادعاهای پوپری، لیبرالمآبانه و بازی با کلمات فلسفه علم، در نهایتِ امر همان بچههای شیخ فضل الله هستند که فقط عبا و عمامه را با کت و شلوار و کرسیهای دانشگاهی تاخت زدهاند. البته عینک هم میزنند. آنها تلاش میکنند تا ناسازگاریهای ذاتی یک سیستم بسته و مجهول را با کلمات پرطمطراق ماستمالی کنند، اما در این چرخشِ درجا، هیچ راهی به سوی جهان آزاد باز نمیشود.هر دوی این جریانها - چه آنکه با شورش و خون پیوند خورد و چه اینکه در لابهلای متون عرفانی و معرفتشناختی در زیر پتو پنهان شد - در هسته مرکزی خود تجدد ستیز هستند. وانگهی، این قسم تلاشها برای اختراع چرخِ «اسلامِ دموکراتیک»، به طرز غمانگیزی محصول عقب ماندههای فکری است؛ دلیلش هم سهل و ممتنع است، سپهر دین جایی بزرگتر از سپهر سیاست است و کاراییاش هم چیز دیگری است. واقعیت تلخ این جماعت شیرین عقل این است که هرجا قافیه تمدن مدرن به ایشان تنگ میآید و پای نقد و عقل خودبنیاد به میان کشیده میشود، نقاب تساهل و روشنفکریِ این آقایان فرو میافتد و با چنگال و خنج به جان عقلانیت عرفی میافتند تا مبادا تَرَکی بر آن اتوپیای مقدس و ذهنیشان وارد شود.پاینده ایران◽️@utfinance◽️

